بازپرداخت سهم هنگامی اتفاق می افتد که یک تجارت سهام خود را خریداری کند و سپس آنها را لغو کند یا آنها را برای انتشار مجدد در تاریخ بعدی در خزانه نگه می دارد. برای اجرای یک بازپرداخت ، یک تجارت ممکن است سهام خود را در بازار آزاد به همان روشی که هر سرمایه گذار دیگر به دست آورد ، بدست آورد. با این وجود ، ممکن است یک پیشنهاد متناسب ارائه دهد ، جایی که نسبت مشخصی از هر سرمایه گذار خریداری می شود ، یا یک پیشنهاد مناقصه جهانی ، که تعداد ثابت سهام با قیمت خاصی به دست می آید.
این قانون به طور معمول شرکت های دولتی را ملزم می کند که سهام خود را از وجوه حاصل از سود قابل توزیع یا از درآمد حاصل از یک موضوع تازه از سهام خریداری کنند.
بازپرداختها می توانند به صورت فشرده یا طی یک دوره زمانی انجام شود. نمونه اخیر از دومی زمانی است که شرکت مایکروسافت اعلام کرد ، در سپتامبر 2008 ، قصد خود را برای خرید سهام 40 میلیارد دلار از سهام خود در طی یک دوره 5 ساله اعلام کرد.
بازپرداخت در مقابل سود سهام
بازپرداخت سهام جایگزینی برای پرداخت سود سهام به عنوان ابزاری برای بازگشت وجوه به سرمایه گذاران ارائه می دهد. این سؤال را ایجاد می کند که کدام یک از دو روش سرمایه گذاران ترجیح می دهند. اگر بازارهای سرمایه ای کامل را فرض کنیم ، آنها بی تفاوت خواهند بود. یک مثال ساده این نکته را روشن می کند.
مثال 1
ین PLC دارای یک میلیون سهم در شماره است و نقدی مازاد 2 میلیون پوند است که قرار است به سرمایه گذاران توزیع شود. پس از این توزیع ، پیش بینی می شود سود 1 میلیون پوند در سال باشد و پیش بینی می شود نسبت قیمت/درآمد هشت بار باشد.
توزیع توسط هر دو ساخته خواهد شد:
- سود سهام 2 پوند برای هر سهم ، یا
- پیشنهاد مناقصه 200،000 سهم با 10 پوند در هر سهم.
هر کدام از روش های توزیع انتخاب شده ، کل ارزش بازار (TMV) سهام یکسان خواهد بود ، زیرا خطرات با انتخاب روش بی تأثیر خواهند بود. TMV را می توان به شرح زیر محاسبه کرد:
TMV = سود X P/E نسبت = 1m x 8 =8 میلیون پوند.
با این حال ، طبق گزینه Sivivend ، یک میلیون سهم در این زمینه وجود خواهد داشت و تحت گزینه Buyback 800،000 سهم وجود خواهد داشت. این بدان معنی است که ارزش هر سهم 8 پوند (8 میلیون پوند در 1 میلیون) تحت گزینه سود سهام و 10 پوند (8 میلیون پوند/800،000) تحت گزینه Buyback خواهد بود.
حال بیایید وضعیت یک سهامدار با 10،000 سهم را در هر دو گزینه سود سهام و گزینه بازپرداخت در نظر بگیریم ، جایی که انتخابی برای نگهداری یا فروش سهام وجود دارد.
می بینیم که کل ثروت در هر گزینه یکسان است و بنابراین سرمایه گذار باید نسبت به انتخاب گزینه بی تفاوت باشد. این با گزاره میلر و مودیلیانی در مورد بی تفاوتی سرمایه گذاران نسبت به سود سهام و سود سرمایه قابل مقایسه است.
تحلیل فوق مبتنی بر مفروضاتی است که بازارهای سرمایه کامل را پشتوانه می کنند، مانند عدم وجود هزینه های مبادله، رفتارهای مالیاتی مشابه، و غیره. با این حال، در دنیای بازارهای سرمایه ناقص ما، دو دلیل مهم وجود دارد که چرا خرید سهام ممکن است ترجیح داده شود:
انعطاف پذیری
در جایی که یک کسب و کار دارای وجوه مازادی برای بازگشت به سرمایه گذاران است، مدیران برای بازپرداخت سهام به سود سهام نگاه متفاوتی خواهند داشت. مطالعات مختلف نشان داده است که مدیران معمولاً نسبت به حفظ سطح پایدار پرداخت سود سهام متعهد هستند. این بدان معناست که بعید است آنها به مازاد نقدی موقت با افزایش سود سهام پاسخ دهند، که پس از آن باید در دوره های بعدی کاهش یابد. از سوی دیگر، بازخرید سهام معمولاً به عنوان باقیمانده در نظر گرفته می شود. بنابراین، در جایی که نقدینگی مازاد برای توزیع وجود دارد، احتمالاً بازخرید به عنوان گزینه جذاب تر در نظر گرفته می شود.
