در این مقاله به بررسی تفاوت های جنسیتی در ویژگی های شخصیتی ، هم در سطح پنج بزرگ و هم در سطح زیرین دو جنبه در هر دامنه پنج بزرگ می پردازیم. با تکرار یافته های قبلی ، زنان گزارش می کنند که از بزرگترهای بزرگ پنج ، موافقت و نمرات عصبی بودن نسبت به مردان ، نمرات بیش از حد بزرگ ، موافقت و عصبی بودن را گزارش کرده اند. با این حال ، تفاوت های جنسیتی گسترده تری در سطح جنبه ها مشاهده شد ، با تفاوت های جنسیتی قابل توجهی در هر دو جنبه از هر ویژگی بزرگ پنج ظاهر شد. برای برونگرایی ، باز بودن و وجدان بودن ، اختلافات جنسیتی برای واگرایی در سطح جنبه یافت شد و آنها را در سطح پنج بزرگ کوچک یا غیر قابل کشف می کند. این یافته ها ماهیت تفاوت های جنسیتی در شخصیت را روشن می کند و ابزار سنجش شخصیت را در سطح جنبه برجسته می کند.
معرفی
زن و مرد متعلق به گونه های مختلف هستند و ارتباطات بین آنها هنوز در مراحل ابتدایی است.- بیل کازبی
بسیاری از افراد ، از جمله بیل کازبی ، تفاوت های زن و مرد را بزرگ می دانند - در واقع ، آنقدر بزرگ است که ارتباط بین جنس ها ممکن است دشوار باشد. نمونه های بی شماری از فرهنگ عامه ، این دیدگاه را از تفاوت های شدید بین جنس ها تقویت می کند - اما آیا این دقیق است؟زنان و مردان هنگام انتشار گونه ها ، نقش های بیولوژیکی متفاوتی دارند ، اما میزان آنها از نظر روانشناختی تفاوت زیادی دارند ، یک سؤال بحث برانگیزتر است ، موضوعی که برای پاسخ مناسب به تحقیقات تجربی نیاز دارد. این که آیا دلایل اساسی تفاوتهای جنسیتی روانی تکاملی است یا اجتماعی و فرهنگی ، درک چگونگی تفاوت زن و مرد در شیوه هایی که فکر می کنند ، احساس می کنند و رفتار می کنند می توانند وضعیت انسان را روشن کنند.
مطالعه شخصیت به ویژه در تلاش برای بررسی تفاوتهای روانشناختی بین جنسیت ها مفید است. شخصیت غالباً به عنوان میزان نمایش سطح بالا یا پایین صفات خاص ، مفهوم سازی می شود. صفات الگوهای مداوم افکار ، احساسات ، انگیزه ها و رفتارهایی است که شخص در تمام موقعیت ها به نمایش می گذارد (Fleeson and Gallagher ، 2009). یعنی کسی که در یک صفت امتیاز بالایی دارد ، حالات روانشناختی مربوط به آن صفت را بیشتر و تا حد بیشتری نسبت به افرادی که در آن صفت نمره کم دارند ، به نمایش می گذارد.
تفاوت های جنسیتی در صفات شخصیتی اغلب از نظر این که جنسیت نمرات بالاتری در آن صفت دارد ، به طور متوسط مشخص می شود. به عنوان مثال ، زنان اغلب نسبت به مردان قابل قبول تر هستند (Feingold ، 1994 ؛ Costa et al. ، 2001). این بدان معنی است که زنان ، به طور متوسط ، بیشتر اوقات و تا حد بیشتری نسبت به مردان ، بیشتر پرورش می یابند. با این حال ، چنین یافته ای از این واقعیت جلوگیری نمی کند که مردان نیز ممکن است حالات پرورش ، ذهنیت و دوستانه را تجربه کنند و برخی از مردان حتی ممکن است در این صفات نسبت به برخی از زنان امتیاز بیشتری کسب کنند. بنابراین ، هدف از بررسی تفاوت های جنسیتی در شخصیت ، روشن کردن تفاوت بین الگوهای کلی رفتار در زنان و مردان به طور متوسط ، با این درک که زن و مرد هم می توانند ایالات را در طیف گسترده ای از اکثر صفات تجربه کنند. تفاوت های جنسیتی از نظر میانگین تفاوت ها به معنای این نیست که زن و مرد فقط حالت هایی را در انتهای مخالف طیف صفت تجربه می کنند. در مقابل ، تفاوت های قابل توجهی می تواند همراه با درجه بالایی از همپوشانی بین توزیع زنان و مردان وجود داشته باشد (هاید ، 2005).
