دنیایی که با تغییرات سریع محیط اقتصادی ، مالی ، سیاسی و اجتماعی مشخص شده است ، جهانی که تحت تأثیر عدم اطمینان است ، منوط به ظهور خطرات به طور فزاینده ای بالاتر است و بر روند توسعه اقتصادی اقتصاد جهانی تأثیر می گذارد. تظاهرات فزاینده ای از وقایع پیش بینی نشده باعث علاقه زیادی به تحقیقات در شناسایی ریسک ، کمیت و پیشگیری در سطح خرد اقتصادی شد. در این زمینه ، مدیریت ریسک را می توان هنر تصمیم گیری در یک محیط نامشخص ، در مورد پیشینه شناسایی ، کمیت ، تجزیه و تحلیل و مدیریت خطرات ناشی از یک سازمان در نظر گرفت.
چرا یک مدیریت فعال ریسک لازم است؟فرایند جهانی سازی ، وابستگی متقابل بین اقتصادها در یک برنامه منطقه ای و جهانی ، مشکلات ناشی از لزوم اطمینان از سازگاری بین پیشگامان قانونگذاری ، تأثیر جنبش کار آزاد ، زمینه کلان اقتصادی واقع در یک پویا برجسته ، رقابت شدید در سطحشرکت کنندگان در مدارهای اقتصادی ، درجه محدود منابع و نامحدود نیازها ، نیاز به سازگاری با تغییرات تکنولوژیکی ، چالش های ایجاد شده از تغییرات آب و هوایی ، درجه بالای پیچیدگی عواملی که بر نتایج اقتصادی و مالی تأثیر می گذاردتجارت ، تنوع جریان اقتصادی بین المللی فقط برخی از جنبه هایی است که مدیریت ریسک سازمان یافته را حفظ می کند ، به پرسنل برای مدیریت فعالیت ، شناسایی ضررهای ناشی از اقدام ریسک و بیمه منابع لازم برای پوشش آنها آموزش می دهد ، اماهمچنین در شناسایی و ارتباط خطر ، واقعیتی که مستلزم وجود یک فرهنگ سازمانی قوی است که به این مفهوم محور است.
تعیین خطر در طی چند دهه به روش های مختلف انجام شده است ، جدال امروز ادامه دارد. اما صرف نظر از زاویه رویکرد ، تعریف مرز بین ریسک و عدم اطمینان ، شناسایی روشهای مدیریت ، یک چیز مسلم است: وجود خطر. اهمیت مدیریت ریسک در شرایط اقتصادی فعلی ، در میان بحران که به نظر می رسد تازه آغاز شده است ، حتی در شرایط اقتصادی فعلی قابل توجه است. در این شرایط ، به موقع و ضرورت موضوع آشکار است. وجود یک سرزمین خشک در اقتصاد رومانی با استفاده از برخی از تکنیک ها و استراتژی های خاص برای ریسک ، توسعه فوری مدیریت ریسک را تحمیل می کند ، به خصوص در سطح اشخاص کوچک و متوسط (در سطح شرکت های بزرگ قابل توجه استجهت گیری به سمت مدیریت ریسک ، حتی بخش های مختلفی برای انجام یک مدیریت فعال در سطح خطرات ایجاد می شود).
تجزیه و تحلیل عملکردهای مالی اقتصادی نیاز به در نظر گرفتن عامل خطر و از این رو پیامدهای احتمالی آن بر سودآوری و ثبات مالی دارد. در سطح هر اقتصاد نمی توان در مورد وجود برخی از سرمایه گذاری ها بحث کرد. بازده تخمین زده شده با مورد واقعی مطابقت ندارد. بنابراین ، علاوه بر تجزیه و تحلیل سودآوری ، مدیر همچنین باید توجه خود را به عوامل خطر بالقوه سرمایه گذاری معطوف کند. علاوه بر تخمین بازده آینده مورد انتظار ، نیز تعیین می شود که کمی از ریسک مرتبط با دستیابی به آن. تنوع سود ممکن است شامل دستیابی به بازده پایین تر از حد انتظار باشد. هرچه دامنه تنوع سود بیشتر باشد ، سرمایه گذاری خطرناک تر خواهد بود. بنابراین ، تجزیه و تحلیل روند سودآوری - ریسک ، طبقه بندی بهتری از فرصت های سرمایه گذاری را فراهم می کند. سرمایه گذاران منطقی ، که به طور کلی با بی اعتنایی به خطرات مشخص می شوند ، از لیست سرمایه گذاری هایی که همان بازده را ارائه می دهند ، از لیست خارج می شوند ، اما با ریسک بالاتری ، و گزینه یکی از فرصت های باقی مانده در نهایت به درجه ریسک آنها بستگی دارد. همچنین ، برخی از نویسندگان تصور می کنند که ریسک به عنوان تنوع در مقایسه با میانگین سودآوری آخرین تمرینات و در پیش بینی به عنوان تنوع سود در رابطه با امید سودآوری یا به عنوان تغییرپذیری سود در رابطه با حجم فعالیت اندازه گیری می شود.(گردش مالی) شرکت [1].
