حامیان استقلال اسکاتلند غالباً ایرلند را به عنوان نمونه همسایه از مزایای استقلال ذکر می کنند. برعکس ، سقوط مالی ایرلند بین سالهای 2008 و 2012 به عنوان هشدار علیه استقلال برجسته می شود ، به ویژه که انتخاب سیاست دولت ایرلند در منطقه یورو محدود شده بود.
مقایسه بین جنبش استقلال در ایرلند یک قرن پیش و مبارزات اخیر برای استقلال اسکاتلند می تواند به دلیل تفاوت در زمینه سیاسی ، به ویژه قانون خانگی نظامی ایرلند ، مورد سؤال قرار گیرد (جکسون ، 2014). با این حال ، چنین فیلتر کننده ای از دروس بالقوه با ارزش برای پیمایش استقلال غافل می شود. به طور خاص ، ثبات ارز و مالی موضوعات اصلی در همه پرسی استقلال اسکاتلند در سال 2014 بود و این مباحث همچنان حل نشده است. ایرلند چه درسهایی می تواند ارائه دهد؟
متن نوشته
ایرلند در سال 1922 به استقلال دست یافت - تحت نامطلوب ترین شرایطی که می توان تصور می شد "(Meenan ، 1970). جمعیت ایرلند زیر سه میلیون نفر بود و در حالی که این کشور از نظر خدمات نسبتاً پیشرفته بود ، به یک بخش کشاورزی توسعه نیافته وابسته بود. امروز ، این یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد در اروپا است (ó Gráda و O'Rourke ، 2021).
اما ایرلند در دهه های پس از استقلال موفق نشد (شکل 1 را ببینید). این امر در مقایسه با کشورهای ثروتمندتر که ممکن است انتظار می رود در این دوره همگرایی داشته باشد ، کم تحرک است. همچنین از کشورهایی که سطح درآمد اولیه مشابهی مانند نروژ ، فنلاند و ایتالیا دارند ، کمبود. همانطور که در یک مطالعه خاطرنشان می کند ، "این که اقتصاد ایرلند ، که از نزدیک با انگلیس ارتباط دارد ، در دهه 1920 به طرز ناچیزی رشد کرد ، جای تعجب ندارد" (ó Gráda and O'Rourke ، 1996).
در دهه 1920 ، مشروطیت اصلی ایجاد مشروعیت دولت جدید بود ، در حالی که دولت جدید انتخاب شده در سال 1932 بر موضوعات حاکمیت متمرکز بود. در طول جنگ جهانی دوم ، امنیت دولت خنثی و بقای اقتصادی لزوماً مقدم بود و فضای کافی را برای توجه به توسعه اقتصادی نگذارد (کندی و همکاران ، 1988). معاصران آن را به طور نامطلوب با سایر مناطق انگلیس مقایسه می کنند (به عنوان مثال ، فیتزجرالد ، 1956 ؛ مانان ، 1970)
برخی معتقدند که باز بودن تجارت می تواند موانع اندازه کشور را جبران کند (Alesina et al ، 2000). با این حال ، ایرلند در دوره ای از افزایش حمایت گرایی از بین رفت. تنها در سال 1973 از افزایش فزاینده ای که جامعه اقتصادی اروپا (EEC) ارائه داد - که به عنوان سنگ بنای موفقیت بعدی آن دیده می شود ، سود می برد (O'Rourke ، 2017). اما چنین باز و ادغام چالش های سیاست جدیدی را برای ایرلند به وجود می آورد.
