نقد نئولیبرالیسم مالی: چشم انداز ترکیب روشهای چند رشته ای و بازارهای کالا

ساخت وبلاگ

دسترسی آزاد این مقاله تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution 4. 0 مجوز است ، که اجازه می دهد تا زمانی که اعتبار مناسبی را به نویسنده اصلی (ها) و منبع بدهید ، استفاده ، اشتراک ، سازگاری ، توزیع و تولید مثلپیوندی به مجوز Creative Commons ارائه دهید و نشان دهید که آیا تغییراتی ایجاد شده است. تصاویر یا سایر مطالب شخص ثالث در این مقاله در مجوز Creative Commons مقاله گنجانده شده است ، مگر اینکه در یک خط اعتباری به مطالب مشخص شود. اگر مطالب در مجوز Creative Commons در مقاله گنجانده نشده باشد و استفاده در نظر گرفته شده شما توسط مقررات قانونی مجاز نیست یا از استفاده مجاز فراتر می رود ، باید مستقیماً از مجوز از دارنده حق چاپ استفاده کنید. برای مشاهده نسخه ای از این مجوز ، به http://creativeecommons. org/licenses/by/4. 0/ مراجعه کنید.

داده های مرتبط

خلاصه

دوران تأمین مالی با افزایش زیاد در اندازه بخش مالی مشخص شده است. توجیهات اقتصادی برای این گسترش ناشی از ایدئولوژی غالب نئو لیبرال است. آنها براساس استدلالهایی مانند نقش برجسته بازارها ، بهره وری اقتصادی ، جابجایی و گسترش ریسک بنا شده اند. با توجه به این دلایل ، مالی سازی را می توان به عنوان نوعی نئولیبرالیسم تلقی کرد و سپس می توانیم از اصطلاح نئولیبرالیسم مالی استفاده کنیم (پاللی در تأمین مالی: اقتصاد سلطه سرمایه دارایی. اسپرینگر ، 2016) برای بیان آن. این مقاله تفسیر امیدوار است که با برجسته سازی سودمندی روشهای اخیر "چند رشته ای" (به عنوان مثال ، روشهایی که در رشته اقتصادی معمول قرار نمی گیرند) این دیدگاه را تکمیل کنند. ما ابتدا بر تعریف فرایند مالی سازی ، دوم بر پیامدهای آن در بازارهای کالا و سوم و سرانجام بر اهمیت نقش روشهای چند رشته ای ، اعمال شده در این بازارها ، قادر به برجسته کردن تضادهای چارچوب نئولیبرالیسم ، در چنین مواردی تمرکز می کنیم. امیدواریم راهی برای ارتقاء تحقیقات بیشتر.

واژه های کلیدی: مالی ، بازارهای مالی ، کالاهای انرژی ، آینده ، روشهای چند رشته ای

افزایش و دلایل نئولیبرالیسم مالی

دوران تأمین مالی با افزایش زیاد در اندازه بخش مالی مشخص شده است. برای داشتن ایده در مورد این رشد ، کافی است که افزایش چشمگیر نسبت بین سود شرکت های مالی و داخلی (Di Bucchianico 2020a ، b) یا جریان سرمایه گذاری های کالا ، از 15 میلیارد دلار در سال 2003 به 250 میلیارد دلار افزایش یابد. در سال 2009 (ایروین و سندرز 2012). مؤسسات مالی ، شرکت های بیمه ، صندوق های بازنشستگی ، از جمله دیگر ، می توانند دلایل اصلی این جریان های وسیع را در نظر بگیرند (ژانگ و همکاران 2017 ؛ وانگ و همکاران 2015 ؛ می و همکاران 2017 ؛ بنتتو و همکاران 2019). به گفته دولت آمریكا ، سهم تولید ناخالص داخلی ایالات متحده كه توسط صنایع مالی ، بیمه و املاک و مستغلات تولید شده است از 15 به 24 درصد افزایش یافته است و باعث بزرگتر شدن آن از تولید و نزدیک به اندازه بخش خدمات شده است (میسون 2016 ؛ کریپنر 2005)وادDávila-Feández e Punzo (2020) ، با تمرکز بر ایالات متحده برای دوره های 1947-2015 ، دریافت که صنایع خدماتی پس از دهه 1980 اهمیت بیشتری از بخش مالی دارند. نتایج مشابه در اتحادیه اروپا نیز یافت می شود. Spanò (2019) ، با اندازه گیری جریان مالی در 14 کشور بنیانگذار اتحادیه اروپا (EU14) ، بر اساس بخش به بخش ، بیش از 21 سال (1995-2015) ، نشان می دهد که مقدار فزاینده ای از اعتبار در گروه EU14کشورها معاملات دارایی های موجود در حال حاضر (مسکن ، بورس سهام) یا دارایی های مالی تازه تولید شده را درگیر کرده اند و نشان می دهد که سهم شایع و رو به رشد از مالی اضافی ناخالص فقط در بخش مالی داخلی و خارجی پخش شده است. به عبارت دیگر ، بدون کمک به تولید درآمد واقعی.

