ثروت ملل: چرا برخی ثروتمند هستند ، برخی دیگر فقیر هستند - و این برای سعادت آینده چه معنی دارد

ساخت وبلاگ

Amitrajeet A. Batabyal برای هر شرکت یا سازمانی که از این مقاله بهره مند شود ، برای آن کار نمی کند ، مشورت می کند ، یا بودجه دریافت می کند و از این مقاله بهره می برد و هیچ وابستگی مرتبط با آن فراتر از انتصاب دانشگاهی آنها فاش نکرده است.

شرکای

انستیتوی فناوری روچستر بودجه را به عنوان عضو مکالمه ایالات متحده تأمین می کند.

چرا برخی از ملل ثروتمند و برخی دیگر فقیر هستند؟آیا دولت های ملل فقیر می توانند کاری انجام دهند تا از ثروتمند شدن ملل خود اطمینان حاصل کنند؟این نوع سؤالات مدتهاست که مقامات و اقتصاددانان دولتی را مجذوب خود کرده است ، حداقل از زمان آدام اسمیت ، اقتصاددان برجسته اسکاتلندی که کتاب مشهور 1776 وی با عنوان "تحقیق در مورد ماهیت و علل ثروت ملل" عنوان شده است.

رشد اقتصادی برای یک کشور اهمیت دارد زیرا می تواند سطح زندگی را بالا ببرد و ثبات مالی را برای مردم آن فراهم کند. اما گرفتن دستور به طور مداوم ، صدها سال است که هم ملت و هم اقتصاددانان را از بین می برد.

من به عنوان یک اقتصاددان که اقتصاد منطقه ای ، ملی و بین المللی را مطالعه می کند ، معتقدم که درک یک اصطلاح اقتصادی به نام بهره وری کل فاکتور می تواند بینشی در مورد ثروتمند شدن ملل فراهم کند.

نظریه رشد

درک این نکته مهم است که چه چیزی به یک کشور کمک می کند تا ثروت خود را رشد دهد. در سال 1956 ، رابرت سولو ، موسسه فناوری فناوری ماساچوست ، مقاله ای را نوشت كه در مورد چگونگی كار - در غیر این صورت به عنوان كارگران شناخته می شود - و سرمایه - در غیر این صورت به عنوان وسایل فیزیکی مانند ابزار ، ماشین آلات و تجهیزات شناخته می شود - می تواند برای تولید كالاها و خدماتی كه در نهایت مردم را تعیین می كند ، ترکیب شود. استاندارد زندگی. بعداً سولو برای کار خود جایزه نوبل را کسب کرد.

یکی از راه های افزایش مقدار کلی کالاها یا خدمات یک کشور ، افزایش نیروی کار ، سرمایه یا هر دو است. اما این رشد به طور نامحدود ادامه نمی یابد. در بعضی مواقع ، اضافه کردن نیروی کار بیشتر به این معنی است که کالاها و خدماتی که این کارگران تولید می کنند بین کارگران بیشتری تقسیم می شود. از این رو ، بازده برای هر کارگر - که یکی از راه های دیدن ثروت یک ملت است - تمایل به پایین آمدن دارد.

به همین ترتیب ، اضافه کردن سرمایه بیشتر مانند ماشین آلات یا سایر تجهیزات بی پایان نیز بی فایده است ، زیرا این وسایل فیزیکی تمایل به فرسودگی یا کاهش قیمت دارند. یک شرکت برای مقابله با تأثیر منفی این سایش و پارگی به سرمایه گذاری مکرر مالی نیاز دارد.

در مقاله بعدی در سال 1957 ، سولو از داده های ایالات متحده استفاده کرد تا نشان دهد که مواد تشکیل دهنده علاوه بر نیروی کار و سرمایه برای ثروتمندتر شدن یک ملت مورد نیاز است.

وی دریافت که تنها 12. 5 ٪ از افزایش مشاهده شده در تولید آمریکایی برای هر کارگر - مقدار آنچه که هر کارگر تولید می کند - از سال 1909 تا 1949 می تواند به کارگران تبدیل شود که در این دوره زمانی تولید کننده تر شوند. این بدان معنی است که 87. 5 ٪ از افزایش مشاهده شده در بازده در هر کارگر توسط چیز دیگری توضیح داده شده است.

بهره وری عامل کل

سولو این موضوع را "تغییر فنی" خواند و امروز بیشتر به عنوان بهره وری فاکتور شناخته می شود.

