شورای سبک

ساخت وبلاگ

تی اس الیوت مشهورترین شاعر قرن بیستم است. برای نسل های مختلف دانشجویان و دانشگاهیان، او همچنین مهمترین منتقد آن است. با این حال، حوزه دیگری وجود داشت که در آن او ادبیات مدرن را شکل داد و سرنوشت نویسندگان و ذائقه خوانندگان را تغییر داد. این به عنوان یک ناشر بود. الیوت ۴۰ سال برای فابر و فابر کار کرد. غالباً فرض بر این است که موقعیت او برای مردی که واقعاً یک نویسنده بود، یک شغل تظاهرآمیز بود. در واقع او یک مدیر پر انرژی شرکت بود. با تحقیق در مورد تاریخچه کوتاهی از فابر و فابر که همزمان با هفتاد و پنجمین سالگرد تأسیس آن بود، مدام از شواهد تأثیر قاطع او شگفت زده شدم. تا حد زیادی به لطف الیوت بود که این شرکت کوچک و مستقل، مدرنیسم ادبی را شکل داد.

الیوت از ابتدا با فابر بود. او پس از هشت سال کار در بانک لویدز، در پاییز 1925 به سلف آن، Faber & Gwyer پیوست. رئیس آن، جفری فابر، به دنبال یک مشاور ادبی بود. هنگام صرف شام در کالج آل سولز، آکسفورد (جایی که فابر همکار بود)، چارلز ویبلی روزنامه نگار ادبی به الیوت پیشنهاد داد. در ملاقات با شاعر، فابر چنان تحت تأثیر قرار گرفت که بلافاصله به او پیشنهاد داد که در هیئت مدیره قرار بگیرد.

فابر خود شخصیتی غیرعادی و قدرتمند بود. او قبل از خدمت در جنگ جهانی اول برای انتشارات دانشگاه آکسفورد کار می کرد، کار آبجوسازی خانوادگی را مدیریت می کرد و به عنوان بورسیه املاک All Souls خدمت می کرد (او تا دهه 1950 در این سمت باقی ماند). او همچنین شعر و داستان می نوشت. اشتیاق او به شعر تجربی با توجه به پیشینه و علایق دیگرش (او عاشق تیراندازی و ماهیگیری بود) نامتجانس به نظر می رسد. Faber & Gwyer به نام خود و لیدی گوایر، که پدرش، سر هنری بوردت، شرکت انتشاراتی خود، Science Press را ترک کرده بود، نامگذاری شد. اقلامی مانند آینه پرستاری و خبرنامه بیمارستان تولید می کرد. در سال 1924 جفری فابر وارد شد تا رئیس آن شود. هنگامی که او آن را با نام Faber & Gwyer در سال 1925 دوباره راه اندازی کرد، انتشارات پزشکی باقی ماندند. تعداد آنها در طول سال ها افزایش یافت و سود فابر و فابر را برای چندین دهه تقویت کرد.

جفری فابر اظهار داشت که آرزو دارد کارهای خود الیوت را منتشر کند. در کاتالوگ اول ، در میان کتابهای مربوط به سلامت و پرستاری ، اشعار الیوت ، 1909-1925 ، با زمین زباله ("اکنون خارج از چاپ") و یک دنباله جدید ، "مردان توخالی" - "همه آیه او ، بنابراین ، بنابراین ، بود. منتشر شده ، که او مایل به حفظ آن است ". به زودی الیوت شروع به معرفی سایر نویسندگان پیشرو معاصر در این لیست کرد. در سال 1928 فابر و گویر اشعار منتخب عزرا پوند را با معرفی و یادداشت های خود الیوت اعلام کردند. پوند در معیار ، دوره ای فصلنامه که الیوت از سال 1922 ویرایش کرده بود ، به نمایش گذاشته بود. تا زمانی که در سال 1939 بسته شد. این کار اولیه توسط Auden ، Empson و Spender را از جمله دیگران معرفی کرد و نویسندگان اروپایی مانند مارسل پروست و پل والری را ارتقا داد.

