همانطور که کار مجسمه ای کرنلیا پارکر و مارک دیون نشان داده است ، ورود یا بازنمایی زباله ها یک کیفیت کلیدی و بازتابنده در ترکیب افزونگی زمانی در یک اثر هنری را نشان می دهد. گنجاندن زباله ها در این آثار هنری ، و در آثار ادبی که در زیر در نظر گرفته می شود ، ماهیت موقعیت زباله را پیش بینی می کند - اعتصاب روابط زمانی متمایز بین فرآیندهای موقعیت DE ، موقعیت COM و موقعیت Decom ، ایجاد انگیزه درگیری با کارهایی که یا تصدیق می کندجدایی صریح بین زمان استفاده و عدم استفاده یا بازی در مورد عدم اطمینان آنها. با رسیدن به این پتانسیل موقعیتی خود بازتابنده و مثبت ، ممکن است هنگام شناسایی اشیاء زباله در مجسمه و ادبیات ، موقعیت های زمانی را در معرض خطر قرار دهیم.< Span> T. S. الیوت و نوشتن زباله
همانطور که کار مجسمه ای کرنلیا پارکر و مارک دیون نشان داده است ، ورود یا بازنمایی زباله ها یک کیفیت کلیدی و بازتابنده در ترکیب افزونگی زمانی در یک اثر هنری را نشان می دهد. گنجاندن زباله ها در این آثار هنری ، و در آثار ادبی که در زیر در نظر گرفته می شود ، ماهیت موقعیت زباله را پیش بینی می کند - اعتصاب روابط زمانی متمایز بین فرآیندهای موقعیت DE ، موقعیت COM و موقعیت Decom ، ایجاد انگیزه درگیری با کارهایی که یا تصدیق می کندجدایی صریح بین زمان استفاده و عدم استفاده یا بازی در مورد عدم اطمینان آنها. با رسیدن به این پتانسیل موقعیتی خود بازتابنده و مثبت ، ممکن است هنگام شناسایی اشیاء زباله در مجسمه و ادبیات ، درک موقعیت های زمانی را در معرض دید خود قرار دهیم. S. الیوت و نوشتن زباله
همانطور که کار مجسمه ای کرنلیا پارکر و مارک دیون نشان داده است ، ورود یا بازنمایی زباله ها یک کیفیت کلیدی و بازتابنده در ترکیب افزونگی زمانی در یک اثر هنری را نشان می دهد. گنجاندن زباله ها در این آثار هنری ، و در آثار ادبی که در زیر در نظر گرفته می شود ، ماهیت موقعیت زباله را پیش بینی می کند - اعتصاب روابط زمانی متمایز بین فرآیندهای موقعیت DE ، موقعیت COM و موقعیت Decom ، ایجاد انگیزه درگیری با کارهایی که یا تصدیق می کندجدایی صریح بین زمان استفاده و عدم استفاده یا بازی در مورد عدم اطمینان آنها. با رسیدن به این پتانسیل موقعیتی خود بازتابنده و مثبت ، ممکن است هنگام شناسایی اشیاء زباله در مجسمه و ادبیات ، موقعیت های زمانی را در معرض خطر قرار دهیم.

نوشتن ، به عنوان یک شی و فرآیندی که اشیاء را تولید می کند ، می توان گفت برخوردهای مختلفی را با "زباله های متنی" ایجاد می کند و به ایده زباله می رود زیرا با واسطه متن ها: از یک طرف ، یک متن می تواند موارد خاصی را توصیف کند، مردم و مناظر که از یک رابطه وابسته موقت با فعالیت های انسانی سقوط کرده اند. از طرف دیگر ، متون ممکن است با اشاره به یا از جمله پیش نویس ها ، تثبیت ها یا انواع متنی ، یک شکل ترکیبی از زباله را نشان دهند. و در یک سوم ، اندام ارواح بیشتر ، نوشتن همچنین ممکن است وضعیت آن را به عنوان یک شیء نشان دهد ، به عنوان چیزی که ممکن است دور ریخته شود ، چیزی که باید به آن بپردازد. این فصل و فصل که در زیر آمده است ، به این قشر متفاوت و در عین حال ذاتاً مرتبط با زباله های متنی نزدیک می شود تا نتیجه بگیریم که اهمیت زباله در ادبیات را نمی توان به یک اقشار یا دیگری کاهش داد. هر سه نقش اساسی در نحوه ارزیابی اشیاء موجود در متون و چگونگی عملکرد این کارها برای عملکرد و انجام در یک اثر ادبی دارند. به دلایلی که در مقدمه من بیان شده است ، زباله ها در تلاش های ما برای تقسیم ، سازماندهی و تنظیم دنیای چیزها نقش اساسی دارند. اشیاء و وقایع زباله به ما کمک می کنند تا در طول زمان عبور و انتقال اشیاء را ردیابی و بازیابی کنیم. به جای تمرکز بیش از حد بر روی اپیتای معمولی که به ژانرهای ادبی خاصی نسبت داده می شود ، که اشکال خاص نوشتن را "زباله" یا "داستان های پالپ" توصیف می کنند ، فصل های زیر در حضور پویا ، گزاره ای از چیزهای اضافی یا فرسوده در کارهای متعارف شرکت می کنندشعر و نثر قرن بیستم. بنابراین ، وضعیت زباله به عنوان یک پادزهر "ادبیات" یا نوشتن به طور کلی تر در نظر گرفته نمی شود ، اما جنبه اساسی شکل گیری متنی را تشکیل می دهد.
