
- تجربه تورم بالا در دهه 1970 و پیامدهای آن درس های کلیدی برای امروز دارد. به طور خاص ، هنگامی که تورم بالا در انتظارات مبنی بر بالا ماندن ، تورم بسیار سخت است ، بازگرداندن بسیار سخت است ، اما همچنین در نحوه تأثیر سیاست های پولی تاخیر وجود دارد.
- این که آیا RBA و سایر بانک های مرکزی به اندازه کافی انجام داده اند ، یک تماس داوری است. RBA سیگنال می کند که هنوز به اندازه کافی انجام نداده است ، بنابراین افزایش سرعت در راه است. نظر ما این است که RBA احتمالاً قبلاً به اندازه کافی انجام داده است. داده های خرده فروشی و داده های شغلی در این زمینه بسیار مهم هستند.
معرفی
در سال 1981 در تعطیلات با پدر و مادرم به هاوایی ، با برخی آمریکایی ها در مورد رئیس جمهور جدید خود ، رونالد ریگان ، با برخی از آمریکایی ها بحث و گفتگو کردیم و آنها گفتند که وی پس از سالها سوء مدیریت سیاست ، باید برخی از داروهای سخت اقتصادی را ارائه دهد. در آن زمان من آنها را برکنار کردم ، اما با گذشت سالها نتیجه گرفتم که آنها یک نکته دارند. دهه 1970 یک آشفتگی اقتصادی بود زیرا تورم مجاز به خارج شدن از کنترل بود. در حقیقت ، اوضاع آنقدر بد بود که برای دهه 50 و اوایل دهه 60 موجی از دلتنگی وجود داشت که اوضاع خیلی بهتر به نظر می رسید - با شروع گرافیتی های آمریکایی ، روزهای مبارک ، لاورن و شرلی و ظهور ایستگاه های رادیویی یکپارچهسازی با سیستمعامل از دهه 50 بازی می کنندو دهه 60با افزایش تورم به تازگی ، چه درسهایی از دهه 1970 و پیامدهای آن از نظر مشکلات امروز می تواند ترسیم شود. این مهم است زیرا اگر درس های گذشته را یاد نگیریم ، ما مجبور به تکرار آنها هستیم. این به ویژه در حال حاضر مهم است زیرا من اغلب این نظر را می شنوم "چرا ما اینقدر نگران تورم هستیم؟"و "چرا RBA اینقدر درد دارد؟"
در دهه 1970 چه اشتباهی رخ داد؟
اما در ابتدا ارزش خواندن مختصر را دارد. از حدود اواسط دهه 1960 تورم شروع شد. ابتدا در ایالات متحده و سپس در استرالیا. این امر با ترکیبی از بازارهای سخت کار ، کارگران شبه نظامی تر که خواستار دستمزد بالاتر هستند ، گسترش بزرگ در اندازه دولت ، اختلال در جنگ ویتنام ، سیاست های پولی آسان ، ناآرامی های اجتماعی و سالها حمایت از صنعت و افزایش رقابت و افزایش قیمت ها هدایت می شود. بشراین واقعاً پس از تحریم نفت اوپک در سال 1973 و دومین شوک نفتی پس از انقلاب ایران در سال 1979 منفجر شد. افزایش تورم در امواج رخ داد و به سطح دو رقمی رسید. این امر همچنین با رکودهای مکرر همراه بود زیرا سیاست گذاران سیاست های پولی را در پاسخ به تورم زیاد محکم کردند اما خیلی سریع به راحتی کاهش یافتند که رشد فقط برای دیدن تورم دوباره باعث سفت شدن بیشتر و رکود اقتصادی دیگری شد. نتیجه نهایی یک دهه از تورم بالا ، بیکاری زیاد و رشد اقتصادی آهسته بود که از آن زمان طولانی برای بهبودی طول کشید. برای سرمایه گذاران این بد بود زیرا تورم بالا به معنای نرخ بهره بالا ، نوسانات اقتصادی بالا و عدم اطمینان و کاهش کیفیت درآمد است که همه آنها حق بیمه با ریسک بالاتر را برای سرمایه گذاری (و PE های پایین) خواستار آن بودند. دهه 1970 یکی از چند دهه بود که شاهد بازده واقعی ضعیف از هر دو سهام و اوراق بود.

