
گزینه های استراتژیک برای تعیین جهت که از منابع انسانی و مادی تجارت برای شانس بیشتری برای دستیابی به اهداف منتخب استفاده می شود ، ایجاد شده است. این استراتژی یک مفهوم جامع است و به همین دلیل ، اغلب به روش های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.
اما این تفاوت هنگامی که برخی از نویسندگان بر روی نقاط پایانی (مأموریت ، اهداف ، اهداف) و وسیله دستیابی به آنها (سیاست ها و برنامه ها) تمرکز می کنند ، یک مشکل اساسی ایجاد می کند ، اما دیگران بر این وسیله فقط به جای اهداف در فرآیند استراتژیک تأکید می کنند.
همانطور که قبلاً گفته شد ، استراتژی به تعیین هدف یا مأموریت و اهداف اساسی بلند مدت یک شرکت و اتخاذ دوره های عمل و تخصیص منابع لازم برای دستیابی به این اهداف اشاره دارد.
اهداف مورد بحث در ابتدا بخشی از تدوین استراتژی است.
سیاست ها اظهارات کلی هستند که تفکر مدیران را برای تصمیم گیری راهنمایی می کنند. آنها مرز گسترده ای را ارائه می دهند که در آن تصمیمات باید سقوط کند.
بنابراین جوهر سیاست استراتژی اختیار است ،
مربوط به جهت گیری منابع انسانی و مادی با هدف افزایش شانس دستیابی به اهداف منتخب است.
عملکرد اصلی استراتژی ها و سیاست ها متحد کردن و راهنمایی برنامه ها است. اما اگر یکی از آنها تنها باشد ، به سختی می تواند اطمینان حاصل کند که یک سازمان به هدف خود برسد.
به نظر می رسد برنامه ریزی استراتژیک یک تمرین ساده است. این وضعیت آینده و مورد انتظار آینده را تجزیه و تحلیل می کند ، جهت شرکت را تصمیم می گیرد و وسیله ای را برای دستیابی به هدف ایجاد می کند.
برنامه ریزی استراتژیک یک فرآیند بسیار پیچیده است که نیاز به یک رویکرد سیستماتیک برای شناسایی و تجزیه و تحلیل عوامل خارجی در سازمان و تطبیق آنها با قابلیت های شرکت دارد.
ویژگی های برنامه های استراتژیک
موارد زیر برخی از مهمترین ویژگی های برنامه های استراتژیک است:
- آنها از نظر ماهیت طولانی مدت هستند و سازمانی را در محیط خارجی خود قرار می دهند.
- آنها جامع هستند و طیف گسترده ای از فعالیت های سازمانی را پوشش می دهند.
- آنها راهنمای و کنترل فعالیتهای سازمانی را برای آینده فوری و دوربرد ادغام می کنند.
- آنها مرزهای تصمیم گیری مدیریتی را تعیین کردند. از آنجا که برنامه های استراتژیک اسناد اصلی یک سازمان است ، تمام تصمیمات مدیریتی لازم است با اهداف آن سازگار باشد. بنابراین ، برنامه های استراتژیک اهداف بلند مدت ، اهداف متوسط و هدف اصلی یا نقش اساسی یک سازمان را تعیین می کند.
4 سطح استراتژی سازی / 4 نوع گزینه های استراتژیک
ایجاد استراتژی با شناسایی راه هایی که یک سازمان می تواند برای دستیابی به اهداف عملکرد ، تضعیف رقبا ، دستیابی به مزیت رقابتی و اطمینان از بقای طولانی مدت سازمان ، درگیر شود.
در یک شرکت متنوع ، شرکتی که دارای خطوط مختلف تجارت تحت یک چتر است ، استراتژی ها در چهار سطح آغاز می شود.
استراتژی های موجود در هر سطح از سازمان با نام سطح شناخته شده است.
4 سطح استراتژی است ؛

- استراتژی سطح شرکت.
- استراتژی سطح تجارت.
- استراتژی سطح عملکردی.
- استراتژی سطح عملیاتی.