یک مأموریت اصلی روانشناسی شخصیت ، توسعه یک طبقه بندی کافی از ویژگی های شخصیتی بوده است. با استفاده از توصیف کننده های صفت مورد استفاده در زبان طبیعی (انتخاب شده از فرهنگ لغت) و در پرسشنامه های شخصیتی ، یک ساختار پنج عاملی برای توضیح همبستگی در بین صفات ظاهر شده است. مدل پنج عاملی یا پنج بزرگ صفات را در حوزه های گسترده برونگرایی ، موافقت ، وجدان بودن ، عصبی گرایی و باز بودن/عقل طبقه بندی می کند (Digman ، 1990 ؛ John et al. ، 2008).
تفاوت های جنسیتی در شخصیت اغلب از نظر Big Five مورد بررسی قرار می گیرد. با این حال ، پنج بزرگ ، همه تفاوت های مهم را بین صفات شخصیتی خسته نمی کنند. صفات از لحاظ سلسله مراتبی به گونه ای سازماندهی می شوند به گونه ای که صفات خاص تری که در کنار هم متفاوت هستند ، مانند عوامل بزرگ ، در فاکتورهای مرتبه بالاتر قرار می گیرند. بنابراین ، در مطالعه تفاوت های جنسیتی ، می توان تفاوت های جنسیتی در ویژگی های شخصیتی را در چندین سطح از وضوح بررسی کرد. بیشتر تحقیقات صفت بر دو سطح از صفات متمرکز شده است: (1) دامنه های بزرگ پنج بزرگ و (2) بسیاری از صفات خاص دیگر به نام جنبه هایی که در کنار هم قرار می گیرند. در حال حاضر ، هیچ اجماعی در مورد هویت و تعداد جنبه های موجود در پنج بزرگ وجود ندارد. رویکردهای مختلف مجموعه های مختلفی از جنبه ها را بر اساس بررسی منطقی ساختارهای روانشناختی (به عنوان مثال ، کاستا و مک کری ، 1992) یا با نمونه گیری منظم از فضای تعریف شده توسط جفت های پنج عامل بزرگ (به عنوان مثال ، سوتو و جان ، 2009) شناسایی کرده است. در مطالعه حاضر ، ما از یک سطح از ویژگی های شخصیتی که بین جنبه های باریک و حوزه های گسترده قرار می گیرد ، از سطح تجربی مشخص شده استفاده کردیم. این سطح از سازمان شخصیتی این پتانسیل را دارد که تفاوت های جنسیتی را با یک دانه دقیق تر از جزئیات بیشتر از پنجم توصیف کند و تفاوت هایی را که در بزرگ پنجم مبهم است ، نشان می دهد. علاوه بر این ، این یک طبقه بندی مبتنی بر تجربی از صفات سطح پایین ، که به احتمال زیاد نمایانگر یک طبقه بندی کافی از صفات نسبت به مدل های جنبه های موجود است.