ریچارد دو لا ماری ، فرزند والتر دو لا ماری ، همچنین به عنوان کارگردان فابر وارد شد. د لا ماری به زودی خاطرات یک مرد شکار روباه را توسط زیگفرید ساسون به دلیل اینکه دوست خانوادگی بود ، به او ارائه شد. این اولین پرفروش این شرکت شد. در سال 1929 جفری فابر لیدی گویر را خریداری کرد و به این شرکت Faber و Faber تغییر نام داد. هیچ فابر دوم واقعی درگیر نبود. افسانه می گوید که والتر دو لا ماری تکرار فجیع را پیشنهاد کرد: یکی دیگر از فابرها در نام شرکت "زیرا شما نمی توانید خیلی چیز خوبی داشته باشید". این شرکت در 24 میدان راسل ، در اصل خانه یک خانواده ویکتوریا مرفه (دفتر الیوت ، یک گارت با سقف های شیب دار ، یک بار اتاق خواب خدمتکار بود) محاصره شد. در اینجا این شرکت خود را متعهد به آزمایش ادبی به شکلی عجیب و غریب آشکارا.

محیط مناسب الیوت - نویسنده مودبانه و مودبانه آوانگارد - بسیار خوب است. وی توسط یک آمریکایی ، فرانک مورلی ، که به یکی از حلقه های کوچک محرمانه ادبی تبدیل می شد ، به هیئت مدیره پیوست. مورلی ، فابر و الیوت گاهی اوقات در مبادلات آیه نور ارتباط برقرار می کنند. کارگردانان فابر نجابت را با ایدیوسنکراسی ترکیب کردند. د لا ماری یک خبره از چینی آسیای شرقی و پیشگام کشاورزی ارگانیک بود که در یک لاگوندا با صدر به میدان راسل رفت و آمد کرد. بعداً ، یک شخصیت اصلی چارلز مونتیت ، مردی بود که پرفروش تمام وقت فابر ، ارباب مگس ها را کشف کرد ، توسط 20 ناشر دیگر رد شد و در یک شمع شیب دار دور ریخت. مانند فابر ، مونتیت عضو همه روحها بود (کالج "دفتر دیگر" فابر بود). و مانند فابر ، او شور و شوق شگفت انگیزی داشت (داستان های علمی ، داستان های جرم ، نوشتن کارائیب). همه جای خود را در لیست فابر پیدا می کنند.

اولین کاتالوگ فابر و فابر ، برای بهار سال 1930 ، به رنگ زرد روشن پوشیده شد و تعهد این شرکت را به دستاورد مدرنیستی اعلام کرد. این شامل نمایشگاه استوارت گیلبرت از اولیس جیمز جویس بود که به عنوان ناپسند محکوم شد و هنوز از کشور ممنوع شد. با نقل قول های طولانی ، این به عنوان "تنها جایگزین برای خود شاهکار" تبلیغ شد.(جویس برای کمک به به پایان رساندن آن از گیلبرت در تورکی بازدید کرده بود.) الیوت در ژانویه سال 1934 به جویس نوشت تا بگوید فابر "به محض اثبات انتشار ، آماده انتشار اولیس شد. جویس ، ناخوشایند در کمبود فابر و فابر ، شرکت "ضعیف و فومبلر" را لقب داد.

احتیاط الیوت در مورد اولیس تحسین وی را برای آن فتح کرد. جفری فابر تحسین را به اشتراک گذاشت اما از پیگرد قانونی ترسید. سرانجام ، در سال 1936 ، جان لین نسخه اصلی این رمان را با عنوان اولین چاپ در انگلیس بیرون آورد. با این حال جویس هنوز به "دوست من TS الیوت" اعتماد داشت تا نوشته های خود را به چاپ برساند. این دو مرد در آگوست 1920 در پاریس ملاقات کرده بودند و الیوت بخشی از آنچه را که قرار بود فنلانگ ها بیدند در اوایل ژوئیه سال 1925 ، در این معیار منتشر کرده بود. در ژوئیه سال 1931 با جویس برای فابر و فابر برای انتشار کار کامل قرارداد بست. بخش دیگری با عنوان "آنا لیویا پلورابل" در سال 1930 ظاهر شد. قطعات بیشتر طی چهار سال آینده دنبال می شدند. جویس قافیه هایی را برای تبلیغ برخی از این موارد ارسال کرد.

یک کتاب در کاغذ قهوه ای بخرید

از فابر و فابر

برای دیدن سفر آنی لیفی ، Tumble و Caper.

Sevensis در آوازهای خود ،

Plurabelle در نثر او ،

Sealshell Ebb Music Wayriver او جریان دارد.