استراتژی سطح شرکتی
استراتژی شرکتی بازارها و مشاغلی را که یک شرکت در آن فعالیت خواهد کرد ، تعریف می کند.
استراتژی شرکتی توسط مدیریت عالی یک شرکت متنوع در سطح برتر تدوین می شود (در کشور ما ، یک شرکت متنوع به عنوان "گروه شرکت ها" مانند شرکت Alphabet شناخته می شود). چنین استراتژی جهت کلی شرکت را از نظر مشاغل مختلف و خطوط محصول توصیف می کند.
استراتژی شرکت اهداف بلند مدت را تعریف می کند و به طور کلی بر کلیه واحدهای تجاری تحت چتر آن تأثیر می گذارد.
به عنوان مثال ، یک استراتژی شرکتی از P& G ممکن است به دست آوردن شرکت های بزرگ کاغذی بافت در کانادا برای تبدیل شدن به رهبر بازار غیرقابل انکار باشد.
استراتژی سطح شرکتی مجموعه ای از گزینه های استراتژیک است که یک سازمان از آن انتخاب می کند زیرا عملکرد خود را همزمان در چندین صنعت و چندین بازار انجام می دهد.
استراتژی سطح تجارت
استراتژی تجاری مبنایی را تعریف می کند که شرکت در آن شرکت می کند.
این یک استراتژی سطح واحد تجاری است که توسط مدیران ارشد واحد تدوین شده است. این استراتژی بر تقویت موقعیت رقابتی یک شرکت در محصولات یا خدمات تأکید دارد.
استراتژی های تجاری از استراتژی های رقابتی و تعاونی تشکیل شده است.
استراتژی تجارت شامل کلیه اقدامات و رویکردها برای رقابت در برابر رقبا و راه هایی است که مدیریت به موضوعات مختلف استراتژیک می پردازد.
همانطور که هیت و جونز اظهار داشتند ، استراتژی تجارت شامل برنامه هایی است که مدیران استراتژیک برای استفاده از منابع یک شرکت و شایستگی های متمایز برای به دست آوردن یک مزیت رقابتی نسبت به رقبای خود در یک بازار اتخاذ می کنند.
استراتژی تجارت معمولاً مطابق با استراتژی شرکت ها تدوین می شود. تمرکز اصلی استراتژی تجارت بر توسعه محصول ، نوآوری ، ادغام (عمودی ، افقی) ، توسعه بازار ، تنوع و موارد مشابه است.
استراتژی رقابتی با هدف به دست آوردن یک مزیت رقابتی در بازار در برابر رقبا است.
و مزیت رقابتی از استراتژی هایی ناشی می شود که منجر به منحصر به فرد بودن در بازار می شود. برنده شدن استراتژی های رقابتی در مزیت رقابتی پایدار است.
نمونه هایی از استراتژی رقابتی شامل استراتژی تمایز ، استراتژی کم هزینه و تمرکز یا استراتژی بازار است.
استراتژی تجارت مربوط به اقداماتی است که مدیران برای بهبود موقعیت بازار شرکت از طریق رضایت مشتریان انجام می دهند. بهبود موقعیت بازار به معنای انجام اقدامات علیه رقبا در صنعت است.
بنابراین ، مفهوم استراتژی رقابتی (بر خلاف استراتژی تعاونی) دارای یک رقیب-جهت گیری است. هدف استراتژی رقابتی ، جلب قلب مشتریان از طریق برآورده کردن نیازهای آنها ، و در نهایت برای دستیابی به رقبا (یا شرکت های رقیب) و دستیابی به مزایای رقابتی است.
در انجام تجارت ، شرکت ها با بسیاری از موضوعات استراتژیک روبرو می شوند. برای زنده ماندن در بازار ، مدیریت باید به همه این مسائل رسیدگی کند. استراتژی تجاری علاوه بر اینکه به رقابت می پردازد ، به این موضوعات می پردازد.
