بازرگانان من روانشناسی معامله گر
تسلط بر راز بیمار ، ذهنیت تجارت منضبط
شما آن را بدست آوردید - با تمام آموزش و دانش به دست آمده ، شما برای رسیدن به رویاهای تجاری خود آماده هستید. شما این چیزها را می دانید و سخت کار می کنید. شما آماده پیروزی و رشد ثروت هستید. با اطمینان شما پول را در خط قرار می دهید. سپس ، wham ، هنگامی که پول واقعی است ، دوباره ، دوباره و دوباره به دیوار آجری ضربه می زنید. ناگهان ذهن تجارت شما هک شده و دوباره از کنترل عاطفی دور می شوید. تلاش بیشتر دفعه بعد به سادگی کمکی نمی کند. با وجود بهترین تلاش های شما ، چیزی از دست رفته است که شما را از دستیابی به موفقیت که می دانید ممکن است ممکن کند. اما هیچ کس صحبت نمی کند. و شاید ، فقط شاید ، شما نمی خواهید بشنوید که مشکل شما و مغز مخفی و بدوی خود هستید.
بین رویاهای شما و واقعیت تجارت که نمی دانستید در آنجا وجود دارد. هیچ کس به شما نگفت که چگونه با ماهیت عاطفی خود و مغز در تجارت مقابله کنید. و مغز شما از دیدن آنچه نمی خواهد ببیند امتناع می ورزد. این راز محکم است که هیچ کس (از جمله شما) نمی خواهد در مورد آن صحبت کند. به جز آن دسته از افرادی که واقعاً می خواهند موفقیت تجارت داشته باشند.
راز تسلط بر ذهن تجارت
مهم نیست که به شما گفته شده است ، مغز/ذهن که به تجارت آورده اید نمی تواند در تجارت موفقیت شما را به همراه آورد. در واقع ، شما را به شکست تبدیل می کند. برای موفقیتی که به دنبال آن هستید ، باید مغز/ذهن را که به تجارت خود در برابر اراده مغز بقا می رسانید ، بازسازی کنید. و این ، اگر انگیزه داشته باشید ، می توان انجام داد! مغز برای بقای کوتاه مدت ساخته شده است و باید احساس کند که کنترل دارد (که در هنگام تجارت نیست). و این امر با عدم اطمینان ، خطر و سرعت معاملات روز از بین می رود. شما این را به عنوان ترس یا پرخاشگری در تجارت خود تجربه می کنید که در لحظه های استرس ، تفکر منطقی را به خود می گیرد. این با تجربه ، تلاش بیشتر یا تلاش برای کنترل تغییر نخواهد کرد. مغز شما باید دوباره آموزش داده شود.
در اینجا مشکل وجود دارد. شواهد بیشتری مبنی بر اینکه به مغز خود می دهید که روشهای قدیمی آن اشتباه است ، محکم تر به اعتقادات قدیمی می چسبد و در برابر پذیرش باورهای قدرتمند جدید مقاومت می کند. به این ناهماهنگی شناختی گفته می شود و مبتنی بر یادگیری بدوی لیمبیک است. این مبارزه بین مغز عاطفی با انگیزه بقا و مغز تفکر جدید شماست. خوشبختانه ، اگر بتوانید مغز خود را از بین ببرید ، مغز عاطفی شما می تواند به جای پاسخ واکنشی که در بین بازرگانان بسیار رایج است ، از پاسخ ، خطر و سرعت از یک بیمار ، پاسخ دهد. این همان شکافی است که باید برای شما ایجاد شود تا ذهن را که به خوبی معامله می شود ، توسعه دهید. و می توان آن را انجام داد. شما می توانید یاد بگیرید که چگونه می توانید مغز عاطفی را بازیابی کنید تا وقتی با عدم اطمینان ، خطر و سرعت تجارت روبرو می شوید ، از نظر عاطفی نظم و انضباط داشته باشد. تمام این دانش تجاری تا زمانی که به احساسات تجارت برآورده نشوید ، بی فایده است. این همان در موفقیت است که تعداد کمی از آنها باز است.
