نحوه ضرب و شتم بیشتر مدیران فعال: تجزیه و تحلیل عملکرد از فهرست بندی اساسی با نسبت قیمت های مختلف
دلیل منطقی برای یک شاخص با وزن می تواند به شرح زیر باشد:
- بیشتر سرمایه گذاران ، شامل Pro ، نمی توانند این شاخص را شکست دهند. بنابراین ، خرید صندوق شاخص بهتر از این است که خودتان آن را به هم بزنید یا یک مدیر فعال برای ایجاد آن برای شما ایجاد کنید.
- اگر می خواهید یک شاخص بخرید ، ممکن است بهترین موارد را نیز خریداری کنید. یک شاخص بر اساس سرمایه گذاری در بازار S& P500 با یک شاخص با وزن برابر به راحتی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد ، که توسط یک شاخص با وزنه برداری به راحتی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد ، که به نوبه خود به راحتی توسط "شاخص با ارزش" مورد ضرب و شتم قرار می گیرد ، این همان چیزی است که همان چیزی استگرینبلات "شاخص وزنی فرمول جادویی" می نامد.
به گفته گرینبلات ، نکته دوم به این شکل است:
در فرم نمودار (از شاخص وزنی ارزش جوئل گرینبلات):

استدلال وجود دارد که نکته دوم می تواند به شرح زیر باشد:
وزن سرمایه گذاری در بازار "وزن ارزش" (وزن فرمول جادویی گرینبلات) وزن اساسی
در صورت انتخاب اصول صحیح ، وزن اساسی می تواند بازده بهتری نسبت به وزن "ارزش" داشته باشد.
مقاله کلاسیک در مورد نمایه سازی اساسی مقاله "نمایه سازی اساسی" توسط رابرت آرنوت (رئیس شرکتهای وابسته تحقیقاتی) ، جیسون هسو و فیلیپ مور است. مقاله بسیار قابل خواندن است. آرنوت و همكاران استدلال می كنند كه باید ساخت شاخص های بورس اوراق بهادار كه كارآمدتر از موارد مبتنی بر سرمایه بازار هستند ، امکان پذیر باشد. از چکیده:
در این مقاله ، ما مجموعه ای از شاخص های بازار سهام را که توسط معیارهای اساسی اندازه وزن دارند ، به جای سرمایه گذاری در بازار بررسی می کنیم. ما می دانیم که این شاخص ها مزایای مداوم و قابل توجهی را نسبت به شاخص های بازار با وزن سرمایه گذاری استاندارد ارائه می دهند. این شاخص ها بتا ، نقدینگی و ظرفیت مشابهی را در مقایسه با شاخص های بازار سهام دارایی با وزن خود نشان می دهند و گردش مالی بسیار کمی دارند. آنها بازده سالانه را نشان می دهند که به طور متوسط 213 امتیاز پایه بالاتر از شاخص های دارای وزن معادل سرمایه در طی 42 سال مطالعه است. آنها حاوی بیشتر سهام مشابه موجود در شاخص های بازار سهام سنتی هستند ، اما وزن سهام موجود در این شاخص های جدید از نظر مادی با وزن خود در شاخص های دارای وزن سرمایه متفاوت است. انتخاب شرکت ها و وزن آنها در شاخص ها براساس اقدامات ساده اندازه شرکت مانند ارزش کتاب ، درآمد ، سود سهام ناخالص ، درآمد ، فروش و کل اشتغال شرکت است.
