نظریه سنت در نوشتن خلاق از طریق دیدگاه تاریخی

ساخت وبلاگ

می توانید مقاله سفارشی خود را توسط یکی از نویسندگان متخصص ما دریافت کنید.

121 نویسنده آنلاین

Theory of Tradition in Creative Writing Through The Historical Point of View Essay

برای درک T. S. الیوت به عنوان یک نویسنده ، باید به دیدگاه خودش در مورد نوشتن خلاق و اشتیاق او به سنت نگاه کرد. ایده الیوت در مورد سنت را می توان به اشتباه تفسیر کرد: "بیشتر اوقات به عنوان یک قاچاق و بی پروا برای تغییر ... درک می شود ... سنت گرایی به عقب ، خود راضی از نحوه انجام امور و مخالفت با هر ایده تغییر است" (Shusterman ، 156)وادبا این حال ، "مطالعه دقیق تر نشان می دهد که الیوت سنت را به عنوان انتقاد و تغییر مداوم با هدف توسعه آن و جهت گیری آن به سمت آینده می دید" (شوسترن ، 157). این اشتیاق به سنت در تعدادی از مقاله ها و آثار خلاقانه وی منعکس شده است."سنت در تعیین نهایی خود ، شامل نظم بی انتها است که تمام قسمت های لازم را درک می کند و از آن هر قسمت اهمیت خود را به دست می آورد" (لو ، 83). برای الیوت ، سنت برای کار هر شاعر ضروری است.

در سنت مقاله الیوت و استعداد فردی ، وی اصطلاحی را تشریح می کند که در هر اثر هنری ضروری خواهد بود. او "حس تاریخی" را به عنوان ارتباطی بین شاعر جدید و همه شاعران برای مقدم بر او تعریف می کند."حس بی انتها و همچنین زمانی و بی انتها و زمانی با هم ، همان چیزی است که نویسنده را سنتی می کند". غالباً از طرف هنرمند خلاق نسبت به گذشته هنری ، به ویژه گذشته اخیر ، دوگانگی وجود خواهد داشت. این قابل درک استاز یک طرف ، تمایل به خلاق بودن ، تولید چیز جدید و نه صرفاً یک تازگی در اشکال بیش از حد مورد استفاده در عین حال درک شده وجود دارد. از سوی دیگر ، نیاز جدی به نبوغ برای یادگیری از نبوغ وجود دارد. حس تاریخی الیوت نه تنها مرتبط است ؛این برای تفسیر و درک هنر بسیار حیاتی است. قصد الیوت در تدوین این مفهوم تاریخی ایجاد یک موضوع به نوعی ارزیابی توانایی شاعر در حفظ سنت در نوآوری یا "انطباق بین قدیمی و جدید" است. با حفظ این روند ، بیابان ها از رها کردن گذشته خودداری می کنند.

برای تفسیر یک اثر هنری باید زمینه خود و عناصری را که با آن کار می کند درک کند. به عنوان مثال ، یک مترجم "نابینا" ابزار مشترک شاعرانه تمایلات را درک نمی کند. از این رو نتیجه می گیرد که ممکن است برای خواننده غیرممکن باشد که واقعاً هنر را تصور کند: "هیچ شاعری ، هیچ هنرمندی از هیچ هنری ، معنای کامل خود را به تنهایی ندارد". در این نقل قول خود الیوت از ابزار تمسخر استفاده می کند. او در حال اشاره به نقل قول جان دون است: "هیچ کس جزیره ای نیست". از همه مهمتر ، الیوت ایده اصلی خود را توضیح می دهد که درک یک شاعر بدون قرار دادن او در متن "مردگان" اساساً غیرممکن است.

