کارآفرینان یک گونه نادر هستند. حتی در اقتصادهای مبتنی بر نوآوری ، تنها 1 تا 2 ٪ از نیروی کار در هر سال معینی تجارت را آغاز می کند. با این حال ، کارآفرینان ، به ویژه کارآفرینان نوآورانه ، برای رقابت در اقتصاد بسیار مهم هستند. با این حال ، اگر محیط کسب و کار پذیرای نوآوری باشد ، دستاوردهای کارآفرینی تحقق می یابد. علاوه بر این ، سیاست گذاران باید برای ضررهای شغلی احتمالی که می تواند در میان مدت از طریق "تخریب خلاق" اتفاق بیفتد ، آماده شوند زیرا کارآفرینان برای افزایش بهره وری تلاش می کنند.

یافته های کلیدی
کارآفرینان با معرفی فن آوری ها ، محصولات و خدمات نوآورانه رشد اقتصادی را تقویت می کنند.
افزایش رقابت از کارآفرینان شرکت های موجود را برای رقابتی تر به چالش می کشد.
کارآفرینان فرصت های شغلی جدیدی را در کوتاه مدت و بلند مدت فراهم می کنند.
فعالیت کارآفرینی باعث افزایش بهره وری بنگاهها و اقتصادها می شود.
کارآفرینان با جایگزینی بنگاههای مستقر و اسکلروتیک ، تغییر ساختاری را تسریع می کنند.
فقط تعداد معدودی از افراد تلاش می کنند تا کارآفرین شوند.
کارآفرینان با خطر قابل توجهی از خرابی روبرو هستند و هزینه های آن گاهی اوقات توسط مالیات دهندگان نیز تحمل می شود.
در میان مدت ، در صورت نزدیک شدن بنگاه های موجود ، فعالیت های کارآفرینی ممکن است منجر به اخراج شود.
سطح بالایی از خود اشتغالی لزوماً شاخص خوبی از فعالیت کارآفرینی نیست.
کارآفرینی نمی تواند در یک اقتصاد بیش از حد تنظیم شده شکوفا شود.
پیام اصلی نویسنده
کارآفرینی برای توسعه اقتصادی مهم است. مزایای جامعه در اقتصادهایی بیشتر خواهد بود که کارآفرینان بتوانند انعطاف پذیر عمل کنند ، ایده های خود را توسعه دهند و از پاداش ها بهره بگیرند. کارآفرینان با حرکت به کشورهای دوستانه بیشتر نوآوری یا با مراجعه به فعالیتهای تولیدی به فعالیتهای غیرقانونی ، به موانع نظارتی بالا پاسخ می دهند. برای جذب کارآفرینان مولد ، دولت ها باید نوار قرمز را برش دهند ، مقررات را ساده تر کنند و برای تأثیرات منفی اخراج در بنگاه های فعلی که به دلیل رقابت جدید شکست می خورند ، آماده شوند.
انگیزه
هنگامی که یک اقتصاد خوب عمل می کند ، انگیزه کمتری برای تشویق شرکت های جدید و کارآفرینی وجود دارد. وقتی مردم و بنگاه ها درآمد کسب می کنند ، چرا در مورد چیز جدید و آزمایش نشده ریسک می کنند؟کارآفرینان غالباً بنگاه های فعلی را به چالش می کشند ، و گرچه ممکن است این شرکت های مستقر ، بدون چالش و بدون چالش به نظر برسند ، تمایل به شکایت دارند ، محتوا می توانند سود خود را بدون سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه برای بهبود تجارت خود بدست آورند. این بنگاههای رکود کننده اولین کسانی هستند که هنگام ورود واردات رنج می برند - به سرعت می توانند به این رقابت پاسخ دهند. بنابراین ، چالش برانگیزان برای انجام بهتر در زمان های خوب اقتصادی ، فواید کارآفرینی است.
کارآفرینان به همان اندازه ، اگر نه بیشتر ، مهم هستند ، وقتی اقتصاد بد عمل می کند. هنگامی که بیکاری زیاد است و اقتصاد در حال پیمانکاری یا رکود است ، کارآفرینی پویا می تواند به تبدیل اقتصاد کمک کند. با توسعه محصولات جدید یا افزایش رقابت ، شرکت های جدید می توانند تقاضا را تقویت کنند ، که به نوبه خود می تواند فرصت های شغلی جدیدی ایجاد کرده و بیکاری را کاهش دهد.