اگر Big Five سطح سلسله مراتب شخصیت را بلافاصله بالاتر از جنبه ها تشکیل دهد ، فقط یک عامل برای توضیح واریانس مشترک جنبه ها در یک دامنه پنج بزرگ داده شده لازم است. با این حال ، یک مطالعه ژنتیکی رفتاری بزرگ نشان داد که دو عامل مجزا برای حساب کردن واریانس ژنتیکی مشترک در بین جنبه های موجود در هر حوزه لازم است (جانگ و همکاران ، 2002). در یک مطالعه جداگانه با استفاده از تجزیه و تحلیل عاملی از 15 جنبه مختلف در هر دامنه ، دو عامل فنوتیپی مشابه فاکتورهای ژنتیکی برای هر یک از ابعاد پنج بزرگ مشاهده شد (Deyoung et al. ، 2007). این تحقیق نشان می دهد که هر یک از پنج بزرگ شامل دو جنبه جداکننده ، هرچند همبسته ، است که نشان دهنده سطح شخصیت در زیر دامنه های گسترده اما بالاتر از مقیاس های بسیاری است. Deyoung و همکاران.(2007) با بررسی همبستگی های نمره آنها با بیش از 2000 مورد از استخر مورد شخصیت بین المللی (IPIP) ، این جنبه ها را مشخص کرد. جنبه ها به شرح زیر برچسب گذاری شده است: نوسانات و عقب نشینی برای عصبی بودن. اشتیاق و ادعا برای برونگرایی ؛عقل و باز بودن برای باز بودن/عقل ؛زحمت و نظم برای وجدان ؛و دلسوزی و ادب برای توافق. سطح جنبه صفات ممکن است به ویژه برای بررسی تفاوتهای جنسیتی مفید باشد زیرا این اختلافات گاهی اوقات در سطح پنج بزرگ مشخص نیست و می تواند در سطح جنبه بزرگ و در جهت های مخالف باشد. جنبه ها برای بررسی تفاوت های جنسیتی در یک سطح از صفات خاص تر از Big Five ، یک سیستم غیر تحرک و پارسا را فراهم می کند.
تفاوت های جنسیتی برای تعدادی از ویژگی های شخصیتی ثبت شده است. بیشتر متاآنالیزها و بررسی ها تفاوتهای جنسیتی در گزارش های خود شخصیت در پرسشنامه هایی را که اندازه گیری های بزرگ پنج را اندازه گیری می کنند ، و همچنین جنبه های موجود در هر یک را بررسی می کنند (Feingold ، 1994 ؛ Costa et al. ، 2001 ؛ Lippa ، 2010). با این حال ، به دانش ما ، هیچ تجزیه و تحلیل به طور خاص دو جنبه از هر یک از ویژگی های بزرگ پنج را بررسی نکرده است.
تفاوت های جنسیتی در ویژگی های شخصیتی پنج بزرگ
بررسی تفاوت های شخصیت برای درک ما از تنوع عمومی انسان مهم است ، اگرچه بدون بحث و جدال نیست. به عنوان مثال ، تحقیقات در مورد تفاوت های فردی در هوش ، سالها بحث علمی و عاطفی ایجاد شده است (Neisser et al. ، 1996). تحقیقات تفاوتهای جنسیتی همچنین با توجه به علل و پیش سازهای اختلافات ، بحث برانگیز است. رویکردهای بیولوژیکی و تکاملی بیان می کنند که اختلافات جنسیتی ناشی از نگرانی های کم تحرک زنان و مردان در مورد مسائل تولید مثل ، سرمایه گذاری والدین در فرزندان است (Trivers ، 1972 ؛ Buss ، 2008). طبق این نظریه ها ، زنان باید بیشتر به بزرگ کردن کودکان توجه کنند و بنابراین باید محتاط تر ، قابل قبول ، پرورش و عاطفی باشند. از طرف دیگر ، مردان باید بیشتر به دستیابی به فرصت های مناسب برای جفت گیری توجه کنند و بنابراین باید اطمینان بیشتری ، ریسک پذیری و پرخاشگری داشته باشند. نظریه های دیگر حاکی از آن است که هنجارهای جنسیتی توسط تأثیرات اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرند ، به گونه ای که از زنان و مردان انتظار می رود نقش های مختلفی را در جامعه داشته باشند و به همین دلیل اجتماعی می شوند تا متفاوت از یکدیگر رفتار کنند (Wood and Eagly ، 2002 ؛ Eagly and Wood ، 2005)بشرالبته ، ممکن است که هم نیروهای تکاملی و هم اجتماعی در تفاوت های جنسیتی نقش داشته باشند. جالب اینجاست که مطالعات اخیر نشان داده اند که تفاوت های جنسیتی در شخصیت در فرهنگ های غربی تر و با نقش جنسی کمتر سنتی بیشتر است (Costa et al. ، 2001 ؛ Schmitt et al. ، 2008). در بررسی ما ، ما روی الگوهای مورد توجه بیشتر در فرهنگ ها تمرکز می کنیم. الگوی کلی برای تفاوت های جنسیتی در شخصیت اندازه گیری شده توسط Big Five این است که اختلافات موجود از نظر اندازه کوچک تا متوسط است. برای برخی از حوزه ها ، اختلافات جنسیتی در تمام جنبه های اندازه گیری شده در یک جهت قرار دارد. با این حال ، برای دیگران ، الگوهای واگرا تر هستند.
