مبادله های ارز متقابل یک مؤلفه جدایی ناپذیر از مدیریت ریسک برای بسیاری از بنگاه ها است. آنها به طور موثری دارایی یا بدهی ها را به یک ارز از طریق تطبیق نرخ بهره و جریان های نقدی مفهومی تبدیل می کنند و برای عملکردهای کارآمد حرکات سرمایه مدرن ضروری هستند. در حالی که به طور مرتب از آنها استفاده می شود ، قیمت گذاری این مبادلات می تواند مات و گیج کننده باشد.
مکانیک مبادلات ارز متقاطع در پست های ماه مه از جمله Clarus 2017 برای IBOR/IBOR و 2021 برای مبادلات جدید و مبتنی بر RFR پوشش داده شده است. حرکت به معاملات RFR/RFR خیلی سریع مطابق با توصیه های ARRC از ژوئیه 2021 پیشرفت کرده است که اساساً تاریخ 24 سپتامبر 2021 را برای Libors و "اواخر سال 2021" برای سایر iBors برای استفاده از LIBOR در یک یا هر دو پا به حرکت در می آورد. معادل RFR.

کلاروس پست از دسامبر 2021 پیشرفت بسیاری از ارزها را خلاصه کرده است. ارزهای LIBOR (CHF ، GBP ، JPY و USD) از اکتبر 2021 مطابق با توصیه های ARRC ، تقریباً به عنوان RFR/RFR معامله شده اند. Ibors دیگر نیز با EUR ، CAD و رسوایی های حاکم بر RFR به جای IBOR های موجود در RFR/RFR حرکت می کنند. AUD با توجه به ترجیح محلی برای BBSW ، با BBSW (AUD IBOR) حاکم است. ما هنوز نمی بینیم که چگونه بازارهای غالب ایالات متحده در نهایت تجارت AUD/USD را تجارت می کنند.
این وبلاگ این تحولات را پوشش نمی دهد ، بلکه من به برخی از چالش های قیمت گذاری و اینکه چگونه این موارد می تواند بر کاربران بازارهای ارز متقابل تأثیر بگذارد ، بررسی خواهم کرد.
کنوانسیون های نقل قول
مبادلات ارز متقاطع اکنون به طور کلی در برابر SOFR USD نقل شده است. حاشیه ، یا گسترش ، به عنوان تعدادی از نقاط پایه ، به عنوان مثال برای USD/JPY روی پای غیر USD اعمال می شود.
SOFR/TONA - 30 با ‘30 'گسترش یافته است. این گسترش می تواند مثبت یا منفی باشد و به طور معمول در بین تناور مبادلات متفاوت خواهد بود.
در جایی که مبادله ارز متقابل دارای دو پا غیر USED (به عنوان مثال ، AUD/JPY) است ، می تواند در هر دو پا باشد. در این حالت عاقلانه است که بسیار مطمئن باشید که کدام پا گسترش دارد!
ساختار مدت تعویض ارز متقاطع
در بیشتر جفت های ارزی ، گسترش در بین تنورها متفاوت است و همیشه یکنواخت نیست (یعنی همیشه با افزایش تنور در یک جهت تغییر می کند). برخی از جفت های ارزی دارای ساختارهای مدت غیرمعمول با قله ها و فرورفتگی هستند که در نقاط مختلف در طول منحنی ایجاد می شوند.
نمودار زیر که در اینترنت پیدا کردم این ساختار را کاملاً واضح نشان می دهد.

AUD/USD به اوج می رسد~20 در حدود 10-12 سال اما بعد از آن سقوط می کند~-5 در 30 سالگی. EUR/USD تا 12 سال ثابت است اما سپس به 30 سال افزایش می یابد در حالی که USD/JPY به 8 سال کاهش می یابد و سپس به 30 سال افزایش می یابد.
چرا شکل های متفاوتی دارند؟این در درجه اول ناشی از عرضه و تقاضا در دوره های مختلف است.
دوره های کوتاه تر، مثلاً کمتر از 2 سال، عموماً تحت سلطه نیازمندی های نقدینگی هستند. اینها می توانند به سرعت تغییر کنند و این تنورها می توانند نوسانات زیادی را مشاهده کنند زیرا عرضه یا تقاضا برای یک یا هر دو ارز باعث گسترش بازار می شود. به عنوان مثال، در GFC، تقاضا برای USD شدید بود که باعث شد ارزهایی مانند EUR به سمت اسپردهای بسیار منفی حرکت کنند، زیرا فعالان بازار دلار را قرض کردند و یورو را برای تامین مالی مورد نیاز USD خود از طریق FX Forwards و مبادله ارزهای متقابل وام دادند.