اگر کارآفرینان به طور مداوم مورد تشویق قرار بگیرند ، در اوقات بد اقتصادی و همچنین خوب ، همه مشاغل روی انگشتان پا نگه داشته می شوند ، و انگیزه دارند که به طور مداوم برای بهبود و سازگاری کار کنند (به انواع مختلف کارآفرینان مراجعه کنید). کارآفرینان خون تازه ای هستند که حتی با شکست برخی از بنگاه های خاص ، اقتصادها را سالم و شکوفا می کند.
اقتصادهای سرمایه داری تنها در تشویق کارآفرینان نیستند. اقتصادهای مدیریت شده ، مانند چین ، شروع به تشویق و تسهیل کارآفرینی می کنند. آنها کشف کرده اند که فعالیت های کارآفرینی ، که زمانی به عنوان تهدیدی برای سیستم مستقر تلقی می شد ، برای حفظ رقابت اقتصادی و دستیابی به موفقیت طولانی مدت بسیار مهم است.
بحث در مورد جوانب مثبت و منفی
کارآفرینان نوآوری ها را معرفی می کنند و رشد اقتصادی را القا می کنند
کارآفرینان غالباً فن آوری های جدیدی ایجاد می کنند ، محصولات جدیدی را توسعه می دهند یا نوآوری های فرآیند را ایجاد می کنند و بازارهای جدید را باز می کنند [1]. نمونه های بسیاری از نوآوری های رادیکال ارائه شده توسط کارآفرینان مانند پیر امیدیار (eBay) ، لری پیج و سرگئی برین (گوگل) ، لری الیسون (اوراکل) ، Dietmar Hopp و Hasso Plattner (SAP) ، بیل گیتس (مایکروسافت) ، استیو جابز وجود دارد.(اپل) ، و Stelios Haji-Ioaou (EasyJet) ، فقط چند مورد را نامگذاری کنید.
نوآوری های رادیکال اغلب منجر به رشد اقتصادی می شود [2]. کارآفرینانی که نوآوری را به بازار می آورند ، سهم کلیدی ارزش تولید در پیشرفت اقتصادی را ارائه می دهند. در مقایسه با شرکت های فعلی ، شرکت های جدید بیشتر در جستجوی فرصت های جدید سرمایه گذاری می کنند. بنگاه های موجود ممکن است به دلیل بی تحرکی سازمانی ، کمتر احتمال ابتلا به نوآوری را داشته باشند ، که باعث پاسخگویی آنها در برابر تغییرات بازار می شود ، یا به دلیل اینکه کالاهای جدید با طیف وسیعی از محصولات خود رقابت می کنند. بنگاههای فعلی غالباً به دلیل ترس از آدمخواری در بازارهای خود ، فرصت های جدید را برای اتخاذ ایده های جدید از دست نمی دهند. برای مخترعین و مبتکران (که بعضی اوقات از شرکتهای مستقر می آیند) که مشاغل خود را راه اندازی می کنند ، اغلب به نظر می رسد تنها راه تجاری سازی ایده های آنها است.
کارآفرینان رقابت را افزایش می دهند
با ایجاد مشاغل جدید ، کارآفرینان رقابت را برای مشاغل موجود تشدید می کنند. مصرف کنندگان از قیمت های پایین تر و تنوع بیشتر محصول بهره مند می شوند. محققان معیار تحرک بازار را توسعه داده اند ، که اثرات تشکیل تجارت جدید را بر روی بنگاه های موجود مشخص می کند [3]. تغییر در رتبه بندی بنگاه های مستقر در تعداد کارمندان نشانگر انتقال سهم بازار و تحرک بالاتر بازار است. این اثر به ویژه در هنگام بررسی فعالیت کارآفرینی پنج سال قبل از شروع کار بسیار قوی است ، که به تأثیرگذاری زمان قابل توجهی در تأثیر نوآوری در تحرک بازار اشاره دارد. علاوه بر این ، شکل گیری تجاری جدید با فشار دادن بنگاههای مستقر برای بهبود عملکرد خود ، تأثیر تقویت رقابت غیرمستقیم دارد.