جلوگیری از خطرات ناشی از تغییرات قابل توجه در فعالیت های مربوطه می تواند در زمینه احتمال بروز مشکلات با عواقب جدی ، یک استراتژی مفید برای معامله گر در نظر گرفته شود. در برابر پیشینه بی ثباتی شدید اقتصادی و مالی یا هنگام انجام فعالیتهای پیچیده مربوط به توسعه مشارکت ، ممکن است استراتژی هایی برای پیروی از شاخص های اساسی و تهیه برنامه های اقدام برای وقوع ریسک اتخاذ شود (برای مثال ، ما می توانیم منابع مورد استفاده را در صورت استفاده پیش بینی کنیمهزینه های بالاتر یا سهام قطعات یدکی را می توان برای ترمیم تجهیزات و جلوگیری از وقفه های بزرگ در تولید تشکیل داد ، در صورت نقصی که امکان دستیابی به مقدار محصولات نهایی لازم برای رعایت تعهدات قراردادی را ندارد ، فرصت های تنظیم مجدد مبادلات را مشخص می کنند. به زودی). یک گزینه متداول ، انتقال خطرات احتمالی به شرکتهای تخصصی یا افراد (شرکتهای بیمه ، کارشناسان این زمینه) یا برخی از مشاغل است که خدمات تجهیزات تکنولوژیکی مورد استفاده را ارائه می دهند ، حتی اگر این هزینه های اضافی را نیز ایجاد کند.
توسعه تأکید شده از روابط بین الملل اقتصادی ، وجود یک گروه پیچیده از عوامل که بر عملکردهای اقتصادی و مالی سازمانهای اقتصادی تأثیر می گذارد ، بی ثباتی اقتصادی - مالی ، نوسانات محیط رقابتی ، گسترش فن آوری های اطلاعات و ارتباطات فقط برخی هستندجنبه هایی که بدون قید و شرط از ضرورت مدیریت ریسک پشتیبانی می کنند.
تحقیقات انجام شده با هدف شفاف سازی موضوعی که قبلاً در نظر گرفته شده بود ، بلکه برای شناسایی موضوعات جدید و امکان رویکردهای بعدی آینده نیز انجام می شود. بنابراین ، مقاله در چندین بخش مهم ، در مورد:
- ارائه مفاهیم و نظریه های مربوط به خطر و برجسته کردن نیاز به مدیریت آن.
- عناصر شناسایی ریسک ، با سفارشی سازی در سطح نهادهای اقتصادی.
- نظریه احتمال خطر در مطالعه ریسک ؛
- فرصت های ارزیابی ریسک ؛
- سیستم شاخص هایی که امکان تعیین عملکرد اقتصادی - مالی نهادهای اقتصادی و پایه و اساس تصمیمات مدیریت ریسک را فراهم می کند.
- امکان استفاده از مدل های آماری تبعیض آمیز در تعیین وضعیت مالی و اقتصادی یک نهاد و تحقق پیش بینی ها در مورد نتیجه وقایع آینده ، به منظور ارائه پاسخ به نگرانی های مدیران برای شناسایی و استفاده از پایدارترین وسیله اقدامتوسعه تجارت و اطمینان از پایداری موجوداتی که آنها مدیریت می کنند.
بنابراین ، ما در نظر می گیریم که مشکلی که مدیران با آن روبرو هستند ، با لزوم مدیریت ریسک در سطح هر شرکتی منعکس می شود ، که دلالت بر این دارد: ردیابی برای شناسایی عوامل تأثیر منفی بر کار انجام شده. تخمین های تعیین کننده عواقب خطر رویداد. مبنای مجموعه ای از اقدامات برای جلوگیری از خطر رویداد. آسیب های ناشی از تحقق آن را کاهش دهید. در صورت عدم امکان توسط نهاد ، با استفاده از خدمات ارائه شده توسط واحدهای تخصصی در مدیریت ریسک. هر مدیر باید حداقل و حداکثر ریسک را در مقیاس که مایل به پذیرش است ، تعیین کند ، در نتیجه نتایج شرکت به آنها بستگی دارد (با فرض اینکه ریسک بالاتر منجر به نتایج بهتر اما ضررهای مربوطه و برعکس شود).
2. شناسایی خطرات در سطح اشخاص اقتصادی
هر شرکت فعالیت خود را بر اساس دو مختصات اصلی پایه گذاری می کند: رضایت از درخواست های مصرف کننده و به حداکثر رساندن سودآوری به دست آمده. برای دستیابی به این اهداف ، در درجه اول تحمیل می شود ، اندازه سرمایه لازم و شناسایی فرصت های بودجه. هدف تصمیم تأمین مالی با انتخاب منابع سرمایه با کمترین هزینه برای به دست آوردن آنها از نظر کاهش ریسک تحقق می یابد. بنابراین ، تدوین یک سیاست مالی با هدف تعیین نیازهای تأمین مالی برای یک دوره زمانی ، انتخاب یک ساختار تأمین مالی ، به معنای روشی برای تأمین بودجه از طریق منابع یا وام های خود و ایجاد نسبت بین استفاده کوتاه مدت از منابع یا بلند مدت. اما ، همه این موضوعات نیاز به شناسایی خطرات احتمالی و ایجاد استراتژی دارد که امکان کاهش یا حتی جلوگیری از اثرات آنها را فراهم می کند.
قبل از انجام تجزیه و تحلیل ریسک ، تمایز بین مفاهیم ریسک و عدم تحرک ضروری است [2]. نظر متفق القول این است که هر دو دسته های اساسی را که بر سیاست کلی یک شرکت تأثیر می گذارد ، در نظر بگیرند ، اما ، اغلب آن را سردرگمی می کند و نشانه برابری را قرار می دهد. در واقعیت ، این دو مفهوم متفاوت و درک مناسب هستند. رویکرد نظری و عملی این دو مفهوم به دلیل میزان برجسته تر پیچیدگی اقتصاد جهانی ، روابط در حوزه اجتماعی ، حوزه فناوری ، رویداد بحران اقتصادی ، تنوع ابزارهای مالی و غیره ، تغییرات بسیاری را متحمل شده است.