Aott و همکاران به دنبال ایجاد شاخص های جایگزین هستند که به همان اندازه کارآمد "به عنوان شاخص های معمول با سرمایه گذاری در بازار ، ضمن حفظ مزایای بسیاری از سرمایه گذاری- وزن برای سرمایه گذار منفعل" ، که شامل مثلاً هزینه های معاملات و هزینه های تجاری نسبت به مدیریت فعال است. بشر
جالب اینجاست که آنها همبستگی بالایی بین شاخص های دارای وزن سرمایه در بازار و نمایه سازی اساسی می یابند:
ما بیشتر اقدامات جایگزین از اندازه شرکت مانند ارزش کتاب ، درآمد ، فروش ، درآمدها ، سود سهام ناخالص یا اشتغال کل با سرمایه و نقدینگی را بسیار مرتبط می دانیم ، این بدان معنی است که این شاخص های اساسی نیز در درجه اول در سهام بزرگ سرمایه گذاری متمرکز شده و نقدینگی را حفظ می کنندو مزایای ظرفیت شاخص های سنتی سرمایه گذاری. علاوه بر این ، در مقایسه با شاخص های دارای وزن سرمایه گذاری معمولی ، این شاخص های اساسی به طور معمول دارای نوسانات قابل ملاحظه ای هستند و بتاهای CAPM و همبستگی بیش از 0. 95. ویژگی های بازار که سرمایه گذاران به طور سنتی از طریق نگه داشتن شاخص های بازار با سرمایه گذاری با سرمایه گذاری ، از طریق این شاخص های اساسی در دسترس هستند.
مشکل اصلی شاخص های وزن برابر که هفته گذشته به آن نگاه کردیم ، گردش مالی بالا برای حفظ وزن برابر است. نمایه سازی اساسی به طور بالقوه می تواند از همان مشکل رنج ببرد:
حفظ گردش مالی پایین چالش برانگیزترین جنبه در ساخت شاخص های اساسی است. علاوه بر بازسازی معمول ، مقدار مشخصی از تعادل مجدد نیز برای شاخص های اساسی مورد نیاز است. اگر قیمت سهام 10 ٪ افزایش یابد ، سرمایه آن نیز 10 ٪ افزایش می یابد. وزن آن سهام در شاخص اساسی در برخی از بازه ها باید با وزن اساسی آن در آن شاخص مجدداً تعادل یابد. اگر دوره های تعادل بسیار طولانی باشد ، تفاوت بین وزن سیاست و وزن واقعی نمونه کارها به حدی بزرگ می شود که برخی از ویژگی های منفی مشکوک مرتبط با وزن سرمایه گذاری ممکن است دوباره معرفی شوند.
Aott و همکاران شاخص های خود را به شرح زیر می سازند:
[ما] همه شرکت ها را با هر متریک رتبه بندی می کنیم ، سپس 1000 بزرگترین را انتخاب می کنیم. هر یک از این 1000 بزرگترین در این شاخص ، در وزن متریک نسبی خود ، برای ایجاد شاخص اساسی برای آن متریک قرار دارد. اقدامات اندازه شرکت که در این مطالعه استفاده می کنیم عبارتند از:
• ارزش کتاب (تعیین شده توسط "کتاب" کوتاه بعداً در این مقاله) ،
• درآمد متوسط پنج ساله عملیاتی ("درآمد") ،
• درآمدهای متوسط پنج ساله ("درآمد") ،
• فروش متوسط پنج ساله ("فروش") ،
• میانگین سود ناخالص پنج ساله ("سود سهام") ،
• کل اشتغال ("اشتغال") ،
ما همچنین یک کامپوزیت را بررسی می کنیم ، به همان اندازه چهار معیارهای اساسی در اندازه ("کامپوزیت"). این کامپوزیت کل اشتغال را مستثنی می کند زیرا همیشه در دسترس نیست و فروش زیرا فروش و درآمد بسیار مشابه است. چهار معیار مورد استفاده در کامپوزیت در اکثر کشورها به طور گسترده ای در دسترس است ، به طوری که شاخص اساسی کامپوزیت می تواند به راحتی در سطح بین المللی ، جهانی و حتی در بازارهای نوظهور اعمال شود.