وابسته به عصبی
عصبی گرایی گرایش به تجربه احساسات منفی و فرآیندهای مرتبط را در پاسخ به تهدید و مجازات درک شده توصیف می کند. این موارد شامل اضطراب ، افسردگی ، عصبانیت ، خودآگاهی و قابلیت احساس عاطفی است. مشخص شده است که زنان از نظر عصبی بودن در سطح پنج صفت بزرگ ، و همچنین در بیشتر جنبه های عصبی بودن موجود در یک اندازه مشترک از بزرگ پنج ، Neo-PI-R ، از مردان بالاتر از مردان نمره کسب می کنند (Costa et al. 2001). علاوه بر این ، زنان نیز در اقدامات مربوطه که به طور خاص برای اندازه گیری پنج بزرگ طراحی نشده اند ، مانند شاخص های اضطراب (Feingold ، 1994) و عزت نفس پایین ، نمره بالاتر از مردان دارند (Kling et al. ، 1999). یکی از جنبه های عصبی بودن که در آن زنان همیشه نمرات بالاتری نسبت به مردان ندارند ، عصبانیت یا دشمنی عصبانی است (کاستا و همکاران ، 2001).
موافقت
موافق بودن شامل صفات مربوط به نوعدوست ، مانند همدلی و مهربانی است. موافقت شامل تمایل به همکاری ، حفظ هماهنگی اجتماعی و در نظر گرفتن نگرانی های دیگران (بر خلاف بهره برداری یا قربانی کردن دیگران) است. زنان به طور مداوم نمره بالاتر از مردان در مورد موافقت و اقدامات مرتبط با آن ، مانند ذهنیت حساسیت دارند (Feingold ، 1994 ؛ Costa et al. ، 2001).
وجدان
وجدان بودن صفات مربوط به خود نظم و انضباط ، سازماندهی و کنترل تکانه ها را توصیف می کند و به نظر می رسد نشان دهنده توانایی اعمال خودکنترلی به منظور پیروی از قوانین یا حفظ هدف است. زنان در بعضی از جنبه های وجدان ، مانند نظم ، شجاعت و نظم و انضباط خود ، تا حدودی بالاتر از مردان هستند (Feingold ، 1994 ؛ Costa et al. ، 2001). با این حال ، این اختلافات در بین فرهنگ ها سازگار نیست ، و هیچ تفاوت جنسیتی قابل توجهی در وجدان در سطح صفت پنج بزرگ مشاهده نشده است (کاستا و همکاران ، 2001).
برون دهی
برونگرایی منعکس کننده جامعه پذیری ، ادعای و احساسات مثبت است که همه اینها با حساسیت به پاداش ها مرتبط بوده است (Depue and Collins ، 1999 ؛ Deyoung and Grey ، 2009). در حالی که تفاوت های جنسیتی در سطح دامنه کلی برونگرایی کوچک است (با توجه به اینکه زنان به طور معمول بالاتری دارند) ، اندازه اثر کوچک می تواند به دلیل وجود تفاوت های جنسیتی در جهات مختلف در سطح جنبه باشد. زنان تمایل دارند که نسبت به مردان در گرما ، شرافی و احساسات مثبت نمره بیشتری کسب کنند ، در حالی که مردان نسبت به زنان به دلیل ادعای و هیجان بیشتر از زنان نمره می گیرند (Feingold ، 1994 ؛ Costa et al. ، 2001).