فقط به این دلیل که یک شیء خاص برای معاینه مشخص شده است ، این نباید شرایط رسمی ، مادی یا تاریخی را که توسط آن شیء وارد یک اثر خاص از ادبیات شده است ، حذف کند. آثار نظری که ممکن است ما را از طریق این سطح اول زباله های متنی راهنمایی کند ، به موجب آن اشیاء زباله در یک متن توضیح داده می شوند ، تعداد نسبتاً کمی دارند. اشیاء منسوخ Francesco Orlando در تخیل ادبی با جمع آوری طیف فوق العاده ای از نمونه های ادبی برای ساختن یک طبقه بندی پیچیده از زباله های ادبی ، یک طبقه بندی که هر نمونه را با مقایسه و عادی سازی تثبیت می کند ، به این معضل می پردازد. با انجام این کار ، اورلاندو تعداد قابل توجهی از نمونه های ادبیات اروپایی را ارائه می دهد که در آن انواع خاصی از اشیاء مشاهده می شوند و اگر به هیچ چیز دیگری نرسد ، حضور ماندگار افزونگی در آثار ادبی را تأیید می کند.
طبقه بندی زباله های ادبی اورلاندو ، در اشیاء منسوخ در تخیل ادبی ، 205.
اورلاندو در اتخاذ یک رویکرد کاملاً ساختارگرایانه به ایده زباله در ادبیات ، پیشبرد از طریق طبقه بندی چیزهایی که "فقط از مخالفت های باینری تشکیل شده است" و "مخالف پایانه" ، استدلال می کند که آثار ادبی می توانند تأیید و مطابقت داشته باشندمقوله های پیشینی را تعیین کنید. [1]این ماتریس انواع زباله ها را با توجه به اینکه اشیاء توصیف شده به صورت جمعی یا جداگانه درک شده اند ، سفارش می دهد ، خواه در یک محیط طبیعی یا فوق طبیعی ظاهر شوند ، خواه نقش مهمی یا محیطی در روایت ایجاد کنند ، می توانند شکل گرفته یا خام تلقی شوند. [2.]به عنوان یک طبقه بندی که سعی در جذب هر شکل ممکن از زباله های ادبی دارد ، این طرح هوای عصمت را فرض می کند. اگر شرایط اورلاندو نتواند یک چیز منسوخ خاص را به حساب آورد ، این شکست نقص در متن مربوط را برجسته می کند. در جایی که این دسته ها به طور رضایت بخش قابل استفاده نیستند ، "ماده متون کافی نیست". [3]تصاویر زباله هایی که ممکن است در آثار ادبیات با آنها روبرو شویم ، برطرف می شوند و در یک سری از پیش تعیین شده از شکاف های طبقه بندی شده طبقه بندی می شوند. اگر آنها به این روش طبقه بندی شوند ، نمی توان آنها را از زباله در نظر گرفت.
ماندگاری عجیب و غریب که اورلاندو به زباله هایی که می خواند می دهد تقریباً منحصراً به استاز و قابلیت اطمینان آنچه که او "غیر کاربردی" می نامد ، متکی است ، اصطلاحی که ما قبلاً از راه های مختلف مشکل ساز شده ایم. به نظر من ، مفاهیم زباله به سادگی در تقابل با مفاهیم استفاده قرار نمی گیرند ، بلکه نشان دهنده یک رابطه خاص با یا تقویت زمانی است که ما از طریق چیزها ایجاد می کنیم. بنابراین ، هنگامی که اورلاندو استدلال می کند که "آنچه مورد استفاده قرار می گیرد ، چه چیزی مورد نیاز است ، چه چیزی در خدمت یک هدف است ، چه چیزی مفید است: این موارد مربوط به مواردی است که تصاویر آنها را مطالعه می کنیم" [4] ، او به دنبال جدا کردن مطالعه خود از طبقه بندی شده است. نوساناتی که باعث می شود زباله به یک وضعیت اساسی برگشت پذیر تبدیل شود. و اورلاندو از یکی از پارادوکس های اصلی زباله ها غافل می شود: در آثار ادبیات ، تصاویر زباله اغلب مورد نیاز ، هدفمند و مفید برای برقراری ارتباط طیف وسیعی از معانی است. ما در مورد سودمندی از جمله تصاویر زباله ، اهداف نویسنده در بسیج ایده زباله در کار خود و برداشت های مختلف موجود که ممکن است به راحتی "جمعی" یا "فردی" ، "مربوط" یا "نامیده نشوند ، تعجب کرده ایم. بی نظیر "،" خام "یا" فرفورژه "اما ممکن است در واقع ترکیبی از برخی ، هیچ یک یا همه این اصطلاحات را شامل شود. زباله های متنی نه کاملاً ترمینال و نه کاملاً مغایر با زمان مفیدی است که آن را بیان می کند. و اشیاء زباله لزوماً زمان عدم عملکرد مطلق یا غیرقابل توصیف را نشان نمی دهند - آنچه توسط یک گروه یا فرد دور ریخته می شود ممکن است برای گروه دیگر مؤثر باشد ، ممکن است با دور انداختن ، استفاده مجدد یا بازیافت ، عملکرد آنها را با گذشت زمان تغییر دهد. و ، در یک سطح کمتر عملگرا و مفهومی تر ، ترتیب زمانی که زباله ها به آن وارد می شوند باید استفاده ای را که گذشت ، آشتی دهد و ایده استفاده را دقیقاً در لحظه ای که گفته می شود حل شده است ، ایجاد کند. به عبارت دیگر ، ما نمی توانیم قطبش بین استفاده و زباله را به دست بیاوریم ، اما در عوض باید به دنبال درک وابستگی گذرا و آلودگی متقابل این اصطلاحات باشیم. این امر به همان اندازه صحیح است که ما با آثار مجسمه سازی و ادبیات مقابله می کنیم ، همانطور که هنگام مقابله با انتهای سیگار موجود در روده یا امتناع موجود در محل دفن زباله مقابله می کنیم.