شکل 1: عملکرد رشد مقایسه ای
(الف) 1926-1960
(ب) 1926-2018
منابع: پایگاه داده پروژه Maddison ، نسخه 2020 ؛مناطق انگلستان از پایگاه داده Rosés-Wolff ، 2020 توجه: ایرلند مبتنی بر GNP زیرا تولید ناخالص داخلی بسیار بیشتر از GNP است (و اعوجاج بسیار بیشتر از سایر کشورهای موجود در آن). GNP ایرلندی از Gerlach و Stuart ، 2015
رژیمهای ارزی
در طول قرن از استقلال ، ایرلند دارای پنج رژیم ارزی بوده و فقط کمتر از یک دهه "استقلال پولی" را اعمال کرده است. در دوران فوری پس از استقلال ، استرلینگ ارز واقعی بود و در سال 1927 توسط یک گیره یک به یک با استرلینگ در برابر پنالتی ایرلندی دنبال شد. این دقیقاً یک قرن پس از استرلینگ اتفاق افتاد و پوند ایرلندی در یک پوند تحت اتحادیه ادغام شد.
PEG استرلینگ پس از استقلال تا سال 1979 ادامه یافت ، هنگامی که ایرلند به سیستم پولی اروپا (EMS) پیوست ، که یک سیستم PEG قابل تنظیم چند کشور را اداره می کرد-مکانیسم نرخ ارز (ERM). ایرلند در دهه 1990 یک ارز شناور را اداره کرد تا اینکه در سال 1999 به منطقه یورو پیوست (هونخان ، 2019). بنابراین ، تقریباً برای دو قرن ، ایرلند هیچ تجربه ای از سیاست های پولی مستقل نداشت.
انتخاب پس از استقلال رژیم ارز با شرایط غالب اقتصادی تکامل یافت. پس از استقلال ، استرلینگ از انتخاب آشکار انتخابی بود زیرا شریک تجاری غالب ایرلند انگلیس بود ، بانک های ایرلندی دارای دارایی های استرلینگ قابل توجهی در لندن بودند و استرلینگ به عنوان یک ارز پایدار (در چارچوب فشار خون در جای دیگر) دیده می شد. تعدادی از مستعمرات سابق انگلیس ، مانند استرالیا و نیوزیلند ، یک میخ استرلینگ را به تصویب رسانده بودند اما بلافاصله پس از استقلال جدا شدند. ایرلند به دلیل ادغام سنتی با اقتصاد انگلستان ، آخرین ستونی سابق بود که می تواند PEG خود را حفظ کند (هونوهان و مورفی ، 2010).
با کاهش وابستگی اقتصادی ایرلند به انگلستان و درک پایداری استرلینگ ، مناسب بودن گیره استرلینگ با گذشت زمان تضعیف شد. الحاق ایرلند به EEC در سال 1973 - در کنار دانمارک و انگلیس - پتانسیل توسعه روابط تجاری جدید را ارائه داد (به باری ، 2014 ؛ د برومد و همکاران ، 2021 مراجعه کنید).
این ، همراه با بحران های مختلف استرلینگ ، سیاست گذاران را ترغیب کرد تا یک رژیم ارز جایگزین را در نظر بگیرند ، که می تواند روابط تاریخی با استرلینگ را از بین ببرد (هونوها ، 2019). تصویب هر رژیم پولی نمایانگر "اقدام سیاست داوطلبانه" نبود ، بلکه منعکس کننده "رویکرد منفعل برای تغییر هنجارهای خارجی است که توسط شرکای اقتصادی و سیاسی ایرلند در اروپا آغاز شده است" (هونخان ، 2019).
هیئت ارز یا بانک مرکزی (1979-1926)؟
ایرلند تجربه مدیریت مالی را از طریق دفاتر قلعه دوبلین در طول اتحادیه تجربه کرده بود (Hynes ، 2014). جوزف برنان ، یکی از معماران اصلی گروه دارایی ، به عنوان رئیس بخش دارایی در دفتر دبیر کل در قلعه دوبلین فعالیت کرده بود. وسوسه های سیاسی برای شرکت در محرک مالی قوی بود ، در برابر وعده های استقلال و تسکین بدهی ایرلند 80 ٪ تولید ناخالص داخلی (فیتزجرالد و کنی ، 2020).