برونگرایی، همراه با توافق پذیری، می تواند برای توصیف دو بعد دایره بین فردی استفاده شود (IPC؛ ویگینز، 1979)، که شامل توصیفی از ویژگی های مربوط به تعامل بین فردی است. اگرچه IPC در ابتدا برای توصیف ویژگی های بین فردی با استفاده از محورهای عشق و موقعیت/سلطه قرار گرفت، اما IPC را می توان به عنوان چرخشی از برون گرایی و توافق پذیری پنج بزرگ نیز در نظر گرفت (McCrae و Costa، 1989). با توجه به اهمیت برون گرایی در حوزه بین فردی، می توان انتظار داشت که زنان به طور مداوم نمرات بالاتری نسبت به مردان داشته باشند. با این حال، قطب IPC که غالباً سلطه نامیده می شود، دارای ویژگی هایی مانند رئیس، سلطه جو و قاطعیت است. مردان نسبت به زنان مسلط تر و عامل تر هستند و سطوح بالاتری از این ویژگی ها را نشان می دهند (هلجسون و فریتز، 1999). بنابراین، تفاوت های جنسیتی در برون گرایی ممکن است بسته به اینکه ویژگی های خاص اندازه گیری شده نزدیک تر یا دورتر از قطب تسلط می افتند، تغییر جهت دهند.
گشودگی/عقل
گشودگی/عقل منعکس کننده تخیل، خلاقیت، کنجکاوی فکری، و قدردانی از تجربیات زیبایی شناختی است. به طور کلی، گشودگی/عقل به توانایی و علاقه به رسیدگی و پردازش محرک های پیچیده مربوط می شود. معمولاً هیچ تفاوت جنسیتی قابل توجهی در گشودگی/عقل در سطح دامنه یافت نمی شود، احتمالاً به دلیل محتوای متفاوت این صفت. به عنوان مثال، مشخص شده است که زنان در جنبه های زیبایی شناسی و احساسات امتیاز بالاتری نسبت به مردان دارند (کاستا و همکاران، 2001)، در حالی که مردان در جنبه ایده ها امتیاز بیشتری کسب می کنند (فینگولد، 1994؛ کاستا و همکاران، 2001)..
فرضیه های مربوط به 10 جنبه
الگوی تفاوت های جنسیتی که در بالا بررسی شد، نیاز به نگاه فراتر از سطح پنج بزرگ به صفات در سطوح پایین تر تحلیل را برجسته می کند. از آنجایی که حوزه های پنج بزرگ بسیار گسترده است و ویژگی های شخصیتی مختلفی را در بر می گیرد، برای کشف اینکه تفاوت های جنسیتی واقعاً کجاست، به ویژگی های بیشتری نیاز است. تحقیق حاضر به دنبال تکرار یافته های قبلی در مورد تفاوت های جنسیتی در سطح پنج بزرگ، و همچنین گسترش تحقیقات در سطح فرعی میانی دو جنبه در هر حوزه است.
اگرچه قبلاً هیچ تحقیق در مورد تفاوت های جنسیتی در سطح جنبه ساختار صفت انجام نشده است ، ما انتظار داریم که الگوی احتمالی یافته ها را می توان از موارد گزارش شده برای Big Five و جنبه های آنها استنباط کرد. از آنجا که جنبه ها نسبت به مدل های جنبه ای تر و جامع تر هستند ، با این حال ، آنها باید یک نمایش واضح تر و منظم تر از تفاوت های جنسیتی در شخصیت ارائه دهند.
فرضیه ما این بود که زنان باید در هر دو جنبه عصبی بودن ، نوسانات و عقب نشینی ، از مردان بالاتر باشند ، اگرچه با توجه به درج خشم در نوسانات ، این اثر برای عقب نشینی قوی تر خواهد بود. به همین ترتیب ، زنان باید در هر دو جنبه موافقت ، شفقت و ادب ، از مردان بالاتر باشند. تفاوت های جنسیتی در جنبه های وجدان ، زحمت کشیدن و نظم ممکن است واگرایی کند ، زیرا تحقیقات در مورد جنبه ها نشان می دهد که زنان باید از نظم بیشتری کسب کنند ، اما پیش بینی روشنی را برای زحمت نمی گذارد. دو جنبه برونگرایی ، شور و شوق و قاطعیت باید واگرایی شود زیرا زنان باید با اشتیاق (که ترکیبی از جامعه پذیری و احساسات مثبت است) بالاتری از مردان کسب کند ، در حالی که مردان باید از نظر ادعای بالاتر امتیاز کسب کنند. تفاوت های جنسیتی همچنین باید در جهت های مخالف برای جنبه های باز بودن/عقل ، باز بودن و عقل باشد. زنان باید در باز بودن از مردان بالاتر باشند ، در حالی که مردان باید از زنان در عقل امتیاز بیشتری کسب کنند.