در حالی که ما با یکی از معدود آثار انتقادات ادبی که بر موضوع زباله در ادبیات متمرکز شده است ، نقص هایی را کشف کرده ایم ، این یک عزیمت مفید برای آنچه در ادامه می آید فراهم می کند. در پاسخ به تلاش های اورلاندو ، من می خواهم پیشنهاد کنم که هنگام نزدیک شدن به موضوع زباله در ادبیات ، منزوی کردن موضوع توصیف از اشیاء که باعث می شود این عمل توصیفی ممکن باشد ، یعنی زباله های اجتناب ناپذیر که همراه با اقدامات کتیبه و کتیبه است ، اشتباه است. خواندنساخت متون شامل تولید زباله و همچنین منابع مربوط به آن است - زباله به صورت و محتوا. یکی از تأثیرات قانع کننده زباله همانطور که به اشکال متنی رونویسی می شود ، ظرفیت آن "همزمان برای ایجاد یک داستان و بیان اظهارات در مورد ایجاد آن داستان است."ساخت کارها ، چه پوسیدگی ، حل کردن یا رفتن به هدر رفتن ، و چیزهای بی شماری که در مقابل ما ظاهر می شود ، چه در صفحه یا صفحه نمایش. درست همانطور که زباله ها تجزیه و تحلیل نابودی تولیدی ، پوسیدگی و بهبودی را که احساس می شود ذاتی عمل هنری پارکر و دیون است ، تسهیل می کند ، بنابراین باید سعی کنیم رابطه بین توصیفات متنی زباله ها و عملکرد کیفی تولید یک چیز را درک کنیم"متن" خوانده می شود. یعنی ما باید ببینیم که چگونه زباله ها فقط یک گونه منفعل و غیرفعال از شیء نیستند ، که به طور معصومانه به آثار ادبیات برای لذت بردن از کسانی که دارای دلخراش برای زایمان هستند ، بلکه به عنوان ایده ای که آگاهی از ساخت و ساز ، مصرف را آگاه می کند. و ساختارشکنی به طور گسترده تر. اینها برخی از اصول و جاه طلبی هایی است که باعث ایجاد انتقاد در زیر می شود و برخی از بار انواع ادبی را به خاطر یک تئوری دقیق تر در مورد چگونگی تلاقی زباله و نوشتن شل می کند. اگر کسی فرض کند که ادبیات باید به متن مادی متوسل شود ، ارزش زباله در ادبیات در رابطه بین محتوای آن و رسانه متنی قرار دارد.
فصل های بعدی بر روی کار دو نویسنده، تی. اس. الیوت و جیمز جویس تمرکز می کنند تا تعدادی از حوزه های مرتبط را که در آن ایده های «ضایع» و «ادبیات» تلاقی می کنند، مثال بزنند. با محدود کردن خودم به طیف محدودی از نویسندگان، امیدوارم فضای بیشتری به مفاهیم نظری این پایان نامه به عنوان یک کل بدهم، و به ویژه، راه هایی را که از طریق آن ها در هنگام ارزیابی تأثیرات اتلاف در و به وسیله آن ها، معنا می سازیم و تجزیه می کنیم، کشف کنم. بر ادبیاتآنچه ممکن است در برجسته نکردن اهمیت چیزهای دور ریخته شده در آثار شکسپیر، سوئیفت، استرن، شلی، کیتس و دیکنز، و همچنین نویسندگان مدرن و معاصر که مفهوم زباله را می توان به آسانی با آنها مرتبط کرد، از دست داد.] را می توان با تحلیل دقیق تر و جامع تر از نحوه ارتباط ضایعات با ایده های ادبی، تصاویری که خلق می شوند و چیزهای متنی که پتانسیل آنها را واسطه می کنند، جبران کرد.

شعر تی اس الیوت به عنوان ادبیاتی که به بقایای ادبیات می اندیشد، برخی از تمایزات خود را از طریق شناسایی و بسیج زباله ها، هم به عنوان موضوع نوشتار و هم به عنوان مفهومی انتقادی که برای تفسیر آن نوشته به کار می رود، به دست آورده است. در سطحی فوری، شعر الیوت متشکل از مواد مصرف شده، دور انداختن تصویر و متنی است که به نظر می رسد یکباره به آن می رسند و در برابر شرط افزونگی مطلق مقاومت می کنند. به نظر می رسد پایانی وجود ندارد "برای رانش دریا و خرابه های در حال حرکت" (CPP 186).[7]اما این صرفاً ادبیاتی نیست که تصاویر اشیای دور ریخته شده بر آن حاکم است، و صرفاً ادبیاتی درباره چیزهای دور ریخته شده نیست، بلکه ادبیاتی است که به طرز عجیبی از آنچه از ترکیب آن باقی مانده آگاه است، شاعرانه ای که آثار الیوت را در میان بقایای متون او قرار می دهد. و تعداد بی شماری دیگرو در حالی که این شاعرانگی باقیمانده طیف وسیعی از مانتراهای مدرنیستی را در خود جذب می کند - برای «نوسازی کردن» و «مشکل کردن آن»[8]، اما به شدت یکی دیگر را دنبال می کند که کمتر رعایت شده است: «تلف کردن آن». این امر نهایی، اگرچه به ندرت تأیید شده و تا حدی محقق می شود، مشکل نوشتن الیوت را به عنوان اثری سازنده و بازتابی از کلمات هدر داده به حساب می آورد.