کارآفرینان در کوتاه مدت و اثرات منفی در میان مدت اثرات اشتغال مثبتی دارند
کارآفرینان با ایجاد مشاغل جدید هنگام ورود به بازار ، رشد اشتغال را تحریک می کنند. تحقیقات نشان داده است (پس از جدا کردن تمام اثرات احتمالی) که فراتر از این اثر فوری ، اثر پیچیده تر و شکل S در طول زمان وجود دارد (شکل 1) [4]. اثر اشتغال مستقیم از مشاغل جدید وجود دارد که ناشی از ایجاد مشاغل جدید است. پس از این مرحله اولیه ، معمولاً یک مرحله رکود یا حتی رکود وجود دارد زیرا مشاغل جدید سهم بازار را از بنگاه های موجود که قادر به رقابت نیستند به دست می آورند و با شکست برخی از ورودی های جدید. پس از این مرحله موقت از خرابی و جابجایی بالقوه بنگاه های موجود ، افزایش رقابت تأمین کنندگان منجر به افزایش مثبت در اشتغال می شود. حدود ده سال پس از راه اندازی ، سرانجام تأثیر تشکیل تجارت جدید بر اشتغال از بین رفت. این نوع الگوی موج برای ایالات متحده و تعدادی از کشورهای اروپایی و همچنین برای نمونه ای از 23 سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) یافت شده است [5].

مشاغل جدید باعث افزایش بهره وری می شوند
رقابت بین بنگاه های جدید و موجود به طور ایده آل منجر به بقای مناسب ترین می شود. حتی اگر اشتغال کلی ممکن است کاهش یابد ، شرکت های جدید می توانند بهره وری را تقویت کنند [6]. اثر تقویت کننده بهره وری در تشکیل تجارت در میان مدت رخ می دهد ، هنگامی که اثر اشتغال بر جابجایی بنگاه های موجود حاکم است (منطقه دوم "موج" نشان داده شده در شکل 1). این به دو دلیل اتفاق می افتد. اول ، بنگاه های جدید رقابت را در بازار افزایش می دهند و بنابراین از قدرت بازار بنگاه های فعلی کاسته می شوند و آنها را وادار می کنند تا کارآمدتر شوند یا از تجارت خارج شوند. دوم ، فقط بنگاههای دارای مزیت رقابتی یا بنگاه هایی که از کارآیی کارآمدتر هستند وارد بازار می شوند. فرآیند انتخاب بعدی شرکتهای کم کارآمد (هم شرکت کنندگان و هم متقاضیان) را مجبور به ترک بازار می کند.
ورودی ها ، خروج ها و "تلاطم" (مجموع ورودی ها و خروج بنگاه ها در یک سال معین) نشان داده شده است که تأثیر کلی مثبت بر بهره وری دارد ، همانطور که توسط شاخص های مختلف بهره وری در چندین کشور اروپایی اندازه گیری می شود. این اثرات برای نمونه ای از 23 کشور OECD [6] و در مطالعات تک کشور برای آلمان ، هلند و سوئد یافت شد.
در سالهای اولیه پس از ورود ، اثر بهره وری گاهی اوقات می تواند منفی باشد ، احتمالاً نتیجه تعدیل روالها و استراتژی ها در پاسخ به متقاضیان جدید. رابطه مثبت کلی به ویژه برای کارآفرینان با جاه طلبی های رشد بالا و درجه بالایی از نوآوری قوی است. تأثیر بهره وری برای کارآفرینان با جاه طلبی های کم رشد ضعیف تر است. این الگوی نشان می دهد که کارآفرینان به طور کلی استفاده مولد از منابع کمیاب در یک اقتصاد را افزایش می دهند ، با قوی ترین تأثیر کارآفرینان نوآورانه.
کارآفرینی تغییر ساختاری را تشویق می کند
بنگاههای موجود غالباً برای تنظیم شرایط جدید بازار و تغییرات دائمی تلاش می کنند و در موقعیت های قدیمی خود قفل می شوند. آنها نتوانند تنظیمات داخلی لازم را انجام دهند و توانایی "تخریب خلاق" را نداشته باشند ، که توسط شوپتر در سال 1934 توصیف شده است [7]. ورود مشاغل جدید و خروج بنگاه های فرسوده می تواند به آزادسازی شرکت ها از موقعیت قفل شده کمک کند. علاوه بر این ، کارآفرینان ممکن است بازارهای کاملاً جدیدی را ایجاد کنند که به موتورهای فرآیندهای رشد آینده تبدیل شوند.