…
این شاخص در آخرین روز معاملاتی هر سال با استفاده از پایان روزهای روز مجدداً تعادل می یابد. ما این نمونه کارها را تا پایان سال آینده نگه می داریم ، در این مرحله از جدیدترین اطلاعات مالی شرکت برای محاسبه وزن شاخص سال بعد استفاده می کنیم.
ما این شاخص را فقط یک بار در سال ، در آخرین روز معاملاتی سال ، به دو دلیل تعادل می دهیم. اول ، داده های مالی موجود از طریق Compustat فقط در اولین سالهای مطالعه ما سالانه در دسترس است. دوم ، هنگامی که ما ماهانه ، سه ماهه و نیمه تعادل نیمه سالانه را امتحان می کنیم ، گردش مالی شاخص را افزایش می دهیم اما هیچ مزیت قابل توجهی برای بازگشت مجدد نسبت به تعادل سالانه پیدا نمی کنیم.
عملکرد شاخص های اساسی
بازده تولید شده توسط شاخص های اساسی ، به طور متوسط 1. 91 درصد بیشتر از S& P500 است. بهترین شاخص های اساسی از شاخص سرمایه مرجع 2. 50 ٪ در سال پیشی می گیرد:
با کمال تعجب ، کامپوزیت عملکرد میانگین را رقم می زند ، حتی اگر این دو از سه شاخص اصلی اساسی را حذف کند! بیشتر این شاخص ها از شاخص با وزن برابر 1000 برتر با سرمایه گذاری ، با ریسک پایین تر ، بتا پایین تر پیشی می گیرند.
توجه داشته باشید که "شاخص سرمایه گذاری مرجع" یک شاخص بازار سهام با وزن دارای سرمایه گذاری 1000 است که شباهت نزدیکی با راسل 1000 بسیار مورد توجه دارد ، اگرچه یکسان نیست. ساخت شاخص سرمایه گذاری مرجع به Aott و همکاران اجازه می دهد "مقایسه مستقیم با شاخص های اساسی بدون عارضه با سؤالات شناور ، تأثیر بازار ، انتخاب ذهنی و غیره" انجام دهند.


ارزش افزوده
در نمودار "ارزش افزوده" Aott و همکاران همبستگی ارزش افزوده برای شاخص های مختلف ، خالص بازده شاخص سرمایه مرجع ، با آرایه ای از کلاس های دارایی را بررسی می کنند.

تفسیر
Aott و همکاران نکات عالی در مقاله دارند:
ما معتقدیم که عملکرد این شاخص های اساسی تا حد زیادی عاری از داده کاوی است. انتخاب ما از معیارهای اندازه بصری بود و بر اساس نتایج ، پست سابق انتخاب نشده بود. ما در ساخت آنها از انتخاب سهام ذهنی یا تصمیم گیری در مورد وزن استفاده نمی کنیم و اوراق بهادار به هیچ وجه تنظیم نمی شود. با این وجود ، ما تأیید می کنیم که تحقیقات ما ممکن است مورد انتقادات زیر قرار بگیرد - تا حد زیادی غیرقابل اجتناب -:
• ما در دوره تحت پوشش این تحقیق زندگی کردیم (1/1962-12/2003). ما دوره های حباب را تجربه کردیم که وزن آن باعث نابودی شدید ثروت سرمایه گذار شد و به نگرانی ما در مورد اثربخشی نمایه های دارایی سرمایه ("پنجاه" از سال 1971-72 ، حباب 1999-2000) کمک کرد و
• معیارهای اساسی ما از اندازه ، مانند ارزش کتاب ، درآمدها ، درآمد صاف ، اشتغال کل و غیره ، همه به طور ضمنی یک ارزش ارزشمند را معرفی می کنند ، که به عنوان ناکارآمدی ممکن در بازار یا به عنوان عوامل خطر قیمت مستند شده است.(به طور متقابل ، می توان ادعا کرد که شاخص های دارای وزن سرمایه دارای تعصب رشد هستند ، در حالی که شاخص های اساسی این کار را نمی کنند.)