آنها، با بیان سرمقاله ای از گیج محض، در یک انتشار تبلیغاتی استفاده شدند. بیداری کامل Fiegans در واقع تا هشت سال دیگر ظاهر نخواهد شد. و حتی پس از آن، تهدیدهای لحظه آخری نویسنده برای کنار گذاشتن اثر درست قبل از اتمام، الیوت را به پایان عقلش نزدیک کرد.

در سال 1930 نویسنده جاه طلب دیگری به نام دبلیو اچ اودن با فابر و فابر ارتباط برقرار کرد. در ژوئن 1927، زمانی که اودن هنوز در مقطع لیسانس آکسفورد بود، اشعاری برای الیوت در Faber & Gwyer فرستاد. آنها رد شدند، اما الیوت نوشت: "من باید علاقه مند باشم که کار شما را دنبال کنم."در سال 1929 او شعار آودن "پرداخت از هر دو طرف" را برای معیار پذیرفت. در بهار 1930، آودن پس از رد شدن توسط ویکتور گولانز، جلد جدیدی از اشعار را به الیوت ارائه کرد و این بار فابر و فابر آن را پذیرفتند. شعرها در اکتبر 1930 پدیدار شدند. سه سال بعد، کاتالوگ، سخنوران اودن را به کسانی که «با معیارهای ناآشنا و تخیل خشن» اشعار او هیجان زده شده بودند، عرضه کرد. در همان سال، الیوت اشعار استیون اسپندر را به صراحت به عنوان همراهی برای کار اودن، نمونه های دیگری از یک «رنسانس شاعرانه» (sic) ارائه کرد. در پاییز 1933 پیش نویس XXX Cantos اثر ازرا پاوند بود که با شهادت همینگوی و جویس تبلیغ می شد. سه جلد دیگر از Cantos پاوند تا سال 1939 منتشر شد.

در نگاهی به گذشته، دهه 1930 شبیه دهه ای است که فابر و فابر در حال ساختن یک قانون مدرنیستی بودند. کار جدید خود الیوت برجسته بود: چهارشنبه خاکستر در سال 1930 و قتل در کلیسای جامع در سال 1935، و همچنین چندین جلد از انتقادات ماژیستریال. در کنار پاوند و اودن، الیوت مهر تایید خود را به ماریان مور و لوئیس مک نیس داد. تارنمای اشعار مک نیس، جلدی که برای اولین بار او را به عنوان یک شاعر به طور گسترده ای شناخته شد، اقتدار عجیب و غریب الیوت را داشت، اگر ناشناس باشد. با لحنی غیرقابل تصور از یک ناشر اعلام کرد که این شعر زیر گونه aeteitatis نیست: "آثار او قابل درک است، اما نامحبوب است، و دارای غرور و فروتنی چیزهایی است که ماندگار است."

با این حال ، این چیزی نیست که در مقایسه با مبهم برای Nightwood Djuna Baes (1936)."این مربوط به Le Misérable AU Center de Sa Misère است ، و چیزی برای ارائه به خوانندگانی که خلق و خوی آنها را به یک خوش بینی آسان یا ترسناک متصل می کند ، ندارد."هنگامی که این شرکت در سال 1941 ویلیام امپسون را در سال 1941 منتشر کرد ، کاتالوگ با یک اکسیمورون بی باک به او اشاره کرد ، "درخشان ترین مبهم شاعران مدرن". از خوانندگان انتظار می رفت که آرزوهای بالایی داشته باشند. برای کریسمس 1931 ، این شرکت راهنما برای کتاب ها به عنوان هدیه های کریسمس ، کامل با "فهرست مردم و کتابهایی که آنها می خوانند" منتشر کرد. یکی از مقوله ها "افرادی که ادبیات را جدی می گیرند" بود.

حضور الیوت اغلب در مواد تبلیغاتی این شرکت تقریباً صریح بود. راهنمای پوند در سال 1938 به Kulchur اعلام شد که انگار یک انتشار خانه است."ما این آزادی را به دست می آوریم که این ایده ماست که آقای پوند باید این کتاب را بنویسد - با دانستن این که کاملاً خوب نیست که بگوییم تا زمانی که او آن را نگاشته باشد ، چه نوع کتابی را می نویسد."فرانک مورلی نوشت: الیوت "هزاران" از مبهم را تشکیل داد - "بسیاری از مبهم ها را غیرممکن می کند که او باید وقت یا انرژی خود را برای نوشتن هر چیز دیگری داشته باشد". او به اندازه کافی از آنها افتخار می کرد تا نسخه های کاتالوگ های فابر را نگه داشته باشد که در آن او لکه های موردی را که ساخته شده بود ، نشان داد.