دوره های میانی، مثلاً 2 تا 10 سال، اغلب تحت سلطه صدور بدهی میان مدت هستند. ارزهایی که در آن شرکت های داخلی خارج از کشور منتشر می کنند و درآمد حاصل از آن را به ارز اصلی خود مبادله می کنند (مانند AUD)، تقاضای وام گرفتن از ارز داخلی را از طریق سوآپ ارز متقابل دارند. این معمولاً منجر به یک منحنی رو به بالا در این تنورها می شود. برعکس برای ارزهایی مانند JPY که در آن سرمایه گذاران در حال خرید دارایی های خارج از کشور و ایجاد دارایی خشکی از طریق سوآپ ارز متقابل هستند، صادق است.
تنورهای بیش از 10 سال اغلب تحت تأثیر محصولات ساختاریافته و با قدمت طولانی و تقاضای بازار آنها هستند. به عنوان مثال، در زمان نمودار بالا، تعدادی از گزینه های بسیار قدیمی AUD/JPY FX در محصولات ساختاریافته تعبیه شده بودند و سپس در بازارهای ارز متقابل پوشش داده شدند. این منجر به کاهش اسپرد 30 ساله در AUD/USD و اسپردهای بالاتر در بازارهای ارز متقاطع USD/JPY شد، زیرا تقاضا همگی از یک جهت بود که ناشی از پس اندازهای بازده در ژاپن بود.
عرضه و تقاضا به طور قابل توجهی در بین واحدهای پولی و دوره ای متفاوت است و همچنین در طول زمان تغییر خواهد کرد.
چرا برخی از ارزها اسپرد مثبت دارند در حالی که برخی دیگر منفی هستند؟
بسیار شبیه به استدلال های بالا، این در درجه اول یک مسئله عرضه و تقاضا است.
کشورهایی که دارای الزامات ساختاری برای استقراض در خارج از کشور هستند، معمولاً اسپرد مثبت خواهند داشت. طرف خرید، مانند شرکت هایی که بدهی های خارج از کشور را صادر می کنند، دلار آمریکا را دریافت می کنند و ارز محلی مانند AUD را پرداخت می کنند. این امر اسپردها را مثبت می سازد و تقاضای ثابت میان دوره ای تمایل به مثبت نگه داشتن آنها دارد.
کشورهایی که تقاضای بیشتری برای سرمایه گذاری در دارایی های خارج از کشور دارند ، تمایل دارند با پرداخت ارز فراساحلی و دریافت ارز داخلی ، این موارد را در مبادلات متقابل ارز محافظت کنند. ژاپن نمونه بسیار خوبی از این گرایش است و ما به راحتی می توانیم این موضوع را به عنوان گسترش منفی در مبادلات ارز متقابل ببینیم زیرا آنها به پای JPY مبادله فشار می آورند ، در اکثر تنورها منفی می شود.
محاسبه حاشیه های گسترده برای مشتری های سمت خرید
هنگام محافظت از دارایی ها یا بدهی ها ، بسیاری از شرکت های طرف خرید سعی می کنند دقیقاً با گردش پول به ارز دریایی خود مطابقت داشته باشند. به عنوان مثال ، یک صادرکننده با نرخ ثابت 5 ساله MTN ترجیح می دهد با کوپن های ثابت مطابقت داشته باشد و ابراز گسترش در ارز داخلی خود را بیان کند.
مثال زیر برای AUD/USD است (جایی که این مشترک است).
شرکت سمت خرید:
1) نرخ ثابت بدهی USD
2) وارد مبادله ارز متقابل می شود:
آ. صادرکننده برای تراز کردن و جبران کوپن های بدهی ، نرخ ثابت دلار را دریافت می کند.
ب. صادرکننده نرخ شناور AUD به علاوه حاشیه M1 را پرداخت می کند.
همتای طرف فروش مانند این به آن نگاه می کند:
1) پرداخت نرخ ثابت USD/ دریافت نرخ شناور AUD به علاوه حاشیه M1 با صادرکننده.