ناتوانی شرکت ها در سازگاری با تغییرات ثبت شده در محیط خارجی با حداقل هزینه می تواند در معرض خطر این امر باشد. اگر به این حس مراجعه کنیم ، واضح است که هر شرکتی (حتی سودآورترین شرکتها) در معرض خطر مداوم قرار دارد ، و توسعه مکانیسم های مدیریت ریسک را تحمیل می کند تا یک مراجعه سریع از تغییرات ثبت شده بلکه ایجاد مکانیسم مداخله نیز ایجاد شود. بشر
تعریفی از مفهوم ریسک براساس تغییرات ثبت شده در سطح سود در مقایسه با میانگین به دست آمده در سالهای گذشته است (این می تواند به میزان تغییر در سودآوری آینده ، از درآمد حاصل از نتایج نیز اجرا شود. ثبت شده). روش دیگر رویکرد ، خطر را به عنوان امکان تولید واقعیتی که عواقب ناخواسته دارد ، نشان می دهد. خاطرنشان می شود که این خطر به عنوان احتمال تجلی یک رویداد (امکان پیش بینی یا عدم وجود) با پیامدهای منفی بر فعالیت اقتصادی یک شرکت در نظر گرفته می شود.
هر چه راهی برای نزدیک شدن به مفهوم ریسک مشاهده کنیم ، مشاهده می کنیم که ضررهای احتمالی را با توجه به احتمالات تجلی آنها ، که شناخته شده یا تعیین شده است ، تغییر می دهد.
درعوض ، عدم اطمینان به معنای ناتوانی در تخمین این احتمالات است. می توان در نظر گرفت که عدم قطعیت مشابه متغیری است که نمی تواند کاملاً تعریف شود زیرا شما نمی توانید وقایع احتمالی را شناسایی یا پیش بینی کنید و نه احتمال بروز آنها. به عبارت دیگر ، عدم اطمینان در این واقعیت وجود دارد که مشخص نیست کدام یک از موقعیت ها مداخله خواهد کرد. "[3]
در ارائه این مفاهیم می توان مشاهده کرد که خطر ناشی از عدم اطمینان است. بنابراین ، عدم توانایی در تخمین یک واقعه ، از زمان ثبت نام و اندازه اثرات ثبت شده ، وضعیت عدم اطمینان را تحقق می بخشد. پس از آن ، اتخاذ تصمیمات امروز ثبت نام نتایج را در آینده تعیین می کند ، که اینها در معرض وضعیت عدم اطمینان قرار دارند.
در سطح یک سازمان اقتصادی ، عدم قطعیت با خطرات مشخص شده و تخمین زده می شود. بنابراین ، هرگونه افزایش وزن آنها در کل خطرات که بر فعالیتی که انجام می شود تأثیر می گذارد ، تعیین افزایش وضعیت عدم اطمینان و معکوس (دانستن و پیش بینی تقریباً به طور کامل خطرات ناشی از فعالیت که در آن صورت می گیرد ، با از بین بردن مشابه نیست. عدم قطعیت). عدم اطمینان توسط مدیر به عنوان کل کل عواقب وجود برخی از موقعیت های احتمالی ناخواسته مشاهده می شود. در نتیجه ، شخصیت عینی یا ذهنی عدم اطمینان به ضرورت ارتباط با عقاید و برداشت از تصمیم گیرنده با استدلال منطقی ، بر اساس تاریخ واقعی ثبت شده در دوره قبلی گزارش می شود.
بدیهی است ، هیچ کس نمی تواند بگوید که وی پیشنهاد کرده است از وضعیت عدم اطمینان جلوگیری کند ، زیرا ، همانطور که مشخص شده است ، تحولات عمیق که بر کل جهان تأثیر می گذارد ، چنین پویایی برجسته ای دارند زیرا این آرمانشهر چنین نگرشی خواهد بود. امکانات بزرگتر و بزرگتر انتخاب باعث می شود آینده نیز برای چه کسی متوجه سخت ترین برنامه ریزی شود [4]. در نتیجه ، پذیرش عدم اطمینان و نگهداری آن در حد معقول بسیار نزدیکتر است. مطالعه ای که بر روی نمونه 50 کشور انجام شده است ، تفاوتهای مهمی در نگرش در مورد اجتناب از عدم اطمینان ، با تفاوت های پیوند اقتصادی ، بلکه همچنین فرهنگی ، آموزشی یا رفتاری توضیح داده است [5]. بدیهی است ، تحقیقات علمی به کاهش عدم اطمینان در مؤلفه ها و رفتارهای مختلف ذهن انسان اشاره کرده است. اما ، فعالیت مردم باعث شده است که اقدامات برخی از عدم قطعیت های جدید به گونه ای باشد که بحران اقتصادی و مالی ، فقر یا جهانی سازی ما را به طور دائم در مقیاس تکامل کل جامعه همراهی کند.
