چهره در حال تغییر مبادلات جهانی

ساخت وبلاگ

هنگامی که کریستوفر کلمبوس و خدمه وی وارد دنیای جدید شدند ، دو جهان از نظر بیولوژیکی متمایز در تماس بودند. زندگی حیوان ، گیاه و باکتریایی این دو جهان در فرآیندی به نام تبادل کلمبیا شروع به مخلوط کرد. نتایج این مبادله ، زیست شناسی هر دو منطقه را مجدداً تغییر داده و تاریخ جهان را تغییر داده است.

زمین شناسان معتقدند که بین 280 تا 225 میلیون سال پیش ، مناطق زمینی قبلاً جداگانه زمین به یک ماسه زمین به نام Pangea جوش داده شده است. آنها معتقدند ، حدود 120 میلیون سال پیش ، این ماسه زمین شروع به جداسازی کرد. با این اتفاق ، اقیانوس اطلس شکل گرفت و قاره آمریکا را از آفریقا و اوراسیا تقسیم کرد. در طی چند میلیون سال آینده در قاره آمریکا و آفریقا و اروسیا ، تکامل بیولوژیکی مسیرهای فردی را دنبال کرد و دو جهان بیولوژیکی در درجه اول جداگانه ایجاد کرد. با این حال ، هنگامی که کریستوفر کلمبوس و خدمه وی در اکتبر سال 1492 در باهاما زمین زدند ، این دو جهان از هم جدا شدند. سفر کلمبوس ، به همراه بسیاری از سفرهای ناشی از آن ، بخش اعظم تفکیک بیولوژیکی ناشی از رانش قاره را مختل کرد.

پس از ورود کلمبوس به قاره آمریکا ، زندگی حیوانات ، گیاه و باکتریایی این دو جهان شروع به مخلوط کرد. این فرآیند که برای اولین بار توسط مورخ آمریکایی آلفرد کراسبی مورد مطالعه قرار گرفت ، مبادله کلمبیا نامیده شد. با پیوستن به توده های زمینی که قبلاً از نظر بیولوژیکی متمایز بود ، مبادله کلمبیا اثرات چشمگیر و ماندگار بر جهان داشت. بیماری های جدید به جمعیت آمریکایی معرفی شد که تجربه قبلی از آنها نداشتند. نتایج ویران کننده بود. این جمعیت همچنین به علفهای هرز و آفات ، دام و حیوانات خانگی جدید معرفی شد. محصولات جدید مواد غذایی و فیبر به اوراسیا و آفریقا معرفی شد و رژیم های غذایی و ایجاد تجارت در آنجا را بهبود بخشید. علاوه بر این ، مبادله کلمبیا دامنه تولید برخی از داروهای محبوب را گسترش داد و لذت ها - و پیامدهای آن - قهوه ، شکر و مصرف دخانیات را برای بسیاری از افراد به همراه آورد. نتایج این مبادله ، زیست شناسی هر دو منطقه را مجدداً تغییر داده و تاریخ جهان را تغییر داده است.

جریان از شرق به غرب: بیماری

تا کنون چشمگیرترین و ویران کننده ترین تأثیر مبادله کلمبیا به دنبال ورود بیماری های جدید به قاره آمریکا بود. هنگامی که اولین ساکنان قاره آمریکا بین 20،000 تا 12،000 سال پیش از طریق پل زمینی برینگ وارد شدند ، آنها بیماری های کمی با آنها به همراه آوردند. چرا؟به یک دلیل ، آنها هیچ حیوان اهلی نداشتند ، منبع اصلی بیماری های انسانی مانند آبله و سرخک. علاوه بر این ، با گذشت آنها از سیبری به آمریکای شمالی ، اولین آمریکایی ها سالهای زیادی را در سرماخوردگی گذرانده بودند که بسیاری از عوامل ایجاد کننده بیماری را که ممکن است با آنها سفر کرده بودند از بین برد. در نتیجه ، نخستین آمریکایی ها و فرزندان آنها ، شاید 40 تا 60 میلیون قوی تا سال 1492 ، از بیشتر بیماری های عفونی که جمعیت در آفریقا و اوراسیا را برای هزاره ها گرفتار می کردند ، از آزادی برخوردار شدند. در همین حال ، در آسیا و آفریقا ، اهلی کردن حیوانات گله باعث بیماری های جدیدی شد که توسط گاو ، گوسفند ، خوک و مرغ پخش شد.