آنها همچنین با استفاده از نمایه سازی اساسی ، تفسیر جالبی در مورد تنوع جهانی بیان می کنند:
برای اوراق بهادار بین المللی و جهانی ، قابل توجه است که نمایه سازی اساسی یک کشور پایدار را نسبت به وزن سرمایه گذاری معرفی می کند. درست همانطور که شاخص های اساسی حرکت تخصیص بخش و صنعت را برای آینه کاری تکامل هر بخش یا مقیاس صنعت در اقتصاد کلی صاف می کند ، یک شاخص شاخص های اساسی جهانی ، حرکت تخصیص کشور را صاف می کند و از اندازه نسبی مقیاس هر کشور در آن آینه می کنداقتصاد جهانی. به عبارت دیگر ، یک شاخص شاخص های اساسی جهانی باید همان مزایایی را ارائه دهد که دارای شاخص های جهانی با وزن تولید ناخالص داخلی است ، با همان "آلفا" که از وزن تولید ناخالص داخلی برخوردار است. ما استدلال می کنیم که "آلفا" از وزن تولید ناخالص داخلی در پرتفوی بین المللی شاید به حذف همان کشش برگشتی با سرمایه گذاری (از اضافه وزن کشورهای بیش از حد و کم وزن کشورهای کم ارزش) نسبت داده شود ، همانطور که در فهرست های ایالات متحده مشاهده می کنیم. این موضوع برخی تحقیقات فعلی است که امیدواریم در سال آینده منتشر کنیم.
این روش از بیشتر مدیران فعال ، با حاشیه بسیار بیشتر و با سازگاری بیشتر ، نسبت به شاخص های دارای وزن معمولی استفاده می کند. این نیازی به استدلال در برابر مدیریت فعال ندارد. این تنها نشان می دهد که مدیران فعال شاید از "نمونه کارها بازار" اشتباه به عنوان نقطه شروع استفاده کرده اند و باعث می شوند "شرط بندی" فعال نسبت به شاخص اشتباه باشد. اگر یک فرآیند مدیریت فعال بتواند ارزش را به آن اضافه کند ، اگر شرط بندی های فعال را در برابر یکی از این شاخص های اساسی نسبت به شاخص های دارای وزن سرمایه گذاری انجام دهد ، باید به مراتب بهتر عمل کند.
به این امتیاز دهید:
این را به اشتراک بگذارید:
مثل این:
نمودار شاخص با وزن برابر S & P500 در مقابل شاخص وزن سرمایه گذاری بازار
یک ساله است ، اما هنوز هم شیرین است. نمودار از Pix Pizze Research Tom Brakke با مقایسه عملکرد S& P500 و همتای وزن برابر آن از 2000 تا مارس 2011:

تام فکر می کند که این پدیده ممکن است معکوس شود:
با این حال ، در بعضی از مواقع ، این تجارت به شکلی عمده باز می گردد و شاخص های دارای وزن بازار رقبا خواهد بود. آیا فقط وقتی بازار تصحیح می شود؟ما از دهه 1990 می دانیم که این مورد لازم نیست - بزرگترین سهام می تواند در یک بازار UP رهبری کند. اما هرچه علت تغییر باشد ، باید Behemoth هایی که از بین رفته اند ، باعث ایجاد اختلال قابل توجهی در الگویی شوند که بسیار راحت شده باشد.
به دلایلی که من این هفته تعیین کرده ام ، فکر می کنم شاخص های دارای وزن در بازار از نقص سیستماتیک رنج می برند که با افزایش سرمایه در بازار آن ، بیشتر سهام خاصی را خریداری می کنند. شاخص وزن سرمایه گذاری در بازار به طور منظم بیش از حد در سهام سرمایه گذاری می کند و در هنگام قیمت گذاری در سطح معامله ، در سهام بسیار کم است. یک شاخص به همان اندازه با وزن بیشتر سهام معامله و کمتر از سهام گران قیمت را در اختیار خواهد داشت. از آنجا که سهام موجود در شاخص تحت تأثیر قیمت قرار نمی گیرد ، خطاها به طور تصادفی و به طور متوسط با گذشت زمان خواهند بود.