استرلینگ PEG دولت را از چنین فشارهایی محافظت کرد ، زیرا ایرلند پس از استقلال موظف بود آزمایشات مشابهی را با همسایگان خود تجربه کند ، در بازگرداندن پوند به برابری طلای قبل از جنگ. فشارهای تورم در اقتصاد عمل می کرد زیرا دولت آزاد ایرلند (IFS) در دهه 1920 به بودجه های متعادل و "تأمین مالی صدا" پایبند بود (دانیل ، 1976). در صورت حفظ برابری ، سیاست مالی گسترده به عنوان منطقه ای از منطقه استرلینگ تجویز شد.
ایرلند در قرن نوزدهم در اوایل قرن بیست و یکم در اوایل قرن بیست و یکم ، در اوایل قرن بیست و یکم ، در اوایل قرن بیستم معکوس شد. در ایرلند این دیدگاه وجود داشت که استقلال مالی بیشتر باعث کاهش مالیات های غیرمستقیم می شود که فقیرترین را تحت تأثیر قرار داده است.
در عوض ، نرخ مالیات بر درآمد ایرلند پس از استقلال به منظور مهار پرواز سرمایه و پایگاه مالیات بر درآمد کوچک که تهدید به مهاجرت می کند ، کاهش یافته است (Meenan ، 1970). از نظر سیاسی غیرممکن بود که حقوق بازنشستگی و سایر مزایای رفاه اجتماعی را نسبت به مواردی که از انگلستان به ارث رسیده اند ، فراهم کند. یک مشکل مشابه با ایرلند معاصر روبرو خواهد بود که ایرلند شمالی در یک ایرلند متحد جدا شود (فیتزجرالد و مورگروت ، 2019).
در دهه 1920 ایرلند ، بازنشستگی ها در کلاس خود را کوتوله می کردند و دسته های دیگر از پرداخت های رفاه اجتماعی را کوتوله می کردند و نمایانگر یک "سود" برای فقرا پیر بودند (ó gráda 2000 ، 2002). در حالی که پرداخت حقوق بازنشستگی انگلیس 5 ٪ از هزینه های دولت و بیش از 1 ٪ تولید ناخالص داخلی را تا سال 1930 مصرف می کرد ، معادلات ایرلندی ها حتی پس از کاهش قابل توجهی ، به ترتیب 13 ٪ و 2 ٪ ایستادند (ó Gráda ، 2000). اگرچه این کاهش ها در دوره ای از کاهش افت شدید رخ داده است ، اما آنها برای دولت فعلی پیامدهای سیاسی داشتند (Hynes ، 2014).
در حالی که وزارت دارایی IFS در امتداد خط وزارت خزانه داری HM (Faing ، 1978) ساختار یافته بود ، هیچ الگوی واضحی برای نحوه عملیاتی کردن استقلال پولی وجود نداشت (Drea ، 2015). کنفرانس های مالی اتحادیه ملل در بروکسل (1920) و جنوا (1922) توصیه کرده بودند که کشورهای تازه مستقل باید بانک های مرکزی شماره را تأسیس کنند (لون ، 1920 ، ص 235 ؛ FR 1922 ، ص 678).
بسیاری از کشورهای تازه مستقل این کار را کردند ، اگرچه مقامات IFS در انجام هرگونه اصلاحات گسترده برای سیستم پولی موجود مردد بودند. ایرلند از سال 1826 بخشی از اتحادیه پولی با انگلیس بود و بانک انگلیس به عنوان بانک مرکزی برای کل انگلیس فعالیت می کرد.
بانک ایرلند ، که در سال 1783 تأسیس شد ، همچنین یکی از قدیمی ترین بانک های ملی اروپا بود (Capie et al ، 1994). از نظر تاریخی ، چندین کارکرد یک بانک ملی را انجام داد. به عنوان مثال ، آن را به عنوان یک بانکدار به ایالت جدید خدمت می کرد و قبلاً به عنوان وام دهنده آخرین راه حل در طی تعدادی از بحران های بانکی عمل کرده بود (کنی و لنارد ، 2018). اما رقبای تجاری و منتقدین از امتیازات سیاسی و مالی آن ناراحت بودند. همانطور که به طور سنتی به عنوان یک نهاد پروتستان و اتحادیه عمل می کرد ، به جای آن گزینه جایگزین سیاسی خوشبو بود (باری ، 2021).