توجیهات اقتصادی برای این گسترش ناشی از ایدئولوژی غالب نئو لیبرال است. آنها براساس استدلالهایی مانند این هستند:

بازارها فعالیت اقتصادی را با روشی بهینه هماهنگ می کنند: آنها باید در صورت امکان تنظیم یا ایجاد شوند. طبق این دیدگاه ، بازار یک اقتصادی نیست بلکه یک پروژه سیاسی است. این مستلزم مهندسی مجدد سازمان اجتماعی و هماهنگی (و نه از بین بردن آنها) است. در این زمینه ، بازارهای مالی به عنوان بازار ایده آل نگهداری می شوند زیرا انتظار می رود که قیمت های مالی می تواند تمام اطلاعات موجود در دسترس اقتصادی را تجسم کند.

بازارهای مالی در مورد تخصیص پس انداز نقش ویژه ای دارند. آنها نقش واسطه های مالی (بانک ها و بازار صندوق های وام) را با هدایت وجوه از واحدهای مازاد اقتصادی (پس انداز) تا واحدهای کسری (وام گیرندگان) انجام می دهند. واسطه گری مالی بنابراین اشتغال کامل را تضمین می کند. همچنین با تخصیص پس انداز به کسانی که برای انجام یک فعالیت مورد نظر و تولید بالاترین بازده ، رشد را افزایش می دهند ، رشد را افزایش می دهد. و بازده بالاتر که از وام به دست می آید باعث جذابیت بیشتر می شود. در نتیجه ، واسطه گری مالی نیز سرمایه گذاری و پس انداز را افزایش می دهد.

با توجه به رویکرد کارآمد بازار ، بازارهای مالی باعث افزایش تجمع سرمایه و درآمد می شوند. این از طریق ایجاد بازارهای دارایی مایع است که در آن بنگاه ها به درستی مطابق "اصول" خود ، یعنی سودآوری بالقوه آنها ارزیابی می شوند (غوش و همکاران 2012). این بدان معناست که دارایی ها از آنجا که بازارهای مالی مایع در پردازش اطلاعات و فعالیت های کشف قیمت مشغول هستند ، دارای قیمت کارآمد هستند. پردازش اطلاعات ، از یک سو ، به شرکت ها منجر می شود تا کارآمدتر عمل کنند و از سوی دیگر ، معامله گران بازار سرمایه را برای تجارت با قیمت هایی که منعکس کننده (بر خلاف اشتباه) است ، پاداش بگیرند (برعکس مجازات). در نتیجه ، عوامل اقتصادی می توانند درآمد خود را به جمع آوری دارایی های تولیدی که باعث افزایش درآمد و رشد می شوند هدایت کنند (پاللی ، 2016).

جابجایی و گسترش ریسک نشان دهنده عملکرد دیگری از بازارهای مالی است که می تواند از طریق بیمه انجام شود. آنها عمدتاً توسط شرکتهای بیمه برای محافظت از خود در برابر ضررهای فاجعه آمیز آینده به کار گرفته شده بودند ، و در دهه های گذشته ، آنها توسط قراردادهای آتی گسترش یافته اند ، که استفاده اصلی آنها کاهش خطر حرکات قیمت یا نرخ ارز بود. مدیریت ریسک به نوبه خود به تولید کنندگان اجازه می دهد تا بیشتر مایل به انجام فعالیت های تولیدی خطرناک باشند.

با توجه به این دلایل ، مالی سازی را می توان به عنوان نوعی نئولیبرالیسم تلقی کرد و سپس می توانیم از اصطلاح نئولیبرالیسم مالی (Palley 2016) برای بیان آن استفاده کنیم ، که با تسلط بر اقتصاد کلان و سیاست اقتصادی توسط منافع بخش مالی مشخص می شود. این بدان معنی است که بدون درک نئولیبرالیسم که در آن به طور طبیعی تعبیه شده است ، پدیده مالی سازی قابل درک نیست.

به عنوان یک نقطه شروع برای تجزیه و تحلیل ما از پدیده مالی ، ما پیوندهای قیمت بین شاخص های مالی و قیمت کالاها (به عنوان مثال ، برای انرژی و مواد غذایی) را در نظر گرفته ایم که قادر به افزایش محتوای مالی اساسی در روند تشکیل قیمت کالاها هستند. در حقیقت ، اگرچه مشتقات کالایی در ابتدا برای محافظت از سرمایه گذاران در برابر ضرر و زیان طراحی شده اند که ممکن است ناشی از نوسانات قیمت نامطلوب بازار بر روی کالاهای اساسی باشد ، اما آنها نیز توسط دلالان مورد استفاده قرار می گیرند (Girardi 2012).