به این امتیاز دهید:
این را به اشتراک بگذارید:
مثل این:
چرا یک نمونه کارها با وزن برابر از سرمایه گذاری در بازار و پرتفوی دارای وزن قیمت بهتر است؟
دیروز نگاهی به روشهای مختلف ساختار شاخصی که توسط جوئل گرینبلات پیشنهاد شده بود ، نگاهی انداختم.

Greenblatt می یابد که یک نمونه کارها با وزن برابر از یک سبد وزن سرمایه گذاری در بازار فراتر است.
و دلیل خوبی دارد. گرینبلات می گوید که شاخص های وزنی ارزش بازار از یک نقص سیستماتیک رنج می برند با افزایش قیمت سهام آن شرکت، میزان مالکیت یک شرکت خاص را افزایش می دهند. بنابراین آنها به طور سیستماتیک بیش از حد در سهام زمانی که قیمت آنها بیش از حد است و بسیار کم در سهام زمانی که آنها در سطوح مقرون به صرفه قیمت گذاری می شوند، سرمایه گذاری می کنند. شاخص وزن برابر این نقص سیستماتیک را تا حدی تصحیح می کند (اصلاح کوچک هنوز 2. 7 درصد در سال در عملکرد اضافی ارزش دارد). یک شاخص با وزن برابر همچنان مالک سهام بیش از حد و سهام با قیمت توافقی بسیار کمی خواهد بود، اما در موارد دیگر، سهام بیشتری را در اختیار خواهد داشت و سهام کمتری را که بیش از حد قیمت گذاری شده اند، در اختیار خواهد داشت. از آنجایی که سهام در شاخص تحت تأثیر قیمت قرار نمی گیرد، خطاها در طول زمان تصادفی و متوسط خواهند بود.
تحقیقات خوبی در مورد ساختار شاخص ها وجود دارد. در مقاله ژانوری 2012 چرا یک سبد دارای وزن برابر از پرتفوی های ارزشی و قیمتی بهتر عمل می کند؟یولیا پلیاخا، رامان آپال و گریگوری ویلکوف عملکرد پرتفوی های برابر، ارزش و قیمت سهام را در شاخص های اصلی سهام ایالات متحده در چهار دهه گذشته بررسی می کنند (توجه داشته باشید که در اینجا وزن "ارزش" به معنای آکادمیک استفاده می شود.، به معنی "وزن سرمایه بازار").
محققان دریافتند که پرتفوی هموزن با تعادل مجدد ماهانه از پرتفوی وزن دار ارزشی و قیمتی از نظر بازده میانگین کل، چهار عامل آلفا، نسبت شارپ و بازده معادل قطعیت بهتر عمل می کند، حتی اگر پرتفوی هم وزن دارای بازده باشد. ریسک پرتفوی بیشتر(جالب است که آنها متوجه می شوند که شاخص هم وزن دارای آلفا است. من فکر می کنم که در مورد محاسبه آلفا بیشتر از شاخص هم وزن می گوید، اما من پرت می شوم.)
آنها دریافتند که بازده کل پرتفوی هموزن از بازده ارزشی و قیمتی بیشتر است زیرا پرتفوی هموزن هم بازده بالاتری برای تحمل ریسک سیستماتیک دارد و هم آلفای بالاتری دارد که با استفاده از مدل چهار عاملی اندازه گیری می شود. بازده سیستماتیک بالاتر پرتفوی هم وزن ناشی از قرار گرفتن بیشتر در معرض عوامل بازار، اندازه و ارزش است.