پس از آن ، دولت IFS در مارس 1926 کمیسیون تحقیق در مورد بانکداری و ارز ایجاد کرد. به ریاست هنری پارکر ویلیس ، از دانشگاه کلمبیا ، این گزارش را در مدت شش هفته به دلیل فوریت و اهمیت مختصر آن ارائه داد (موینیان ،1975). این کمیته "پذیرش قطعی و تداوم استرلینگ انگلیس را به عنوان یک استاندارد ارزش در Saorstát Eirea" توصیه کرد (پارکر ویلیس و همکاران ، 1926).
دلیل اصلی این تصمیم در درجه اول ناشی از پیوندهای تجاری تاریخی با انگلیس بود و این تصور که ارز ضعیف تر مضر است. این موضع مناسب وزیر دارایی محافظه کار ایرلند ، ارنست بلیته است: "من کاملاً می دانم که هرگونه تغییر در موقعیت ارز در حال حاضر واکنش های جدی خواهد داشت" (27 ژانویه 1926). نکته قابل توجه ، این کمیسیون خاطرنشان کرد: پیوند استرلینگ می تواند دوباره مورد بررسی قرار گیرد که "بدون شک تجارت به سایر نقاط جهان افزایش یابد" (پارکر ویلیس و همکاران ، 1926).
براساس توصیه های کمیسیون ، کمیسیون ارز ایرلند - به طور مؤثر یک هیئت ارز - به درستی تأسیس شد. ساختار نهادی ، که بر روی سیستم ذخیره فدرال ایالات متحده مدل سازی شده است ، با هدف خدمت و تکامل با سیستم پولی موجود ، به جای تغییر و تحول ، خدمت و تکامل یافته است (Pratschke ، 1969 ؛ Drea ، 2015). پایبندی به استاندارد طلا یک اصول اصلی سیستم باقی مانده است.
در برابر پس زمینه بی ثباتی سالهای بین جنگ در بین بسیاری از کشورهای تازه مستقل در اروپای شرقی ، برخی معتقدند که تاریخچه پولی نسبتاً دنیوی ایرلند باید جشن گرفته شود (Drea and Barry ، 2021).
تا سال 1943 ، ایرلند مطابق با سایر کشورهای پس از استعمار ، هیئت ارز خود را به یک سازمان بانکی مرکزی تبدیل کرده بود (Capie et al ، 1994). با اتخاذ یک رویکرد هشدار دهنده ، فعالیت های خود را از نظر مادی فراتر از کمیسیون ارز گسترش نداد (Moynihan ، 1975). این که آیا بانک مرکزی ایرلند (CBI) قبل از دهه 1970 به عنوان یک بانک مرکزی فعالیت می کرد ، قابل بحث است (هونوها ، 1997). اما ، در سال 1955 ، CBI با کاهش نرخ بهره خود مطابق با بانک انگلیس ، مانند سنت ، آزمایش کرد. نتیجه یک تراز ویرانگر بحران پرداخت و در سال 1958 بود (به هونوهان و ó Gráda ، 1998 مراجعه کنید) ، بالاترین سطح مهاجرت از زمان استقلال ثبت شد (ó Gráda ، 2011). هنگامی که نرخ ها دوباره تنظیم شد ، یک پاسخ مالی "دراکونی" برای اصلاح مانده تجارت به کار گرفته شد (ó Gráda ، 2011).
این قسمت اهمیت نظارت بر تعادل خارجی در یک اتحادیه ارز را به عنوان یک منطقه مستقل کوچک برجسته می کند. همچنین یک نمونه دردناک از کاهش ارزش داخلی از طریق ریاضت مالی به عنوان ابزاری برای اصلاح چنین عدم تعادل ارائه شده است. پنجاه سال بعد ، این درس مدتها فراموش شد.