ما از جایی که ممکن است انتظار داشته باشیم شروع نمی کنیم ، اما در عوض ، با یک نوت بوک ، نوت بوک اشعار اولیه و قطعات شاعرانه که توسط الیوت به حامی و جمع کننده جان کوین در سال 1922 فروخته شد ، به عنوان پر از فضاهای خالی به عنوان زباله و یک زمینمنبع مهم برای آن کار. سالها پس از مرگ کوین در سال 1924 تصور می شد که این نوت بوک گم شده یا نابود شده است. چندین مورد وجود داشت که الیوت نظر خود را در مورد این کار ابراز کرد. اولین مورد فقط چند ماه قبل از انتشار زباله های زباله رخ می دهد ، هنگامی که الیوت کوین را به نوت بوک فرستاد: "شما مجموعه های زیادی از آیه را پیدا خواهید کرد که هرگز چاپ نشده اند و من مطمئن هستم که شما موافقت خواهید کرد که هرگز نباید چاپ شود، و در قرار دادن آنها در دستان شما ، از شما خواهش می کنم که آنها را به سمت خود نگه دارید و ببینید که آنها هرگز چاپ نشده اند. "غیرقابل چاپ "[10] و ، در نامه دیگری به دانیل وودوارد یک سال بعد ،" من نمی توانم کاملاً احساس کنم که این [TypeScript] و نوت بوک ناپدید شده اند. اشعار منتشر نشده در نوت بوک ارزش انتشار آن را نداشت. "عموم مردم ده سال بعد ، در 25 اکتبر 1968. [12]دسترسی به این آثار محدود بود تا در سال 1996 ، هنگامی که آنها به عنوان اختراعات مجموعه March Hare: Poems 1909-1917 منتشر شدند و برای اولین بار دانشمندان علاقه مند به نوت بوک الیوت مجاز به نقل قول مستقیم از آن بودند. این ممکن است یک مورد قابل توجه از نوجوانان رهایی یافته به نظر برسد. کاری که نویسنده امیدوار بود یک چیز منحصر به فرد و خصوصی باشد که در معرض نظارت عمومی قرار می گیرد. اما محتوای نوت بوک و وضعیت منتشر نشده ، لغو و انتشار متعاقب آن ، با توجه به ارزش متنی ، فنی و مادی بسیار مرتبط است. عبور آن از پیش نویس نسخه خطی به کارهای منتشر شده ، مسیر جایگزین برای زباله های زباله را نشان می دهد ، که در معیار ، شماره گیری و به عنوان یک کتاب در سال 1922 منتشر شد ، بلکه به عنوان Facsimiles نسخه خطی در سال 1971. انتشار زمین زباله: یک فاکسیمیل و نسخه از پیش نویس های اصلی برای درک آن شعر انجام شد ، اما نه قبل از حضور در محتوای زباله پویا اختراعات خرگوش مارس.
اختراعات دور ریخته شده: کتیبه روی اولین برگ مگس الیوت
عنوان نوت بوک بیانگر قیاسی برای تغییرات در حال تغییر محتوای آن است. الیوت که روی اولین برگ مگس نوشته شده بود «اختراعات خرگوش مارش»، بعداً این کلمات را با جایگزین کردن آنها بر روی کاغذ انتهایی آزاد جلویی با «اشعار کامل / تی اس الیوت» در کنار تقدیم به ژان وردنال و کتیبه ای برگرفته از دانته لغو کرد. کریستوفر ریکز با مقایسه عادات الیوت در نام گذاری و تقدیم آثارش، این موضوع را بیان می کند که الیوت احتمالاً وقتی می دانست که محتویات این دفترچه منتشر نشده است، عنوان را تغییر داده است، «بین سال های 1920 و 1925 که آن را به کوین فروخت. 1922.»[13] با نام دوگانه، بدون نام، فقط می توان تعجب کرد که آیا الیوت عنوان قبلی را حذف کرده و دومی را اضافه کرده است، زیرا می دانست که «اشعار کامل» عنوانی غیرقابل انتشار برای یک نشریه نامطلوب است. دفتر یادداشت او شعری را که او را به شهرت رسانده بود شامل نمی شد و مکاتبات تکه تکه ای و پروتئانی دفترچه با آثار منتشر شده بعدی اش نشان می داد که کاملاً ناقص است. یک کار شرم آور در حال پیشرفتبدون شک با آگاهی از اینکه چگونه یک نامگذاری می تواند به قانونی شدن یک نشریه جدید کمک کند، ریکز عنوان لغو شده را بازیابی و بازگرداند و لغو لغو الیوت را لغو کرد. به گفته ریکز، عنوان «اختراعات خرگوش مارس» «احتمالاً کمتر از هر [عنوان] دیگری نامناسب است، به عنوان خاطره انگیز، و در مکاتبات TSE به تصویر کشیده می شود».[14] چنین مداخلات ویراستاری در کاریک نویسنده مرده مطمئناً غیرعادی نیست و حذف کلمات، عبارات و کل قطعات یک متن در دفتری که به آن زمان برای «بینش ها و بازنگری ها» داده شده است، قابل انتظار است. اما آنچه در مورد عنوان و شبح طعنه آمیز آن گویا به نظر می رسد، رابطه زمانی بین اختراع و تکمیل، بین طرح هایی که به عنوان «غیرقابل انتشار» کنار گذاشته شده اند و بسته شدن ظاهری یک اثر «کامل» را نشان می دهد، بدون ذکر اعداد و ارقام ضایعاتی که الیوت مرتباً انجام می دهد. به کار می گیرد تا منعکس کند که اثرش چگونه ساخته شده است، چه چیزی را توصیف می کند و چیزهای مادی را که برای امکان پذیر ساختن این فرآیند ترکیب و توصیف نیاز دارد.