به نظر می رسد آنها با Greenblatt موافق هستند وقتی متوجه می شوند که آلفا بالاتر از نمونه کارها با وزن برابر ناشی از تعادل ماهانه مورد نیاز برای حفظ وزنهای برابر است ، که این یک "استراتژی متضاد است که از نوسانات معکوس و بی ثباتی بازده سهام بهره می برد. بنابراین ، آلفا فقط به تعادل ماهانه و نه به انتخاب وزنهای اولیه بستگی دارد. "
[ما نشان می دهیم که منبع این آلفای اضافی از نمونه کارها با وزن برابر ، تعادل مجدد "متناقض" هر ماه است که برای حفظ وزن مساوی لازم است ، که از "وارونگی" در قیمت سهام که در ادبیات مشخص شده است سوءاستفاده می کند (نگاه کنید به، به عنوان مثال ، Jegadeesh (1990) و Jegadeesh and Titman (1993 ، 2002)).
برای نشان دادن ادعای خود ، ما دو آزمایش را در نظر می گیریم که در جهت مخالف هستند. در آزمایش اول ، ما فرکانس را برای تعادل مجدد نمونه کارها با وزن برابر از 1 ماه ، به 6 ماه و سپس به 12 ماه کاهش می دهیم. اگر ادعای ما صحیح باشد ، پس از آنکه فرکانس تعادل را کاهش می دهیم ، باید شاهد کاهش آلفا از نمونه کارها با وزن برابر به سطح آلفا از پرتفوی های ارزش و قیمت باشند ، که مستلزم تعادل مجدد نیست.
در آزمایش دوم ، ما فرایند را معکوس می کنیم و به طور مصنوعی وزن اوراق بهادار با ارزش و قیمت را برطرف می کنیم تا عطر و طعم متضاد نمونه کارها با وزن برابر را به آنها بدهیم. به عنوان مثال ، موردی را در نظر بگیرید که فرکانس تعادل T = 12 ماه باشد. سپس هر ماه وزن اوراق بهادار ارزش و قیمت را تغییر می دهیم تا آنها همان وزن اولیه در T = 0 باشند. وزنسپس ، برای 12 ماه آینده ، ما وزن اوراق بهادار ارزش و قیمت را ثابت نگه می داریم تا آنها با وزن این پرتفوی ها در تاریخ 12 ماهه برابر باشند. فقط پس از 12 ماه دیگر سپری شده است ، ما وزن ها را به ارزش واقعی و وزن وزن در T = 24 ماه تعیین می کنیم. ما این آزمایش را برای تعادل فرکانس های 6 و 12 ماه انجام می دهیم. اگر ادعای ما صحیح باشد ، پس از ثابت نگه داشتن وزن اوراق بهادار ارزش و قیمت به مدت 6 ماه و 12 ماه ، الفاح این دو پرتفوی باید به سمت آلفا از نمونه کارها با وزن برابر افزایش یابد.
نتایج هر دو آزمایش فرضیه ما را تأیید می کند که این تعادل ماهانه از نمونه کارها با وزن برابر است که باعث ایجاد آلفا برای این استراتژی می شود. جدول 4 نشان می دهد که از آنجا که ما فرکانس تعادل را از نمونه کارها با وزن برابر از پرونده پایه 1 ماه به 6 ماه کاهش می دهیم و سپس به 12 ماه ، آلفا سالانه از نمونه کارها با وزن برابر از 175 امتیاز به 117 پایه می رود. امتیاز و سپس به 80 امتیاز پایه. هنگامی که فرکانس بازگرداندن نمونه کارها با وزن برابر 12 ماه است ، تفاوت در آلفا از نمونه کارها با وزن برابر و پرتفوی های ارزش و قیمت با ارزش دیگر از نظر آماری معنی دار نیست (مقدار p برای تفاوت در تفاوت درآلفا از اوراق بهادار برابر و ارزش وزن 0. 96 است و برای تفاوت اوراق بهادار با وزن برابر و قیمت 0. 98 است).