به زودی پس از سال 1492 ، ملوانان سهواً این بیماری ها را - از جمله آبله ، سرخک ، اوریون ، سرفه ، آنفلوانزا ، آبله مرغان و حصبه - به قاره آمریکا معرفی کردند. افرادی که در آفریقا و اوراسیا زندگی می کردند ، در این بیماری ها مصونیت هایی را ایجاد کرده بودند زیرا مدت هاست که در بین بیشتر جمعیت آفریقایی و اوراسیا وجود داشته است. با این حال ، بومیان آمریکایی چنین مصونیت نداشتند. بزرگسالان و کودکان به طور یکسان پس از موج اپیدمی ، که باعث مرگ و میر فاجعه بار در سراسر قاره آمریکا شد ، از موج رنج می بردند. در مراکز بزرگتر کوهستانی مکزیک و پرو ، میلیون ها نفر از مردم جان باختند. در برخی از جزایر کارائیب ، جمعیت بومی آمریکا کاملاً درگذشت. در کل ، بین سالهای 1492 و 1650 ، شاید 90 درصد از اولین آمریکایی ها درگذشت.

این ضرر در میان بزرگترین بلایای جمعیتی در تاریخ بشر در نظر گرفته شده است. مبادله کلمبیا با سلب قاره آمریکا بخش اعظم جمعیت بشر ، تعادل زیست محیطی و اقتصادی منطقه را لرزاند. اکوسیستم ها در حالی که جنگلها دوباره زندگی می کردند و حیوانات قبلاً شکار می کردند ، در معرض خطر قرار می گرفتند. از نظر اقتصادی ، کاهش جمعیت ناشی از مبادله کلمبیا به طور غیرمستقیم باعث کمبود شدید نیروی کار در سراسر قاره آمریکا شد ، که در نهایت به ایجاد برده داری آفریقا در مقیاس گسترده در قاره آمریکا کمک کرد. تا سال 1650 ، تجارت برده ها بیماری های جدیدی مانند مالاریا و تب زرد را به همراه داشت که بیشتر بومیان آمریکایی را گرفتار می کرد.

جریان از شرق به غرب: محصولات زراعی و حیوانات

Oranges

اوراسیایی ها خیلی بیشتر از بیماری به سمت غرب فرستادند. معرفی محصولات جدید و حیوانات اهلی به قاره آمریکا تقریباً به همان اندازه که به عنوان معرفی بیماری ، تعادل بیولوژیکی ، اقتصادی و اجتماعی منطقه را ناراحت کرد. کلمبوس می خواست زمینه های جدیدی را در قاره آمریکا ایجاد کند. در سفرهای بعدی خود محصولات زیادی را به همراه آورد که امیدوار بود در آنجا شکوفا شود. او و یارانش دانه های آشنای مواد غذایی اروپا را آوردند: گندم ، جو و چاودار. آنها همچنین محصولات مزارع مدیترانه ای مانند شکر ، موز و میوه مرکبات را که همه در جنوب یا جنوب شرقی آسیا سرچشمه گرفته بودند ، به ارمغان آوردند. در ابتدا ، بسیاری از این محصولات زراعی ضعیف بودند. اما سرانجام همه آنها شکوفا شدند. پس از سال 1640 ، شکر به عنوان اصلی ترین اقتصادهای کارائیب و برزیل تبدیل شد و به پایه و اساس برخی از بزرگترین جوامع برده ای که تاکنون شناخته شده است تبدیل شد. تولید برنج و پنبه ، هر دو در بورس کلمبیا ، به همراه دخانیات ، پایه و اساس جامعه برده ها در ایالات متحده را تشکیل دادند. گندم که در عرض های معتدل آمریکای شمالی و جنوبی و در ارتفاعات مکزیک رونق گرفت ، سرانجام به یک محصول اساسی غذایی برای ده ها میلیون نفر در قاره آمریکا تبدیل شد. در واقع ، در اواخر قرن بیستم ، صادرات گندم از کانادا ، ایالات متحده و آرژانتین میلیون ها نفر از مردم را در خارج از قاره آمریکا تغذیه می کردند. درست است که گسترش این محصولات زراعی به شدت اقتصاد قاره آمریکا را تغییر داد. با این حال ، این محصولات جدید از جوامع ساکن اروپا و سیستم های برده های آفریقایی آنها حمایت می کردند. بومیان آمریکایی غذاهای خود را ترجیح می دادند.

