
مشکل بسیار پیچیده تصمیم گیری در مورد اینکه در کجا و چگونه می توان از منابع جامعه استفاده کرد ، معمولاً توسط افراد پیروی از منافع شخصی خود در بازارها تا حد زیادی عاری از نظارت دولت حل می شود.
بازارها هنگامی که مبادلات بین خریداران مایل و فروشندگان مانع و کارآیی به خطر می افتد ، شکست می خورند.
غلبه بر چنین خرابی های بازار نقش برای دولت است ، اما تدوین راه حلی که بر وضع موجود بهبود می یابد ممکن است همیشه امکان پذیر نباشد.
"هر فرد ... نه قصد ارتقاء منافع عمومی را ندارد ، و نمی داند که او چقدر آن را تبلیغ می کند ... او فقط به سود خود قصد دارد ، و او در این مورد ، مانند بسیاری از موارد دیگر ، توسط یک دست نامرئی برای ارتقاء یک هدف انجام می شود. هیچ بخشی از قصد او نبود.
آدام اسمیت ، ثروت ملل ، 1776
با "دست نامرئی" ، آدام اسمیت به این تصور اشاره می کند که اهداف اجتماعی مطلوب معمولاً توسط افراد دنبال می شود که فقط به نفع خودشان هستند. فعل و انفعالات خود علاقه مند بین افراد ، قیمت هایی را ایجاد می کند که هماهنگی های پیچیده اقتصادی را هماهنگ می کند و کار و سرمایه هر فرد را به سمت جایی که بیشترین ارزش را دارد هدایت می کند. بنابراین ، کنترل های بخش عمومی بر فعالیت های اقتصادی معمولاً مورد نیاز نیست ، و چنین کنترل هایی اغلب توانایی جامعه در تولید و توزیع کالاها و خدمات را کاهش می دهد. اسمیت مخالف مداخله غیر ضروری دولت در تنظیم یا تنظیم بازارها بود. اما اسمیت همچنین تشخیص داد که شرایطی وجود دارد که بازارها در هماهنگی فعالیت اقتصادی ناکام هستند.
هنگامی که بازارها شکست می خورند ، در واقع ممکن است توجیه برخی از مقررات بازار توسط دولت باشد. اسمیت نقش آشکاری برای بخش دولتی در دفاع ملی ، ارائه سیستم عدالت و سرمایه گذاری در زیرساخت های عمومی از جمله دیگران دید. اخیراً ، حماقت مقررات غیر ضروری بازار و لزوم تنظیم بازارهایی که شکست خورده اند در یک سری از دستورات اجرایی ریاست جمهوری رمزگذاری شده است که به آژانس های فدرال نیاز دارند که اقدامات نظارتی را برای تهیه نسخه پشتیبان از این اقدامات ارائه می دهند با بیان صریح آنها چه خرابی (های) بازار را انجام می دهند. نشانی. بنابراین ، بیش از 230 سال پس از نوشتن آدام اسمیت در مورد مداخله دولت ، ایده های وی کاربرد مستقیم و عملی پیدا کرده اند.
کشاورزی نمونه کتاب درسی از بخشی است که بسیار رقابتی است ، شامل بسیاری از خریداران و فروشندگان که در بازارهای شفاف فعالیت می کنند ، باید منجر به تخصیص کارآمد منابع بدون مداخله مستقیم توسط دولت شود. با این حال ، دولت ها به طرق مختلف در بخش های کشاورزی و مواد غذایی مداخله می کنند. برنامه های کالا و کمک های غذایی مداخلات شناخته شده ای هستند. مقررات مربوط به کاهش رواناب زباله های حیوانات به آبراه ها ، جلوگیری از تخلیه بیشتر تالابها ، محافظت از کارگران مزرعه در معرض سموم دفع آفات و محافظت در برابر رقابت ناعادلانه است.usDA به کشاورزان و دامداران برای بهبود کیفیت آب ، هوا و حیات وحش ، برای بازگرداندن تالابها و حفظ مزرعه و چمنزارها می پردازد. نهادهای دولتی همچنین اطلاعاتی را برای بهبود کارآیی بازار ارائه می دهند. اطلاعات تغذیه ای مبتنی بر علم از برچسب های غذایی پشتیبانی می کند ، بازرسی ها باعث افزایش ایمنی مواد غذایی ، استانداردها و صدور گواهینامه می شوند و اعتماد به نفس مصرف کننده در محصولات تخصصی مانند غذاهای ارگانیک و تحقیقات و توسعه با بودجه عمومی باعث رشد در بهره وری کشاورزی می شوند.