در طی مصاحبه در سال 1959 ، الیوت مشاهده می کرد ، "به عنوان یک قاعده ، با من یک چیز ناتمام چیزی است که ممکن است از آن خارج شود. بهتر است ، اگر چیز خوبی در آن وجود داشته باشد که ممکن است از آن در جای دیگر استفاده کنم ، آن را در پشت ذهنم بگذارم تا روی کاغذ در یک کشو. اگر آن را در یک کشو بگذارم ، همان چیز باقی می ماند اما اگر در حافظه باشد ، به چیز دیگری تبدیل می شود. "[15] به عنوان یک قاعده ، همه چیز به ندرت ساده است. اشعار موجود در اختراعات خرگوش مارس آثاری است که از آن خارج شده است ، در یک کشو قرار داده شده و به چیز دیگری تبدیل شده است. آنها تعدادی از نتایج ممکن را منعکس می کنند. اما حضور آنها در بدن گسترده تر نوشته های الیوت ، به عنوان یک منبع و نتیجه دیگر از آثار منتشر شده در طول زندگی وی ، به این معنی است که ماندن در پشت کشو به معنای این است که یک اثر هنوز هم می تواند برای استفاده مجدد در دسترس باشد. آن شعرهایی که هرگز توسط الیوت منتشر نشده بودند ، منابع مهمی برای کارهای منتشر شده وی شدند. به نظر می رسد ، با گذشت زمان ، تمایز بین مالش ، به یاد آوردن یا دور انداختن مواد پیش نویس به دور از مطلق اثبات می شود ، به خصوص وقتی صحبت از این است که الیوت در اشعار اولیه خود به کار می رود."Caprice First Caprice در North Cambridge" و "Caprice دوم در North Cambridge" هر دو نسخه خطی هستند که با جوهر آبی نوشته شده اند ، که در نوامبر 1909 ساخته شده و در TypeScript برای اختراعات خرگوش مارس بازتولید شده است:
"اولین کاپریس در شمال کمبریج"
یک پیکر خیابانی ، غرق و ضعیف ؛عصر زرد در مقابل صفحات پنجره های کثیف: و در سویه های دوردست صدای کودکان ، با صدای بلند به پایان رسید.
بطری ها و شیشه های شکسته ، گل و چمن 5 گلی. انبوهی از بشکه های شکسته ؛و جمعیتی از گنجشک های پاره شده با صبر و شکیبایی در رودخانه غرق می شوند. اوه ، این ملاحظات جزئی! بشربشربشربشربشر10
خوانندگان آشنا با کارهایی که در طول زندگی الیوت منتشر شده اند ، تعدادی از تروپ ها و تصاویر را به رسمیت می شناسند ، که بسیاری از آنها مربوط به تصاویر زباله است."شب زرد در مقابل تخته ها" (2) را با "مه زرد که پشت آن را بر روی پنجره های پنجره می مالد" مقایسه کنید "آهنگ عشق J. Alfred Prufrock" (CPP ، 13) یا "بطری ها و" بطری ها و "بطری ها و"شیشه های شکسته ، / گل و چمن پایماژ شده "(5-6) با" صداهای خشک شده ما [...] به عنوان باد در چمن خشک / یا پای موش ها بر روی شیشه های شکسته "که در مردان توخالی یافت می شود (CPP ، 83). سرانجام ، و مهمترین آن برای این مطالعه ، "یک پشته از بارهای شکسته" با یکی از خطوط ذکر شده از زباله ها طنین انداز می شود و پیش بینی می کند: "یک پشته از تصاویر شکسته" (I. 22). [16]اختراعات خرگوش مارس پر از این زمزمه ها و طرح ها ، عبارات مهاجرتی است که می توانیم تشخیص دهیم که برای استفاده از "جای دیگر" استفاده می شود. به نظر می رسد که باید تصاویر زباله هایی باشد که این الگوی استفاده را به ارمغان می آورد ، استفاده مجدد و مالش به نور فقط به نظر می رسد که فرآیندهای ترکیبی خاص از تغییر متنی ، تجدید نظر و مراجعه به خود را تشدید می کند. در مرحله اول ، ظاهر "پشته ای از بارهای شکسته" نشان می دهد که سیزده سال قبل از انتشار زمین زباله ، الیوت علاقه جدی به ظرفیت زباله ها برای رقم زدن معنایی و تکه تکه شدن داشت. ثانیاً ، "باروهای شکسته" از "اولین کاپریس" ، که ممکن است حاکی از حیوانات ، تومورهای یا ابزار باشد ، عدم اطمینان حاصل از آن را دارد که با قول جبران خسارت های انتهای الیوت (شیشه/چمن ، باروها/گنجشک ها) مغایرت دارد ، پیش بینی می کند. تنش بین محفظه متن ترانه و تعدد فیگوری که می تواند به راحتی در زمین زباله و آثاری که در پی داشت ، ردیابی شود. و توجه به این نکته حائز اهمیت است که چگونه کاتالوگ زباله های موجود در "اولین کاپریس" ، موجودی از مواد گل آلود و دور ریخته شده ، بر خلاف احساس مهار شاعرانه رسمی فشار می آورد. این ویژگی زباله ها است که این امر نه فقط یک پیچیدگی رسمی یا معنایی را ایجاد می کند بلکه یک موقتی طولانی مدت نیز وجود دارد - این چیزهای ضعیف ، کثیف ، شکسته و پایمال شده همچنان در نظر گرفته می شوند ، که مجدداً مورد استفاده قرار می گیرند ، دوباره استفاده می شوند و برای ارزیابی مجدد باز می شوند. خطوط پایانی هم بیانیه و هم خلاصه ای از لحن جزئی است و منعکس کننده باز بودن زمانی زباله ها ، اعلامیه بازتابنده فرسودگی موقت است. بیضوی نهایی هم عدم گفتن بیشتر را نشان می دهد و هم قول مبنی بر این که این تصاویر همچنان به بازگرداندن و ظاهر شدن دوباره ادامه خواهند داد ، همانطور که در Caprice بعدی الیوت انجام می دهند:
"Caprice دوم در شمال کمبریج"
جذابیت بسیاری از خالی! مزارع درمانده ای که شوم ، استریل و نابینا قرار دارند - چشم را تحریک می کنند و ذهن را به هم می رسانند ، ترحم خود را طلب می کنند. 5 با خاکستر و قلع در شمع ها ، آجرها و کاشی های خرد شده و دبریس شهر.