این مقاله تفسیر امیدوار است که با برجسته سازی سودمندی روشهای اخیر "چند رشته ای" این دیدگاه را تکمیل کند (به عنوان مثال ، روشهایی که در رشته اقتصادی معمول قرار نمی گیرند و برخی از متخصصان ممکن است به عنوان مرتبط در آن تشخیص ندهند). ما ابتدا بر تعریف فرایند مالی سازی تمرکز می کنیم ، دوم بر پیامدهای آن در بازارهای کالا ، و سوم و سرانجام بر اهمیت نقش روشهای چند رشته ای ، که در این بازارها اعمال می شود ، قادر به برجسته کردن تضادهای چارچوب نئولیبرالیسم ، در چنین مواردی است. راهی که امیدواریم برای ارتقاء تحقیقات بیشتر.

پیامدهای اجتماعی و اقتصادی نئولیبرالیسم مالی

در فرقه1 ، ما به جابجایی و گسترش ریسک در بین توجیهات اقتصادی که ایدئولوژی نئو لیبرال برای گسترش نئولیبرالیسم مالی اضافه می کند ، اشاره کردیم. اما ما ابتدا باید بین دو "بخش" امور مالی تفاوت قائل شویم: تجارت و گمانه زنی. اولین مورد توسعه سالم اقتصادهای سرمایه داری را ارتقا می بخشد و برای توسعه اقتصادی بلند مدت مهم است. در عوض ، دوم ، می تواند منجر به رفتار انفجاری و ترکیدن حباب ها شود ، با پیامدهای منفی اقتصادی. برای دومی ، فقط به فکر فروپاشی وام مسکن در زیر ایالات متحده فکر کنید: صدور اعتبار به وام گیرندگان با پروفایل اعتبار ضعیف ، خطر را کاهش نمی دهد ، در عوض از گسترش آن حمایت می کند. ناگفته نماند که تجارت گسترده مشتقات همیشه با تمایل به خرید بیمه مرتبط نبوده است ، بلکه صرفاً درگیر فعالیت هایی است که شرط بندی را در کازینو یا مسابقات اتومبیلرانی به یاد می آورند.

با ورود امور مالی به زندگی روزمره کارگران ، آنها نه تنها از طریق کار خود سود برای کارفرمایان خود کسب می کنند ، بلکه از طریق وام های خود سود برای واسطه های مالی نیز سود می برند. در حقیقت ، همانطور که توسط میسون (2016) نوشته شده است ، "یک مادر واحد در مورد مزایا ، که به دنیای وام های پرداخت شده و خرید کالاهای خانگی با اعتبار ، می تواند نرخ سود بسیار بالاتری را برای سرمایه نسبت به یک کارگر صنعت خودرو با پایدار ایجاد کند. کار."

پس از سال 1980 ، مدل رشد کینزی دایره فضیلت با مدل رشد نئو لیبرال جایگزین شد ، که شامل ، از جمله ، پیوند بین دستمزدها و رشد بهره وری را شامل می شد. مدل رشد جدید باعث شده است که موتورهای رشد تقاضا ، تورم قیمت دارایی و پایین داشته باشد. بنابراین وابستگی به بدهی و تورم قیمت دارایی ، بازارهای مالی را در مرکز روند اقتصادی قرار داده و در نهایت موقعیت کارگران را تضعیف می کند. از این رو الگوی نئولیبرالیسم مالی.

مدل نئو لیبرال شکاف ساختاری رو به رشد را در تقاضای کل ایجاد کرد و نقش مالی این بود که این شکاف را برطرف کند. پس از تحمل ضربات بحران مالی سال 2008 ، سیاستمداران موفق به تثبیت سیستم و جلوگیری از افسردگی بزرگ دوم شدند. بسته های محرک مالی سال 2009 تقاضای کل را تقویت کرد. وثیقه بانکها در سال 2008-2009 و تأمین نقدینگی اضطراری ، پرواز را از دارایی های مالی که تهدید به ورشکستگی سیستم کرده بود ، متوقف کرد (پاللی 2016 ؛ میسون 2016).