رابطه نزدیک بین ارزهای انگلیس و ایرلندی در نرخ تورم منعکس شده است (شکل 2 را ببینید). واکنش اروپایی به پایان سیستم پولی برتون وودز در سال 1971 "مار در سیستم تونل" بود که هدف آن محدود کردن نوسانات بین ارزهای مختلف اروپایی در گروههای از پیش تنظیم شده بود. پس از عقب نشینی استرلینگ از آرایش "مار" در سال 1972 ، نگرانی های مقامات ایرلندی مبنی بر تضعیف پوند و تورم انگلیس به ایرلند وارد می شود (کلی ، 2003). تا سال 1978 ، آنها به طور فزاینده ای طرفدار پیوستن به EMS بودند که در سال 1979 آغاز شد.
این تصمیم توسط:
- نامناسب بودن طولانی شدن نامشخص پیوند استرلینگ.
- مزایای کاهش تورم از پیروی از رژیم سخت ارز ؛
- تعهد به یک ابتکار مهم جامعه ؛
- و پشتیبانی جامعه در قالب نقل و انتقالات (کلی ، 2003).
تحت EMS ، این پنالتی مجاز به نوسان در گروههای 2. 25 ٪ از ERM بود ، اگرچه در دو نوبت در سالهای 1986 و 1993 به طور یک جانبه کاهش یافته بود (Conroy and Honohan ، 1994).
شکل 2: نرخ تورم انگلیس و ایرلند
منبع: هزاره داده های کلان و دفتر آمار مرکزی ایرلند هزاره بانک انگلیس توجه: خط عمودی در سال 1979 برای برجسته کردن شکستن استرلینگ PEG
بعد از پوند (1979 به بعد)
هنگامی که استرلینگ در سال 1979 رها شد ، انتظارات مبنی بر افزایش ارزش در برابر استرلینگ غالب شد (بحث دایل éirea ، 1978). نگرانی مرتبط با آن در مورد - اثرات جانبی در توازن پرداخت و ذخایر خارجی "وجود داشت (کوین ، 1978). برعکس ، در عوض ، این پنالتی ارزش خود را در برابر پوند در شناور از دست داد ، زیرا دومی به دلیل روغن دریای شمال و سیاست های تورم در انگلستان به دست آورد (شکل 3 را ببینید). تا دهه 1990 نگذشته بود که این ضربه در برابر استرلینگ تقویت شد.
شکل 3: نرخ ارز استرلینگ ایرلندی به انگلستان ، ژانویه 1976 تا دسامبر 1998
منبع: بانک مرکزی ایرلند
به مدت پنجاه سال ، پیوند استرلینگ توسط دولتهای پی در پی ، توسط دایل éirea و عموم مردم به طور کلی به نفع جامعه پذیرفته شده بود. استدلال شده است كه تضاد بین بی ثباتی نرخ ارز "شناور" (بین سالهای 1979 و 1998) و ثبات حمایت از استرلینگ PEG از سال 1999 از تصویب یورو در ایرلند (هونوها ، 1997). ایرلند یکی از بالاترین رتبه های پشتیبانی برای یورو در اروپا را حفظ می کند (اتحادیه اروپا ، اتحادیه اروپا ، 2021).
آیا ثبات رژیم ارزی با هزینه توسعه به وجود آمد؟لینک استرلینگ ثبات قیمت را فراهم کرد ، اما همچنان بحث برانگیز بود و پیوندهای تجاری ایرلندی را با اقتصاد لاغر پس از جنگ انگلیس ادامه داد. یکی از انواع این استدلال بیان می کند که با ادامه گیره به استرلینگ ، شرکت های ایرلندی در معرض بازارهای پویا در جای دیگر اروپا قرار نگرفتند (هونوها ، 1997).
در جدول 1 رشد تولید ناخالص ملی (GNP)-اندازه گیری ارزش کالاها و خدمات تولید شده توسط یک اقتصاد ملی-و تورم از طریق رژیم های مختلف ارز ، نشان می دهد که هیچگونه تجارت ظاهری بین توسعه و ثبات پولی نشان نمی دهد. در نهایت ، "انتخاب رژیم ارزی برای عملکرد اقتصادی کمتر از آنچه که اغلب تصور می شود تعیین کننده است" (هونوهان ، 2019).