فقط تعداد معدودی از مردم این کار را برای کارآفرینی دارند
کارآفرینان دارای ویژگی های خاصی مانند خلاقیت و تحمل زیاد برای عدم اطمینان است که با توسعه محصولات جدید همراه است. چهار ویژگی شخصیتی برای تبدیل شدن به یک کارآفرین از اهمیت ویژه ای برخوردار است: تمایل به تحمل خطرات ، باز بودن در تجربه ، اعتقاد به توانایی آنها در کنترل آینده خود (محل کنترل داخلی) و برونگرایی [8]. کارآفرینان به دلایل زیر به طور قابل توجهی بیشتر از این صفات دارند:
موفقیت هر سرمایه گذاری ، به ویژه در فعالیت های نوآورانه ، غیرقابل پیش بینی است. هر تصمیم کارآفرینی خطرناک است و موفقیت هرگز اطمینان حاصل نمی شود. بر خلاف مدیران عادی ، کارآفرینان غالباً بودجه خود را در این خط قرار می دهند و در صورت عدم موفقیت سرمایه گذاری ، خطر از دست دادن پول را به خطر می اندازند. آنها باید مایل به تحمل خطرات باشند.
افرادی که برای تجربه آزاد هستند - که به دنبال تجربیات جدید هستند و مشتاق کشف ایده های جدید هستند - خلاق ، نوآورانه و کنجکاو هستند. این ویژگی ها برای شروع یک سرمایه گذاری جدید بسیار مهم است.
محل اقدامات کنترل انتظارات را در مورد کنترل داخلی و خارجی تعمیم داده است. افرادی که دارای یک مکان کنترل خارجی هستند ، معتقدند که آینده آنها به طور تصادفی یا توسط محیط خارجی تعیین می شود ، نه با اقدامات خودشان. افرادی که دارای یک محل کنترل داخلی هستند ، معتقدند که نتایج آینده خود را از طریق اقدامات خود شکل می دهند. کارآفرینان برای پیشبرد آنها باید یک مکان کنترل داخلی داشته باشند.
افرادی که قاطع ، جاه طلب ، پرانرژی هستند و به دنبال نقش های رهبری هستند (در رویکرد به اصطلاح "بزرگ پنج" این صفت را برونگرایی نامیده می شود) ، تمایل به معاشرت نیز دارند و آنها را قادر می سازد تا شبکه های اجتماعی را راحت تر توسعه دهند و قوی تر شوندمشارکت با مشتری و تأمین کنندگان. همه این صفات - با قاطعیت ، به دنبال رهبری و توسعه شبکه ها - در صورتی که فردی قصد دارد کارآفرین شود ، مهم هستند.
در حالی که این ویژگی های شخصیتی بر تصمیم شخص برای تبدیل شدن به یک کارآفرین تأثیر می گذارد ، صفات مختلف یا ارزش پارامتر این صفات بر موفقیت کارآفرینی و تصمیم به ترک یا ادامه در تلاش جدید تأثیر می گذارد. تحقیقات تجربی نشان می دهد که مهمترین ویژگی های شخصیتی مؤثر بر موفقیت کارآفرینی ، سطح پایین تر از توافق ، سطح بالاتری از نیاز به موفقیت ، سطح بالاتر محل کنترل (داخلی) کنترل و سطح متوسط پذیرش ریسک است:
موافق بودن به داشتن طبیعت بخشش و اعتماد به نفس و نوعدوست و انعطاف پذیر اشاره دارد. نمرات پایین تر در مورد توافق ممکن است به کارآفرینان کمک کند تا با این امکان که آنها را به خاطر منافع خود با شرکای خود معامله کنند ، زنده بمانند.
برای کارآفرینان ، در جستجوی راه حل های جدید و بهتر و توانایی ارائه این راه حل ها از طریق عملکرد خود ، نیاز به دستیابی به موفقیت بیان می شود.