حس تاریخی الیوت به منظور قضاوت و بنابراین ارزیابی می تواند برای شاعر اعمال شود. این داوری نیست که هنر جدید را بهتر از هنر قبلی ارزیابی می کند ، بلکه داوری از توانایی شاعران برای سنتی بودن و همزمان بودن فردی است."این یک داوری ، مقایسه ای است که در آن دو چیز توسط یکدیگر اندازه گیری می شود". این دو چیز انطباق و فردیت است."شناسایی و ارزش گذاری مدرنیته نیز برای یافتن یک راهنما و تفاوت معنی داری بین میراث فرهنگی و خواسته های لحظه جدید" (وود ، 18). اگر کار بیش از حد مطابقت داشته باشد ، اصلاً هنر محسوب نمی شود. با این حال ، هنر لزوماً بهتر نیست زیرا ابتکاری تر و جدید تر است زیرا توانایی آن در "جای دادن" نیز ارزیابی می شود. بنابراین ، یکی از اهداف الیوت با معنای تاریخی ارزیابی استعداد شاعر جدید است."برداشت الیوت از سنت ، جایی برای اصالت فراهم می کند ، اما اصالت همانطور که او تصور می کند نتیجه ای از فرد بودن یک است" (لو ، 82). استدلال هایی علیه الیوت وجود دارد که این وجود همزمان شعر بین گذشته و حال غیرقابل دستیابی است. وی گفت: "دانش تاریخی مطلق وجود ندارد زیرا ما هرگز نمی توانیم از دیدگاه معاصر خود فرار کنیم که از آن جهان و گذشته خود را درک می کنیم. بنابراین یک دوره معین از تاریخ در تمام دوره های دیگر به روشی منحصر به فرد درک می شود. »(Skaff ، 26).

هنرمندان خود را در برابر سنت اعلام کرده اند ، به معنای هنر گذشته. اما تفاوت اساسی بین کسانی است که از گذشته آموخته اند و باید فراتر از آن حرکت کنند تا روشهای جدیدی برای بیان چیزهای جدید پیدا کنند و کسانی که از گذشته نتوانسته اند از گذشته یاد بگیرند ، محکوم به تکرار آن یا تولید کار هستند، که صرفاً شواهد یک جنبش معترض است. الیوت گزارشی از چگونگی فکر کردن این هنرمند باید با سنت داشته باشد. او همچنین دیدگاهی در مورد چگونگی تشکیل یک سنت در یک فرهنگ و برای مخاطب دارد. ایده اصلی در اینجا این است که یک سنت زنده روشی است که در آن هنر جدید می تواند معنی را تغییر دهد ، درک بناهای گذشته. الیوت آن را مانند این در یک مقاله کلیدی از مقاله ، سنت و استعداد فردی خود قرار می دهد: بناهای موجود در بین خود نظم ایده آل را تشکیل می دهند ، که با معرفی اثر جدید (واقعاً جدید) هنر در میان آنها اصلاح می شود. سفارش موجود قبل از رسیدن کار جدید کامل است. برای ادامه ادامه ، پس از نظارت بر تازگی ، کل نظم موجود باید در صورت کمی کمی تغییر یابد. و بنابراین روابط ، نسبت ها ، ارزش های هر اثر هنری با کل تنظیم می شود. و این انطباق بین قدیمی و جدید است. هر کس این ایده نظم را تأیید کرده است. وادواداین امر را غافلگیر نخواهد کرد که گذشته باید توسط زمان حال تغییر یابد به همان اندازه که زمان گذشته توسط گذشته هدایت می شود. و شاعری که از این امر آگاه است ، از مشکلات و مسئولیت های بزرگ آگاه خواهد بود.

به عبارت دیگر ، یک سنت زنده از یک مرده متمایز است. در مورد دوم ، هیچ نظم همزمان ، همزمان ، برای هر فرد زنده ، صرفاً سابقه تاریخی (بایگانی ، فلسفی) وجود ندارد. انگلیسی یک زبان زنده است که ترتیب همزمان آن به طور مداوم توسط سخنرانان جدید شکل می گیرد. هر نوآوری ، که به طرز ظریفی انجام می شود ، زبانی را که از گذشته به ارث رسیده است تغییر می دهد. برای یک زبان زنده ، تغییر همیشه وجود دارد. در مقابل ، لاتین یک زبان مرده است زیرا هیچ بلندگو جدیدی برای شکل گیری مجدد آن وجود ندارد. هیچ تغییری در حال حاضر وجود ندارد ، فقط فرهنگ لغت ها و گرامرها که اساساً در سنگ قرار دارند. از این منظر ، بخش بزرگی از آموزش هنرهای فعال باید نگران زنده نگه داشتن گذشته باشد ، و این بدان معنی است که تصمیم گیری در مورد زنده نگه داشتن و چگونه است.

بسیاری از شاعران دیگر ، علاوه بر خود الیوت ، نمونه هایی از اعتقاد الیوت به سنت را نشان می دهند. شاعری که نمونه ای از حس تاریخی الیوت را نشان می دهد ، والت ویتمن است. ویتمن توانسته است یک ساختار شعر انگلیسی را بگیرد و آن را به شکل دیگری منتقل کند و در حالی که به نوعی در قالب اصلی باقی مانده است تا حد معینی باقی بماند.