به دور از تعریف ما و قوانین زیبایی شناسی ما 10 اجازه می دهیم مکث کنیم. با این مزارع که مغز را نگه می دارد و مغز را نگه می دارد (چه چیزی: دوباره؟) با جذابیت غیر منتظره و یک بار غیر منتظره 15 در یک عصر در ماه دسامبر در زیر غروب آفتاب زرد و گل رز.
در حالی که دانشمندان متنی مانند لیندال گوردون استدلال کرده اند که الیوت در سال 1914 شروع به نوشتن قطعات اولیه زباله ها کرد ، با خواندن دلهره اختراعات خرگوش مارس ، نشان می دهد که چگونه علاقه الیوت به تصاویر زباله ها را می توان در تمام کارهای قبلی خود پراکنده یافت. 17]و این جنبه های بی امان و مکرر زباله است ، دفع های زمانی که آن را به یک چیز فعال تبدیل می کند ، و به ما امکان می دهد تا گذرگاه خود را از طریق نوشتن الیوت ردیابی کنیم و افق های سنتی و تاریخی را که به پیدایش آثار بعدی وی داده شده است ، گسترش دهیم. زباله ها به عنوان یک شیء عجیب و قانع کننده روبرو می شوند ، با "جذابیت غیر منتظره" (14) این "تعداد خالی" (1) ، پراکنده با آجرها و کاشی های شکسته ، ممکن است ترحم کنند اما آنها همچنین "چشم را می خوانند و ذهن را می بندند" (4) و به کنوانسیون های گفتمان فلسفی مکث کنید. الیوت این حس غافلگیرکننده و مسحور را از طریق مدولار قوطی عبارت و خودآزمایی قافیه ایجاد می کند ، "با این زمینه هایی که مغز را نگه می دارند و می پوشند / (چه: دوباره؟)" (12-13). در اینجا موضوعی است که در ذهن باقی می ماند تا دوباره در شرایط دیگر مورد توجه قرار گیرد ، موضوعی که آینده برای آن باز و بدون بسته شدن آشکار است. در توصیف این تعداد خالی ، جنبه غیر ارادی از تئوری ترکیب و حافظه الیوت که قبلاً به آن اشاره کردیم نهفته است. محتویات ناقص و خالی از نوشتن وی برای نشان دادن اجبار به نوشتن ، اجباری برای پاسخ به خواسته های ذهنی و شاعرانه برجسته "زباله" استفاده می شود."چیز ناتمام" باعث ایجاد مشکلی برای الیوت و از نظر روحی می شود و او را وادار می کند تا شیء ناتمام را برای هر چیزی که ممکن است دوباره به شکل دیگری استفاده شود ، جمع کند."اگر ممکن است از آن استفاده شود" نیز باید از آن استفاده شود ، باید "در پشت ذهن من باقی بماند."عدم موفقیت پیش نویس ، ناقص بودن آن باعث می شود که برای استفاده مجدد ، یادآوری و جایگشت مجدد در دسترس باشد. در این صراحت نیرویی برای نگه داشتن و عقب نشینی ذهن به وجود می آید.
تکرارهای زباله در الیوت دو برابر است ، به ویژه هنگام خواندن اختراعات از خرگوش مارس: این اشعار عملکرد بیرونی زباله های جمع آوری شده را برای تأثیرات شاعرانه خود توصیف می کنند ، در حالی که عملکرد ضمنی و منعکس کننده تهیه پیش نویس ، دور انداختن و حفظ ایده ها را برای استفاده های بعدی ارائه می دهند. در صحنه ای مهم و مرور شده ، زمین زباله هرگز کاملاً "شوم ، استریل و کور" نخواهد بود (3) بلکه صحنه تأمل ، مراقبه و نور پیش بینی نشده ، یک زمین زباله است که ذهن را در ذهن نگه می دارد و ذهن را در یک ذهن قرار می دهدراهی که باعث می شود تکرار خود در کارهای بعدی تضمین شود. هم با توجه به شعر فردی و هم در چارچوب Oeuvre گسترده تر الیوت ، "Caprice دوم در شمال کمبریج" زباله هایی را برای مشاهده مکرر و نمونه ای از الیوت نشان می دهد ، که نمونه ای از آن را نمی توان به راحتی به عنوان "منبع" برای کار بعدی درک کرد. این شامل قطعه ای است که توسط نویسنده دیگری نوشته شده است. از این نظر ، در تقاطع انواع زیادی از ضایعات متنی ، چه به جلو و چه به عقب. توجه داشته باشید قلع ، شمع ، تعداد زیادی خالی و گل سرخ یافت شده در هنری جیمز "بوستونیایی ها":
غروب خورشید قرمز زمستان […] یک تصور جمعی از میانگین تخته ها و قلع و زمین یخ زده ، ریخته ها و شمع های پوسیده […] نرده های گشاد ، تعداد زیادی خالی ، تپه های زباله ، حیاط ها با لوله های آهنی ، قطبهای تلگراف و برهنه می شوند. پشتی های چوبی مکان ها. ورنا چنین منظره ای را دوست داشتنی فکر می کرد ، و او به هیچ وجه بدون بهانه ای نبود که بعد از ظهر بسته شود ، تصویر زشت با یک گل سرخ و سرد و صاف رنگ آمیزی شد. [18]