همین امر در مورد داشتن سطح بالاتری از محل کنترل داخلی نیز وجود دارد. اعتقاد به اینکه فرد آینده خود را از طریق اقدامات شخصی خود شکل می دهد ، یک ویژگی بسیار مفید برای موفقیت کارآفرینی است.
کارآفرینان با دامنه متوسط تحمل ریسک کمترین احتمال خروج را دارند. رابطه بین تحمل ریسک و احتمال موفقیت کارآفرینی خطی نیست بلکه یک شکل U معکوس است [8]. تحمل ریسک بسیار کم منجر به پروژه های کم خطر با بازده مورد انتظار پایین می شود ، که باعث می شود کارآفرینی گزینه ای غیر جذاب برای اشتغال وابسته باشد و تحمل بیش از حد ریسک منجر به پروژه هایی می شود که با ریسک بسیار بالایی با نرخ شکست زیاد هستند.
خطر قابل توجهی از عدم موفقیت با کارآفرینی همراه است
نرخ خرابی در پنج سال اول شروع یک تجارت ، به طور معمول حدود 40-50 ٪ ، با بیشترین میزان خرابی در سال اول زیاد است (شکل 2 را ببینید). مطالعات اخیر در آلمان و انگلیس میزان بقا بالاتری را برای سرمایه گذاری های جدید در صنایع نوآورانه نشان داده است [9].

دلایل مختلفی وجود دارد که باعث شکست و نزدیک شدن مشاغل جدید می شود (به شکست در مقابل بسته شدن مراجعه کنید). هرکسی که سعی در شروع یک تجارت ندارد ، ویژگی های شخصیت مناسبی برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق ندارند. سایر موانع موفقیت ، دسترسی به سرمایه ، کمبود مشتری و دلسرد کننده موانع نظارتی از جمله مقررات ورود غیر دوستانه و الزامات دشوار و وقت گیر برای ثبت املاک و اخذ مجوزها یا مجوزها محدود شده است.
سطح خود اشتغالی لزوماً شاخص فعالیت کارآفرینی نیست
خود اشتغالی مترادف با کارآفرینی نیست. سطح فعالیت کارآفرینی اطلاعاتی در مورد پویایی یک اقتصاد ارائه می دهد ، در حالی که سطح خود اشتغالی لزوماً با توسعه اقتصادی ارتباط ندارد. در حقیقت ، بیشتر اقتصادها با سطح بالای خود اشتغالی کمتر توسعه می یابند. اقتصادهای کمتر توسعه یافته کمتر شرکتهای بزرگ (که اقتصادهای مقیاس و دامنه را ارائه می دهند) و تعداد بیشتری از بنگاه های کوچک و افراد خود اشتغالی (ارائه اقتصاد کمتری از مقیاس و دامنه) دارند. بنابراین ، سطح بالایی از خود اشتغالی لزوماً با سطح بالایی از فعالیت کارآفرینی مطابقت ندارد.
بارهای نظارتی بالا و حقوق مالکیت معنوی ناامن برای کارآفرینی نوآورانه مضر است
موانع نظارتی برای راه اندازی مشاغل ، مانند نیاز به خرید مجوز یا مجوز و سایر موانع ورود ، ممکن است کارآفرینی را دلسرد کند. تنظیم بیش از حد تجارت از شکوفایی کارآفرینی جلوگیری می کند زیرا باعث افزایش هزینه های شروع یک تجارت و کاهش انعطاف پذیری و توانایی واکنش سریع به فرصت ها در هنگام بروز آنها می شود ، بنابراین آزمایش را کاهش می دهد. به طور مشابه ، مقررات متداول ، پیچیده ، نامشخص یا مات ، درک محیط قانونی برای فعالیت های کارآفرینی را دشوار می کند.
گاهی اوقات، مقررات بیش از حد می تواند حتی با محدود کردن یا ممنوع کردن ورود به بخش های خاصی از اقتصاد از طریق کنترل دقیق مجوزها، کارآفرینی را غیرممکن کند. مجوزها و مجوزها می توانند به عنوان قراردادهای غیررقابتی عمل کنند. بازارهای بیش از حد تنظیم شده می توانند کارآفرینان بالقوه مولد را به سمت فعالیت های غیرمولد غیرمولد ثروت سوق دهند. و از آنجایی که بازارهای بالقوه زیادی برای نوآوری های با فناوری پیشرفته در سرتاسر جهان وجود دارد، کسب و کارهای نوآورانه ای که به دلیل نظارت بیش از حد در یک بازار بازدارنده می شوند، می توانند به جای دیگری بروند.