یک شاعری که والت ویتمن از شکل کلاسیک Elegy گرفته و دستورالعمل های خود را ایجاد کرده است ، جان میلتون است. جان میلتون Lycidas را نوشت ، که به عنوان یک آرکتیپ برای شکل Elegiac کلاسیک شناخته شده است. پس از درگذشت ابراهیم لینکلن ، والت ویتمن بی سر و صدا نوشت وقتی که Lilacs در Dooryard Bloom ماند. این Elegy مدرن در دستورالعمل های تعیین شده توسط Elegy Milton در برخی مناطق ماند. با این حال ، این ویژگی ها همچنین حاوی خصوصیات خاصی است که ایجاد یک شکل کاملاً جدید از Elegy برای مشاهده خصوصیات کلاسیک Elegy که ویتمن از آن استفاده می کند ، تکرار لحن مرده ، موضوع کشیش ، تمایل به کنترل طبیعت و سؤال است. با این حال ، ویتمن از تکنیک های سنتی مانند تکنیک بافندگی و جایگزینی استفاده می کند ، هر دو در Elegy Milton یافت می شوند. سه موضوع اصلی در مقاله ای که در مقاله ویتمن به کشور می رود ، در داخل و خارج از کشور بافته شده است. موضوع شعر ویتمن یک قهرمان ملی انتزاعی است. از طریق این ترک نامگذاری مردگان ، این موضوع امکان پذیر نیست که نه تنها نماینده لینکلن باشد ، بلکه سربازان افتاده اتحادیه نیز ، "تابوت حامل جسد تا جایی که باید در قبر آن قرار بگیرد". این ناشناس بودن به "جسد" اجازه می دهد تا لینکلن و همه جنگهای ناشناخته را نشان دهد. در مقابل ، Elegy کلاسیک میلتون اعلام می کند ، "زیرا لیکیداس مرده است". در شعر ویتمن ، رئیس جمهور شهید هرگز به طور مستقیم توصیف نمی شود ، هرگز او نامگذاری نشده است و هرگز به طور مستقیم به او پرداخته نمی شود. بنابراین ، ویتمن از تکنیک های سنتی میلتون برای ایجاد یک elegy با احترام و قابل درک استفاده می کند. با این حال ، او از تکنیک های جدید برای حفظ بی نظیر و متناسب با اوضاع استفاده می کند. از طریق مفهوم تاریخی ویتمن ، او شعری را ایجاد کرد که به خاطر ارزشهای سنتی و فردگرایانه خود مورد احترام قرار گیرد.

همانطور که سنت و استعداد فردی از خواننده می خواهد که مردگان را به خاطر بسپارد. در بیابان ، "دفن مردگان" با تصویر نگران کننده از یاس های موجود در خارج از زمین مرده باز می شود. با تصویری از سگ که استخوانهای انسانی را در یک باغ حفر می کند ، بسته می شود. این صحنه به مقاله الیوت اشاره دارد. در مقاله او در مورد فراموش نکردن آن شاعران مرده که قبل از ما نوشته اند ، می نویسد. اینکه فرد باید به آنها نگاه کند و آنها را به یاد بیاورد همانطور که سگ باعث می شود مردگان را با حفر بقایای جسمی خود به یاد بیاورد. جالب است که الیوت هنگام نوشتن شعری که عصر مدرن را به عنوان "بیابانی" مسخره می کند ، از سبک های نوآورانه جدید استفاده می کند."اشتیاق به مرگ وجود دارد ، آنچه زیربنای آن است ، ادامه وجود صرفه جویی در وجود صرفه جویی در هنگام سلامتی ، فعالیت ، شادی و احساس است" (گیش ، 41).