به تعویق انداختن، یا حتی کنار گذاشتن برنامه بازخرید سهام، آن نوع واکنش نامطلوب سرمایه گذاران را که معمولاً با کاهش سود سهام همراه است، در پی ندارد. به همین دلیل، شاید مدیران همیشه همان تعهدی را که نسبت به پرداخت سود سهام انجام می دهند، نسبت به اجرای برنامه های بازخرید نشان نمی دهند. با این حال، روش خاص خرید سهام به کار گرفته شده، بر سطح تعهدی که باید انجام شود تأثیر می گذارد. در مواردی که برنامه خریدهای بازار آزاد در یک دوره زمانی اتخاذ می شود، مدیران در مورد زمان و مقدار سهام خریداری شده اختیار قابل توجهی دارند. با این حال، در مواردی که یک پیشنهاد مناقصه یا پیشنهاد متناسب پذیرفته می شود، اختیار بسیار کمتری وجود دارد.
بازپرداخت سهام می تواند روشی با کارآیی مالیاتی تر برای بازگشت وجوه به سرمایه گذاران باشد. هرگونه سود ناشی از فروش سهام مشمول مالیات بر سود سرمایه خواهد بود. در برخی از کشورها ، قوانین مالیات با سود سرمایه متفاوت با سود سهام رفتار می کند. به عنوان مثال ، در انگلستان ، سود سرمایه زیر آستانه خاصی (9،600 پوند برای 2008/9) مشمول مالیات نیست ، در حالی که تمام سود سهام مشمول مالیات است. بنابراین ، سرمایه گذاران ممکن است ترجیح دهند وجوهی را از تجارت در قالب سود سرمایه دریافت کنند. علاوه بر این ، یک سرمایه گذار امکان پذیر است تا با انتخاب زمان فروش سهام ، کنترل زمان سود سرمایه را کنترل کند ، در حالی که زمان سود سهام به طور معمول به مدیران تجارت بستگی دارد. اگر بازپرداخت ها به طور منظم و مکرر انجام شود ، مقامات مالیاتی ممکن است نتیجه بگیرند که هدف آنها صرفاً جلوگیری از مالیات است: این خطر را ایجاد می کند که با آنها برای اهداف مالیاتی به عنوان سود سهام رفتار می شود.
چرا مشاغل سهام خود را خریداری می کنند؟
دلایل مختلفی مطرح شده است تا توضیح دهد که چرا مدیران به طور فزاینده ای به بازپرداخت برای بازگشت وجوه به سرمایه گذاران اعتماد کرده اند. این شامل:
سهام کم ارزش
در جایی که مقادیر سهم به طور موقت افسرده می شوند ، خریدهای بازار آزاد به سود سرمایه گذاران که همچنان به نگه داشتن سهام خود ادامه می دهند ، سود می برد. در واقع ، خرید سهام زیر ارزش ذاتی آنها ، ثروت را از آن دسته از سرمایه گذاران که به کسانی که همچنان به نگه داشتن خود می فروشند ، منتقل می کند. منتقدین استدلال می کنند که این برای سرمایه گذاران فروش ناعادلانه است. در عوض ، یک پیشنهاد متناسب یا پیشنهاد مناقصه ، که در آن سهام با حق بیمه به ارزش فعلی خود خریداری می شود ، راهی عادلانه تر برای بازگشت وجوه ارائه می دهد. با این حال ، اگر بازار تشخیص دهد که خریدهای بازار آزاد انجام می شود زیرا سهام کم ارزش است ، احتمالاً قیمت سهام به سرعت افزایش می یابد. با فرض اینکه آنها به ارزشهای ذاتی خود برسند ، ثروت واقعی سرمایه گذاران که همچنان به نگه داشتن خود ادامه می دهند ، افزایش نمی یابد ، اگرچه اکنون در ارزش بازار سهام منعکس می شود.