یادگیری عاطفی با یادگیری منطقی متفاوت است
ما دوست داریم باور داشته باشیم که می توانیم با استفاده از منطق و دلیل بر مشکلات خود ، تغییر مؤثر ایجاد کنیم. و هنگامی که ما منطق را درست داریم ، تغییر اتفاق می افتد زیرا شما فکر می کنید که عمیق ترین عقاید شما با دلیل قابل تغییر است. این درست به نظر می رسد ، اما به این روش کار نمی کند. به عنوان نمونه ، منطق "هر اتفاقی می تواند در هر زمان رخ دهد" یا "هیچ کس مهم نیست - به لبه خود ادامه دهید و این کار را انجام می دهد". این منطق برای شما معنی دارد. به نظر می رسد تا زمانی که سعی کنید آن را در زمان واقعی و با پول در معرض خطر اعمال کنید ، در حالی که تصمیمات تجاری می گیرید. منطق اعتقادات در مواجهه با اعتقادات عاطفی قدرتمند قدرتمند که باعث می شود مغز به جای سود بلند مدت ، به نفع بقای کوتاه مدت عمل کند ، تجزیه می شود. اعتقادات در مورد ظرفیت شما برای مدیریت عدم اطمینان در محل قفل می شود و بدون توجه به اینکه چه میزان شواهد بر خلاف آن به مغز عاطفی ارائه می شود ، بسیار مقاوم در برابر تغییر هستند.
اعتقادات عاطفی ایجاد می شود که مغز لیمبیک تهدید درک شده از عدم اطمینان را درگیر کند. ناگهان نسبت به خطر درک شده آسیب پذیر است. و به سرعت راه حلی برای مشکل پیدا می کند ، معمولاً با پرخاشگری یا ترس ، و سپس آن راه حل را در پاسخ های عاطفی خودکار مغز قفل می کند. اکنون ، هنگامی که مغز با وضعیتی روبرو می شود که عدم اطمینان را ایجاد می کند ، راه حلی برای مقابله با آن تهدید آموخته است که به طور خودکار آتش می گیرد - مدت ها قبل از اینکه پیام به مراکز تفکر مغز برسد. تفکر ربوده شده است بنابراین تفکر بلند مدت به سادگی در این لحظه بسیار شارژ امکان پذیر نیست. در عوض ، یادگیری لیمبیک آزمایش شده و واقعی برای راه حل های بقا کوتاه مدت ایجاد می کند. منطق و عقل هرگز وارد تصویر نشدند. شما هر بار که تجارت خود را برنامه ریزی می کنید ، این کار را تجربه می کنید ، سپس در میان استرس ، نمی توانید برنامه خود را همانطور که منطق دیکته می کند تجارت کنید. در عوض ، شما به اعتقادات ابتدایی بازگشتید که رفتار شما را تحت فشار استرس و عدم اطمینان سوق می دهد. منطق به سادگی در مواجهه با عدم اطمینان ربوده می شود.
اعتقاد عاطفی مدتها قبل از اینكه مغز تفكر فرصتی داشته باشد ، پاسخ بدن و مغز را به دست گرفت. در همین حال ، معامله گر هنوز در تلاش است تا اعتقاد منطقی "هیچ کس تجارت" را بر روی یک سیستم لیمبیک که "معتقد" مورد حمله قرار گرفته است ، مجبور کند و برای بقای خود نیاز به عمل دارد. هنگامی که در یک نقطه ورود یخ زده اید و نتوانستید ماشه را بکشید ، قدرت یادگیری عاطفی را که در حال اجرا در حال حرکت در حال حرکت بر روی اعتقادات منطقی (اما بسیار کم عمق) بود ، تجربه کردید. یا اگر احساس کرده اید که به تجارت علیه شما حمله کرده اید و احساس می کنید باید راه خود را از اوضاع دور کنید و پس از بد پول خوب را پرتاب کنید ، این پرخاشگری را احساس کرده اید که مغز عاطفی در حالت بقا قادر است.
سپس ، مانند طوفان رعد و برق ، یادگیری عاطفی آرام می شود (پس از تمام آسیب ها) و مغز فکر می کند - و شما (دوباره) از رفتار غیر منطقی خود ناراحت هستید. شما هرگز ندیدید که تعصب بقا کوتاه مدت در حال آمدن است. و هنگامی که آن را ترک کرد ، شما تعجب می کنید - چه اتفاقی افتاده است؟آیا این واقعاً من بود که خیلی غیر منطقی عمل کردم؟دفعه بعد بهتر خواهم شدمن دوباره به تأییدات منطقی و منطقی خود می پردازم و تجسم ذهنی خود را تمرین می کنم تا دفعه بعد بهتر آماده شوم. به این ترتیب احساسات من به نیاز من برای منطقی ماندن در هنگام تجارت نمی رسد. اینگونه است که معامله گران خود را همیشه فریب می دهند.