استفاده از جنبه ها این مزیت اضافی را دارد که می توان به راحتی اثرات منحصر به فرد یک جنبه را در حالی که کنترل دیگری را در هر جفت کنترل می کند ، بررسی کند. در مواردی که تفاوت های جنسیتی در دو جنبه متفاوت باشد ، این رویکرد ممکن است تفاوت هایی را نشان دهد که معمولاً توسط واریانس مشترک دو جنبه در هر دامنه پنج بزرگ سرکوب می شود. ما این روش را با استفاده از نمرات باقیمانده اجرا کردیم. رگرسیون یک جنبه در جنبه مکمل آن و صرفه جویی در باقیمانده نمره ای را ایجاد می کند که نشان دهنده واریانس منحصر به فرد در آن جنبه است ، بدون این که واریانس آن را با مکمل خود به اشتراک بگذارد. به عنوان مثال ، نمره باقیمانده برای دلسوزی نشان می دهد تفاوت در شفقت نگه داشتن ادب برابر است. اگر زنان ، همانطور که پیش بینی می شود ، از باقیمانده های دلسوزی بالاتری نسبت به مردان پیدا کنند ، این بدان معنی است که حتی اگر ما گروه هایی از مردان و زنان با ادب مساوی را بگیریم ، با این وجود زنان به طور متوسط در شفقت بالاتر هستند.
تعدیل کننده
با توجه به تنوع نمونه ما ، ما تجزیه و تحلیل های ثانویه را برای بررسی تعدیل کنندگان بالقوه تفاوت های جنسیتی انجام دادیم. به عنوان مثال ، تحقیقات قبلی نشان داده است که تفاوت های جنسیتی در فرهنگ های غربی بزرگتر و برجسته تر از فرهنگ های شرقی است (Costa et al. ، 2001 ؛ Schmitt et al. ، 2008). اگرچه نمونه ما بیشتر در آمریکای شمالی جمع آوری می شد ، ما علاقه مند بودیم که الگوهای مشابه هنگام بررسی تفاوت های جنسیتی بین افراد با پیشینه قومی مختلف ظهور کنند. ما توانستیم آزمایش کنیم که آیا الگوی اختلافات جنسیتی در شرکت کنندگان در پیشینه قومی اروپایی در مقابل آسیا مشابه است یا خیر.
علاوه بر این ، تحقیقات قبلی نشان داده است که تفاوت های جنسیتی در برخی از صفات (مانند تأثیر منفی) ممکن است در بزرگسالی در حال ظهور بزرگتر از بزرگسالی باشد (سوتو و همکاران ، 2011). بنابراین ، ما بررسی کردیم که آیا سن اختلاف جنسیت در هر صفت را تعدیل می کند. سرانجام ، تعداد فزاینده ای از مطالعات از یک روش آنلاین برای اجرای اقدامات شخصیتی استفاده می کنند. نمونه ما شامل هر دو روش آزمایشگاهی و آنلاین مدیریت بود. اگرچه تحقیقات قبلی تفاوت معنی داری در شخصیت بین این دو روش نشان نداده است (گوسلینگ و همکاران ، 2004) ، ما بررسی کردیم که آیا روش دولت تفاوت های جنسیتی را در نمونه ما تعدیل می کند یا خیر.