سیگنالینگ بازار
در دنیای ناقص ، مدیران به اطلاعاتی که سرمایه گذاران ندارند دسترسی دارند. اگر مدیران معتقدند که بازار تجارت را کم ارزش می کند ، ممکن است در مورد این واقعیت سیگنال را به بازار ارسال کند. در حالی که سرمایه گذاران ممکن است بیانیه های صعودی و پیش بینی های مطلوب را تخفیف دهند ، اقدامات مشخص (مانند بازپرداخت سهم یا افزایش سود سهام) احتمالاً جدی تر می شوند. مطالعات مختلف نشان داده است که بازار به اخبار مربوط به بازپرداخت سهم مثبت پاسخ می دهد و برخی نشان می دهند که این به دلیل اثرات اطلاعاتی است.(به عنوان مثال ، مرجع 1 را ببینید.)
با این وجود ، یک اعلامیه بازپرداخت سهم ممکن است سیگنال مبهم را برای سرمایه گذاران بفرستد ، زیرا همه بازپرداخت ها منعکس کننده اعتقاد مدیران مبنی بر کمبود سهام نیستند. ممکن است انگیزه های تقویت کننده غیر ارزش دیگری نیز وجود داشته باشد ، همانطور که بعداً خواهیم دید. بنابراین ، جزئیات یک بازپرداخت پیشنهادی توسط سرمایه گذاران مورد بررسی قرار می گیرد تا ببیند آیا می توان آن را به عنوان سیگنالی مبنی بر کمبود سهام تعبیر کرد. بنابراین ، به عنوان مثال ، تصمیمی از سوی مدیران برای ادامه سهام خود در تجارت و تصمیم برای خرید بخش بزرگی از سهام ، ممکن است هر دو به عنوان یک نشانه مثبت تلقی شوند.
برای تغییر ساختار سرمایه
یک تجارت ممکن است برای دستیابی به یک ساختار مالی بهینه ، سطح دستیابی خود را افزایش دهد. با شروع یک برنامه بازپرداخت سهم ، ساختار سرمایه یک تجارت را می توان به نفع بدهی تغییر داد. به دلیل اثرات سپر مالیاتی ، این می تواند هزینه سرمایه را کاهش دهد. یک بررسی اخیر از مدیران دارایی در 200 مشاغل برتر انگلیس نشان داد که دستیابی به یک ساختار سرمایه بهینه دلیل اصلی ذکر شده برای خرید سهام است (به مرجع 2 مراجعه کنید).
یک نمونه اخیر از یک تجارت با استفاده از خرید سهم برای تغییر ساختار سرمایه خود ، زیمنس ، تجارت بزرگ مهندسی و فناوری است. در نوامبر 2007 ، این هدف برای بهینه سازی ساختار سرمایه خود را اعلام کرد و همزمان برای دستیابی به این هدف ، یک برنامه خرید مجدد سهم حداکثر 10 میلیارد یورو را اعلام کرد. ساختار سرمایه جدید تا سال 2010 وجود خواهد داشت.
بازگشت بودجه مازاد
در جایی که یک تجارت هیچ فرصت سودآور برای سرمایه گذاری ندارد ، بازگرداندن هرگونه صندوق مازاد ممکن است بهترین گزینه برای سرمایه گذاران باشد. مشاغل بالغ تر و کم رشد احتمالاً خود را در این موقعیت پیدا می کنند تا مشاغل جوان تر و با رشد بالا. مطالعات مختلف نشان می دهد که بازگشت صندوق های مازاد دلیل مهمی برای انجام بازپرداخت است. یک مطالعه بریتانیا نشان داد که بازده مشاغل که درگیر خرید سهم هستند ، در مقایسه با یک گروه کنترل ، تا دو سال قبل و سه سال پس از بازپرداخت سهم ، اما در طول سال بازپرداخت ، مقایسه نشده است (به مرجع 3 مراجعه کنید). بازده پایین قبل از بازپرداخت می تواند تعبیر شود زیرا بازار مجازات تجارت به دلیل عدم توزیع صندوق های مازاد ، در حالی که بازده پایین تر پس از بازپرداخت ممکن است به دلیل فرصت های سرمایه گذاری نسبتاً کمی باشد.