سطح بالایی از فساد می تواند یکی از عوارض جانبی نظارت بیش از حد باشد، با تأثیرات منفی مستقیم بر فعالیت های نوآورانه [10]. موفقیت در کارآفرینی و نوآوری - که در مورد محصولات یا خدمات جدید هستند - نامشخص است. بنابراین، اگر حقوق مالکیت معنوی به اندازه کافی اجرا نشود، به عدم اطمینان می افزاید، که می تواند تا سطوح بسیار بالایی افزایش یابد که هر نوآوری بالقوه را دلسرد کند. فساد ممکن است باعث شود کارآفرینان تمایلی به اعتماد به نهادهایی که برای حمایت از حقوق مالکیت معنوی ضروری هستند، نداشته باشند.
محدودیت ها و شکاف ها
اطلاعات کافی در مورد تفاوت های نوآوری بین کارآفرینان و شرکت های بزرگ (اغلب چند ملیتی) وجود ندارد. در حالی که از کارآفرینان به عنوان منبع نوآوری های رادیکال استقبال می شود، ممکن است شرکت های بزرگی که می توانند سرمایه گذاری های هنگفتی در تحقیق و توسعه انجام دهند، نوآوران واقعی باشند. هر دو طرف بدون شک به نوآوری کمک می کنند، اما اینکه آیا آنها مکمل یکدیگر هستند هنوز ناشناخته است.
همچنین تحلیل تجربی بیشتری از رابطه بین شرکت های کارآفرین و نرخ رشد اقتصادی مورد نیاز است. اما در حالی که برخی از کارآفرینان واقعاً نوآور، کسب وکارهایی با رشد سریع ایجاد می کنند (اصطلاحاً «غزال») که تأثیر مهمی بر رشد اقتصادی دارند، به نظر می رسد که آیا کارآفرینان تکراری (به انواع مختلف کارآفرینان مراجعه کنید) تأثیر قابل اندازه گیری بر رشد اقتصادی دارند یا خیر. فقط مطالعه بیشتر می تواند به این سوال پاسخ دهد.
همچنین درک ناکافی از نوع محیط اقتصادی وجود دارد که کارآفرینان نوآور را نه تنها برای راه اندازی کسب و کار خود، بلکه برای گسترش آنها نیز تحت تأثیر قرار می دهد. این موضوع مهمی است زیرا کیفیت استارت آپ ها تداوم، نرخ رشد و نوآوری آن ها بر تأثیر آن ها بر اقتصاد تأثیر می گذارد.
و ما در مورد میزان شکست اطلاعات کافی نداریم. حدود نیمی از کسب و کارها در پنج سال اول تعطیل می شوند. با این حال تحقیقات اخیر نشان می دهد که نرخ بقا می تواند بالاتر باشد. هنوز مشخص نیست که آیا کارآفرینان نوآور بیشتر از کارآفرینان غیر نوآور زنده می مانند یا خیر. تحقیقات قبل از آن که در اینجا گزارش شد، برعکس را نشان داد. همچنین مشخص نیست که آیا رابطه بین شکست / بسته شدن و سالهای بقا خطی است یا خیر. برخی از تحلیل های تجربی یک رابطه خطی پیدا می کنند، در حالی که برخی دیگر نرخ شکست/بسته شدن بالاتری را در سال اول پیدا می کنند.
خلاصه و مشاوره خط مشی
کارآفرینی برای یک اقتصاد پویا ضروری است. کارآفرینان نه تنها برای خود بلکه برای دیگران نیز فرصت های شغلی ایجاد می کنند. فعالیت های کارآفرینانه ممکن است با آوردن محصولات، روش ها و فرآیندهای تولید جدید به بازار و با افزایش بهره وری و رقابت به طور گسترده تر بر عملکرد اقتصادی یک کشور تأثیر بگذارد.