الیوت نوآوری و تغییر را در بر می گیرد. در آهنگ عاشقانه J. Alfred Prufrock او خلاق است و از سنت همه با هم دور می شود ، "این تا حدی فردی است. آقای الیوت از قافیه رایگان بسیار مؤثر استفاده می کند. "(بروکر ، 3). سخنران این مونولوگ طعنه آمیز یک مرد مدرن و شهری است که مانند بسیاری از نوع خود احساس انزوا و ناتوان از اقدامات قاطع می کند. سخنران این مونولوگ طعنه آمیز یک مرد مدرن و شهری است که مانند بسیاری از نوع خود احساس انزوا و ناتوان از اقدامات قاطع می کند. Prevrain در آهنگ عاشقانه J. Alfred Prufrock این است: "در اتاق زنان می آیند و می روند/ صحبت از میکل آنژ."این خطوط بدیهی است که در بورژوازی ویکتوریا سرگرم کننده هستند. این سپس شعری از شورش علیه سنت است."در قلب کار او یک انتقاد دقیق از مدرنیته اقتصادی ، پیوند علل مادی و تأثیرات ایدئولوژیک ، یافتن ویرانه های کاپیتول در همه چیز ، از رابطه جنسی گرفته تا هنر تا علم و دین است" (Comentale ، 70). سوء تفاهم از ایده الیوت در مورد سنت می تواند در تفسیر کار الیوت مشکلاتی ایجاد کند."با برچسب" خوانندگان محافظه کار "دستاوردهای نوآورانه او در شعر و انتقاد و حمایت از وی از نیاز به تغییر و پیشرفت مداوم در این زمینه ها را فراموش می کنند" (شوسترن ، 156).

شاعر و زمان او هنگام مشاهده گذشته ای که پیش از هر شاعر فردی بود ، مرتبط هستند. t. s. الیوت ، "وظیفه شاعر نه تنها مطابق قانون اساسی شخصی خود ، بلکه با توجه به زمانی که خود را پیدا می کند ، متفاوت خواهد بود."الیوت اقدام به تجدید نظر در مقدسین شعر مادرش و عرفان آنها از منظر تاریخی کرد ، با توجه به اینکه ارزش مستند شعر او در" ارائه یک ذهنیت معاصر با نویسنده "است ، مشهود است در هر دو موضوع ودرمان "(Skaff ، 26).

t. s. الیوت سنت را در جامعه به چالش کشید و سپس آن را تقویت کرد. T. S Eliot دیدگاه کاملی در مورد ارزش های زیبایی شناسی دارد. وی گفت: "او به زبانهای پدر یونانی و لاتین که توسط کسانی که می توانند در قرون وسطا و همچنین نویسندگان بزرگ زمان خود بخوانند ، به شدت متکی است. به گفته الیوت ، افراد با دانش در این زبان پدر تحصیل کرده و همچنین طبقه بالا بودند. همچنین ، بیشتر مردانی بودند که با زبان پدر آشنا بودند زیرا زنان این امتیاز را به دست نمی آوردند که تا دوران مدرن تحصیل کنند. هر زنانی که به زبان پدر دانش داشتند ، مجبور بودند این کار را مخفیانه انجام دهند. »(لو ، 23-26). الیوت از پیش تعیین می کند که فرد نویسندگان بزرگ زمان خود را می شناسد و یکی با سنت ادبی انگلیسی آشنا است. الیوت در سنت مقاله و استعدادهای فردی می گوید ، "... حس تاریخی مردی را وادار می کند که نه فقط با نسل خود در استخوانهای خود بنویسد ، بلکه با این احساس که کل ادبیات کشور خود وجود همزمان داردو یک ترتیب همزمان را تشکیل می دهد. "او بیشتر با مرد تحصیل کرده صحبت می کند و زیبایی برای او در این نویسندگان بزرگ زمان خود یافت می شود. او همچنین می گوید ، "به معنای عجیب و غریب او همچنین آگاه خواهد بود که باید ناگزیر از استانداردهای گذشته قضاوت شود. من می گویم قضاوت شده ، نه قطع شده ، توسط آنها ؛قضاوت نمی شود که خوب باشد ، یا بدتر یا بهتر از مردگان. و مطمئناً توسط Canons of Dead Critics قضاوت نمی شود. این یک داوری ، مقایسه ای است که در آن دو چیز توسط یکدیگر اندازه گیری می شود. "گفته می شود که آداب و رسوم و سنت ها دو چیز اصلی است که باعث می شود جامعه رونق بگیرد. الیوت در مقاله خود ، سنت و استعداد فردی ، نقشی را که سنت در انسان ها ، به ویژه نویسندگان ایفا می کند ، بررسی می کند. وی اعلام می کند که معنای فرهنگ لغت سنت باید دلسرد شود و این سنت چیزی است که به دست می آید و به نتیجه می رسد. الیوت گفت: "سنت از اهمیت بسیار گسترده تری برخوردار است. نمی توان به ارث برد و اگر می خواهید باید آن را با کار بزرگ بدست آورید "

فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 19 خرداد 1402 ساعت: 22:18