بروز بیشتر و مکرر وقایع غیرقابل پیش بینی باعث شده است که تحقیقات زیادی در زمینه شناسایی ریسک ، کمیت و پیشگیری در سطح خرد اقتصادی داشته باشد. بنابراین ، از سال 1955 ، استاد وین اسنایدر مفهوم مدیر ریسک را تعریف کرده بود و در سال 1956 مفهوم مدیریت ریسک ظاهر شد. در این زمینه ، مدیریت ریسک یک پیشرفت سریع را شناخته است ، همچنین مفهوم هزینه جهانی ریسک را تعریف می کند. تعاریفی که به مدیریت ریسک داده می شود یا از شخصیت تجربی برخوردار است ("هنر انتخاب درست ، یک هنر مبتنی بر پیش بینی وقایع آینده از واکنش به گذشته های گذشته است" ، یا "مدیریت ریسک فقط عقل سلیم است") یا عملگراشخصیت ("مدیریت هزینه جهانی خطرات قابل بیمه یا غیرقانونی ، در یک شرکت"-[6]).
اگرچه مفهوم ریسک به خودی خود وضعیت عدم اطمینان و نامشخص را بیان می کند ، اما باید از این استدلال که می توانیم به منظور شناسایی فرصت ها برای بیان برخی از گزینه ها ، نه تنها مطلوب بلکه نامطلوب عمل کنیم ، از آن تمایز قائل شود.، و همچنین از میزان احتمال. در چارچوب اقتصاد بازار ، مفهوم ریسک به طور گسترده ای مورد بحث قرار گرفته است ، بدون عقاید یکنواخت موجود ، بلکه متنوع و حتی متناقض است.
اگر تعریف فرهنگ لغت توضیحی زبان رومانیایی را به ترتیب در نظر بگیریم: "امکان رسیدن به یک خطر ، داشتن دردسر یا آسیب دیده است. خطر احتمالاً کم و بیش قابل پیش بینی است. "، ما می توانیم سمت احتمال را برای بیان خطری که عوامل انسانی را برای شناسایی فرصت ها به منظور جلوگیری و کاهش اثرات آن تعیین می کند ، نشان دهیم. در فرهنگ لغت های تخصصی نیز تعاریف دیگری از ریسک مانند "احتمال وجود وام یا سرمایه گذاری برای ایجاد ضرر" و "رویداد احتمالی آینده ، که تولید آن ممکن است باعث ضرر و زیان شود" است. ضررها را می توان از قبل پیش بینی کرد و غیرقابل پیش بینی در صورت تعیین شرایط شرور ". در نظریه کلاسیک تصمیم گیری ، این خطر" یک عنصر نامشخص است اما ممکن است که همیشه در فعالیت های اجتماعی و انسانی ظاهر شود که اثرات آنها آسیب دیده و برگشت ناپذیر است ".
از تعاریف ارائه شده می توان نتیجه گرفت که ریسک پدیده ای نامشخص اما با درجه خاصی از احتمال وقوع است که هم می تواند باعث زیان شود و هم اثراتی را که می توان به سختی و یا اصلاً برطرف کرد. حوزه رویداد ریسک گسترده است و هم جنبه انسانی و هم جنبه اجتماعی، سیاسی یا سایر جنبه های طبیعی را در بر می گیرد. در نتیجه، اقدامات آگاهانه یا ناخودآگاه اعمال شده بر روی اجزای یک سیستم می تواند اثرات مستقیم مورد انتظار، متناسب با اهداف دنبال شده، و همچنین شواهدی از اثرات نامطلوب مستقیم یا غیرمستقیم را ایجاد کند که ادبیات تخصصی آن را به عنوان خطر تعریف می کند.
در میان فعالان اقتصادی، طیف وسیعی از خطرات ناشی از اقدامات آنها و محیط خارجی وجود دارد. توسعه جامعه اشکال جدیدی از ریسک را ایجاد کرده و شناسایی راهبردها و روش های جدید برای پیش بینی و تحلیل ریسک و عدم قطعیت را تحمیل کرده است. بنابراین، به خطرات ناشی از بلایای طبیعی، ریسک های مربوط به فرآیندها و پدیده های اقتصادی، درگیری های مسلحانه و غیره، دسته بندی های دیگری نیز اضافه شد که تعریف یا برآورد کمی آن ها اغلب دشوار است. بنابراین، شواهد فزاینده ای از خطرات ناشی از پیچیدگی روزافزون محیط کسب و کار، تغییرات در سیستم های حقوقی (به ویژه برای هماهنگی با سایر نظام های حقوقی)، انجام تجارت در کشورهای مختلف که نرخ های متفاوتی از توسعه اقتصادی را تجربه می کنند، فعالیت های سیاسی، جمعیتی وجود دارد.، عوامل فرهنگی، حقوقی.
گروه ریسک ها را می توان از دیدگاه های بیشتری متوجه شد، در ادبیات تخصصی که با رویکردهای بسیاری مواجه است. بدون برنامه ریزی برای تکرار آنها، سعی می کنیم به ویژه آن دسته از گونه شناسی هایی را گزارش کنیم که در دسته بندی های سبکی قرار می گیرند که تأثیر زیادی بر عملکرد اقتصادی-مالی سازمان های اقتصادی دارند (جدول 1).
میز 1.
معیارهای طبقه بندی ریسک هایی که بر فعالیت واحدهای اقتصادی تأثیر می گذارد
خطرات مشخص شده را می توان در نوبت خود در زیر اجزای فرعی کسر کرد و امکان تجزیه و تحلیل علل ژنراتور را فراهم می کند. مهم نیست که معیار طبقه بندی و امکان تقسیم ، یک چیز مطمئناً است: خطر در تجارت یک کشور خاص است ، ویژگی اقتصاد بازار. عدم پذیرش آن می تواند به روشهای انجام فعالیت توسط نهادهای اقتصادی منجر شود نه مطابق با واقعیت های اقتصاد (عملاً ، این چیز با وجود برخی از اعمال مداخله اداری در سطح دولتی که می تواند آزادی عمل اپراتورهای اقتصادی را از بین ببرد ، برابر می شود.).