این اقدامات سیستم را تثبیت کرد اما ساختار اقتصاد را اصلاح نکرد. علاوه بر این ، سیستم اقتصادی هنوز از شکاف تقاضای ساختاری ناشی از وخامت توزیع درآمد سنگین است. علاوه بر این ، همه گیر اخیر بیماری Coronavirus 2019 (Covid-19) بیشتر این مشکلات را تشدید کرده و کشورها را وادار کرده است تا با رکود اقتصادی عمیق مقابله کنند (که ، با این حال ، حتی قبل از همه گیر ، به عنوان یک اثر جانبی نئو لیبرالسیستم اقتصادی).

شواهدی از تأمین مالی در بازارهای کالا

ارتباط قیمت بین شاخص های مالی و قیمت کالاها (به عنوان مثال ، برای انرژی و غذا) را می توان به عنوان ردپای پدیده مالی سازی دانست ، زیرا آنها افزایش محتوای مالی را که اساسی در روند تشکیل قیمت کالاها است ، نشان می دهد. مطالعات انجام شده در مورد این روابط ، توجه گسترده ای را به خود جلب کرده است ، به ویژه به دلیل وقوع نوسانات همزمان در کالاهای کشاورزی و قیمت نفت خام.

به گفته ژیراردی (2015) ، به نظر می رسد ترکیبی از تأمین مالی و بحران مالی باعث افزایش همبستگی بین قیمت های کشاورزی و پویایی بازار سهام می شود. بنابراین احتمالاً تأثیر شوک های مالی بر قیمت های کشاورزی کاهش می یابد زیرا تنش های مالی جهانی محو می شود. اما نکته مهم این است که ، اگر بازارهای مشتقات کشاورزی عمدتاً توسط سرمایه گذاران مالی جمع شوند ، انتظار می رود با حضور آشفتگی مالی جدید دوباره افزایش یابد. اگرچه مشتقات کالایی در ابتدا برای محافظت از سرمایه گذاران در برابر ضرر و زیان طراحی شده اند که ممکن است ناشی از نوسانات قیمت نامطلوب بازار بر روی کالاهای اساسی باشد ، اما آنها نیز توسط دلالان مورد استفاده قرار می گیرند (Girardi ، 2012). تانگ و Xiong (2012) ادعا می کنند که ، از اوایل دهه 2000 ، قیمت معاملات آینده کالاهای غیر انرژی در ایالات متحده به طور فزاینده ای با قیمت نفت ارتباط دارد و این روند نشان دهنده تأمین مالی بازارهای کالا است و به توضیح افزایش زیاد در این امر کمک می کندنوسانات قیمت کالاهای غیر انرژی در حدود سال 2008. ژانگ و همکاران.(2017) ، بنتتو و همکاران.(2019) نقش بازارهای سهام در رابطه با بازارهای نفت خام و گاز طبیعی را بررسی می کند ، و نشان می دهد که دفع مالی برای نفت خام و بازارهای گاز طبیعی پس از سال 2008 در داده ها قابل تشخیص نیست.

نیاز به روشهای چند رشته ای

نظریه اقتصادی متعارف استدلال می کند که گسترش بازارهای مالی باعث افزایش کارآیی اقتصادی می شود (پاللی 2016). کارآیی اقتصادی از بسیاری جهات قابل توصیف است. یکی از معروف ترین در امور مالی فرضیه بازار کارآمد (EMH) است. فرضیه بازار کارآمد با ایده "پیاده روی تصادفی" همراه است که اصطلاحی است که در ادبیات مالی مورد استفاده قرار می گیرد تا یک سری قیمت را توصیف کند که در آن تمام تغییرات قیمت بعدی نشان دهنده عزیمت تصادفی از قیمت های قبلی است: "منطق ایده پیاده روی تصادفیاین است که اگر جریان اطلاعات بدون استفاده باشد و اطلاعات بلافاصله در قیمت سهام منعکس شود ، تغییر قیمت فردا فقط اخبار فردا را منعکس می کند و امروز مستقل از تغییرات قیمت خواهد بود. اما اخبار با تعریف غیرقابل پیش بینی است ، و بنابراین ، تغییرات قیمت باید غیرقابل پیش بینی و تصادفی باشد. در نتیجه ، قیمت ها به طور کامل تمام اطلاعات شناخته شده را منعکس می کنند ، و حتی سرمایه گذاران ناآگاه که یک سبد متنوع را در تابلو قیمت های داده شده توسط بازار خریداری می کنند ، بازده بازده را به همان اندازه سخاوتمندانه به دست می آورند که توسط متخصصان به دست آمده است. »(مالکیل 2003). این راندمان شکل ضعیف است که به عنوان تئوری پیاده روی تصادفی نیز شناخته می شود ، که براساس آن قیمت های آینده تصادفی است و اطلاعات گذشته هیچ ارتباطی با قیمت فعلی بازار ندارد.