جدول 1: نرخ رشد و تورم تحت رژیم های مختلف پولی
| دوره پولی | نرخ رشد سرانه GNP | نرخ تورم |
| دوران ارز رایگان (1922-1922) | 0. 31 | -4. 33 |
| گیره |
| دوره کامل (1978-1927) | 2. 17 | 4. 83 |
| کمیسیون ارز (1942-1927) | 1. 10 | 2. 06 |
| بانک مرکزی (1978-1943) | 2. 65 | 6. 06 |
| شناور |
| دوره کامل (1979-1998) | 4. 03 | 6. 41 |
| EMS (1979-1993) | 2. 40 | 7. 85 |
| شناور (1994-1998) | 8. 92 | 2. 08 |
| دوره یورو |
| یورو (1999-2016) | 2. 73 | 2. 05 |
در دوره پس از ماستریخت (1993-99) ، ایرلند به سمت ادغام پولی با منطقه یورو حرکت کرد. این نشان دهنده بازگشت واقعی به اتحادیه ارزی بود که بیشتر آینه رژیم قبل از استقلال خود را نشان می داد. در طی دوره بین سالهای 1979 و 1999 ، اقتصاد ایرلند به بازار بزرگ EEC/اتحادیه اروپا افتتاح شده بود.
در طول سال های 1993-2007، اقتصاد تقریباً 6 درصد در سال رشد کرد و نسبت بدهی با مازاد مالی ثابت 70 واحد درصد کاهش یافت. ظاهراً موقعیت ایرلند در طول دهه 1990 مطلوب بود، زیرا رشد قوی تر و کاهش نرخ های بهره وضعیتی را ایجاد کرد که تراز اولیه لازم برای تثبیت بدهی منفی بود (جدول 2 را ببینید). این نشان می دهد که کسری های اولیه می توانست بدون ایجاد افزایش در نسبت بدهی رخ دهد. در ظاهر، این یک خبر مثبت به نظر می رسید.
جدول 2: داده های پایداری مالی، ایرلند 1992-2014

منبع: داده های فیتزجرالد و کنی، 2019
توجه: b* به صورت d(i-pi-g) محاسبه می شود که در آن d = نسبت بدهی، b تراز واقعی بودجه اولیه همانطور که بیان شد، نرخ بهره اسمی i و کاهش دهنده تورم pi است. تراز اولیه تثبیت کننده بدهی، b*، کسری اولیه مورد نیاز برای حفظ نسبت بدهی جاری در سطح فعلی آن با توجه به سایر عوامل تعیین کننده است. محاسبات نویسندگان
اما برخی از تحلیلگران به افزایش باز بودن اقتصاد ایرلند در یک اتحادیه ارزی اشاره کردند و به دنبال توضیح این بودند که این امر برای ارزیابی سیاست مالی تحت اتحادیه اقتصادی و پولی اروپا چه معنایی دارد (لین، 1998). با تاکید بر اهمیت چشم انداز بلندمدت، استدلال شد که سیاست باید با وجود مشکلات اندازه گیری مرتبط با تراز مالی ساختاری (میان مدت، به استثنای اثرات چرخه اقتصادی و اقدامات یکباره) ارزیابی شود (دارواس، 2013)..
تراز ساختاری مربوط به آشکار کردن موضع مالی میان مدت است، و به سیاستگذاران این امکان را می دهد تا از دام سیاست های مالی دوره ای دوری کنند - زمانی که دولت ها مخارج دولت را افزایش می دهند و مالیات ها را در طول یک توسعه اقتصادی کاهش می دهند، اما هزینه ها را کاهش می دهند و مالیات ها را افزایش می دهند. رکود اقتصادی (لین، 1998). با تکیه بر یک اقدام بلندمدت مانند تعادل ساختاری، مقامات نسبتاً در برابر فشارهای سیاسی برای گسترش در دوران رونق گذرا در امان هستند. ظرفیت اعمال سیاست های مالی ضد چرخه ای در طول دوره رکود در نتیجه تقویت می شود.