آنها دوباره بر روی راه حل منطقی دو برابر می شوند و مغز عاطفی در برابر تغییر اعتقادات بقا مقاوم تر می شود زیرا معامله گر سعی دارد منطق را به زور و استدلال کند و باعث شود گلو مغز عاطفی-که فقط باعث می شود مغز عاطفی حتی به اعتقادات بقا بپردازدبیشتر. این جایی است که معامله گران گیر می کنند و گیر می کنند. معامله گر با یادگیری چگونگی یادگیری عاطفی ، سرنخی در مورد چگونگی حل مشکلی که تجربه می کنند ، ندارد. تلاش برای منطقی بودن و نزدیک شدن احساسات از طریق عقل بسیار درست به نظر می رسد ، اما بسیار اشتباه است. بنابراین چگونه می توانید با یادگیری عاطفی کار کنید تا اعتقادات در سطح پاسخ عاطفی به عدم اطمینان تغییر یابد و نه اعتقاد به اعتقادات مبنی بر اینکه احساسات از طریق منطق قابل تغییر هستند؟
بیدار شدن از واقعیت عاطفی
مغز عاطفی شما میلیون ها سال قبل از شروع رشد مغز در انسان تکامل یافت. بنابراین احساسات بیش از حد فکر می کنند. و رابطه بین احساسات و تفکر حتی پیچیده تر از آن چیزی است که تصور می کنید. احساسات و عقل با هم کار می کنند - با دلیل خدمت به احساسات. در واقع ، توانایی استدلال شما واقعاً بیشتر در مورد عقلانی کردن است. مغز تفکر داستانی را برای حمایت از آنچه که مغز عاطفی قبلاً تصمیم گرفته است ، منطقی می کند. این توضیحی را نشان می دهد (با شواهد کم و یا بدون حمایت از آن) که به نظر می رسد درست است - اگر فقط به روشی عاطفی باشد.
هرچه بیشتر در برابر اعتقادات مغز عاطفی فشار بیاورید ، اصرار تر مغز تفکر عقلانی در حمایت از اعتقاد عاطفی غالب خواهد شد. حتی اگر هیچ مدرکی برای حمایت از اعتقاد عاطفی وجود نداشته باشد و فقط شواهدی وجود دارد که اعتقاد عاطفی را اشتباه نشان می دهد - مغز تفکر شواهدی را تشکیل می دهد (سپس به ساخت واقعی می پردازد) تا از اعتقاد عاطفی غالب حمایت کند. این رابطه بین تفکر و مغز عاطفی است که تجارت را به چنین تلاش دشواری تبدیل می کند که در آن می توان با موفقیت کار کرد. داور نهایی موفقیت در تجارت ، سلامت حساب تجارت شما است. مهم نیست که مغز چه تعداد از ساخت و سازها را در مورد حق آن احساس می کند ، اما حساب تجارت روابط قدیمی را از تعصب تأیید می کند و در برابر باورهای تغییر یافته بسیار مقاوم است. باک واقعاً در حساب معاملاتی متوقف می شود. همچنین به همین دلیل است که تعداد معدودی از مردم در تجارت موفق می شوند. آنها نمی توانند از اصرار مغز برای درست بودن گذشته باشند - حتی اگر شواهد نشان دهد که اعتقاد اشتباه است.
اما چرا مغز اعتراف نمی کند که اشتباه است و اعتقادات مؤثرتری را برای مدیریت عدم اطمینان ایجاد می کند؟از آنجا که این مغز است که به دنبال راه حل های کوتاه مدت برای سازگاری و بقا است - این دستورالعمل اصلی آن است. تفکر صرفاً یک رفتار عصبی است که از این انگیزه ابتدایی پشتیبانی می کند. این امر مستقل از مغز و پیشینه عاطفی آن نیست. این همان تعصب است که معامله گر برای توسعه ذهن مبتنی بر احتمال آرزو باید بر آن غلبه کند.
مکان برای شروع با درک احساسات از دیدگاه بیولوژیکی و تکاملی است. احساسات روانی نیستند. آنها از نظر ماهیت خود بیولوژیکی هستند و روانشناسی را در معرض استرس ، خطر و سرعت تعامل قرار می دهند. تعریف دقیق تری از احساسات: پتانسیل عمل بیولوژیکی (BAPS) است که فعالیت بین ارگانیسم و محیط را هماهنگ می کند. با تعریف ، اگر در محیط ارگانیسم تغییری در وضعیت وجود داشته باشد ، احساسی به طور خودکار در پاسخ به این تغییر ایجاد می شود - در نتیجه رقص بقا بین ارگانیسم و محیط آن را حفظ می کند. لحظه ای که یک احساسات در صحنه ظاهر می شود ، تعصبات ذاتی عواطف و دلیل ایجاد Alibis را برای حمایت از تعصب بسیار تغییر یافته برای بهبود عملکرد ایجاد می کند. این 22 لحظه گرفتن است.