تحقق این مزایا مستلزم موسساتی است که به محیطی دوستانه برای کارآفرینان کمک کنند. به ویژه، حفاظت از حقوق معنوی و سایر حقوق مالکیت، ساده سازی و اجرای قوانین تجاری، بهبود فضای کسب وکار، کاهش بار نظارتی و ایجاد فرهنگ فرصت های دوم برای کارآفرینانی که شکست می خورند، مهم است. به طور خاص، اقدامات سیاستی زیر باید در نظر گرفته شود:
سیاست ها و قوانین دولت در مورد حقوق مالکیت در شکل دادن به نوآوری یک کشور مهم هستند. حفاظت از حقوق مالکیت مادی تضمین می کند که هر گونه تولید ثروت با کارآفرین باقی می ماند، در حالی که حفاظت از حقوق مالکیت معنوی باعث تقویت کارآفرینی و نوآوری می شود.
موانع بوروکراتیک فعالیت های نوآوری محور را در بسیاری از اقتصادها محدود می کند. فرصت های کارآفرینی در اقتصادهای غیرقانونی با بازارهای آزادانه و مجوزهای کارآمد بیشتر خواهد بود، زیرا کارآفرینان می توانند انعطاف پذیر عمل کنند و فعالیت های کارآفرینانه آنها می تواند به تغییرات در بازار پاسخ دهد. همچنین مهم است که قوانین و مقررات به طور عادلانه و یکنواخت اجرا شوند.
بارهای اداری برای مبتدیان باید کم باشد ، از جمله زمان لازم برای ثبت نام مشاغل ، تعداد مراحل بوروکراتیک و تعداد مقررات ، هزینه ها و الزامات گزارشگری. به عنوان یک معیار ، کشورهای پیشرو در تجارت ، شرکت ها را قادر می سازد طی یک روز بدون نیاز به تجدید منظم ، در یک تجارت ثبت نام کنند. این امر می تواند با راه اندازی پیشرفته ترین مدیریت الکترونیکی آنلاین برای همه مشاغل استاندارد حاصل شود.
قانونگذاری متناقض باعث عدم اطمینان می شود و عدم اطمینان فعالیت تجاری را دلسرد می کند. رمزگذاری به معنای آوردن کلیه اصلاحات به یک قانون معین ، اتخاذ شده در زمان های مختلف ، به یک قانون قانونی واحد است. رمزگذاری سریع و جامع قانون ، تضادها را از بین می برد. همچنین باید شامل کاهش و متحد کردن رویه های اداری مربوط به یک فعالیت خاص باشد.
در بسیاری از کشورها ، یک تلاش تجاری با شکست ، شخصی را برای زندگی به عنوان یک بازنده نشان می دهد. تجربه برعکس در ایالات متحده ، جایی که کارآفرینان با آسانی شانس دوم داده می شوند ، حتی به دنبال ورشکستگی ، روشن می کند که شکست دفع کننده برای توسعه یک فرهنگ غنی کارآفرینی بسیار مهم است. ایجاد چنین فرهنگی همچنین ترس از شکست را کاهش می دهد ، که هنوز هم مهمترین مانع کارآفرینی است.
اثرات منفی اخراج در بنگاه هایی که قادر به رقابت نیستند ، می توان با بهبود گزینه های جستجو برای مشاغل جدید و با حمایت از آموزش حرفه ای برای کارگرانی که شغل خود را از دست داده اند ، کاهش یابد.
یارانه های راه اندازی باید برای تقویت فعالیت های کارآفرینی در نظر گرفته شود. اینها می تواند خطر نارسایی اولیه تجارت را کاهش دهد.
اگر بارهای نظارتی کاهش یابد و فساد از بین برود ، کشورها کارآفرینان خود را تشویق و حفظ می کنند و حتی مبتکران را از سایر کشورها جذب می کنند. بنابراین ، سیاست می تواند با تنظیم محیط نظارتی به نفع کارآفرینی ، بر حجم فعالیت کارآفرینی تأثیر بگذارد.
تصدیق
نویسنده از یک داور ناشناس و ویراستاران دنیای ایزا بخاطر بسیاری از پیشنهادات مفید در مورد پیش نویس های قبلی تشکر می کند.
منافع رقابتی
پروژه World World IZA به اصول هدایت IZA یکپارچگی تحقیق متعهد است. نویسنده اعلام می کند که این اصول را مشاهده کرده است.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
19 خرداد
1402 ساعت: 19:38