مواد و روش ها
شركت كنندگان
شرکت کنندگان (2643 = n ؛ 892 مرد ، 1751 زن) از تعدادی از پروژه های تحقیقاتی تهیه شدند که برای آنها جبران خسارت پولی یا اعتبار دوره دانشگاه دریافت کردند. بخش اعظم داده ها در یک کلانشهر بزرگ کانادایی ، چه به عنوان یک بررسی آنلاین و چه به عنوان بخشی از مطالعات آزمایشگاهی جمع آوری شده است (N = 1826 ؛ 537 مرد ، 1289 زن). برخی از شرکت کنندگان (481 نفر = n ؛ 200 مرد ، 281 زن) عضو نمونه جامعه یوجین-اسپرینگفیلد (ESCS) بودند. سرانجام ، 336 شرکت کننده از طریق مکانیکی ترکی آمازون (Mturk ؛ 155 مرد ، 181 زن) استخدام شدند و اقدامات را بصورت آنلاین انجام دادند. شرکت کنندگان در سن 17 تا 85 سال داشتند (27. 2 M = 27. 2 ، SD = 14. 4). اکثر شرکت کنندگان به عنوان سفید (9 /39 ٪) یا آسیایی (27. 5 ٪) شناخته شدند و 1 ٪ یا کمتر به عنوان بومی آمریکایی ، اسپانیایی و سیاه شناخته شدند. بیست و پنج درصد از شرکت کنندگان به عنوان "دیگر" شناخته شدند و 5 ٪ قومیت را مشخص نکردند. داده های جمعیتی برای تعدادی از نمونه های ما به شرکت کنندگان اجازه می دهد تا فقط از پنج طبقه بندی قومیت فوق را انتخاب کنند یا قومیت خود را به عنوان "دیگر" مشخص کنند. بنابراین ، طبقه بندی "آسیایی" شامل افراد با پیشینه قومی جنوب آسیا و آسیا است. اگرچه فرهنگ های جنوب آسیا و آسیا از بسیاری جهات به طور قابل توجهی متفاوت هستند ، هر دو از فرهنگ های غربی جمع گرایانه تر هستند (سو و همکاران ، 1998) و بنابراین تضاد جالبی با پیشینه قومی سفید/اروپایی فراهم می کنند.
اقدامات شخصیتی
The Big Five aspect scales (BFAS) were designed specifically to assess the 10 aspects of the Big Five identified by DeYoung et al. (2007). Items were selected from the IPIP based on their correlation with the aspect factor scores and maintaining balanced keying. Items were chosen that differentiated the factor in question from all nine other aspect factors, by selecting items only if they were correlated with the aspect factor in question with a correlation at least 0.10 greater than the correlation with any other factor. This procedure has the consequence that the same items remain the best markers of each factor even when scores are residualized. Thus, the residualized scores retain the meaning of the construct in question. Ten items are used to assess each of the 10 aspects. Participants rate their agreement with how well each statement describes them using a five-point scale ranging from strongly disagree to strongly agree . Scores for each aspect are computed by taking the mean of the corresponding items. Scores for each domain are computed by taking the mean of the two aspect scores. The scales are all highly reliable (all α> 0.73) and have good test retest reliability, all r>0. 72 (Deyoung et al. ، 2007). سازگاری داخلی برای داده های حاضر در جدول 1 نشان داده شده است.

میز 1 . قابلیت اطمینان آلفا برای دامنه های بزرگ پنج و مقیاس ابعاد توسط نمونه.
نتایج
جدول 2 میانگین نمرات مردان و زنان در هر یک از 10 جنبه و پنج حوزه را خلاصه می کند. از آنجا که دو جنبه در هر دامنه در ارتباط هستند (همبستگی از R = 0. 39-0. 62) ، تجزیه و تحلیل در مورد جنبه ها در هر دو نمره RAW و نمرات باقیمانده انجام شد. نمرات باقیمانده با رگرسیون یک جنبه در یک دامنه از طرف دیگر و صرفه جویی در باقیمانده ها ایجاد شد ، بنابراین شاخصی از واریانس هر جنبه ای را ایجاد می کند که با مکمل آن در همان دامنه مرتبط نیست. به عنوان مثال ، نمرات باقیمانده برای شور و شوق ، باقیمانده های ناشی از رگرسیون شور و شوق به ادعای است ، و به طور موثری واریانس کلی برونگرایی را که بین شور و شوق و قاطعیت مشترک است ، جزئی می کند. در جدول 3 ارتباط بین جنبه ها ، تجزیه و تحلیل جداگانه برای زنان و مردان ارائه شده است.

جدول 2میانگین و SD برای پنج دامنه بزرگ و نمرات ابعاد خام و باقیمانده.