منبع: ABS ، AMP
پس چه چیزی آن را شکست؟
این ضعف در نهایت پس از روی آوردن رای دهندگان به رهبران سیاسی عقل گرایانه اقتصادی - مانند تاچر ، ریگان و هاوک و کیتینگ در استرالیا - به پایان رسید. پاسخ سیاست شامل:
- سیاست پولی محکم که باعث رکود شدید شد ، در نهایت به هدف قرار دادن تورم به اوج خود رسید.
- اصلاحات جانبی مانند مقررات زدایی ، خصوصی سازی و قوانین رقابت برای آسانتر کردن اقتصاد برای رفع تقاضا.
- این امر به جهانی سازی و سپس در اواخر دهه 1990 رونق فناوری کمک شد-که باعث افزایش عرضه کالاها و خدمات کم هزینه شد.
- در استرالیا ، قیمت ها و درآمد بین دولت ، اتحادیه ها و تجارت به شکستن مارپیچ قیمت دستمزد در آن زمان کمک کرده است.
این همه پشت تورم را با برخی در دهه 2000 شکست ، آن را مرده خواند.
دروس کلیدی
چندین درس از ضعف دهه 1970 و پیامدهای آن و اوایل دهه 1990 در استرالیا برای مشکل تورم امروز وجود دارد:
1. چه چیزی کار نمی کند. اول ، تجربه دهه 1970 و 1980 لیست مشخصی از مواردی را ارائه می دهد که برای حل مشکل کار نمی کنند:
- رشد دستمزد بالاتر برای حفظ تورم - این فقط تورم بالا را زنده می کند و باعث می شود که عقب نشینی را سخت تر کند.
- کنترل قیمت - این موارد ، به عنوان مثال ، در اوایل دهه 1970 در ایالات متحده محاکمه شد. اما آنها عرضه را محدود می کنند و هنگامی که تورم حذف شده از همیشه بدتر بود.
- جایگزینی فرماندار RBA-انجام این کار از طریق این مشکل باعث می شود اعتماد به نفس در تعهد ضد توجیه RBA در بدترین زمان احتمالاً منجر به نرخ بهره حتی بالاتر شود. ایالات متحده در دهه 1970 چیزی مشابه را دید که ویلیام مارتین را در فدرال رزرو با آرتور برنز جایگزین کرد که فقط تورم بالا را تحریک می کرد.
- هدف تورم RBA را بالا ببرید - این همچنین باعث کاهش اعتماد به نفس در کاهش تورم و میانگین نرخ بهره بالاتر می شود.
- مسئولیت کنترل تورم را به دولت تغییر دهید - این تئوری خوب به نظر می رسد زیرا دولت ها اهرم های بیشتری برای کشیدن دارند (به عنوان مثال می تواند 1 ٪ مالیات بر درآمد موقت را برای تقاضای خنک تحمیل کند که باعث می شود بار نسبتاً فراتر از کسانی که دارای وام هستند ، گسترش یابد). اما متأسفانه ، سیاستمداران ناتوانی در تحمیل درد لازم برای کندی تورم را نشان داده اند. بنابراین ، در عمل کار نمی کند. این روشی بود که در دهه 1970 کارها در استرالیا انجام شد و عدم موفقیت آن منجر به پذیرش گسترده استقلال بانک مرکزی با تمرکز بر تحقق یک هدف تورم شد.
2. حاوی انتظارات تورم مهم است. پس از نگه داشتن تورم ، فشار دادن آن سخت تر می شود. این مربوط به "انتظارات تورم" است. هنگامی که تورم برای مدتی زیاد شد ، مصرف کنندگان و مشاغل انتظار دارند که این امر بالا بماند و بنابراین به روش هایی رفتار کنند - از طریق تقاضای دستمزد ، تعیین قیمت و پذیرش قیمت افزایش می یابد - که آن را زنده می کند. مارپیچ قیمت دستمزد نمونه ای کلاسیک از این است که قیمت ها افزایش می یابد ، کارگران خواستار افزایش دستمزد برای جبران هزینه ها هستند و باعث افزایش هزینه ها می شوند و دور جدیدی از قیمت های تیز افزایش می یابد. این نمونه ای از "مغالطه ترکیب" است - در حالی که یک فرد منطقی است که اگر همه کارگران این کار را انجام دهند ، خواستار افزایش دستمزد برای مطابقت با تورم باشد.