چرا دولت ها در اقتصادهای "بازار آزاد" مهم هستند؟
چهار کلاس یا دلایل خرابی در بازار وجود دارد که ممکن است خواستار مداخله دولت شوند:
1. بیرونی ها ، مانند آلودگی آب ، هنگامی بوجود می آیند که خریداران یا فروشندگان نه متهم شوند و نه جبران تأثیرات اقتصادی انتخاب آنها بر دیگران.
2. کالاهای عمومی ، مانند دفاع ملی ، خود را به تخصیص بازار وام نمی دهند زیرا پس از تولید ، افراد را از لذت بردن از کالاهای خوب یا خدمات محروم می کند و به دلیل استفاده از یک فرد اضافی هزینه ندارد.
3. اطلاعات کافی در مورد ویژگی های یک سرویس خوب یا خدمات ممکن است مانع از شکل گیری بازارها شود ، حتی اگر با اطلاعات کامل تر ، مصرف کنندگان مایل به خرید باشند و تولید کنندگان مایل به فروش هستند. به عنوان مثال ، اینکه آیا غذا از نظر ارگانیک رشد کرده است ، بلافاصله برای مصرف کنندگان آشکار نیست. تضمین های شخص ثالث مبنی بر اینکه اطلاعات ارائه شده در برچسب های بسته صحیح است ممکن است برای کار کردن بازارها ضروری باشد.
4- قدرت بازار ، جایی که چند خریداران یا فروشنده قادر به قدرت قابل توجهی بر قیمت ها هستند ، می توانند تولید را کاهش داده و برخی از شرکت کنندگان در بازار را که در غیر این صورت مایل هستند ، حذف کنند. مثالهای زیر نشان می دهد که چگونه بازارهای مرتبط با کشاورزی ممکن است از بین بروند ، و اقدامات اصلاحی که ممکن است دولت ها انجام دهند. مثالها همچنین نشان می دهد که شواهد مربوط به عدم موفقیت اغلب مختلط است و مناسب ترین پاسخ سیاست برای تصحیح مشکل ممکن است قطع مشخص نباشد.
آلودگی محیط زیست - هزینه های معامله در بالا و سواران رایگان
کشاورزی منبع انواع آلاینده ها - مانند مواد مغذی ، سموم دفع آفات ، رسوبات و گازهای گلخانه ای است - و به طور معمول به عنوان منبع اصلی آبهای اختلال در بیشتر کشور شناخته می شود. اگر بازارها منابع را به بالاترین و بهترین استفاده خود اختصاص می دهند ، آیا آلودگی ناشی از کشاورزی به سادگی نتیجه نامطلوب اما غیرقابل اجتناب از انجام تجارت است؟یا آیا آلودگی نشانه این است که بازارها همانطور که انتظار می رود کار نمی کنند و منابع به طور کارآمد اختصاص نمی یابد؟
تا زمانی که کشاورزان بتوانند مواد شیمیایی کشاورزی را در آبراه ها تخلیه کنند بدون اینکه هزینه ای برای هزینه هایی که اقدامات آنها را برای سایر مصرف کنندگان آب تحمیل می کند ، هزینه های غذایی که تولید می کنند (و مواد شیمیایی مورد استفاده آنها) منعکس کننده هزینه های کامل اجتماعی نباشد. و اگر قیمت ها شاخص های دقیقی از هزینه ها نباشند ، بازارها نمی توانند منابع را به طور مؤثر اختصاص دهند. قیمت بازار کشاورزان را ترغیب به تولید محصولات زراعی و آلودگی بیشتر از آب می کند تا اینکه هزینه های آلودگی در آن قیمت ها منعکس شود. این منبع از شکست بازار به عنوان یک خارجی بودن منفی شناخته می شود.