کاهش هزینه های آژانس
همیشه این خطر وجود دارد که مدیران ، که به عنوان عامل برای سرمایه گذاران عمل می کنند ، از منابع تجارت ناخواسته و شاید به روش هایی که به نفع آنهاست و نه سرمایه گذاران استفاده می کنند ، استفاده کنند. برای کاهش این خطر ، مدیران ممکن است تصمیم بگیرند که از طریق بازپرداخت سهم ، هرگونه مازاد موقت پول نقد را به سرمایه گذاران توزیع کنند. در نتیجه ، مدیران در صورت نیاز به سرمایه تازه باید به حکم بازار تسلیم شوند. اگرچه این برای مدیران راحت تر است ، اما در نهایت ممکن است به نفع خودشان باشد. با نشان دادن تعهد به منافع سرمایه گذاران ، مدیران ممکن است اعتماد به نفس خود را تضمین کنند که به نوبه خود ممکن است منجر به امنیت شغلی بیشتر و یا پاداش های بالاتر شود.
همچنین ممکن است هزینه های آژانس در جایی که از خرید سهام برای تغییر ساختار سرمایه تجارت استفاده می شود ، کاهش یابد. اگر سرمایه بدهی برای سرمایه سهام جایگزین شود ، افزایش پرداخت بهره که رخ می دهد ، مدیران را در معرض نظم و انضباط مالی بسیار محکم تر قرار می دهد ، زیرا این امر باعث کاهش بودجه اختیاری در دسترس می شود.
دلایل غیر ارزش گذاری
اگرچه ما به تازگی دیده ایم که می توان از خرید سهام برای کاهش هزینه های آژانس استفاده کرد ، اما همچنین می توان هزینه های آژانس را افزایش داد. در برخی موارد ، بازپرداخت ها ممکن است به نفع مدیران به جای سرمایه گذاران انجام شود. دو مثال زیر مشکلاتی را که ممکن است بوجود بیاید نشان می دهد:
افزایش درآمد برای هر سهم
در صورتی که یک تجارت دارای بودجه مازاد باشد ، خرید سهام پس انداز باعث کاهش تعداد سهام موجود می شود اما ممکن است تأثیر کمی در درآمد داشته باشد. نتیجه افزایش درآمد هر سهم خواهد بود. از آنجا که این اقدام اغلب در برنامه های تشویقی بلند مدت مدیران مورد استفاده قرار می گیرد ، این خطر وجود دارد که مدیران سعی کنند این اقدام را از طریق بازپرداخت سهم به منظور افزایش پاداش های خود بهبود بخشند. اگرچه حفاظت های مناسب باید وجود داشته باشد تا اطمینان حاصل شود که افزایش سود هر سهم از این طریق بر پاداش های مدیریتی تأثیر نمی گذارد ، اما این همیشه اتفاق نمی افتد.
شاید ارزش این نکته را داشته باشد که افزایش سود هر سهم یکسان نیست با افزایش ارزش سهامدار. این نسبت سرمایه گذاری تحت تأثیر انتخاب سیاست حسابداری است و نمی تواند هزینه سرمایه و جریان نقدی آینده را که تعیین کننده ارزش هستند ، در نظر بگیرند. بنابراین ، تغییر در این نسبت سرمایه گذاری ممکن است از اهمیت واقعی برای سرمایه گذاران برخوردار باشد. اگرچه به نظر می رسد برخی معتقدند که تحلیلگران به طور مکانیکی برای کسب ارزش برای قیمت سهم ، چند برابر برای سود هر سهم را اعمال می کنند ، اما اینگونه نیست.
گزینه های اشتراک گذاری مدیریت
طرح های گزینه سهم مدیریت از این فرض شروع می شود که سرمایه گذاران نگران افزایش قیمت سهام هستند و مشوق های مدیریتی باید این نگرانی را منعکس کنند. با این حال ، تمرکز بیش از حد بر قیمت سهام ممکن است به نفع سرمایه گذاران نباشد. قیمت سهام تنها یک بخش از بازده کل سرمایه گذاران را نشان می دهد: بخش دیگر درآمد سود سهام است. این خطر وجود دارد که نگرانی ناخواسته برای قیمت سهام ممکن است مدیران را به محدود کردن پرداخت سود سهام سوق دهد تا سود برای رشد قیمت سهام سوخت حفظ شود. ما قبلاً دیدیم که پس از پرداخت سود سهام ، قیمت سهم کاهش می یابد و پس از بازپرداخت سهم پایین تر از قیمت سهم خواهد بود. بنابراین مدیران انگیزه ای برای استفاده از بازپرداخت به جای پرداخت سود سهام دارند ، زیرا می توانند ارزش گزینه های خود را افزایش دهند. به همین دلیل ، برخی از طرح های گزینه سهم محدودیت سود سهام را ممنوع می کنند.