الیوت نقش آموزشی خود را در انتشار شعر مدرن ، که در سال 1936 با ظاهر کتاب فابر آیه مدرن ، ویرایش شده توسط مایکل رابرتز ، تأیید کرد. الیوت این موضوع را به رابرتز ، معلم فیزیک و ریاضیات در مدرسه گرامر نیوکاسل سلطنتی که برای این معیار نوشته بود ، پیشنهاد کرد. جنت آدام اسمیت ، بیوه رابرتز ، با یادآوری این پروژه 40 سال بعد ، توضیح داد که چگونه گلچین "تعریف جنبش مدرن به شکلی است که نه فقط زمانی نبود بلکه یک سوال از حساسیت و تکنیک بود."غایب هایی مانند ادوین مویر ، ادموند بلوندن و والتر د لا ماری (شاعران خوب ، اما "مدرن") به صورت خصوصی "خانه لردها" لقب گرفتند. گلچین الیوت و پوند را به عنوان چهره های پیشرو خود به دست آورد و شاعران را ارتقا داد که اعتبار آنها فقط در حال تأسیس بود: Auden ، Macneice ، Empson ، Graves ، Mariae Moore ، Wallace Stevens. این کمک کرد تا "مدرن" توصیف نوع خاصی از شعر باشد. این یکی از کتابهای پرفروش فابر و فابر را اثبات می کند.

مورخان ادبی متوجه دخالت فوق العاده فابر و فابر در شعر و نثر ادبی این دوره می شوند ، اما اینها تنها بخشی از تولید شرکت را تشکیل می دهند. از نظر تجاری ، کتابهای پزشکی این شرکت از هر چیزی از پوند یا جویس برای سلامتی خود مهمتر بودند (هرچند ، طی دهه ها ، برخی از حجم الیوت - قتل در کلیسای جامع ، اشعار منتخب - در صدها هزار نفر به فروش می رسید). نویسنده پرستاری ستاره فابر ، اویلین پیرس ، خواهر و برادر در بیمارستان میدلزکس ، به راحتی پول بیشتری را از کتاب های خود بدست آورد تا الیوت. هنگامی که در ابتدای دهه 1970 از پرفروش های تجمعی فابر استفاده شد ، سه نفر برتر کوارتت اسکندریه لارنس دورل ، ارباب مگس های ویلیام گلدینگ و قتل الیوت در کلیسای جامع بودند. چهارم ، با فروش بیش از نیم میلیون نسخه ، آناتومی و فیزیولوژی برای پرستاران بود.

الیوت ، همیشه عاشق کارهای روزمره ، بیشتر روزها در میدان راسل حضور داشت. وی همواره به جلسات چهارشنبه کمیته کتاب ، که تصمیم به عناوین آینده گرفت ، آمد. جلسات "از ناهار تا فرسودگی" به طول انجامید ، فرانک مورلی ، عضو دیگر را به یاد می آورد. از امروز با نگاهی به عقب ، این اجتماعات دارای هوای دانشگاهی هستند. ناهار توسط خانم لیستر ، همسر سرپرست مقیم در 24 میدان راسل پخته شد و در یک ساعت قبل از سینی نوشیدنی ها سرو می شد. معمولاً الیوت فقط به موقع برای مارتینی خشک یا جین سفت می رسد. چارلز مونتیت دوست داشت این ناهار را "وعده غذایی خانوادگی" بنامد. تا اواخر دهه 1950 ، این یک خانواده همه مرد بود. دبیر زن که دقایق را می گیرد ، عقب می ماند تا اعضای خود را به سمت بازپرداخت خود رها کند.