اینها تصاویری از ویرانی انیمیشن است که الیوت هنگام تهیه پیش نویس "مقدمات" در نوت بوک اختراعات خود دوباره به آن تبدیل می شود. شعری برای اولین بار یازده ماه پس از اولین و دوم Caprice خود را تهیه کرد و حاوی ضایعات جهش یافته و دور ریخته شده ، تعداد زیادی و تصاویری که در آن شعرها پیدا کردیم. [19]در بخش اول "Preudes" ، Gusts of Wind "ضایعات گریم / برگهای پژمرده در مورد پای شما / و روزنامه ها از تعداد خالی" (IMH ، I. 5-8) ، بخش III از "هزار تصویر Sordid" صحبت می کند (IMH III. 27) و "گنجشک ها در روده ها" (IMH III. 32) ، در حالی که بخش چهارم با این فکر نتیجه می گیرد که "جهان ها مانند زنان باستانی می چرخند / جمع آوری سوخت در تعداد خالی" (IMH IV. 54-55)بشرتمام این تصاویر زباله و افزونگی که می توانیم در کارهای قبلی پیدا کنیم ، اثبات می کند که استقرار زباله الیوت نه به دلیل تصادف گاه به گاه بلکه با یک مهاجرت ناپیوسته و در عین حال قابل ردیابی از پیش نویس به پیش نویس ، نوت بوک تا نوت بوک تا انتشار اتفاق می افتد. با آزمایش و تکرار ، این تصاویر متحرک می شوند ، حرکت می کنند ، مهاجرت می کنند و به جهش در تعدد خود می رسند. در انتشار "Predudes" ، ابتدا در انفجار ویندام لوئیس (ژوئیه 1915) و سپس به عنوان بخشی از Prufrock و سایر مشاهدات (1917) ، که تمام این تصاویر زباله ها به صورت عمومی تقطیر شده و مصرف می شوند ، در عین حال ، کلاب های دور ریخته شدهدر یک کشو مانده بمانید و بعداً در مجموعه های کتابخانه عمومی نیویورک تا زمان انتشار آنها توسط هارکورت در سال 1996 ترشح شد. اینکه ما می توانیم این روند استفاده مجدد را از طریق دنباله مواد دور ریخته شده در سمت چپ ردیابی کنیم ، کشو را می توان بازگشایی کرد و الگوهای استفاده را می توان از طریق اعمال دفع توصیف کرد.
ما باید همانطور که الیوت انجام داد ، ارزش این تعداد خالی را بررسی کنیم: این عبارت به فضاها و اشیاء قابل خریداری ، فروخته شده و فروش ، به مناظر واقعی بوستون که توسط هنری جیمز شرح داده شده است ، اشاره می کند ، به شعرهایی که اختراع راهپیمایی را تشکیل می دهندخرگوشممکن است به راحتی می توان تعداد خالی الیوت را به عنوان تنگی های جزئی در املاک الیوت رد کرد. Jayme Stayer مشتاق است این اشعار را در کشو نگه دارد که الیوت آنها را به آن انداخت. Stayer استدلال می کند که اشعار اختراعات خرگوش مارس ، و به ویژه اشعار "Caprice" ، "ناامنی از طرف شاعر را نشان می دهد که آیا ابزارهای جدید او در حال کار هستند [...] تصاویر Sordidness نمی تواند باشدبا اطمینان به انجام کارهایی که او در نظر دارد. ""اما پر از آثار فرومایه و ناتمام است. [21]اما به نظر می رسد Stayer پتانسیل نوت بوک های نوجوانان یا نسخه های خطی را تخریب می کند ، و این باعث تقویت نادر و تکینگی کارهای منتشر شده و "قطعی" می شود و بیش از همه بینش های جذاب که پیش نویس مطالب می تواند ارائه دهد. عدم پاسخگویی به روشی که در واقع اختراعات خرگوش مارس ، در واقع ، نشریه پیدا کرده است ، Stayer بر وضعیت مخالف بین پیش نویس و انتشار تأکید می کند و با استفاده از تصاویر نامشخص از Sordidness که او آنقدر رضایت بخش است:
The Chaff of the Notebook - عدم قطعیت های بلاغی آن ، حرکات خودمختار و مستهجن های مستهجن - الیوت از بین می رود و به عموم مردم گندم را که باقی مانده است ، ارائه می دهد: هجوم ها ، اسکوالور توهین آمیز ، نیت های متعالی ، رنج های متعالی.، ترس التقاطی ، eui eui ، همه این موارد در ثبت نام های فضیلت ، دلهره ، دفع ، بن بست و مستقیم صحبت می شود ، آواز می خواند ، یا رشد می کند. [22]
همانطور که تجزیه و تحلیل مختصر ما در مورد زباله در کارهای اولیه الیوت نشان داده است ، اختراعات خرگوش مارس یک جای خالی است که منتقدین ممکن است سوخت خود را جمع کنند. اگر چنین چیزی به نام "چاف" وجود داشته باشد ، نمی توان آن را به راحتی به عنوان ماندن یا شاید ، الیوت دوست داشت که ما باور کنیم. این تا حدودی به دلیل تصاویر زباله هایی است که حفظ می شوند ، دوباره کار می شوند ، اصلاح می شوند و برای بازگرداندن اشعار محبوب تر یا در دسترس تر ساخته می شوند ، تصاویری که هم محتوای گذرا از پیش نویس ها و ماده اصلی آنها را توصیف می کند. این ماهیت موقت و موقت نوشتن زباله ها و ایجاد زباله های نوشتاری است که به این موضوع اجازه می دهد تا متنی را که فرض می شود عاری از اثرات آن باشد ، در آن قرار دهد.