یک استراتژی در سطح تجارت مجموعه ای از گزینه های استراتژیک است که یک سازمان در هنگام انجام تجارت در یک صنعت یا بازار خاص انتخاب می کند.
چنین گزینه های دیگری به سازمان کمک می کند تا تلاش های خود را بر روی هر صنعت یا بازار به روشی هدفمند متمرکز کند.
استراتژی عملکردی
در حقیقت ، یک استراتژی عملکردی استراتژی دپارتمان/بخش برای هر عملکرد سازمانی طراحی شده است.
بنابراین ، ممکن است استراتژی تولید ، استراتژی بازاریابی ، استراتژی تبلیغات ، استراتژی فروش ، استراتژی منابع انسانی ، استراتژی موجودی ، استراتژی مالی ، استراتژی آموزش و غیره وجود داشته باشد.
یک استراتژی عملکردی به یک استراتژی اشاره دارد که بر یک حوزه عملکردی خاص یک سازمان تأکید دارد. برای دستیابی به برخی از اهداف یک واحد تجاری با به حداکثر رساندن بهره وری منابع ، تدوین شده است.
گاهی اوقات استراتژی عملکردی استراتژی دپارتمان نامیده می شود زیرا هر عملکرد تجاری معمولاً به یک بخش واگذار می شود.
به عنوان مثال ، بخش تولید یک شرکت تولیدی استراتژی تولید را به عنوان استراتژی دپارتمان توسعه می دهد ، یا بخش آموزش "استراتژی آموزش" را برای ارائه آموزش به کارمندان تدوین می کند.
یک استراتژی عملکردی مربوط به ایجاد یک صلاحیت متمایز برای ارائه یک تجارت ، واحد با یک مزیت رقابتی است.
هر واحد تجاری یا شرکت مجموعه ای از بخش های خاص خود را دارد و هر بخش یک استراتژی عملکردی دارد. استراتژی های عملکردی برای پشتیبانی از یک استراتژی رقابتی اتخاذ شده است.
به عنوان مثال ، شرکتی پیروی از یک استراتژی رقابتی کم هزینه نیاز به یک استراتژی تولید دارد که بر کاهش هزینه عملیات و همچنین یک استراتژی منابع انسانی تأکید می کند که بر حفظ کمترین تعداد ممکن از کارمندانی که دارای مهارت بسیار لازم برای کار در سازمان هستند ، تأکید می کند.
سایر استراتژی های عملکردی مانند استراتژی بازاریابی ، استراتژی تبلیغات و استراتژی مالی نیز برای پشتیبانی از استراتژی رقابتی در سطح تجارت ، به طور مناسب تدوین می شوند.
استراتژی عملیاتی
استراتژی عملیاتی در واحدهای عملیاتی یک سازمان تدوین شده است. یک شرکت ممکن است به عنوان مثال ، برای کارخانه خود ، استراتژی عملیاتی را توسعه دهد ، قلمرو یا بخش های کوچک را در یک بخش ایجاد می کند.
معمولاً مدیران عملیاتی/مدیران سطح میدان برای دستیابی به اهداف فوری یک استراتژی عملیاتی را تدوین می کنند. در سازمان های بزرگ ، مدیران عملیاتی معمولاً ضمن تدوین استراتژی عملیاتی ، از مدیران سطح متوسط کمک می کنند.
در برخی از شرکت ها ؛مدیران "برای هر مجموعه از اهداف سالانه در بخش ها یا بخش ها یک استراتژی عملیاتی تدوین می کنند.
نتیجه
امروز شرکت ها در صنایع و بازارهای مختلفی به رقابت می پردازند.
بنابراین؛از آنجا که آنها استراتژی های سطح تجاری را برای هر صنعت یا بازار تدوین می کنند ، آنها همچنین یک استراتژی کلی را تدوین می کنند که به تعریف ترکیب صنایع و بازارهایی که مورد علاقه شرکت است ، کمک می کند.
این سطوح ترکیبی غنی از گزینه های استراتژیک را به مشاغل ارائه می دهد.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
19 خرداد
1402 ساعت: 16:44