یک راه حل برای کاربران آب است که به دلیل آلودگی برای مذاکره در مورد کیفیت آب با کشاورزان آسیب می رسانند. اما انجام این کار پرهزینه و پیچیده خواهد بود. پرونده هیپوکسی را در خلیج مکزیک ، یک "منطقه مرده" که ناشی از پایین آمدن نیتروژن بیش از حد از رودخانه می سی سی پی است ، بگیرید. به سادگی شناسایی بسیاری از کشاورزان در حوضه می سی سی پی که نیتروژن را در رودخانه می سی سی پی کمک می کند ، یک کار عظیم خواهد بود. تعداد زیادی از ماهیگیران ، تفریحگران آب و خانوارهای تحت تأثیر نیتروژن اضافی در رودخانه ها و نهرها ، هزینه های مذاکره را حتی بسیار سنگین تر می کنند.
این فقط تعداد افراد درگیر نیست که مذاکره را غیرعملی می کند. کیفیت آب یک کالای عمومی است. افراد ممکن است بدون پرداخت هزینه از مزایا بهره مند شوند (به کادر "چرا کالاهای عمومی از بازارها سرپیچی می کنند" مراجعه کنید). اگر یک نفر برای کاهش آلودگی به کشاورزان پول پرداخت کند، تقریباً غیرممکن است که سایر مصرف کنندگان آب پایین دستی را نیز از بهره مندی محروم کرد. تا زمانی که مصرف کنندگان آب بر این باورند که شخص دیگری قرار است برای کاهش آلودگی هزینه کند، انگیزه ای ندارند که خودشان هزینه آن را بپردازند یا حتی فاش کنند که از این بهبود سود می برند. اگر هر مصرف کننده آب از یک منطق پیروی کند، آلودگی آب پابرجاست.
دولت ها از دو جهت به معضل آلودگی برخورد کرده اند. یکی ارائه پرداخت های برنامه حفاظتی به کشاورزان به عنوان جایگزینی برای تقاضای مصرف کننده است. برنامه های حفاظتی کشاورزان را تشویق می کند تا شیوه هایی را اتخاذ کنند که از دست دادن رسوبات یا مواد شیمیایی برای محیط زیست را کاهش دهد. یک رویکرد اجباری تر، استفاده از مقرراتی مانند قانون آب پاک، قانون هوای پاک، و قانون فدرال حشره کش، قارچ کش و جونده کش است تا کشاورزان را ملزم به اتخاذ رویه های خاصی کنند یا استفاده از مواد شیمیایی را که به ویژه مضر هستند ممنوع کنند.