< Pan> همانطور که تجزیه و تحلیل مختصر ما در مورد زباله ها در کارهای اولیه الیوت نشان داده است ، اختراعات از خرگوش مارس یک جای خالی است که از آن منتقدین می توانند سوخت خود را جمع کنند. اگر چنین چیزی به نام "چاف" وجود داشته باشد ، نمی توان آن را به راحتی به عنوان ماندن یا شاید ، الیوت دوست داشت که ما باور کنیم. این تا حدودی به دلیل تصاویر زباله هایی است که حفظ می شوند ، دوباره کار می شوند ، اصلاح می شوند و برای بازگرداندن اشعار محبوب تر یا در دسترس تر ساخته می شوند ، تصاویری که هم محتوای گذرا از پیش نویس ها و ماده اصلی آنها را توصیف می کند. این ماهیت موقت و موقت نوشتن زباله ها و ایجاد هدر دادن نوشتن است که به این موضوع اجازه می دهد تا متنی را که فرض می شود عاری از تأثیر آن باشد ، در آن قرار دهد. به عنوان تجزیه و تحلیل مختصر ما از زباله ها در کارهای اولیه الیوت نشان داده است ،اختراعات مارس خرگوش یک جای خالی است که منتقدین ممکن است سوخت خود را جمع کنند. اگر چنین چیزی به نام "چاف" وجود داشته باشد ، نمی توان آن را به راحتی به عنوان ماندن یا شاید ، الیوت دوست داشت که ما باور کنیم. این تا حدودی به دلیل تصاویر زباله هایی است که حفظ می شوند ، دوباره کار می شوند ، اصلاح می شوند و برای بازگرداندن اشعار محبوب تر یا در دسترس تر ساخته می شوند ، تصاویری که هم محتوای گذرا از پیش نویس ها و ماده اصلی آنها را توصیف می کند. این ماهیت موقت و موقت نوشتن زباله ها و ایجاد زباله های نوشتاری است که به این موضوع اجازه می دهد تا متنی را که فرض می شود عاری از اثرات آن باشد ، در آن قرار دهد.
اگرچه مطالعات دستنوشته مدرن غالباً بر تفاوت بین نسخه های منتشر شده و منتشر نشده متن تأکید می کند ، برای توجه به تغییر در معنا ، ساختار یا اثر و اغلب برای تقویت جدایی محاسبه کننده و طبقه بندی بین پیش نویس و انتشار ، تجزیه و تحلیل مختصر ما از موارد تجدید نظر الیوت خاص خاصچالش های متنی و تفسیری که این جدایی را پیچیده می کند. ردیابی دغدغه الیوت با زباله از حدود زمانی که اشعار "Caprice" نوشته شده است ، همانطور که هدف ما ، انتشار و پذیرش بحرانی از زمین زباله است ، ما را به زیر سوال می برد تا وضعیت انحصاری و مستقل منتشر شده را زیر سوال ببرد. کار "یا" کامل ". هنگامی که الیوت گفت که "اشعار منتشر نشده در نوت بوک ارزش انتشار آن را ندارد" ، ممکن است گفته شود که چگونه اشعار منتشر شده وی غالباً حاوی باقی مانده های شاعرانه آن پیش نویس های منتشر نشده است و انتشار یک نسخه و نسخه دیگری نباید روند آنها را به حساب آورد. اعتبار سنجی. چنین دیدگاهی باید ما را به سمت مقابله با شیوه ای که مطالب منتشر نشده و منتشر نشده به یکدیگر نفوذ کرده و به یکدیگر آلوده می کنند ، سوق دهد ، به ویژه هنگامی که پیش نویس های "منتشر نشده" به عنوان فکس یا نسخه های منتشر شده در دسترس قرار می گیرند. درست همانطور که سایر فصل ها علاقه مند به تأکید بر این بودند که نمی تواند چیزی به عنوان یک شکل مطلق زباله وجود نداشته باشد ، فقط جدایی مشروط استفاده و زباله در زمان ، بنابراین این است که انتظار می رود نسخه خطی یا پیش نویس مطالب در هنگام تفسیر بی اثر باشدآثار ادبیات. چنین دیدگاهی از نوشتن به این معنی است که ما می توانیم برخی از دیدگاه ها را در مورد ترکیب ادبی و نوشتن زمین زباله تکمیل کنیم. اولین مورد مربوط به "صحنه نوشتن" و داستانهایی است که در مورد تولید ادبی گفته شده است. به عنوان مثال ، معمولاً برگزار می شود که الیوت تا سرانجام با زمین زباله دست و پنجه نرم کرد و با کمک زیادی از عزرا پوند ، این کار در تابستان معجزه آسا 1922 جمع شد. برخی اظهار داشتند که الیوت شعر را از هیچ چیز گره نمی زند؛او "خود را پیدا کرد" می نویسد "لوئیز منارد" ، "با هیچ چیز برای ساختن شعری".[23] اما با ردیابی شکل و شکل زباله ، ضایعات و پیش نویس های دور ریخته شده که پیش از زباله ها و عبارات ، تصاویر و جوی آنها را به هم می ریزند ، می توانیم نشان دهیم که ساخت شعر را می توان در ضایعات تجزیه شده یافتکارهای قبلیبه عبارت دیگر ، ما می توانیم به چالش بکشیم که گفته می شود ترکیب زمین زباله آغاز شده است ،
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
19 خرداد
1402 ساعت: 17:36