2) قیمت و پرچین توسط:
آ. دریافت نرخ ثابت/پرداخت نرخ شناور USD به علاوه حاشیه M2 (بر اساس نرخ ثابت مسئله و نرخ بازار غالب).
ب. دریافت USD SOFR PLUS MARGIN M2/پرداخت نرخ شناور AUD به علاوه حاشیه M1
طرف مقابل فروش M1 را بر اساس نرخ بازار فعلی در آن زمان محاسبه می کند.
محدب
هنگام محاسبه M1 ، همتای طرف فروش باید از M2 از مبادله واحد ارز USD و گسترش ارزهای متقاطع AUD/ USD ، SOFR/ AUD + M3 استفاده کند.
ما یک معادله داریم که به نظر می رسد:
1) بازار AUD/ USD: USD Flat/ AUD + M3.
2) M2 را به سمت USD اضافه کنید: USD + M2/AUD + M1.
4) توجه داشته باشید که بی فایده ، M1 ≠ M2 + M3 به دلیل "محدب".
محدب به این دلیل بوجود می آید که نرخ تخفیف در AUD و USD متفاوت است ، بنابراین مقدار فعلی (PV) 1 نقطه پایه در USD ≠ PV از 1 نقطه پایه در AUD. هنگام تبدیل نقاط گسترش به یک ارز به معادل یک ارز دیگر ، این تفاوت باید برای آن حساب شود.
هنگامی که گسترش ها بزرگ هستند (می گویند 100 امتیاز پایه) و/یا نرخ تخفیف بسیار متفاوت است (به عنوان مثال ، AUD و JPY) ، ممکن است راه حل M1 در نقطه 3 با رویکرد ساده گرایانه در نقطه 4 بسیار متفاوت باشد.
این مشکل در صلیب هایی مانند AUD/JPY بسیار واقعی است. هر دو به منحنی USD مراجعه می کنند ، اما صلیب در هنگام ترکیب ، حاشیه ای در هر دو پاهای AUD و JPY مبادله خواهد داشت. این امر باید به درستی در قیمت گذاری حل شود و محدب می تواند یک عامل گیج کننده در نرخ نهایی باشد.
xvas
آخرین نکته من در این وبلاگ در مورد XVAS است.
بسیاری از شرکت کنندگان در سمت خرید ممکن است مشتقات خود را وثیقه نکنند و به همین دلیل در معرض تنظیمات CVA و FVA (و شاید سایر XVA) برای قیمت گذاری ارزهای متقابل قرار دارند. این تنظیمات می تواند بسیار بزرگ باشد و گاهی اوقات بر گسترش نشان داده شده به خریدار بدون این تنظیمات حاکم است. FVA به ویژه بسته به جفت ارز و جهت تجارت می تواند بسیار مثبت یا منفی باشد.
از آنجا که XVA می تواند بسیار مهم باشد ، شرکت های سمت خرید باید از قیمت گذاری و پیامدهای آنها در نتایج هوشیار باشند.
خلاصه
قیمت گذاری مبادلات ارز متقابل اغلب برای بسیاری از بنگاه ها یک فرآیند پیچیده و مات است.
جفت و صلیب ارزی دارای گسترش های مختلفی در بین مستعار و غالباً مشخصات گسترده ای هستند
برخی مثبت دارند و برخی از آنها گسترش منفی دارند
محدب هنگام برخورد با گسترش های بزرگتر که برای محافظت صحیح از مواجهه مانند مشکلات بدهی استفاده می شود ، مهم خواهد بود.
XVA می تواند ورودی قابل توجهی برای قیمت گذاری باشد.
Martialis از تخصص قابل توجهی در قیمت گذاری مشتقات از جمله مبادلات ارز متقاطع برخوردار است.
ما همچنین با Tokenhouse همکاری می کنیم که یک شرکت جدید است که برای پرداختن به چالش های خرید و ساخت و سازه و قیمت گذاری مشتقات و محصولات گسترده تر خزانه داری ایجاد شده است. بعداً اخبار بیشتری در این مورد خواهیم آورد.
مبادله های ارز متقابل محصولی بسیار مفید برای بسیاری از بنگاه ها هم طرف خرید و هم در فروش است. درک پویایی قیمت گذاری و تأثیر بر تجارت نهایی برای به دست آوردن یک نتیجه عادلانه و مناسب ضروری است.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
19 خرداد
1402 ساعت: 16:15