با این حال ، وقتی به حیوانات رسید ، بومیان آمریکایی مشتاقانه از اصطبل اوراسیا وام گرفتند. مبادله کلمبیا اسبها ، گاو ، گوسفند ، بز ، خوک و مجموعه ای از گونه های مفید دیگر را به قاره آمریکا آورد. قبل از کلمبوس ، جوامع بومی آمریکا در آند بالا ، للاما و آلپاکا را اهلی کرده بودند ، اما هیچ حیوان دیگری که بیش از 45 کیلوگرم (100 پوند) وزن داشته باشد. و به دلایل خوب: هیچ یک از 23 گونه بزرگ پستاندار دیگر که قبل از ورود کلمبوس در قاره آمریکا حضور داشتند ، برای اهلی کردن مناسب نبودند. در مقابل ، اوراسیا دارای 72 گونه جانوری بزرگ بود که از این تعداد 13 مورد برای اهلی کردن مناسب بودند. بنابراین ، در حالی که آمریکایی های بومی قبل از سال 1492 محصولات غذایی خوبی داشتند ، اما حیوانات اهلی کمی داشتند. اصلی ترین آنها ، گذشته از للاماها و آلپاکا ، سگ ، بوقلمون و خوکچه هندی بودند.

Hunting buffalo

از بین تمام حیواناتی که توسط اروپایی ها معرفی شده اند ، اسب جذابیت خاصی داشت. بومیان آمریکایی برای اولین بار با آن به عنوان یک جانور جنگی ترسناک که توسط فاتحان اسپانیایی سوار شده بود ، روبرو شدند. با این حال ، آنها به زودی یاد گرفتند که خودشان سوار شوند و خودشان را پرورش دهند. در دشتهای بزرگ آمریکای شمالی ، ورود اسب باعث انقلابی در زندگی بومی آمریکا شد و به قبایل اجازه داد تا گاومیش را به مراتب تر شکار کنند. چندین گروه بومی آمریکایی کشاورزی را برای تبدیل شدن به عشایر شکارچی گاومیش و اتفاقاً مهمترین دشمنان گسترش اروپا در قاره آمریکا ترک کردند.

گاو ، گوسفند ، خوک و بز نیز در قاره آمریکا محبوبیت داشتند. طی 100 سال پس از کلمبوس ، گله های عظیمی از گاوهای وحشی بسیاری از چمنزارهای طبیعی قاره آمریکا را پرسه زدند. گاوهای وحشی ، و تا حدی کمتر ، گوسفند و بز ، محصولات غذایی آمریکایی های بومی را به ویژه در مکزیک به خطر انداختند. سرانجام اقتصادهای مزارع پدیدار شد ، که به طور متفاوتی بر روی گاو ، بزها یا گوسفندان مستقر شد. بزرگترین مزرعه ها در چمنزارهای ونزوئلا و آرژانتین و در دریای گسترده چمن که از شمال مکزیک تا دلهره های کانادا امتداد داشت ، پدیدار شد. بومیان آمریکایی از دام برای گوشت ، بلند ، پنهان ، حمل و نقل و حمل و نقل استفاده می کردند. درمجموع ، مجموعه حیوانات اهلی از اوراسیا یک انقلاب بیولوژیکی ، اقتصادی و اجتماعی را برای قاره آمریکا به ارمغان آورد.

جریان از غرب به شرق: بیماری

از نظر بیماری ، مبادله کلمبیا یک امر بسیار نابرابر بود و قاره آمریکا بدترین آن را به دست آورد. جریان بیماری از قاره آمریکا به سمت شرق به اوراسیا و آفریقا یا بی اهمیت بود یا شامل یک عفونت مهم واحد بود. در مورد بیماری های قبل از کلمبیا در قاره آمریکا بسیار کمتر از آنچه در مورد اوراسیا شناخته شده است ، بسیار کمتر شناخته شده است. بر اساس مطالعه آنها در مورد بقایای اسکلتی ، انسان شناسان معتقدند که بومیان آمریکایی مطمئناً از آرتروز رنج می برند. آنها همچنین بیماری دیگری داشتند ، احتمالاً نوعی سل که ممکن است یا ممکن است شبیه به سل ریوی رایج در دنیای مدرن باشد. آمریکایی های بومی نیز ظاهراً از گروهی از بیماری ها رنج می بردند که شامل دو شکل سفلیس بود. یک نظریه بحث برانگیز ادعا می کند که همه گیر سیفلیس ونیر که بخش اعظم اروپا را از سال 1494 فرا گرفته است ، از قاره آمریکا آمده است. با این حال ، شواهد موجود بی نتیجه است.