هنگامی که گزینه های سهم مدیریت اعمال می شود ، تعداد سهام مورد نظر افزایش می یابد. از پس خرید های سهم ممکن است برای جبران اثرات رقیق کننده گزینه های سهم استفاده شود ، عملی که لزوماً به نفع سرمایه گذاران نیست. یک مطالعه نشان داده است که بازار نیز نسبت به اعلامیه های بازپرداخت از مشاغل دارای طرح های گزینه قابل توجهی در مدیریت سهم واکنش نشان نمی دهد (به مرجع 4 مراجعه کنید).
اطلاع رسانی به سرمایه گذاران
از آنجا که بازپرداخت ها همیشه ثروت سرمایه گذاران را تقویت نمی کنند ، خواستار درخشش نور بسیار قوی تر در این نوع فعالیت ها شده است. برای تصمیم گیری در مورد بازپرداخت موضوع به بررسی دقیق تر ، با این حال ، افشای بیشتر مورد نیاز است. انجمن سهامداران انگلستان (UKSA) ، که نماینده منافع سرمایه گذاران خصوصی است ، استدلال کرده است که یک اعلامیه بازپرداخت باید با توضیحات روشنی در مورد دلایل بازپرداخت و تأثیر احتمالی آن بر سود آینده ، ساختار سرمایه و سود سهام همراه باشد. روش خاص خرید نیز باید توجیه شود. UKSA همچنین استدلال می کند که گزارش سالانه باید یک حساب دقیق از هرگونه بازپرداخت سهم را به همراه گزارش کارگردانان در مورد میزان دستیابی برنامه بازپرداخت به اهداف خود ارائه دهد (به مرجع 5 مراجعه کنید).
خلاصه و نتیجه گیری
ما دیده ایم که در دنیای بازارهای کامل ، مهم نیست که آیا وجوه از طریق بازپرداخت سهم یا از طریق پرداخت سود سهام به سرمایه گذاران بازگردانده می شود. با این حال ، در دنیای ناقص ، انعطاف پذیری مالی و ملاحظات مالیاتی ممکن است به نفع بازپرداخت سهم باشد. در حالی که ممکن است از خرید سهام برای افزایش ارزش سهام یک سرمایه گذار استفاده شود ، می توان از آنها نیز برای اهداف غیر ارزش گذاری استفاده کرد. سرمایه گذاران باید نسبت به این خطر هوشیار باشند و باید پیشنهادات بازپرداخت سهم را از نزدیک بررسی کنند. برای کمک به آنها در این کار ، افشای کامل تر لازم است.
بازپرداخت سهام به یک روش بسیار محبوب برای بازگشت وجوه به سرمایه گذاران تبدیل شده است. در طول سال 2007 ، تخمین زده می شود که نزدیک به 15 ٪ از مشاغل بزرگ و میانی در اروپا بازپرداخت بیش از 2 ٪ از سرمایه های بازار خود را انجام داده اند (به مرجع 6 مراجعه کنید). با این حال ، وضعیت اقتصادی تغییر یافته ممکن است باعث شود تا مشاغل در همان مقیاس مانند گذشته اخیر ، بودجه بازپرداخت را تأمین کنند. بنابراین ما باید انتظار داشته باشیم که اعلامیه های بازپرداخت بسیار کمتری در طی یک یا دو سال آینده داشته باشیم.
منابع
- دروغ E ، عملکرد عملیاتی پس از اعلامیه های خرید مجدد سهم بازار ، مجله حسابداری و اقتصاد ، جلد 39 ، صص411‑436 ، 2005.
- Dixon R ، Palmer G ، Stradling B ، Woodhead A ، یک بررسی تجربی از انگیزه خرید سهام در انگلستان ، امور مالی مدیریتی ، جلد 34 ، شماره 12 ، صص886-906 ، 2008.
- Espenlaub S ، Lin S ، Strong N ، Wang C ، چرا شرکت ها سهام را خریداری می کنند: جریان نقدی رایگان یا سیگنالینگ اطلاعات؟، دانشگاه منچستر ، 2006.
- Kahle K ، هنگامی که یک بازپرداخت بازپرداخت نیست: بازپرداخت های بازار آزاد و گزینه های کارمندان ، مجله اقتصاد مالی ، جلد 63 ، PP235‑261 ، 2002.
- انجمن سهامداران انگلستان ، مقاله موقعیت: خرید سهام ، www.uksa.org. uk ، 2002.
- Goddard M ، ارزش Buybacks ، www.financialdirector. co. uk ، 28 فوریه ، 2008.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
11 تير
1402 ساعت: 20:26