جدول 3. همبستگی بین جنبه ها (نمرات خام).
تفاوت های جنسیتی با استفاده از نمونه های t-tests مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اندازه اثر در جدول 2 خلاصه شده است. نتایج با تجزیه و تحلیل های قبلی سازگار بود ، با تأثیرات قابل توجهی در سطح حوزه های بزرگ پنج عصبی ، موافقت و برونگرایی ، اما وجدان یا باز بودن وجود ندارد. بیشترین اندازه اثر برای عصبی بودن و موافق بودن یافت شد. با کمال تعجب ، عصبی بودن و موافقت ، دامنه هایی هستند که اختلافات جنسیتی برای هر دو جنبه اساسی معنی دار و در همان جهت بود.
با استفاده از نمرات خام ، تفاوت های جنسیتی در همه جنبه ها به استثنای صنایع مشاهده شد. زنان با اشتیاق ، شفقت ، ادب ، نظم ، نوسانات ، عقب نشینی و باز بودن بالاتر از مردان بودند. مردان از زنان با قاطعیت و عقل بالاتر از زنان بودند. این نشان می دهد که دو جنبه برونگرایی (شور و شوق و ادعای) و دو جنبه باز بودن/عقل تفاوت های جنسیتی را در جهت های مخالف نشان می دهد. چنین واگرایی در تفاوت های جنسیتی در سطح جنبه به روشن شدن اثر کوچک اختلاف جنسیت در برونگرایی کلی و عدم وجود تفاوت جنسیتی قابل توجه در باز بودن/عقل کمک می کند. همانطور که در تحقیقات قبلی ، اندازه اثر کوچک تا متوسط بود (دامنه: 0. 06-0. 48 در ارزش مطلق).
نتایج برای نمرات باقیمانده از دو روش با نمرات RAW متفاوت است. اول ، تفاوت جنسیتی در صنعتگرایی اکنون قابل توجه بود که مردان از زنان بالاتر بودند. از آنجا که این یک نمره باقیمانده است ، این نشان دهنده تفاوت جنسیتی در زحمت در بین افراد با سطح مساوی نظم است. دوم ، تفاوت جنسیتی قابل توجهی در نمرات نوسانات باقیمانده وجود ندارد. این نشان می دهد که هیچ تفاوتی بین میانگین نمرات زن و مرد در نوسانات وقتی در سطح مساوی برداشت قرار دارند.
تعدیل کننده
ما تجزیه و تحلیل رگرسیون را انجام دادیم تا ببینیم قومیت ، سن و روش پیمایشی تفاوتهای جنسیتی را که پیدا کرده ایم تعدیل می کند. تحقیقات قبلی نشان می دهد که تفاوت های جنسیتی در فرهنگ ها قوی است (Costa et al. ، 2001 ؛ McCrae et al. ، 2005) ، و ممکن است برای برخی از صفات با سن متفاوت باشد (Soto et al. ، 2011). از آنجا که اکثر شرکت کنندگان در نمونه ما سفید و آسیایی بودند ، ما توانستیم فقط برای این دو گروه مقایسه کنیم.
قومیت (کدگذاری شده به عنوان سفید یا آسیایی) به طور قابل توجهی تفاوت های جنسیتی را در حوزه پنج بزرگ توافق ، F (1 ، 1759) = 5. 42 ، P = 0. 02 ، با تفاوت جنسیتی برجسته تر در بین سفید پوستان نسبت به آسیایی ها تعدیل کرد (شکل 1)بشرالگوهای مشابهی برای قومیت تعدیل کننده اختلاف جنسیت در شفقت در هر دو نمره خام ، F (1 ، 1759) = 7. 97 ، P یافت شد<0.001, (see Figure 2) and the residualized scores, F (1, 1759) = 6.64, p = 0.01, (see Figure 3). When Politeness was partialed out of the Compassion scores, there was no difference between White men and Asian men and a significant difference between White women and Asian women, such that the gender difference was more pronounced for Whites than for Asians.

شکل 1. قومیت تفاوتهای جنسیتی در توافق را تعدیل می کند.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
19 خرداد
1402 ساعت: 22:41