بهره وری کل عاملی بخشی از کالاها و خدمات تولید شده است که توسط سرمایه و نیروی کار مورد استفاده در تولید توضیح داده نمی شود. به عنوان مثال ، این می تواند پیشرفت های تکنولوژیکی باشد که تولید کالا را آسان تر می کند.

بهتر است از بهره وری کل فاکتور به عنوان دستور العمل فکر کنید که نشان می دهد چگونه سرمایه و نیروی کار را برای به دست آوردن بازده ترکیب می کند. به طور خاص ، رشد آن شبیه به ایجاد یک دستور العمل کوکی است تا اطمینان حاصل شود که بیشترین تعداد کوکی ها - که همچنین طعم عالی دارند - تولید می شوند. بعضی اوقات این دستور العمل با گذشت زمان بهتر می شود زیرا ، به عنوان مثال ، کوکی ها می توانند در یک نوع جدید از اجاق گاز سریعتر پختند یا کارگران از نحوه کارآمدتر ترکیبات آگاهی بیشتری پیدا کنند.

آیا بهره وری کل فاکتور در آینده همچنان رشد خواهد کرد؟

با توجه به اینکه میزان بهره وری کل فاکتور برای رشد اقتصادی چقدر مهم است ، پرسیدن در مورد آینده رشد اقتصادی اساساً همان سؤال است که آیا بهره وری کل فاکتور به رشد خود ادامه خواهد داد - آیا دستور العمل ها همیشه بهتر می شوند - با گذشت زمان.

سولو فرض کرد که TFP با گذشت زمان به صورت تصاعدی رشد خواهد کرد ، پویایی که توسط اقتصاددان پل رومر توضیح داده شده است ، که او همچنین برای تحقیقات خود در این زمینه جایزه نوبل کسب کرد.

رومر در مقاله ای برجسته در سال 1986 اظهار داشت که سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه که منجر به ایجاد دانش جدید می شود می تواند عامل اصلی رشد اقتصادی باشد.

این بدان معنی است که هر دانش قبلی دانش بعدی دانش بعدی را مفیدتر می کند. به عبارت دیگر ، دانش یک اثر سرریز دارد که دانش بیشتری را با بیرون آمدن ایجاد می کند.

علیرغم تلاش های رومر برای فراهم کردن مبنایی برای رشد نمایی فرض شده TFP ، تحقیقات نشان می دهد که رشد بهره وری در اقتصادهای پیشرفته جهان از اواخر دهه 1990 رو به کاهش است و اکنون در سطح تاریخی پایین است. این نگرانی وجود دارد که بحران COVID-19 ممکن است این روند منفی را تشدید کند و بیشتر رشد بهره وری عامل را کاهش دهد.

تحقیقات اخیر نشان می دهد که اگر رشد TFP کاهش یابد ، این می تواند بر استانداردهای زندگی در ایالات متحده و سایر کشورهای ثروتمند تأثیر منفی بگذارد.

مقاله بسیار اخیر توسط اقتصاددان توماس فیلیپون ، تعداد زیادی از داده ها را برای 23 کشور در طی 129 سال تجزیه و تحلیل می کند ، و نشان می دهد که TFP در واقع به صورت تصاعدی رشد نمی کند ، همانطور که سولو و رومر فکر کرده بودند.

در عوض ، در پیشرفت خطی و کندتر رشد می کند. تجزیه و تحلیل فیلیپون نشان می دهد که ایده های جدید و دستور العمل های جدید به سهام دانش موجود می افزایند ، اما آنها تأثیر چندگانه ای ندارند که دانشمندان قبلی فکر کرده بودند.

در نهایت ، این یافته به این معنی است که رشد اقتصادی بسیار سریع بوده و اکنون در حال کند شدن است - اما هنوز هم اتفاق می افتد. ایالات متحده و سایر ملل می توانند انتظار داشته باشند که به مرور زمان ثروتمندتر شوند اما نه به همان سرعت که اقتصاددانان یک بار انتظار داشتند.< SPAN> تحقیقات اخیر نشان می دهد که اگر رشد TFP کاهش یابد ، این می تواند بر استانداردهای زندگی در ایالات متحده و سایر کشورهای ثروتمند تأثیر منفی بگذارد.

فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 19 خرداد 1402 ساعت: 18:32