محیط مردانه بدون شک به الیوت اجازه داد تا طرف شخصیت خود را بیان کند که بندرت مورد توجه تحسین کنندگان قرار می گرفت. پیتر دو ساوتوی ، رئیس آینده فابر ، یادآوری کرد که این "آقایان اشرافی آمریکایی" از گفتن "داستانهای ریبالد" لذت می برد. یکی دیگر از کارگردانان سابق ، حکایات "Rabelaisian" مرد بزرگ را به یاد آورد. ممکن است بسیاری از آنها تعجب کنند که طنز او غالباً همان چیزی است که توسط کسانی که با او کار می کردند به وضوح به یاد می آورند. این به روش کاملاً مستقیم الیوت تحویل داده شد."اخبار سنگین از کورنوال" ، او به طور جدی در جلسه کمیته کتاب ، "آل Rowse کتاب دیگری را به پایان رسانده است."

در دهه 1950، الیوت، که اکنون در دهه 60 خود است، از برخی از وظایف خسته کننده ناشر، مانند خواندن رمان های پلیسی آینده نگر کناره گیری می کرد (او زمانی مانند هر کس دیگری، مطالب کلی را انجام داده بود). اعضای کمیته کتاب به اندازه کافی خوشحال بودند که او جدول کلمات متقاطع تایمز را انجام دهد، در حالی که روند کار او را درگیر نکرد. در نهایت تصمیم گرفته شد که مواردی که او را مورد علاقه او قرار می دهد به صورت جداگانه به عنوان "فهرست آقای الیوت" جمع آوری شود تا بتواند از ادامه جلسه صرف نظر کند.

او تا 70 سالگی به عنوان کارگردان ادامه داد. عجیب است که با شروع دهه 1960، سه تن از آن کارگردانان اصلی فابر و گویر - الیوت، ریچارد د لا ماره و سر جفری فابر (او در سال 1954 شوالیه شده بود) - هنوز در سمت های خود بودند. با این حال، الیوت از سلامتی رنج می برد و کمتر درگیر شرکت می شد. سر جفری فابر در سال 1960 جای خود را به ریچارد د لا ماره به عنوان رئیس داد. او سال بعد درگذشت.

الیوت همیشه پیش بینی می کرد که این شرکت از برخی از مهم ترین کتاب هایش، به ویژه شعر، پول در نمی آورد: «با اکثر دسته بندی های کتاب ها می خواهید تا حد امکان درآمد کسب کنید، و با شعر قصد دارید تا حد ممکن ضرر کنید."با این حال، آخرین شاعر بزرگ الیوت که به فهرست فابر آورده شد نشان داد که این نیاز نیست. این تد هیوز بود. کلاغ او در سال 1970 منتشر شد و به زودی، با معیارهای شعر، پرفروش شد. نامه های تولد او در سال 1998 به طور کامل حکم عاقلانه الیوت را رد می کند.

الیوت در سال 1965 درگذشت، اما یک هدیه دیگر به فابر و فابر داشت. ابله های شاعرانه اش شامل شعری درباره «سگ های پولیکل و گربه های ژله ای» بود که برای تام، پسر جفری فابر، که پسرخوانده اش بود، سروده شده بود.(تام فابر بعداً خودش کارگردان Faber and Faber شد؛ او در ژوئیه گذشته درگذشت.) الیوت مرتباً برای حمام کردن از خانه خانواده فابر در همپستد بازدید می کرد، در زمانی که اقامتگاه خودش وان نداشت. این ابله ها منجر به طرح هایی برای مجموعه ای از آیات کودکان شد که در نهایت به کتاب گربه های عملی Old Possum's تبدیل شد. سال ها بعد والری الیوت به خانه روستایی اندرو لوید وبر دعوت شد تا ایده های او را برای یک موزیکال بر اساس jeu d'esprit شوهر فقیدش بشنوند. او برنده برگشت. در سال 1981 Cats در لندن افتتاح شد و 8940 اجرا متوالی را اجرا کرد. به مدت 18 سال در برادوی اجرا شد و همیشه در جایی از جهان (در حال حاضر در تایپه) روی صحنه می رود. حق امتیاز از Cats به صورت مشروط بود و از شرکت در زمانی که ناشران مستقل دیگر در حال بسته شدن یا تصاحب بودند محافظت می کرد. پوسوم پیر دوباره نفوذ خیرخواهانه خود را اعمال کرده بود.

· برای جزئیات بیشتر درباره تاریخچه فابر و فابر جان مولان، به faber. co. uk مراجعه کنید

فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 11 تير 1402 ساعت: 19:28