سیاست مالی طرفدار چرخه ای به ویژه در مورد ایرلند به عنوان یک اقتصاد باز کوچک، به دلیل آسیب پذیری بیشتر در برابر شوک های خارجی، عدم هماهنگی چرخه تجاری آن با شرکای اروپایی و کاهش تدریجی وجوه اتحادیه اروپا (صندوق بین المللی پول، صندوق بین المللی پول) خطرناک بود.، 1998). تعدادی از مطالعات بعدی نشان داد که موضع مالی ایرلند به طور مداوم طرفدار چرخه است (بنتریکس و لین، 2012؛ فیتز جرالد، 2011؛ کرنی و همکاران، 2000؛ کرنی، 2012).
اگر فردی به تنهایی بر داده های استاندارد پایداری مالی سالانه ارائه شده در جدول 2 تکیه می کرد، ادعای این که سیاست مالی طرفدار چرخه ای است دشوار بود. در اواخر سال 2006، شکاف اولیه ایرلند (تفاوت بین ترازهای اولیه تثبیت کننده بدهی و واقعی) مثبت و 6 درصد از تولید ناخالص داخلی بود. این ارقام حس امنیت کاذبی را برای سیاستگذاران ایجاد می کرد، زیرا به جای میان مدت سالانه ارزیابی می شدند. با استفاده از یک رویکرد تعادل ساختاری، که میان مدت را در نظر می گیرد، مازاد مالی مورد نیاز باید به طور قابل توجهی بالاتر می بود، به ویژه با توجه به نرخ های رشد بی سابقه ای که در طول دوره رونق رخ داد (Bénétrix and Lane, 2012).
اگر چنین سیاست ضد چرخه ای دنبال می شد، ممکن بود برخی از افراط های رونق رام می شد و ظرفیت مالی دولت برای واکنش به بحران مالی جهانی در سال های 2007-2009 تقویت می شد. نکول بعدی دولت در سال 2010 هم از هزینه حمایت از سیستم بانکی ایرلند و هم از این واقعیت ناشی شد که بانک مرکزی اروپا (ECB) تمایلی به خرید اوراق قرضه دولتی کشورهای عضو نداشت (de Grauwe, 2013). فقدان یک اتحادیه بانکی عملیاتی به این معنی است که هزینه نجات بانک های ملی بدون تصاحب در سطح فدرال ملی باقی می ماند (گروس، 2012).
عدم وجود یک اتحادیه مالی به این معنی بود که تثبیت کننده های خودکار در بهبود کشورهای بحران زده که مجبور به کاهش ارزش داخلی دردناک از طریق ریاضت مالی بودند غایب بودند (de Grauwe, 2018). همانطور که دیدیم، سیاست مالی دوره ای که در طول دوره رونق دنبال شد، توانایی دولت را برای پاسخگویی به میزان قابل توجهی ضعیف تر کرد. رویکرد اروپایی (ایرلندی) در تضاد با روش جایگزین بریتانیا قرار دارد، جایی که در طول بحران مالی 09-2007، بانک انگلستان به عنوان آخرین وام دهنده هم برای بانک ها و هم برای دولت عمل کرد، بانک های منطقه ای با بودجه مرکزی بازسازی شدند. و نقل و انتقالات مالی از مرکز انجام می شد.
از مثال ایرلندی چه درس هایی می توان گرفت؟
IFS با احتیاط شدید پس از استقلال به سیاست های پولی و مالی نزدیک شد. براساس توصیه های خارجی ، یک هیئت ارزی برای حفظ PEG به استرلینگ ایجاد شده است ، با گزینه مهمی برای بررسی این موضوع در صورت تغییر اندازه و تنوع تجارت ایرلند. این رژیم 57 سال به طول انجامید.