اما ، حداقل با نگاهی به سری قیمت های آتی کالا ، ما مطمئن نیستیم که با گسترش بازارهای مالی ، بهره وری اقتصادی بهبود می یابد. ما به Mastroeni و همکاران اشاره می کنیم.(2018 ، 2019) ؛این مقالات با استفاده از روشهای "چند رشته ای" ، یعنی یک رویکرد روش شناختی که جزئی از رشته اقتصادی نیست ، به پیش بینی بازارهای آینده مس و انرژی می پردازد. این رویکرد روش شناختی از فیزیک ، فیزیک ریاضی یا نظریه اطلاعات گرفته شده و به مفهوم سیستم دینامیکی متکی است.

آنچه ما به عنوان "روشهای چند رشته ای" تعریف کرده ایم ، به تعریف ، در چندین زمینه مطالعه است و سپس از رویکردهای پذیرفته شده در اقتصاد خارج می شود ، که معمولاً از آمار و اقتصاد سنجی ناشی می شود. با این حال ، تفاوت های عمیقی بین این ابزارها و موارد ارائه شده در این مقاله وجود دارد. بهتر یا بدتر وجود ندارد ، اما ما معتقدیم که رویکردهای پذیرفته شده در اقتصاد ممکن است از ادغام با ابزارهای چند رشته ای بهره مند شود. به عنوان مثال ، همانطور که توسط بنتتو و همکاران اشاره شد.(2019 ، 2020) یا Mastroeni و همکاران.(2018 ، 2019) ، در حالی که بسیاری از رویکردهای تثبیت شده در اقتصاد معمولاً به مدلهای پارامتری احتیاج دارند ، روشهای چند رشته ای که در این مقاله ارائه می دهیم عمدتاً روشهای غیر پارامتری هستند ، که نیازی به مشخص کردن یک شکل عملکردی برای روابط بین متغیرها ندارند.

نکته به شرح زیر است: اگر گسترش بازارهای مالی باعث افزایش کارایی اقتصادی شود ، و اگر قیمت ها واقعاً تصادفی هستند زیرا توسط یک روند پیاده روی تصادفی (پس از آن تصادفی) اداره می شود ، چرا Mastroeni و همکاران.(2018 ، 2019) دریافت که سری زمانی بازده لگاریتمی هم طبیعت تصادفی و هم قطعی دارد؟Mastroeni و همکاران.(2019) می تواند تخمین بزند که سیستم اساسی در تشکیل قیمت گاز طبیعی ، نفت خام و گرمایش ، از یک رفتار کاملاً تصادفی است. این امر از طریق اندازه گیری برای جبرگرایی سیستم ، مشخص شده توسط DET (Marwan et al. 2007) حاصل می شود. به اصطلاح ضریب تعیین کننده تعیین کننده از زمینه های آمار توصیفی و نظریه هرج و مرج ناشی می شود ، و این مبتنی بر مفهوم طرح عود است ، نقشه ای که بازده مسیر را در فضای ایالت به محله ای از نقطه ای از نقطه عبور می دهدگذشته (نقاط عود). DET به عنوان درصد نقاط عود که خطوط مورب را با حداقل طول تشکیل می دهند تعریف می شود. این درصد برابر با یک سیستم قطعی است ، در حالی که DET = 0 برای یک پیاده روی تصادفی. این امر از نظر سیاست مهم خواهد بود اگر ، به طور فرضی ، می توان اجزای تصادفی و قطعی از سری زمان انرژی را به وضوح جدا کرد. در حقیقت ، در حالی که رفتار مسیرهای کاملاً تصادفی پیش بینی می شود به هر حال دشوار است ، می توان یک سیستم قطعی را در دوره های کوتاه مدت پیش بینی کرد. به عنوان مثال ، برخی از سری های زمان قیمت که توسط Mastroeni و همکاران در نظر گرفته شده است.(2019) ضریب تعیین کننده را در نزدیکی 0. 9 نشان می دهد. به عبارت دیگر ، برای این کالاها ، این رویکرد نشان می دهد که باید برخی از نیروهای قطعی در تعامل با یکدیگر باشند به گونه ای که می توان حرکات پیچیده قیمت را در بازارهای آنها تولید کرد. ذکر این "نیروهای قطعی" را می توان در Panas و Nii (2000) نیز یافت. از این گذشته ، دلالان بی طرف ریسک که صرفاً بر اساس سر و صدا تجارت می کنند ، در صورت عدم ریسک بودن سایر اپراتورها می توانند ناکارآمدی بازار را ایجاد کنند (د لانگ و همکاران 1990). ما معتقدیم که این نکته ای است که باید در مطالعات آینده مورد توجه قرار گیرد.