بیماری ناشی از غذا - شکاف های اطلاعاتی تامین ایمنی را از بین می برد
در سال 1999، مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده تخمین زد که سالانه از هر سه آمریکایی یک نفر به دلیل بیماری های ناشی از غذا بیمار می شود، از هر 700 نفر یک نفر در بیمارستان بستری می شود و از هر 60000 نفر یک نفر می میرد. بسیاری از بیماری های ناشی از غذا قابل پیشگیری هستند. تا حدودی کاهش آلودگی مواد غذایی را می توان با استفاده از سیستم های بهداشتی با تکنولوژی پایین - شستشوی دست - انجام داد. پخت و پز بسیاری از عوامل بیماری زا را غیرفعال می کند. روش های پیشرفته مانند پرتودهی می توانند آلودگی در غذاهای خام و آماده را کاهش دهند. و نظارت و آزمایش پاتوژن می تواند تأیید کند که آیا روش ها موفق بوده اند یا خیر. پس چرا یادآوری مواد غذایی و نگرانی های ایمنی همچنان سرفصل خبرها هستند؟
دو توضیح ممکن برای تداوم بیماری های مرتبط با غذا وجود دارد. یک توضیح این است که مصرف کنندگان تمایلی به پرداخت قیمت های بالاتر مواد غذایی در ازای افزایش ایمنی ندارند. تامین کنندگان باید برای هزینه اضافی نیروی کار و تجهیزات سرمایه ای که ایمنی را افزایش می دهد غرامت دریافت کنند. اگر افزایش هزینه به مصرف کنندگان منتقل شود و مصرف کنندگان تمایلی به پرداخت هزینه اضافی نداشته باشند، تامین کنندگان سرمایه گذاری در ایمنی مواد غذایی را متوقف خواهند کرد.
احتمال دیگر این است که شکاف اطلاعاتی وجود دارد که باعث می شود بازار ایمنی مواد غذایی از بین برود. مشکلات اطلاعاتی ممکن است هرگونه انگیزه مالی را برای ارائه مواد غذایی ایمن تر از بین ببرد. آلودگی میکروبی که باعث بیماری ناشی از غذا می شود ، تشخیص مصرف کنندگان دشوار است. غذای آلوده ممکن است به نظر برسد ، بو و طعم و مزه ای با غذای غیر آلوده ندارد.
شکاف اطلاعات به این معنی است که خریداران احتمالاً نسبت به ادعاهای فروشندگان محتاط هستند. اگر تأمین کنندگان مواد غذایی نتوانند مصرف کنندگان را متقاعد کنند که آنها به مشکل تولید مواد غذایی بسیار ایمن رفته اند ، جبران خسارت آنها هزینه ها را پوشش نمی دهد و ایمنی زیادی به مصرف کنندگان ارائه نمی شود.
تأمین کنندگان مواد غذایی راه هایی برای غلبه بر شکافهای اطلاعاتی ارائه داده اند. داشتن یک برند مشهور مانند مک دونالد ، برگر کینگ و وندی انگیزه ای برای اطمینان از امنیت مواد غذایی به مصرف کنندگان ایجاد می کند. یک برند با شهرت خوب یک مزیت بازاریابی است و یک دارایی را نشان می دهد که صاحب آن از طریق تعهد مالی ساخته است. یک بیماری ناشی از غذا که به شرکت مرتبط است می تواند به برند آسیب برساند و ارزش سرمایه گذاری در ساخت برند را کاهش دهد.
در حالی که تأمین کنندگان مواد غذایی ادعاهای ایمنی صریح را در مورد برچسب های مواد غذایی خرده فروشی ارائه نمی دهند ، ادعاهای ایمنی بر قیمت های بیشتر در زنجیره تأمین مواد غذایی تأثیر می گذارد. از آنجا که کالاهای کشاورزی به مواد غذایی تبدیل می شوند ، گواهینامه های شخص ثالث اعتبار سنجی ویژگی های با کیفیت (از جمله شیوه های ایمنی مورد استفاده در کارخانه های تولیدی) را ارائه می دهند و به خریداران ورودی اطمینان می دهند که ویژگی های یک محصول به همان اندازه تبلیغ می شوند. در بخش خصوصی ، بنگاه هایی مانند SGS و AIB Inteational و همچنین بسیاری موارد دیگر ، خدمات را برای تأیید رویه های ایمنی و تقویت تمایز بازار با توجه به ایمنی مواد غذایی ارائه می دهند.