به همین ترتیب ، برای آزمایش دوم که از جدول 5 می بینیم که یک بار وزن او را به مدت 12 ماه ثابت نگه می داریم و وزن ها را تنها پس از 12 ماه دوباره تعادل می دهیم ، تفاوت در الفبای برای نسبی با وزن برابربه اوراق بهادار ارزش و قیمت وزن از نظر آماری ناچیز است (با مقادیر p 0. 65 و 0. 30).
یک بینش مهم از این آزمایشات این است که آلفا بالاتر از نمونه کارها با وزن برابر ، نه از انتخاب وزنهای برابر ، بلکه از بازگرداندن ماهانه برای حفظ وزن های برابر ، که به طور ضمنی یک استراتژی متناقض است که از معکوس موجود در آن استفاده می کند ، بوجود می آید. فرکانس ماهانهبنابراین ، آلفا فقط به استراتژی تعادل تعادل بستگی دارد و نه به انتخاب وزنهای اولیه.
جدول 4 (روی Embiggen کلیک کنید)

جدول 5 (روی Embiggen کلیک کنید)

و دو نمودار که اندازه و اقدامات کتاب به بازار را نشان می دهد:

نتیجه
وزن برابر یک استراتژی متضاد است که از "وارونگی" در قیمت سهام سوءاستفاده می کند و برخی از خطاهای موجود در شاخص های دارای سرمایه گذاری در بازار را از بین می برد.
تعادل ماهانه نمونه کارها با وزن برابر ، آلفا را برای این استراتژی ایجاد می کند. از آنجا که ما فرکانس بازگرداندن نمونه کارها با وزن برابر را از پرونده پایه 1 ماه به 6 ماه کاهش می دهیم و سپس به 12 ماه ، آلفا سالانه از نمونه کارها با وزن برابر از 175 امتیاز پایه به 117 امتیاز پایه و سپس به80 امتیاز پایه.
برای من ، مهمترین بخش مطالعه این یافته است که "آزمون رابطه یکنواختی غیر پارامتری نشان می دهد که تفاوت در بازده کل نمونه کارها با وزن برابر و پرتفوی ارزش و ارزش و قیمت دارای یکنواختی با اندازه و اندازه است.، نقدینگی و نوسانات خاص. "(شوخی ، من هیچ ایده ای ندارم که این به چه معنی است.)
اگر در وال استریت جهانی هستید ، کتاب شما برای پاییز است. توبیاس کارلایل در یک خانه در اعماق میدان سمت چپ به خانه خود رسیده است. این یک 213 صفحه فوق العاده هوشمندانه ، متراکم در مورد چگونگی از دست دادن پول در بازار است. این خواندن هوشمند پاییزی شماست.-تام کین ، سردبیر بلومبرگ ، در بزرگ ، نظارت بلومبرگ ، 9 سپتامبر 2014.
اگر می خواهید اطلاعات بیشتری را در مورد Multiple Acquirer بخوانید ، اینجا را کلیک کنید ، یا در توییتر ، LinkedIn یا Facebook با من ارتباط برقرار کنید. بهترین سهام با ارزش عمیق را در بزرگترین 1000 نام به صورت رایگان در صفحه نمایش سهام ارزش عمیق در Multial® Acquirer مشاهده کنید. برای من ، مهمترین بخش مطالعه این یافته است که "آزمون رابطه یکنواختی غیر پارامتری نشان می دهد که تفاوت در بازده کل نمونه کارها با وزن برابر و پرتفوی ارزش و قیمت گذاری با ارزش و یکنواخت مربوط به یکنواخت استاندازه ، قیمت ، نقدینگی و نوسانات خاص. "(شوخی ، من هیچ ایده ای ندارم که این به چه معنی است.)
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
19 خرداد
1402 ساعت: 13:26