نتیجه گیری از جنبه های ارائه شده فقط به یک روش همگرا است ، دقیقاً بیشتر از این که احتمال انجام فعالیت در یک محیط خاص وجود ندارد ، البته مهم نیست که این زمینه ، شاخه یا بخش که یک عامل اقتصادی فعالیت خود را انجام می دهد. در نتیجه ، اعمال یک مدیریت ریسک فعال فقط می تواند در سطح اپراتورهای اقتصادی تأثیرات مطلوبی داشته باشد. ساختار چنین فرآیندی را می توان به صورت شماتیک مانند این برجسته کرد (شکل 1).

فعالیتی که توسط یک شرکت انجام می شود ، منوط به امکانات مختلف تظاهرات خطرات داخلی و موارد خارجی است که با تعامل با محیط ایجاد می شود. در نتیجه ، مرحله اول شناسایی خطرات مختلف نماد آنها در "ثبت خطرات" را تحمیل می کند. تجزیه و تحلیل آنها حاکی از یک روند ارزیابی و رتبه بندی با توجه به تأثیراتی است که می توانند ایجاد کنند. تدوین یک برنامه عملی ، با اقدامات اقدام روشن ، برای جلوگیری از خطرات و کاهش تلفات ناشی از تجلی آنها ، مرحله اجباری بعدی است. اما ، این اقدامات به اندازه کافی بدون تأیید دائمی در فرایند مدیریت ریسک و انجام یک کنترل دقیق بر نحوه اعمال اقدامات مربوطه به اندازه کافی وجود ندارد ، به گونه ای که آنها بهبود عملکرد شرکت را ثبت کنند.
3. تئوری احتمالات در بررسی ریسک
آیا می توان آن را فقط با استفاده از شهود مدیر تخمین زد و از آن جلوگیری کرد؟پاسخ واضح است ، که توسط واقعیت های روزانه نشان داده شده است. یک جنبه ذاتی از هر فعالیت ، امکان وجود یک واقعه مورد نظر نیست ، که برای آن حداقل می تواند برای تعیین احتمال تجلی ایده آل باشد. به احتمال تظاهرات یک وضعیت ، فرآیند ، پدیده و غیره می تواند یک بازه یا یک یا چند پاسخ مشخص باشد. در تئوری احتمالات ، این عناصر به عنوان متغیرهای تصادفی گسسته تعریف می شوند (مواردی که می توان نتایج را ذکر کرد) و موارد مداوم (مواردی که در آنجا می توان نتایج را در فواصل معینی قرار داد). متغیرهای مختلط استفاده شده ، که به احتمال استفاده از ترکیبی از دو نوع ذکر شده که قبلاً برای بازتاب نتایج احتمالی ذکر شده است (این موارد خاص برای بخش بیمه است).
این احتمالات را می توان شناسایی کرد ، اما نتایج ضبط شده در همان زمان در سطح همه انواع نیز ظاهر نمی شوند. به عنوان مثال ، در یک رقابت بولینگ ، می توانید بین 0 تا 6 اسکیتل (7 نتیجه ممکن وجود داشته باشد) ، اما فقط پس از پرتاب ، شماره آنها را به وضوح می دانید ، بدون اینکه در همان زمان دو نوع ضبط امکان پذیر باشد. با این حال ، سوال برای ارزیابی احتمال نتایج به عمل است. در مورد متغیرهای گسسته ، چیزها ساده به نظر می رسند. ارزیابی با گزارش تغییرات مطلوب در تعداد موارد ممکن امکان پذیر است. به عنوان مثال ، یک عامل اقتصادی را در نظر بگیرید که دستور تهیه مبلمان برای حداقل یک قطعه از هر یک را دارد ، اما با ظرفیت تولید بالاتر. در این زمینه ، او دوست دارد بداند احتمال پرداخت حداقل 3000 یورو از فروش کالاهای ذکر شده چیست ، با دانستن اینکه قیمت واحد فروش 500 یورو برای محصول X و 300 یورو برای محصول Y است ، ومقدار ارائه شده برای فروش 5 قطعه از هر محصول است. برای شناسایی شرایط مطلوب ، تاریخ های جدول 2 را دنبال می کند.
جدول 2
ماتریس شرایط ممکن
با توجه به حداقل مبلغ هدفمند و قیمت فروش واحد ، شرایط مطلوب توسط موارد زیر نشان داده می شود: (3x ، 5y) (4x ، 4y) (4x ، 5y) ، (5x ، 2y) (5x ، 3y) ؛(5x ، 4y) ، (5x ، 5y). در نتیجه ، 7 مورد مطلوب از 25 ممکن وجود دارد. احتمال بدست آوردن مقدار هدفمند 7/25 = 0. 28 است. مطمئناً ، نمونه ای که در نظر گرفته می شود ساده است ، اما ما در نظر گرفتیم که یک مورد را برجسته می کنیم که امکان تخمین سریع از احتمال ضبط یک وضعیت مطلوب را فراهم می کند. و در مورد متغیرهای تصادفی مداوم ، تئوری احتمال پایه و اساس نظری را برای شناسایی امکان تجلی یک وضعیت فراهم می کند.