هنگامی که ارائه دهندگان مواد غذایی غذاهایی را تولید می کنند که به عنوان کالاهای تمایز نیافته رفتار می شوند ، ممکن است این تولید کنندگان دارای نام تجاری یا انگیزه ای برای محافظت از آن نباشند. بنابراین سیاست گذاران ممکن است تصمیم بگیرند که در بازار مداخله کنند تا سطح قابل قبولی از ایمنی مواد غذایی را برای همه مصرف کنندگان اعمال کنند. سرویس ایمنی و بازرسی مواد غذایی USDA وظیفه ایمنی گوشت ، مرغ و محصولات تخم مرغ را بر عهده دارد. و همچنین بازرسی های روتین از کارخانه های پردازش ، قوانینی را منتشر کرده است که به کلیه مؤسسات گوشت و طیور نیاز دارد تا روشهای عملیاتی استاندارد بهداشتی کتبی را توسعه داده و پیاده سازی کنند و برای پاتوژن های مضر E.coli و Listeria آزمایش کنند. سازمان غذا و داروی ایالات متحده نظارت بر ایمنی مواد غذایی برای سایر غذاهای دیگر.
سوال بزرگ برای سیاست گذاری این است که بخش خصوصی تا چه حد بر شکاف های اطلاعاتی غلبه کرده است. اگر نام تجاری و گواهی شخص ثالث منجر به سطوح ایمنی مواد غذایی شود که بالاتر از حداقل استانداردهای دولتی است، مداخله دولت نمی تواند مقرون به صرفه باشد. اما نام تجاری و گواهی شخص ثالث جهانی نیستند، بنابراین خواسته های مصرف کنندگان برای ایمنی ممکن است بدون نظارت دولت برآورده نشود.
تمرکز در بازارهای کشاورزی - یک زمین بازی همسطح نیاز به برخی مقامات دارد
صرفه جویی در مقیاس هزینه های تولید هر واحد را کاهش می دهد و در نتیجه پتانسیل سود شرکت را افزایش می دهد. این اقتصادها یکی از عوامل اصلی افزایش ادغام در بازارهای کشاورزی ایالات متحده هستند. به عنوان مثال، تمرکز در فرآوری گوشت از سال 1980 به طور چشمگیری افزایش یافته است و چهار بسته بندی کننده گوشت گاو در حال حاضر 81 درصد از کشتار گاوهای تغذیه شده را تشکیل می دهند.
هماهنگی عمودی در طول زنجیره تامین بین تولیدکنندگان و پردازشگرها یکی دیگر از ویژگی های مهم کشاورزی مدرن است. قراردادهای تولید و بازاریابی به ابزارهای مهمی برای هماهنگی عمودی تبدیل شده اند که ریسک درآمد ناشی از تغییر قیمت و تولید را کاهش می دهد، دسترسی به بازار را تضمین می کند و بازده بالاتری را برای محصولات کشاورزی متمایز ارائه می کند. فروش بسیاری از کالاهای دامی، چغندر قند، میوه و گوجه فرنگی فرآوری شده در حال حاضر عمدتاً از طریق قرارداد انجام می شود. و قراردادهای کشاورزی اغلب در بازارهای بسیار متمرکز که خریداران نسبتا کمی دارند استفاده می شود.
با این حال، افزایش یکپارچگی و هماهنگی، این سوال را زیر سوال می برد که آیا بازاری با خریداران کم و فروشندگان رقابتی متعدد همچنان می تواند کارآمد عمل کند. سیستم بازار زمانی بهترین کار می کند که خریداران و فروشندگان زیادی به طور مستقل عمل می کنند و هیچ بازیگر یا مجموعه ای از بازیگران نمی توانند بر قیمت ها تأثیر بگذارند. تنها با تعداد معدودی خریدار، پردازنده ها ممکن است قدرت بازار کافی را داشته باشند، به صورت فردی یا مشارکتی، برای اعمال فشار نزولی بر قیمتی که به تولیدکنندگان می پردازند. اگر این اتفاق بیفتد، مقدار عرضه و قیمت های پرداختی به کشاورزان در نهایت کمتر از شرایط رقابتی تر خواهد بود. تعیین قیمت کمتر از آنچه در یک بازار رقابتی مشاهده می شود، برخی از فروشندگان را از بازار حذف می کند: آنها هیچ خروجی برای آنچه می توانستند تولید و بفروشند ندارند. این تولید «از دست رفته» یک ضرر خالص برای جامعه است.