اگر ما در چارچوب نظری نئو لیبرال که تاکنون شرح داده شده باقی بمانیم ، می توانیم اعتراض کنیم که ارزش های DET نزدیک به 1 می تواند ناشی از پدیده مالی باشد ، که ممکن است به همان اندازه که در ادبیات ادعا شده است مشهود نباشد. در عوض ، روند مالی سازی وجود دارد ، همانطور که می توانیم از یک ابزار چند رشته ای دیگر استنباط کنیم ، که از تئوری اطلاعات گرفته شده است. این مفهوم آنتروپی شانون است که توسط شانون (1948) "پدر تئوری اطلاعات" معرفی شده است و راهی برای تخمین حداقل تعداد بیت های مورد نیاز برای رمزگذاری رشته ای از نمادها (منتشر شده توسط منبع X) ، بر اساسفرکانس نمادها. در تعریف شانون ، با توجه به منبع X که می تواند نمادهای N را منتقل کند (جایی که هر نماد I-th با احتمال A-Priori p i مشخص می شود) ، آنتروپی به صورت تعریف می شود:

نمادهایی که محتمل تر از سایرین هستند ، مشاهدات ایجاد می کنند (یعنی پذیرش) که برای گیرنده کمتری آموزنده هستند. در مقابل ، نمادهای نادر هنگام مشاهده اطلاعات بیشتری ارائه می دهند. آنتروپی هنگامی که نتیجه مشخص است صفر است. از نظر عملی ، اطلاعات حذف عدم اطمینان است: مقادیر بالای آنتروپی شانون منجر به یک سری غیرقابل پیش بینی می شود ، در حالی که مقادیر پایین به معنای عدم اطمینان کمتر و از این رو یک رفتار قابل پیش بینی تر از آن سری است. با تشکر از این مفهوم ، بنتتو و همکاران.(2019) ثابت می کند که تأمین مالی بازارهای انرژی پس از بحران مالی سال 2008 باقی می ماند. آنها مدل می کنند که چگونه محتوای اطلاعات ، که توسط شانون آنتروپی اندازه گیری می شود ، از یک سری به دیگری جریان می یابد. Benedetto و همکاران با مفاهیم مبتنی بر آنتروپی مشابه.(2020) جریان اطلاعات و جهت آن بین شاخص نوسانات روغن (OVX) و واریانس نقطه ای از بازده های WTI و برنت را بررسی کنید. نتایج آنها نشان می دهد که بخش عمده جریان اطلاعات از OVX به واریانس نقطه ای از دو روغن می رسد. آنها می نویسند که ، "یکی از توضیحات احتمالی این انتقال اطلاعات قابل توجه ممکن است روند مالی سازی بازار نفت باشد. مالی سازی بازار نفت باعث رشد تعداد سرمایه گذاران در مشتقات نفتی و کالاهای ETF شد و ممکن است ارتباط بین بازار لکه های نفت خام و مالی را تقویت کند. "

این رویکردها این مزیت را دارند که نیازی به یک مدل پارامتری برای توصیف انتقال اطلاعات بین سری زمانی تحت بررسی ندارند.

گسترش بازارهای مالی نه تنها با استیناف به تئوری بازارهای کارآمد ارتقا یافته است (FAMA 1970) ، بلکه با ادعای اینکه حدس و گمان تثبیت می شود (فریدمن 1953 ؛ پاللی 2016). با این وجود ، ادبیاتی وجود دارد که نتیجه گیری دوم را به چالش می کشد. طبق نظریه انتظارات عقلانی ، شرکت کنندگان در بازار می توانند در صورتی که انتظارات از افزایش قیمت را داشته باشند ، در حباب شرکت کنند ، یعنی این امر منطقی باقی می ماند تا سرمایه گذاران در بازار باقی بمانند ، مشروط بر اینکه آنها با نرخ بالاتر رشد حباب برای ریسک جبران شوند. تصادف (سیل و گاربر 1980 ؛ سورنت 2003). ادبیات اخیر روش تشخیص حباب را بر اساس تکینگی قدرت دوره ای Log (LPPLS) معرفی کرده است ، که برای تشخیص حباب ها در بسیاری از زمینه ها استفاده شده است (ژانگ و همکاران 2016): به نظر می رسد که حدس و گمان تثبیت کننده نیست. LPPLS با روش های دیگر متفاوت است (فیلیپس 2015) زیرا رویکرد روش شناختی آن به مدل سازی اقتصاد سنجی نیاز ندارد و بنابراین می تواند از همه جهات یک ابزار "چند رشته ای" در نظر گرفته شود (بنت و همکاران 2013 ؛ Fantazzini 2019). در همان کلاس از روش ها ، اما به جای آن بر اساس مفهوم آنتروپی ، مواردی است که توسط استوسیک و همکاران معرفی شده اند.(2016) و بهادوری (2014). نتایج تجربی نشان می دهد که بحران های مالی با افزایش قابل توجه آنتروپی نرخ ارز همراه است (Stosic و همکاران 2016) ، که نشان دهنده بی ثباتی در پویایی بازار FX است ، و علائم "داستان" قوی وجود دارد که با سطح آنتروپی تقریبی تقریبی مشخص می شونددر بسیاری از وقایع تصادف (Bhaduri 2014). رویکردها به دنبال آن استوسیک و همکاران.(2016) و Bhaduri (2014) این مزیت را دارند که ، همانطور که در مورد ابزارهای مبتنی بر آنتروپی وجود دارد ، آنها به یک مدل پارامتری احتیاج ندارند و مستقیماً روی داده ها کار می کنند.