حال بیایید یک عنصر دیگر به درک شما از مغز ، احساسات و تفکر اضافه کنیم. مغز شما نیاز به کنترل دارد و در صورت کنترل ، آسیب پذیری را تجربه می کند ، که آن را به جنگ/پرواز فرو می برد. این رقص بقا است که در هنگام تجارت درست زیر بینی شما بازی می شود. در تجارت ، شما سهواً این ترس از از دست دادن کنترل را هر بار که سرمایه را در برابر عدم قطعیت های بازار ریسک می کنید ، فعال می کنید. سرعت معاملات روز را به مخلوط اضافه کنید و طوفان کاملی دارید. شما یک مغز دارید که می خواهد کنترل داشته باشد ، اما نمی تواند آن را داشته باشد - که در حال حاضر آن را با هوشیاری بالا تنظیم می کند. سپس اگر سرمایه خطرناک را به آن اضافه کنید ، مغز عاطفی باستانی شما آن را به عنوان خطر زندگی شما درک می کند. و خیلی سریع اتفاق می افتد - سرعت. این طوفان کاملی است که تجارت به مغز عاطفی نشان می دهد. جای تعجب نیست که خود عقلانی شما هنگام تجارت به راحتی ربوده می شود. شما در حال کپی کردن دنیای خطرناکی هستید که احساسات شما برای زنده ماندن شما را تطبیق می دهد.
شما یک کپی کامل از محیط خطرناک غارنشین درست در دنیای تجارت خود ایجاد کرده اید. و در حالت آماده باش است. این مشکلی است که باید حل شود اگر می خواهید مغز خود را از پیش فرض ها و فرضیات مبتنی بر بقا که مقدم بر تفکر است با احساسات مبتنی بر احتمال که در میان ابهام ذهن منضبط را به وجود می آورند، تطبیق دهید.
با تنظیم عاطفی و سپس ذهن آگاهی شروع می شود
تا زمانی که نتوانید شدت احساسات بقا را در پاسخ به عدم قطعیت مدیریت کنید، هیچ چیز نمی تواند تغییر کند - پاسخ های احساسی در مسیرهای عصبی که ماهیت واکنشی دارند قفل می شوند. تلاش برای تحمیل تغییر با اراده محض، تنها قدرت تعصبات ابتدایی را تقویت می کند که درک معامله گر را هدایت می کند. تنظیم احساسات می تواند این فرآیند را از بین ببرد. با آرام کردن احساسات قبل از ربودن مغز متفکر، دری به روی امکان تغییر باز می شود. وقتی یاد می گیرید که احساسات را تنظیم کنید، ذهن آگاهی به ابزاری تبدیل می شود که به شما امکان می دهد بررسی کنید که چه باورهای عملکردی فعال می شوند تا احساساتی را ایجاد کنید که در هنگام عدم اطمینان و خطر ایجاد می شوند.
توسعه ذهن آگاهی به معامله گر اجازه می دهد تا از تعصبات و باورهای ضمنی خود که باعث یادگیری لیمبیک می شود خارج شود. این مسأله مهمی است. زمانی را تصور کنید که با خود فکر می کردید: «به چه فکر می کردم؟»حالا تصور کنید که بتوانید تشخیص دهید زمانی که ذهن تجاری شما ربوده شد به چه چیزی فکر می کردید. این یک مهارت قدرتمند است. ناگهان می توانید چیزی را ببینید که قادر به دیدن آن نبوده اید - سوگیری های پنهان مغز بدوی که مغز متفکر شما را در حال چرخش بخار می کند. هر معامله گری که به دنبال موفقیت در تجارت است، باید بر این طناب کشی که در مغز او جریان دارد تسلط یابد. یادگیری چگونگی عملکرد غرایز قدرتمند بقا در مغز عاطفی و تأثیرگذاری بر تفکر منطقی (ربایش) تغییر دهنده بازی است.
درک اینکه چگونه مغز عاطفی راست و مغز متفکر چپ با هم کار می کنند تا ذهن مبتنی بر احتمال را تولید کنند ضروری است. در غیر این صورت، تعصبات و باورهای ضمنی مغز احساسی بقا برای معامله گر راز باقی می ماند. تنظیم هیجانی و ذهن آگاهی، مهارت های ضروری برای تطبیق مغز و ذهن برای عملکرد در معاملات هستند. شما طراح ذهنی می شوید که معامله می کند نه اینکه در ذهنی که توسط تکامل و انتخاب طبیعی شکل گرفته است، جابجا شوید. پتانسیل در شما وجود دارد. باید توسعه یابد. بیا به ما ملحق شو. بیاموزید که چگونه ذهن معاملاتی را توسعه دهید و این شکاف بین رویاهای موفقیت و واقعیت تجارت را پر کنید.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
26 مرداد
1402 ساعت: 13:11