از نظر تئوری ، خریداران می توانند قراردادهایی را برای استفاده از قدرت بازار بسازند. یک خریدار می تواند از قراردادهای بلند مدت برای پیوند بخش بزرگی از عرضه محلی استفاده کند و از ورود کنندگان جدید دلسرد شود. فرمول های قیمت گذاری در قراردادها می توانند برای خنثی کردن رقابت در بین خریداران رقیب طراحی شوند. بندهای محرمانه بودن که کشاورزان را ملزم به مخفی نگه داشتن جزئیات قرارداد از سایر کشاورزان می کند نیز می تواند برای سرکوب رقابت در بین خریداران رقیب استفاده شود. از آنجا که پیمانکاران معمولاً از بیش از یک کشاورز خریداری می کنند ، این یک مزیت اطلاعات قوی در مذاکرات به آنها می دهد.
قوانین و مقررات فدرال می تواند اعمال قدرت بازار را محدود کند. قوانین ضد انحصاری ، کمیسیون تجارت فدرال و بخش ضد انحصاری وزارت دادگستری را با مجموعه گسترده ای از گزینه های سیاسی - از جمله جریمه های مدنی ، مجازات های کیفری و احکام پیشگیرانه - فراهم می کند تا از تبانی شرکت ها و ادغام هایی که احتمالاً منجر به انحصار می شود ، جلوگیری کند. و محدود کردن استفاده از شیوه های تجاری که احتمالاً رقابت را محدود می کنند. سایر قوانین و مقررات نیز هدف تسهیل رقابت است. به عنوان مثال ، USDA مدتهاست که برنامه ای برای جمع آوری ، خلاصه کردن و انتشار اطلاعات به موقع بازار برای تسهیل کشف قیمت داشته است. قانون مزرعه سال 2002 محدودیت هایی را برای استفاده از بندهای محرمانه بودن در قراردادهای دام و طیور محدود کرد و قانون مزرعه سال 2008 الزامات بیشتری را برای افشای اطلاعات به تولیدکنندگان در چنین قراردادهایی اضافه کرد.
عدم موفقیت بازار برای سیاست چیست؟
نارسایی بازار زمانی اتفاق می افتد که تصمیمات فردی با هدایت شخصی با تخصیص کارآمد منابع از دیدگاه جامعه مغایرت داشته باشد. نمونه های ارائه شده در اینجا نشان می دهد که چگونه ممکن است بیش از یک کلاس از عدم موفقیت بازار در یک بازار تأثیر بگذارد ، مانند مورد آلودگی آب که نشان دهنده خرابی های مربوط به خارجی بودن و کالاهای عمومی است.
هنگامی که یک شکست بازار شناسایی و توصیف شد، مقامات سیاست هنوز ممکن است طیف وسیعی از رویکردها را برای حل آن از طریق مداخله دولت داشته باشند. گزینه های رایج شامل مقررات تجویزی یا منع کننده است. مشوق های مالیاتی برای تغییر رفتارهایی که منجر به یا تشدید شکست بازار می شود. یارانه برای تشویق رفتاری که اثر شکست بازار را کاهش می دهد. ارائه اطلاعاتی از سوی دولت که برخی از فعالان بازار در غیر این صورت دریافت نمی کردند. و ایجاد استانداردهای دولتی. در حالت ایده آل، پاسخ دولت باید بر اساس مزایا و هزینه های مداخله باشد، و اینها ممکن است نشان دهند که هیچ گونه مداخله ای نیاز نیست، حتی زمانی که بازارها شکست می خورند. به عنوان مثال، برای رفع شکست عملیات حیوانی در کنترل رواناب مواد مغذی کود، EPA مقرراتی را وضع کرد که بزرگترین عملیات کشاورزی را ملزم به اجرای برنامه های مدیریت مواد مغذی می کند. این که این مقررات به همه عملیات حیوانات تعمیم داده نشد، بر اساس تحقیقاتی بود که نشان می داد هزینه های انجام این کار، مزایای آن را توجیه نمی کند.