نمی توان نتیجه استفاده از این روشهای ریاضی را برای ارزیابی احتمال نتایج به دست آورد. و هنوز هم ، ما باید جنبه زیر را در نظر بگیریم: چه تعداد از مدیران تئوری احتمال را می دانند ، مایل به استفاده از آن هستند و متقاعد شده اند که می توانند در هر صورت از آن استفاده کنند ، با توجه به سطح پیچیدگی عواملی که می توانند در کار انجام شده تأثیر بگذارند؟اگر این نظرسنجی در رومانی انجام شود ، به ویژه در سطح سازمان های کوچک و متوسط ، درصد بسیار پایین خواهد بود.
علاوه بر این ، مسئله مدیریت ریسک در کشور ما در یک دوره اخیر یک کانتور کاملاً تعریف شده به دست آورده است ، تحقیقات انجام شده تقسیم شده و ساده و قانون کافی و مجاز نیست. علاوه بر این ، اگرچه تجلی یک نتیجه را می توان از طریق این روشهای منطقی پیش بینی کرد ، حتی اصطلاح مورد استفاده ، "احتمال" نشان می دهد که فعالیت عوامل اقتصادی را نمی توان به اصطلاح منطقی ترجمه کرد تا برخی از جنبه های نامشخص را تعیین کند. از برخی از داده های آماری برای اندازه گیری احتمال ظهور یک پدیده ، به دست آوردن نتایج مربوطه هنگام گزارش به تعداد زیادی از موارد مختلف که به هم مرتبط نیستند ، می دهد.
در این زمینه ، رویکرد ما از نیاز به پیوند موضوعات مفهومی از تئوری اقتصادی با ایجاد یک بانک اطلاعاتی اطلاعات تا حد امکان کامل پشتیبانی می کند (نه تنها به داده های آماری بلکه برای پیش بینی اطلاعات نیز گزارش شده است) ، تا اشخاص اقتصادی بتوانند روند را شناسایی کنندتکامل پدیده ها و فرآیندهای تأثیرگذار بر بازار و وضعیت اقتصادی - مالی. چنین رفتاری به آنها امکان می دهد تا به اهداف به دست آمده با منابع و فرصت های موجود برای اقدام دست یابند. بدیهی است که روند به دست آوردن اطلاعات پرهزینه است. اما ، آنچه مهمتر است - ضبط برخی از هزینه های اضافی حاصل از به دست آوردن اطلاعات ضروری و جلوگیری از عواقب ناخواسته از طریق تجلی برخی از خطرات که شناسایی و ارزیابی نشده اند؟این پاسخ را می توان با این استدلال که اندازه شرکت به دلیل نیاز و امکانات اطلاعاتی ، همچنین با هزینه های اطلاعات ، پشتیبانی می کند [7] پشتیبانی شود. ما نباید باور کنیم که واقعیت داشتن حجم زیادی از اطلاعات در مورد گزینه های احتمالی ، امکان اتخاذ تصمیمات در صورت عدم وجود شرایط خطر و عدم اطمینان را فراهم می کند. اما ، نادیده گرفتن اطلاعاتی که توسط جیره بندی "به هر حال اتفاق می افتد ، با یا بدون استراتژی" فقط می تواند نگرش ضد تولیدی باشد ، با پیامدهای منفی که حتی می تواند منجر به ورشکستگی شود.
4- امکان ارزیابی ریسک
آیا شناسایی ریسک برای تعیین یک دوره عمل کافی است تا از ضرر جلوگیری شود یا به حداقل برسد؟بدیهی است که جواب نه. جنبه مهمی از مدیریت ریسک با ابعاد اندازه آن نشان داده شده است تا بتواند اثرات ناشی از تجلی آن را ارزیابی کند. به طور کلی ، اندازه گیری ریسک از فرضیات خاص شروع می شود:
- وجود خطرات متعدد ، کاهش یا افزایش تلفات خاص برای یک دسته خاص را تعیین نمی کند (به عنوان مثال ، ضرر ناشی از تظاهرات خطر نرخ بهره بر روی موارد ناشی از خطر محیطی اقدام نمی کند).
- تجلی یک ریسک به طور خودکار بر احتمال ظهور یک خطر دیگر عمل نمی کند (افزایش قیمت مواد اولیه مورد استفاده مستقیم یا غیرمستقیم بر خطر شهرت شرکت تأثیر نمی گذارد).
- خسارات ناشی از تجلی یک ریسک باید تحت سطح دارایی های موجود متعلق به شرکت باشد.
در مورد هر مشاغل ، این فعالیت در مورد مؤلفه ها گزارش می شود ، که در رابطه با مشاغل مستقر در راه اندازی آن متفاوت است. با توجه به یک مأمور اقتصادی که درگیر فعالیت های تولید و بازاریابی است ، می توانیم خطرات عمده ای را که ممکن است در منطقه اقتصادی ، مالی ، سرمایه گذاری و تجارت رخ دهد ، شناسایی و ارزیابی کنیم. برای این کار ، با بیان امکانات سرمایه تحمیل می شود (شکل 2).
این ساختار اجازه می دهد تا فرآیند تخصیص سرمایه فعالیتهای ویژه ارزیابی ریسک از دو مؤلفه را هدف قرار دهد. در نتیجه ، ما به دسته های اصلی ریسک که در سطح هر مؤلفه عمل می کنند ، گزارش خواهیم داد.