حدس و گمان. این به معنای دلالان است. طبق ادبیات مستقر ، دلالان باید کارآیی را در بازارهای آینده افزایش دهند (Buyuksahin و Harris 2011 ؛ Bekaert و Harvey 2000). با این وجود ، ادبیات دانشگاهی تاکنون این سؤال را مطرح نکرده است که آیا اصول کلان اقتصادی یا در عوض دلالان عمدتاً مسئول نوسانات قوی در قیمت کالاها بوده اند (Bohl et al. 2019). به عنوان بول و همکاران.(2019) در بررسی ادبیات خود خاطرنشان كرد: "درباره تأثیر تجارت سوداگرانه بر كارآیی بازارهای آتی كالا" اطلاعات کمی وجود دارد. "چنین تأثیرگذاری می تواند منجر به بهبود یا بدتر شدن کارایی بازار شود. در حقیقت ، اگر از یک طرف دلالان که در درجه اول بر اساس اطلاعات اختصاصی عمل می کنند ، باید کارایی بازار و همچنین نقدینگی بازار بالاتر را تسهیل کنند ، از سوی دیگر ، جریان سفارش توسط معامله گران نویز آگاهانه می تواند از انتقال اطلاعات جلوگیری کند (Bohl et al. 2019).< SPAN> حدس و گمان. این به معنای دلالان است. طبق ادبیات مستقر ، دلالان باید کارآیی را در بازارهای آینده افزایش دهند (Buyuksahin و Harris 2011 ؛ Bekaert و Harvey 2000). با این وجود ، ادبیات دانشگاهی تاکنون این سؤال را مطرح نکرده است که آیا اصول کلان اقتصادی یا در عوض دلالان عمدتاً مسئول نوسانات قوی در قیمت کالاها بوده اند (Bohl et al. 2019). به عنوان بول و همکاران.(2019) در بررسی ادبیات خود خاطرنشان كرد: "درباره تأثیر تجارت سوداگرانه بر كارآیی بازارهای آتی كالا" اطلاعات کمی وجود دارد. "چنین تأثیرگذاری می تواند منجر به بهبود یا بدتر شدن کارایی بازار شود. در حقیقت ، اگر از یک طرف دلالان که در درجه اول بر اساس اطلاعات اختصاصی عمل می کنند ، باید کارایی بازار و همچنین نقدینگی بازار بالاتر را تسهیل کنند ، از سوی دیگر ، جریان سفارش توسط معامله گران نویز آگاهانه می تواند از انتقال اطلاعات جلوگیری کند (Bohl et al. 2019) . Speculation. این به معنای دلالان است. طبق ادبیات مستقر ، دلالان باید کارآیی را در بازارهای آینده افزایش دهند (Buyuksahin و Harris 2011 ؛ Bekaert و Harvey 2000). با این وجود ، ادبیات دانشگاهی تاکنون این سؤال را مطرح نکرده است که آیا اصول کلان اقتصادی یا در عوض دلالان عمدتاً مسئول نوسانات قوی در قیمت کالاها بوده اند (Bohl et al. 2019). به عنوان بول و همکاران.(2019) در بررسی ادبیات خود خاطرنشان كرد: "درباره تأثیر تجارت سوداگرانه بر كارآیی بازارهای آتی كالا" اطلاعات کمی وجود دارد. "چنین تأثیرگذاری می تواند منجر به بهبود یا بدتر شدن کارایی بازار شود. در حقیقت ، اگر از یک طرف دلالان که در درجه اول بر اساس اطلاعات اختصاصی عمل می کنند ، باید کارایی بازار و همچنین نقدینگی بازار بالاتر را تسهیل کنند ، از سوی دیگر ، جریان سفارش توسط معامله گران نویز آگاهانه می تواند از انتقال اطلاعات جلوگیری کند (Bohl et al. 2019).