چرا کالاهای عمومی از بازارها سرپیچی می کنند؟
بازارها زمانی بهترین کار را دارند که کالاها دارای ویژگی های خاصی باشند. یکی «استثناپذیری» است، که در آن یک تولیدکننده می تواند از دستیابی کسی که برای کالا پولی پرداخت نکرده است جلوگیری کند. دیگری این است که کالا «رقیب» است، جایی که خرید خریدار به نفع هیچ فرد دیگری نخواهد بود. به عنوان مثال، یک کشاورز می تواند یک تراکتور را تنها با خرید آن از یک فروشنده تهیه کند. و پس از به دست آوردن آن، به تنهایی از مزایای آن بهره مند می شود. کالاهایی با این ویژگی ها به عنوان کالاهای خصوصی شناخته می شوند. بازارها به طور طبیعی برای ارائه کالاهای خصوصی تکامل می یابند.
کالاهای عمومی فاقد یک یا هر دوی این ویژگی ها هستند. با یک کالای عمومی، ارائه دهنده نمی تواند کسی را از دستیابی به کالا محروم کند، حتی اگر بهایی را پرداخت نکرده باشد. به عنوان مثال، کشاورزي که به فروش بهبود کيفيت آب با ايجاد حفاظ هاي گياهي در مزرعه خود فکر مي کند، نمي تواند بهره برداران پايين دستي را از بهره مندي حذف کند. کاربران پایین دستی «رایگان سواران» هستند. در این شرایط کشاورز انگیزه اقتصادی برای تهیه کالا ندارد.
علاوه بر این ، هنگامی که یک کالای غیر عادی است - یعنی مالکیت انحصاری امکان پذیر نیست - خرید خریدار مزایای حاصل از دیگران را کاهش نمی دهد. همین مزایا برای همه در دسترس است. به عنوان مثال ، هنگامی که یک سیگنال تلویزیونی از طریق هوا پخش می شود ، یک نفر در حال مشاهده آن از توانایی همسایه خود در مشاهده سیگنال نیز کم نمی کند. هزینه حاشیه تأمین کالا در اصل صفر است. استفاده از منابع کارآمد مستلزم آن است که قیمت برابر با هزینه حاشیه باشد ، اما اگر هزینه حاشیه ای صفر باشد ، قیمت باید صفر باشد. هیچ بازاری با قیمت صفر بوجود نمی آید. هنگامی که یک بازار برای کالاهایی که غیرقانونی است ، مانند تلویزیون ماهواره ای وجود دارد ، بازار ناکارآمد است.
استفاده از بازارها برای افزایش سرمایه گذاری خصوصی در مباشرت محیط زیست ، توسط مارک ریبودو ، لروی هانسن ، دانیل هلرشتاین و کاترین گرین ، USDA ، خدمات تحقیقات اقتصادی ، سپتامبر 2008
قراردادها ، بازارها و قیمت ها: سازماندهی تولید و استفاده از کالاهای کشاورزی ، توسط جیمز م. مک دونالد ، جنت پری ، مری آهرن ، دیوید ای. بانکر ، ویلیام چمبرز ، کارولین دیمیتری ، نیگل کی و کنت نلسون ، USDA ، تحقیقات اقتصادیخدمات ، نوامبر 2004
نوآوری ایمنی مواد غذایی در ایالات متحده: شواهدی از صنعت گوشت ، توسط الیز جولان ، تانیا رابرتز ، الیزابیت سالی ، جولی کاسول ، مایکل اولینگر ، و دانا مور ، USDA ، سرویس تحقیقات اقتصادی ، آوریل 2004
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
19 خرداد
1402 ساعت: 17:51