اجرای چرخه عملیاتی هم درآمد و هم هزینه را تعیین می کند ، سطح فعالیت همه بر سودآوری تأثیر می گذارد. بدیهی است که اینها نامشخص هستند و از یک دوره به دوره دیگر بدون تغییر باقی نمی مانند. درآمد منوط به تأثیر ترکیبی از چندین عامل است: حجم تولید انجام شده ، کمیت فروخته شده ، تقاضای بازار ، قیمت فروش. سطح هزینه ها بر سودآوری هم از طریق حجم و هم از ساختار عمل می کند. بنابراین ، سطح بالایی از هزینه های ثابت خطری برای یک شرکت عامل اصلی ایجاد می کند. این امر حتی بیشتر خواهد بود زیرا حجم فروش پایین تر خواهد بود ، هزینه های ثابت بیشتر خواهد بود و خروجی در نزدیکی نقطه بحرانی انجام می شود (آن سطح ، به دلیل تولید یا سود حاصل از آن ثبت نمی شود ، بدون ضرر). نظریه اقتصادی راه حل هایی را برای تعیین نقطه ای ارائه می دهد که فعالیت توسعه یافته هیچ گونه سود و زیان ایجاد نمی کند و واقعیت های اقتصادی تمایل به پیشبرد نرخ رشد هزینه های افزایش مربوط به تولید به دلیل بهره وری بیشتر نیروی کار نشان داده است. بهبود سازمان کار یا جذب پیشرفت فنی. علاوه بر این ، افزایش سطح تولید منجر به هزینه کمتری در هر واحد تولید می شود ، پایه تخصیص هزینه های ثابت بالاتر است. در این زمینه ، شرکت هایی که سطح بالایی از هزینه های ثابت را ثبت کرده اند ، نسبت به افرادی که سهم بالایی از هزینه های متغیر دارند ، در معرض خطر قرار می گیرند. برای ارزیابی ریسک عملیاتی ، اپراتورها می توانند سطح گردش مالی را در مقایسه با Breakeven نظارت کنند. از نظرسنجی های انجام شده ، این ایده پدیدار می شود که تفاوت بین آنها تا 10 ٪ نشان دهنده وضعیت ناپایدار ، بین 10 تا 20 ٪ است - یک وضعیت نسبتاً پایدار و بیش از 20 ٪ یک وضعیت راحت. همچنین ، یکی دیگر از شاخص ها که امکان اندازه گیری ریسک عملیاتی را فراهم می کند ، اهرم عملیاتی است که نشان دهنده افزایش درصد نتیجه عملیاتی به دلیل افزایش یک درصد از فروش است.

مدیر ریسک باید تمام خطرات ممکن را که می تواند بر سودآوری فعالیت عملیاتی در سطح هر مرحله تأثیر بگذارد ، تجزیه و تحلیل کند. به این ترتیب ، می توان مجموعه ای از خطرات را که در جدول 3 ارائه شده است ، شناسایی و ساختار داد.
جدول 3.
خطرات بالقوه مرتبط با فعالیت عملیاتی
یکی از مهمترین تصمیمات در سطح خرد اقتصادی ، تخصیص سرمایه برای دوره فرآیندهای سرمایه گذاری است زیرا آنها منعکس کننده عملکرد هزینه های فعلی به منظور دستیابی به درآمد آینده هستند. بنابراین ، مقدار منابع اختصاص یافته برای دستیابی به سرمایه گذاری می تواند موفقیت آنها و توسعه تجارت را تعیین کند. سرمایه گذاری های واقعی ، تجسم یافته توسط دارایی های اساسی برای توسعه فرآیندهای تولید و فروش ، موضوع خطرات متمایز ، توانایی مدیران در انتخاب پروژه هایی است که حداکثر رساندن ارزش عامل اقتصادی ضروری است. برای اثبات تصمیم سرمایه گذاری ، این عمل عناصر خاصی را تحمیل می کند که به اندازه کارآیی پروژه تحلیل شده امکان پذیر است ، یعنی: میزان سرمایه سرمایه گذاری شده ، عمر هدف ، جریان نقدی خالص ، ارزش باقیمانده و نرخ تخفیف [8]
معیارهایی که می تواند برای تجزیه و تحلیل پروژه سرمایه گذاری اعمال شود باید مربوط به یک محیط نامشخص باشد زیرا یک محیط خاص در واقعیت وجود ندارد. ساختن برخی از مدل ها بر این فرض که جریان نقدی آینده قطعی است ، ماهیت توضیحی دارد. در یک محیط اقتصادی و اجتماعی قطعی ، دانش قبلی و خاصی از نرخ بهره و جریان پولی آینده پروژه های سرمایه گذاری فرض می شود. تغییرات احتمالی در نرخ بهره و خطر یک فعالیت نادرست ، دستیابی به Breakeven (نقطه مرده) و/یا ورشکستگی و ورشکستگی در پایه محاسبه برای راندمان سرمایه گذاری درج نمی شود. در نتیجه ، پایه و اساس تصمیم سرمایه گذاری در یک محیط خاص ، ماهیت نظری ، درک ابزارهای اساسی تجزیه و تحلیل پروژه های سرمایه گذاری دارد. این در مورد استفاده از محاسبات محرک در انتخاب پروژه های سرمایه گذاری یا اوراق بهادار پروژه است که به حداکثر رساندن ثروت سرمایه گذاران سهام (سهامداران و طلبکاران) و در نتیجه ارزش شرکت را به حداکثر می رساند. مفاهیم نرخ بهره به عنوان نرخ بهره وری بدون ریسک (RF) و ارزش فعلی خالص (NPV) در مرکز تجزیه و تحلیل در محیط خاص قرار دارند.