جریان از غرب به شرق: محصولات زراعی و غذاهای

Maize

با این حال ، سهم گسترده آمریکا در آفریقا-اوراسیا از نظر گونه ها و غذاهای جدید گیاهی ، زندگی را در مکان هایی از ایرلند ، آفریقای جنوبی و چین دگرگون کرد. قبل از کلمبوس ، قاره آمریکا گیاهان اهلی زیادی داشت. در زمان رسیدن کلمبوس ، ده ها گیاه در حال استفاده منظم بودند که مهمترین آنها ذرت (ذرت) ، سیب زمینی ، کاساوا و لوبیا و کدو مختلف بود. محصولات کوچکتر شامل سیب زمینی شیرین ، پاپایا ، آناناس ، گوجه فرنگی ، آووکادو ، گواوا ، بادام زمینی ، فلفل فلفل دلمه ای و کاکائو ، فرم خام کاکائو. در طی 20 سال از آخرین سفر کلمبوس ، ذرت خود را در شمال آفریقا و شاید در اسپانیا تأسیس کرده بود. به مصر گسترش یافت ، جایی که در دلتای نیل و از آنجا به امپراتوری عثمانی ، به ویژه بالکان تبدیل شد. تا سال 1800 ، ذرت دانه اصلی در بخش های بزرگی از آنچه در حال حاضر رومانی و صربستان است ، و همچنین در مجارستان ، اوکراین ، ایتالیا و جنوب فرانسه نیز مهم بود. اغلب به عنوان خوراک دام استفاده می شد ، اما مردم نیز آن را می خوردند ، معمولاً در فرنی یا نان. ذرت در قرن شانزدهم در چین ظاهر شد و در نهایت حدود یک دهم منبع غلات را در آنجا تأمین کرد. در قرن نوزدهم به یک محصول مهم در هند تبدیل شد. ذرت احتمالاً بیشترین نقش خود را در آفریقای جنوبی ایفا کرده است. ذرت در قرن شانزدهم در چارچوب تجارت برده ها وارد شد. شرایط زیست محیطی آفریقای جنوبی ، در سراسر آنگولا ، زامبیا ، زیمبابوه ، موزامبیک و شرق آفریقای جنوبی ، ذرت مناسب را با خوشحالی مناسب می کند. در طول قرن ها ، ذرت در بیشتر آفریقای جنوبی به غذای اصلی دهقانان تبدیل شد. به عنوان مثال ، در اواخر قرن بیستم آفریقای جنوبی ، ذرت در دو سوم به سه چهارم از زمین های زراعی منطقه رشد کرد.

علیرغم موفقیت ذرت ، سیب زمینی فروتنانه احتمالاً تأثیر قوی تری در بهبود عرضه مواد غذایی و ترویج رشد جمعیت در اوراسیا داشته است. سیب زمینی در آفریقا تأثیر کمی داشت ، جایی که شرایط مناسب آن نبود. اما در اروپای شمالی سیب زمینی رونق گرفت. این مهمترین تأثیر را در ایرلند داشت ، جایی که باعث افزایش سریع جمعیت شد تا اینکه یک گلدان سیب زمینی در سال 1845 محصول را ویران کرد و قحطی گسترده را به منطقه آورد. پس از سال 1750 ، اسکاندیناوی ، کشورهای پایین ، آلمان ، لهستان و روسیه نیز به تدریج سیب زمینی را پذیرفتند که به ایجاد انفجار عمومی در اروپا کمک کرد. این انفجار جمعیت ممکن است پایه و اساس تحولات جهانی لرزش مانند انقلاب صنعتی و امپریالیسم مدرن اروپا را ایجاد کند. این سیب زمینی همچنین جمعیت کوهستانی را در سراسر جهان ، به ویژه در چین ، که در آن تشویق شهرک سازی مناطق کوهستانی بود ، تغذیه می کرد.