آخرین نکته ای که می خواهیم به آن بپردازیم ، رفتار گله دار است. این یک ویژگی مهم رفتار بازار مالی است که می تواند بی ثباتی مالی را ارتقا بخشد. فرض این است که مأمورین تمایل دارند از عقاید "همسایگان" خود تقلید کنند ، نه با آنها متناقض باشند (Soette 2003). استدلال اصلی این دیدگاه این است که تقلید در هنگام کمبود اطلاعات بهینه است. معامله گران در واقع دائماً اطلاعاتی را به اشتراک می گذارند و از یکدیگر می خواستند "دما را بگیرند" ، به طور موثری قبل از اقدام ، به طور مؤثر نظرسنجی می کنند. این مربوط به کنوانسیون های محرک اجتماعی است که توسط کینز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است (1930 ، 1936 ، 1937). در مواقع عدم اطمینان ، این کنوانسیون ها دلالان را ترغیب می کنند تا دیگران را باور کنند و آنچه دیگران انجام می دهند را باور کنند. رفتار گله دار یک رفتار جالب اقتصادی است. اما مهمتر از همه ، این یک مکانیسم مهم برای ارائه پایه های خرد به فرضیه بی ثباتی مالی مینسکی (1982) است ، همانطور که توسط پاللی (2016) مورد بررسی قرار گرفت. با این حال ، چالش توضیح رفتار گله به شکلی است که با تصمیم گیری فردی منطقی منسجم است. رفتار گله دار با تصمیم گیری فردی منطقی سازگار است زیرا اقدامات انجام شده توسط نمایندگان اطلاعات ارزشمندی را در مورد تصمیم گیری خصوصی خود ارائه می دهد. فرمالیسم مدل مبتنی بر عامل (ABM) ، که می تواند برای مدل سازی پدیده های خرد و کلان مورد استفاده قرار گیرد ، ابزاری مفید برای بررسی رفتار گله دار است. چندین اثر آزمایشی در مورد روانشناسی گروهی در سالهای اخیر برای مشاهده رفتارهای ناکارآمد غیر منتظره در جوامع تصمیم گیری انجام شده است (پارسی و همکاران 2017 ؛ ماسترونی و همکاران 2020). به عنوان یک دیدگاه آینده ، می توان آنها را در یک مدل تصمیم گیری فردی منطقی برای رفتار گله دار قرار داد.

نتیجه گیری

در این کار ، ما از استفاده از روشهای چند رشته ای برای مطالعه پدیده های اقتصادی و اجتماعی و فرآیندهای مانند مالی ، گمانه زنی ها ، گله ها دفاع می کنیم. چرا به جای استفاده از رویکردهای گسترده پذیرفته شده ، تصمیم می گیریم از نمونه های روشهای چند رشته ای استفاده کنیم؟آنچه ما به عنوان "روشهای چند رشته ای" تعریف کرده ایم ، به تعریف ، در چندین زمینه مطالعه است و سپس از رویکردهای تعیین شده در اقتصاد خارج می شود ، که معمولاً از آمار و اقتصاد سنجی ناشی می شود. با این حال ، تفاوت های عمیقی بین این ابزارها و موارد ارائه شده در این مقاله وجود دارد. بهتر یا بدتر وجود ندارد ، اما ما معتقدیم که رویکردهای پذیرفته شده در اقتصاد ممکن است از ادغام با ابزارهای چند رشته ای بهره مند شود. به عنوان مثال ، روشهای چند رشته ای که ما در این مقاله تفسیر پیشنهاد می کنیم ، عمدتاً روشهای غیر پارامتری هستند که نیازی به مشخص کردن یک فرم کاربردی برای روابط بین متغیرها ندارند.

نتایج به دست آمده با استفاده از این ابزارها ، که در سایر رشته ها یافته های قوی و پذیرفته شده را برای ده ها سال تولید کرده اند ، به نظر من نمی توانند در جامعه علمی اقتصادی به عنوان حاشیه ای شناخته شوند اما حتی وقتی به نظر می رسد برخی از تئوری های اصلی اقتصادی را رد می کنند ، نیاز به بررسی کامل دارند. وادسپس به نظر می رسد که برخی از توجیهات اقتصادی که منجر به گسترش بخش مالی می شود ، حداقل بحث برانگیز است ، همانطور که در بخش های قبلی بحث شده است. اما هدف این مقاله تفسیر نیست که بحث در مورد مالی شدن بازارهای کالایی و سرمایه داری مالی را پایان دهد. در عوض ، هدف این بود که تأکید بر اهمیت نقش روشهای چند رشته ای ، که در این بازارها اعمال می شود ، قادر به برجسته کردن تضادهای چارچوب نئولیبرالیسم ، به گونه ای باشد که امیدواریم تحقیقات بیشتری را ارتقا دهیم.

فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 19 خرداد 1402 ساعت: 16:14