تعیین جریانهای نقدی ناشی از پروژه سرمایه گذاری و لحظه اقدام آنها ، تعادل بازار سرمایه و عمل نرخ بهره بدون تغییر برای مدت طولانی که امکان شناسایی دقیق هزینه های وام را فراهم می کند مواردی هستند که نمی توانندضبط شده در بخش های مختلف بازار. در این زمینه ، تخمین جریان های مثبت و منفی آینده یک عمل دشوار است که می تواند با یک درک غیر واقعی و بنابراین عدم موفقیت در فرآیند سرمایه گذاری انجام شود. تخمین را می توان با شناسایی برخی از عناصر احتمال در ثبت سطوح خاص شاخص های استفاده شده حتی در یک محیط نامشخص انجام داد. دولت های عدم اطمینان را می توان توسط پروژه سرمایه گذاری یا بازار ایجاد کرد. بنابراین ، شیوه انجام پیش بینی سرمایه گذاری ، اجرای پروژه و استفاده از آن ، و همچنین نوسانات بازار سرمایه ، اقدامات رقبا ، تجلی بحران مالی و اقتصادی احتمالی می تواند خطرات و اختلافات بین پیش بینی ها و واقعیت را ایجاد کند. برای پذیرش یک تصمیم سرمایه گذاری در محیط احتمالی ، مراحل زیر مورد نیاز است: اندازه گیری جریان های مثبت و منفی در فرضیات احتمالی مختلف ، اندازه گیری ریسک سرمایه گذاری ، اتخاذ تصمیم سرمایه گذاری برای یک پروژه خاص [9].
برای دستیابی به مرحله اول ، اندازه امید ریاضی به ترتیب به ترتیب میانگین میانگین سالانه پیش بینی شده جریان نقدی و مقایسه آنها ضروری است. این مقایسه را می توان با به روزرسانی جریان نقدی یا بدون این عمل انجام داد. انتظار ریاضی جریان نقدی پروژه های سرمایه گذاری با وزن گیری جریان سالانه (از سه روش تخمین زده می شود: یک مثبت یا خوش بین ، یک بدبین و یک رسانه) با احتمال اجرای آنها (این یا از نظر آماری تعیین می شود یا توسطمتخصصان مشاوره با تجربه در این زمینه یا شهود سرمایه گذار و مجموع احتمالات باید برابر با وحدت باشد). هنگامی که چندین پروژه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است ، بدیهی است که آن را انتخاب می کند که بزرگترین امید ریاضی برای تحقق بازده های آینده را ایجاد می کند. مقایسه پروژه ها در صورت استفاده از تکنیک به روزرسانی جریان ، نتایج بهتری را فراهم می کند. اشکال این معیار این است که تنوع نتایج را در حدود متوسط در نظر نمی گیرد. در نتیجه ، در عمل مالی می توان از معیار پراکندگی کل جریان نقدی مطلق با تخفیف خالص استفاده کرد. به این معنا ، این بهترین پروژه ای است که یک جریان نقدی خالص با تخفیف را تعیین می کند که کمترین پراکندگی را دارد.
خطر نشان دهنده احتمال نتایج نامطلوب است. در فرآیند سرمایه گذاری ، خطر بسیار بیشتر از سایر فعالیت های اقتصادی است زیرا اثرات برای مدت طولانی ثبت می شود (در نتیجه دشواری پیش بینی های دقیق اثرات قابل دستیابی) و جریان های منفی دارای مقادیر راحت هستند که می توانند در ضررها تحقق یابد (در صورت عدم موفقیت). برای جلوگیری از ریسک ، سرمایه گذار ممکن است انتخاب کند: افزایش نرخ تخفیف با درصد دیفرانسیل با توجه به میزان ریسک مرتبط با نوع سرمایه گذاری (به عنوان مثال ، سرمایه گذاری های جایگزینی با ریسک بسیار کمی همراه هستند ،ارتقاء تجهیزات موجود در استفاده شامل ریسک کم است ، سرمایه گذاری های جدید ریسک بالاتری دارند در حالی که سرمایه گذاری های استراتژیک شامل یک ریسک قابل توجه است) ، اما در تعیین اندازه آن درجه ای از ذهنیت را نشان می دهد. اجرای یک برنامه سرمایه گذاری که می تواند با توجه به شرایط خاص هم از نظر هزینه هایی که باید انجام شود و هم از نظر انجام به تدریج سرمایه گذاری ها در حین اجرای آنها متفاوت باشد. پروژه هایی با طول عمر کمتر (برای جلوگیری از اثرات منفی منسوخ و همچنین برای پروژه هایی که امکان بهبود سریعتر سرمایه سرمایه گذاری شده را فراهم می کنند).
در عین حال ، با استفاده از برخی روش های ریاضی می توان آن را اندازه گیری کرد. این خطر را می توان با استفاده از پراکندگی یا انحراف مربع میانی جریان های فردی به انتظار ریاضی اندازه گیری کرد. هرچه پراکندگی کوچکتر باشد ، ریسک سرمایه گذاری کمتر است. این فرایند شامل مقایسه بین اندازه ابعاد دوره تغییر نرخ بازده برای پروژه های مختلف سرمایه گذاری است. این عمل همچنین روش دیگری را بیان کرد که امکان شناسایی دقیق راه حل بهینه سرمایه گذاری را فراهم می کند ، که از آن به عنوان انحراف استاندارد یاد می شود [10] ، که نشان دهنده انحراف کوچک توزیع احتمال بازده است. به عنوان مثال ، ما دو پروژه ، x و y را در نظر می گیریم ، که برای آنها نرخ های زیر توزیع بازده و احتمال تخمین زده می شود (جدول 4).
جدول 4.
نرخ بازده و احتمال وقوع گزینه های سرمایه گذاری
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
26 مرداد
1402 ساعت: 11:57