Cassava root

در حالی که ذرت و سیب زمینی بیشترین اهمیت تاریخی جهانی محصولات آمریکایی را داشتند ، محصولات کمتری نیز نمرات خود را ایجاد می کردند. در غرب آفریقا ، بادام زمینی و کاساوا مواد غذایی جدیدی تهیه کردند. Cassava ، درختچه گرمسیری بومی برزیل ، دارای ریشه های نشاسته ای است که تقریباً در هر خاک رشد می کند. در خاکهای شسته شده غرب و آفریقای مرکزی ، کاساوا به یک محصول ضروری تبدیل شد. امروز حدود 200 میلیون آفریقایی به عنوان منبع اصلی تغذیه خود به آن اعتماد می کنند. کاکائو و لاستیک ، دو محصول دیگر آمریکای جنوبی ، در قرن بیستم به موارد مهم صادرات در غرب آفریقا تبدیل شدند. سیب زمینی شیرین که در دهه 1560 به چین معرفی شد ، پس از برنج و گندم به سومین محصول مهم چین تبدیل شد. این یک مکمل مفید برای رژیم های غذایی در سراسر سرزمین های موسمی آسیا بود. در واقع ، تقریباً در همه جای جهان ، یک یا یک محصول غذایی آمریکایی دیگر که گرفتار می شوند ، محصولات موجود را تکمیل می کنند و یا به ندرت جایگزین آنها می شوند. در اواخر قرن بیستم ، حدود یک سوم از تأمین مواد غذایی جهان از گیاهان برای اولین بار در قاره آمریکا کشت می شود. افزایش مدرن جمعیت مطمئناً بدون آنها کندتر خواهد بود.

در مقابل ، حیوانات قاره آمریکا تأثیر بسیار کمی بر سایر نقاط جهان داشته اند ، مگر اینکه کسی اولین مهاجران خود را در نظر بگیرد. شتر و اسب در واقع در آمریکای شمالی سرچشمه گرفتند و به سمت غرب در سراسر پل برینگ سرزمین به آسیا مهاجرت کردند ، جایی که امروزه به اشکال آشنا تبدیل شدند. در زمان مبادله کلمبیا ، این حیوانات در قاره آمریکا طولانی مدت بودند ، و اکثر حیوانات اهلی آمریکا چیزی بیش از تأثیر کمی بر آفریقا و اوراسیا نخواهد داشت. یک حیوان اهلی که تأثیر آن را داشته است ، ترکیه بود. حیوانات وحشی قاره آمریکا فقط کمی بهتر عمل کرده اند. احتمالاً پس از قرن نوزدهم ، مشکرات ها و سنجاب های آمریکای شمالی با موفقیت مناطق بزرگی از اروپا را استعمار کردند. معرفی عمدی حیوانات آمریکایی ، مانند راکون ها که به دلیل خز آنها خیالی شده و در دهه 1920 به آلمان وارد می شوند ، گاهی اوقات منجر به فرار و ایجاد جوامع حیوانات وحشی می شد. با این حال ، هیچ گونه گونه ای که از قاره آمریکا معرفی نشده است ، امور بشر یا بوم شناسی حیوانات را در هر نقطه از آفریقا و اوراسیا متحول نکرده است. از نظر جمعیت حیوانات مانند بیماری ، قاره آمریکا در شرایط اروپا ، آفریقا یا آسیا می تواند شکوفا شود.

تبادل کلمبیا در دنیای مدرن

Zebra mussels

همانطور که اواخر تاریخ معرفی مشکرات ها و راکون ها به اروپا نشان می دهد ، مبادله کلمبیایی به زمان حال خود ادامه می دهد. در واقع ، مطمئناً با ادامه حمل و نقل مدرن الگوی آغاز شده توسط کلمبوس ، به آینده ادامه خواهد یافت. به عنوان مثال ، به عنوان مثال ، صدف های گورخر از دریای سیاه ، که در آب بالاست کشتی ها قرار گرفتند ، به آبهای آمریکای شمالی حمله کردند. آنها در آنجا آب کارخانه ها ، نیروگاه های هسته ای و نیروگاه های تصفیه شهرداری را در سراسر منطقه دریاچه های بزرگ مسدود کردند. درست همانطور که ورود کشتی های کریستوفر کلمبوس در آمریکا در قرن پانزدهم منجر به تبادل بیماری در سراسر جهان ، محصولات زراعی و حیوانات شد ، عمل قرن بیستم کشتی ها با استفاده از آب به عنوان بالاست به اتحاد فلور و جانوران متنوع در جهان کمک کردو رودخانه هابه طور مشابه ، حمل و نقل هوایی امکان گسترش حشرات و بیماری هایی را فراهم می کند که به راحتی از سفرهای طولانی تر و کندتر زنده نمی مانند. حمل و نقل مدرن با ترویج یکدست شدن گیاهان و حیوانات جهان ، در سنت کلمبوس ادامه می یابد. با این حال ، تا به امروز ، اهمیت تاریخی جهانی مبادلات مدرن در کنار آنچه در مبادله اصلی کلمبیا اتفاق افتاد ، کمرنگ می شود.

فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 19 خرداد 1402 ساعت: 17:45