3. چه عرضه یا تقاضای آن ، بانک های مرکزی مجبور به پاسخگویی هستند. در حالی که انگیزه اولیه برای افزایش تورم ممکن است محدود شود اگر در صورت قوی بودن تقاضا رخ دهد یا خیلی طولانی ادامه یابد ، بانک های مرکزی هنوز باید به تقاضای خنک پاسخ دهند و سیگنال آنها را در مورد حاوی تورم جدی می کنند. عدم موفقیت بانکهای مرکزی پس از شوک نفتی اوپک در سال 1973 باعث شد تورم در دهه 70 وارد شود.
4- از ادامه سیاست پولی خودداری کنید. اگر انتظارات تورم مورد ضرب و شتم قرار نگرفته باشد ، در کاهش سیاست پولی خیلی زود در رکود وجود دارد. این اتفاق در دهه 1970 رخ داد و تورم کاهش می یابد و بانکهای مرکزی با کند شدن رشد کاهش می یابد اما تورم به زودی حتی بیشتر می شود. این زیربنای صحبت های بانکهای مرکزی نرخ ها را "بالاتر" نگه می دارند.
5- تورم بالا به معنای نرخ بهره بالا است. این امر به این دلیل است که سرمایه گذاران با تقاضای نرخ بالاتر ، شروع به جبران خسارت برای سقوط ارزش واقعی پس انداز خود می کنند. بنابراین نرخ بهره در دهه 1970 به دهه 1980 افزایش یافت. و این البته بر ارزش گذاری سهام و دارایی است. بازده اوراق قرضه 10 ساله در حدود 3. 5 ٪ تا 4 ٪ خوب است اگر سرمایه گذاران انتظار داشته باشند که تورم 2-3 ٪ کاهش یابد اما اگر معتقدند تورم در 6-8 ٪ بالا خواهد ماند ، آنها خیلی کم هستند.

منبع: ABS ، AMP
6. تورم بالا برای اقتصاد بد است. از آنجا که تصمیمات اقتصادی را تحریف می کند ، می تواند رشد اقتصادی را مانند دهه 1970 کاهش دهد ، به عدم اطمینان اقتصادی که مانع سرمایه گذاری می شود و نابرابری را تقویت می کند.
7. هنگامی که خطرات تورم بالا را که نیاز به رکود عمیق برای از بین بردن آن داشت ، وارد کرد. این در رکودهای عمیق اوایل دهه 1980 و اوایل دهه 1990 در استرالیا مشاهده شد که شاهد بیکاری دو رقمی بود. این امر به این دلیل بود که تا اواخر دهه 1970 انتظارات تورم در ایالات متحده همانطور که توسط بررسی مصرف کننده دانشگاه میشیگان اندازه گیری شده بود ، حدود 10 ٪ از سالها تورم بسیار بالا در حال اجرا بود و باعث کاهش تورم می شود. استرالیا احتمالاً مشابه بود.
8- دولت ها باید روی سمت عرضه تمرکز کنند. ناتوانی عملی دولت ها در تنظیم سیاست های مالی برای کنترل تورم به معنای بهترین کاری است که می تواند در کوتاه مدت انجام دهد ، به مشکل اضافه نمی شود و این به معنای کاهش کسری بودجه و محدود کردن هزینه های جدید است. طولانی مدت چیزهای زیادی وجود دارد که دولت می تواند برای کمک به کنترل تورم و همه چیز در مورد اصلاحات جانبی در زمینه عرضه انجام دهد تا اقتصاد با هم راحت تر عمل کند ، یعنی مقررات زدایی ، کاهش اصلاحات دولت و رقابت. متأسفانه ، اشتهای سیاسی برای چنین اصلاحاتی کم است.