به عنوان یک کشور کوچک که با نزدیکترین همسایه خود یکپارچه شده است ، ایرلند نمی توانست استقلال پولی را انجام دهد ، اگر چنین سیاستی در انگلستان آینه ای نداشته باشد ، همانطور که در بحران 1955 مشهود است ، این گزینه باز است. بعد از اینکه ایرلند سرانجام برای مدت کوتاهی استقلال پولی را انجام داد ، دوباره تصمیم گرفت با قدم نهایی در سال 1999 برای ترک ارز و اتخاذ یورو ، به یک رژیم سخت ارز بپیوندد. رژیم فعلی بیشتر شبیه پوند قبل از استقلال است ، با سیاست های پولی و عرضه ارز در دست یک شریک تجاری بزرگتر.
پس از استقلال با هزینه ها و مزایای خاص خود ، نگه داشتن میخ استرلینگ برای مدت طولانی پس از استقلال. دوره فوری پس از استقلال همزمان با فشار خون بالا ، افسردگی و یک حرکت جهانی به سمت حمایت گرایی بود. در این نور ، استرلینگ یک پناهگاه امن بود. با این حال ، حفظ PEG استرلینگ محدودیت های قابل توجهی را در سیاست های مالی قرار داده و اقتصاد ایرلند را به طور مؤثر با سرنوشت جزیره همسایه گره خورده است.
در حالی که یک اسکاتلند مستقل ممکن است مایل به ایجاد یک بانک مرکزی مستقل باشد ، تجربه ایرلند حاکی از آن است که اتخاذ یک بانک مرکزی de facto با یک چیدمان سبک قابل انعطاف ارز ممکن است یک رویکرد مناسب باشد. فواید انعطاف پذیری در ترتیب هیئت ارز چیزی است که در رابطه با ترتیبات پولی در پی انحلال اتحاد جماهیر شوروی مورد بحث قرار گرفته است (غوش و همکاران ، 2000).
چنین رویکردی ، سیاست گذاران را از برخی فشارهای سیاسی محافظت می کند ، ضمن اینکه اعتبار و فضای سیاست را برای تغییر رژیم ، هنگامی که ترکیب و حجم ضمانت های تجاری ارائه می دهد ، ارائه می دهد. در حالی که سیاست مالی تحت چنین رژیم تنها ابزار باقی مانده سیاست اقتصادی در دسترس است ، محدود به حدی است که اتحادیه مالی مستقل از شرایط منطقه ای باشد (De Grauwe ، 2018).
از کجا می توانم اطلاعات بیشتری کسب کنم؟
- هیئت ارز یا بانک مرکزی؟درس از پیوند پوند ایرلندی با استرلینگ ، 1928- 1928: مقاله از موسسه تحقیقات اقتصادی و اجتماعی ،
- اقتصاد ایرلند در طول قرن پس از پارتیشن: بررسی تاریخ اقتصادی.
- ایرلند مستقل از دیدگاه تطبیقی: تاریخ اقتصادی و اجتماعی ایرلند.
- نوشتن تاریخ اقتصادی ایرلند از زمان استقلال: Eoin McLaughlin کارهای اخیر منتشر شده در مورد تاریخ اقتصادی ایرلند در قرن بیستم را بررسی می کند.
- تأثیر اقتصادی انقلاب ایرلند: فصل Eoin مک لوگلین در مورد پیامدهای اقتصادی استقلال از اطلس انقلاب ایرلند.
- یک قرن بدهی: جان فیتزجرالد و شان کنی تاریخ بدهی ملی ایرلند را از زمان بنیاد دولت ردیابی می کنند.
متخصص این سوال چه کسانی هستند؟
- کوین اوریرک
- فرانک باری
- Cormac ó Gráda
- فیلیپ لین
- پاتریک هون
- جان فیتزجرالد < Pan> نوشتن تاریخ اقتصادی ایرلند از زمان استقلال: Eoin McLaughlin کارهای اخیر منتشر شده در تاریخ اقتصادی ایرلند در قرن بیستم را بررسی می کند.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
9 مرداد
1402 ساعت: 15:46