9. سیاست پولی با تأخیر عمل می کند. رکود اقتصادی اوایل دهه 1990 کارهای سیاست پولی را با تأخیر نشان داد. این به نظر می رسد با نکته چهارم بالا متناقض است اما خطر بیش از حد را برجسته می کند. این تاخیر بوجود می آید زیرا زمان لازم برای افزایش نرخ افزایش به وام گیرندگان طول می کشد ، که برای کند کردن هزینه ها و سپس تقاضای آهسته تر منجر به اشتغال کمتر و جریان این بازگشت به خانواده ها و همه اینها به تورم خنک می شود. این می تواند 12 ماه یا بیشتر طول بکشد. بنابراین فقط نگاه کردن به داده های تورم و مشاغل می تواند گمراه کننده باشد زیرا شاخص های عقب مانده هستند. در اواخر دهه 1980 ، RBA پیاده روی می کرد و بیکاری در حال سقوط بود. اما در اوایل سال 1990 مشخص شد که خیلی زیاد پیش رفته است.

منبع: ABS ، RBA ، AMP
بنابراین همه چیز برای امروز چیست؟
خبر خوب این است که این 1980 نیست و بیشتر شبیه اوایل دهه 1970 است: انتظارات تورم کم است. هیچ مدرکی مبنی بر مارپیچ قیمت دستمزد ، به ویژه در استرالیا وجود ندارد. عرضه تنگناها ، هزینه های حمل و نقل و افزایش عرضه پول که تورم منجر به معکوس می شود. و نسبت بدهی بالای خانه در مقایسه با دهه 1970 باید سیاست پولی را قدرتمندتر کند. اما درس های دهه 1970 توضیح می دهد که چرا بانکهای مرکزی از اینکه اجازه دهند تورم از کنترل خارج شود و همچنین عمل تعادل دشوار با آنها ترسیده است ، ترسیده اند. همانطور که فرماندار RBA Lowe گفت که آنها "دو خطر را مدیریت می کنند ... به اندازه کافی انجام نمی دهند [و در نتیجه تورم بالا ادامه می یابد و بعداً پرهزینه می شود] [و] که ما خیلی سریع حرکت می کنیم یا خیلی دور می شویم" و باعث رکود اقتصادی می شوند. متعادل کردن این دو خطر به عنوان مسیری باریک برای تورم پایین و ادامه رشد اقتصاد دیده می شود. اما آنچه سخت گیری بیش از حد یا خیلی کم است ، یک تماس داوری است. دیدگاه RBA پس از CPI در سه ماهه دسامبر ، دست و پنجه نرم تر شده است و حداقل دو افزایش نرخ نرخ و بازارهای پول را نشان می دهد و اجماع اقتصاددانان حرکت کرده اند تا با انتظارات نرخ اجماع بالاتر از 4 درصد ، این موضوع را منعکس کنند. دیدگاه ما این است که RBA با توجه به آسیب پذیری بالای اقلیت قابل توجهی از خانوارهای بدهکار استرالیا ، بیش از حد به خطر می افتد و تأثیر افزایش نرخ گذشته فقط توسط تاخیر عادی که توسط هزینه های انتقام جویی در ارتباط با بازگشایی انجام می شود ، پوشانده می شود. علائم کاهش هزینه های مصرف کننده و رشد شغل در کنار این که هنوز هیچ مدرکی مبنی بر شکست دستمزد در استرالیا وجود ندارد ، با این امر سازگار است. به همین ترتیب ، این خطر را دوباره از اواخر دهه 1980/اوایل دهه 1990 به خطر می اندازد که استرالیا سهواً به رکود عمیق وارد شد زیرا تأثیر تاخیر در افزایش نرخ ها به زمان خود رسید. بنابراین ، در حالی که ما معتقدیم که نرخ ها نزدیک به بالا است ، راهنمایی سخت RBA به این معنی است که خطرات به صعود رسیده است. شواهد بیشتر در مورد کاهش سرعت مصرف کننده و شغل برای ایجاد RBA مورد نیاز است تا در آینده فروش خرده فروشی و داده های شغلی در این امر بسیار مهم باشد.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
11 تير
1402 ساعت: 16:21