آنچه بحران مالی در مورد افشای بانکی و تشخیص ضرر به ما می آموزد

ساخت وبلاگ

ثبات مالی نه تنها به به موقع اطلاعات حسابداری بانکها در طول بحران بستگی دارد ، بلکه به تنظیم سرمایه نیز مشوق هایی برای اقدامات اصلاحی سریع هنگام شناسایی ضرر و زیان بستگی دارد

بحران مالی سال 2008 بحث اساسی در مورد نقش حسابداری برای ثبات مالی مطرح کرد. در اوایل بحران ، برخی از سیاست گذاران ، تنظیم کننده ها و دانشگاهیان سریعاً از حسابداری با ارزش منصفانه یا علامت گذاری به بازار (FVA) انتقاد کردند-عمل شناخت دارایی ها بر اساس قیمت بازار ، با بیان اینکه این بحران را با تسهیل اهرم های بیش از حد تشدید می کندرونق و منجر به آلودگی و مارپیچ های رو به پایین در شلوغی. با توجه به نقش FVA ، از زمان بحران شواهد قابل توجهی پدید آمده است و این کار بینش های مهمی را ارائه می دهد (به عنوان مثال رایان 2008 ، لاکس و لوز 2009 ، 2010 ، بدرتچر و همکاران 2012). در مجموع ، این شواهد نشان می دهد که FVA به بحران مالی کمک نکرده و یا تشدید نمی کند. اتهامات علیه FVA بیشتر مبتنی بر پیوندهای فرضی و مدل ها بود ، نه واقعیت های تجربی.

در مقاله ما ، "حسابداری برای ثبات مالی: افشای بانکی و تشخیص ضرر در بحران مالی" ، ما تمرکز خود را روی آن دسته از حسابداری که در طول بحران و بعد از بحران مورد توجه کمتری قرار گرفته اند ، دوباره هدایت می کنیمپیوند بین حسابداری ، گزارش دهی و ثبات مالی. این مسائل عدم وجود افشای ریسک قابل اعتماد ، تشخیص تأخیر در ضرر وام و همچنین اثرات متقابل فیلترهای محتاطانه بر مشوق های مدیریتی برای انجام اقدامات اصلاحی سریع در اوایل بحران است.

حسابداری با ارزش منصفانه در طول بحران نقش مهمی ایفا نکرد

ما با خلاصه ای از شواهد در مورد نقش FVA که از زمان بحران مالی پدید آمده است ، شروع می کنیم:

  1. FVA ، چه رسد به حسابداری خالص به بازار ، برای اکثر بانک ها نقش بسیار جزئی ایفا کرد. این تصور غلط است که FVA بر ترازنامه های بانک ها حاکم است (به عنوان مثال ، لاکس و لوز 2010 ؛ بکر و همکاران 2021). برای بانک ها ، وام ها بزرگترین دسته را تشکیل می دهند ، و بخش بزرگی از ضرر و زیان بانک ها در کتاب های وام رخ داده است. بانک ها حتی در صورت داشتن گزینه استفاده از FVA ، تقریباً در کل سبد وام خود از حساب هزینه تاریخی استهلاک استفاده می کنند.
  2. هنگامی که بانک ها از FVA استفاده می کردند ، آنها به طور خودکار از قیمت فعلی بازار برای ارزیابی دارایی استفاده نمی کردند. بسیاری ، اگر نه بیشتر ، دارایی های ثبت شده در FV با استفاده از مدل ها (یا قیمت گذاری ماتریس) حتی قبل از بحران ارزش داشتند. یعنی بانکها به ارزشهای منصفانه سطح 2 و سطح 3 اعتماد می کردند ، که اغلب از آنها به عنوان حسابداری "علامت به مدل" یاد می شود. با این حال ، اثر آلودگی حسابداری ارزش منصفانه که توسط بسیاری از مدلهای نظری (به عنوان مثال ، آلن و کارلتی 2008) پیشنهاد شده است ، بر این فرض ایجاد می کند که ارزش های منصفانه قیمت های فعلی بازار هستند. بدیهی نیست که این اثر در غیاب این فرض قوی زنده مانده است.
  3. تعدادی از حفاظت ها در قوانین حسابداری ساخته شده اند ، که به عنوان قطع کننده مدار برای مارپیچ های رو به پایین و آلودگی عمل می کردند. به عنوان مثال ، بانکها می توانند هنگام خشک شدن نقدینگی در بازارهای دارایی ، از استفاده از قیمت بازار به مدل ها حرکت کنند و بسیاری از بانک ها این کار را برای دارایی های مشکل دار خود در بحران انجام دادند (Laux and Leuz 2010). علاوه بر این ، قوانین حسابداری صریحاً بیان می کند که اوراق بهادار نباید با استفاده از قیمت فروش آتش نشانی ارزش داشته باشد. این قوانین همچنین از ساختار "اختلالات غیر از هم زمان" برای محافظت از درآمد خالص بانک ها از اثرات "موقت" در FV دارایی های خود استفاده می کنند. علاوه بر این ، بسیاری از کشورها فیلترهای محتاطانه ای در دست داشتند که سرمایه نظارتی بانک ها را از ضرر FV در اوراق بهادار بدهی موجود برای فروش (AFS) محافظت می کند (Bischof و همکاران 2021). این حفاظت ها پیوندهایی را که برای مشکلات احتمالی FVA مهم هستند ، تضعیف می کند.
  4. شواهد کمی وجود دارد که نشان می دهد بانک ها به طور سیستماتیک درگیر فروش آتش سوزی هستند. در حقیقت ، این شواهد نشان می دهد که بانکهای تجاری به جای اوراق بهادار تحت حمایت وام و سایر اوراق بهادار تحت حمایت دارایی در طول بحران خریداری شده اند (به عنوان مثال ، Abbassi و همکاران 2016). یکی از معدود نمونه های فروش آتش سوزی دارایی توسط یک بانک ، خرید تنها استار از نمونه کارها مریل لینچ CDO به قیمت 6. 5 میلیارد دلار یا 22 سنت در ژوئیه 2008 است. فروش یا این که قیمت معامله (فروش آتش نشانی) به یک علامت مربوطه برای سایر بانک ها تبدیل شد.
  5. در مجموع، سود FV بانک ها دور از چرخه نیست. دوره های انبساطی با زیان های تحقق نیافته در اوراق بهادار AFS مشخص می شوند، نه سود (Xie 2016). علاوه بر این، هیچ مدرکی مبنی بر اینکه سودها و زیان های تحقق نیافته در اوراق بهادار AFS تحت FVA با اهرم چرخه ای بانک های ایالات متحده مرتبط باشد وجود ندارد (Laux and Rauter 2017). تحقیقات تکمیلی در مورد بیمه گران همچنین به این نتیجه می رسد که FVA مشکلات آنها را بزرگ نمایی نکرده است، بلکه در عوض (برخی) بیمه گران را وادار می کند تا زودتر اقداماتی را انجام دهند. در مقابل، حسابداری بهای تمام شده تاریخی با تجارت سود مرتبط است (Ellul et al. 2015).

سایر مشکلات حسابداری در طول بحران بسیار مهمتر بودند

تمرکز شدید بر FVA در اوایل بحث عمومی (بیشوف و همکاران 2020) توجه را از سایر مسائل حسابداری و گزارشگری که برای ثبات مالی نیز مهم هستند منحرف کرده است. در واقع، چندین ورشکستگی اولیه بانک هایی بودند که تقریباً تمام دارایی های خود را به بهای تمام شده گزارش کردند و به سختی از FVA استفاده کردند (به عنوان مثال، IKB و North Rock). مقاله ما موارد زیر را برجسته می کند:

  1. بانک ها انتظارات زیان خود را خیلی دیر و اغلب تنها پس از اینکه بازار قبلاً از منابع دیگر در مورد آنها مطلع شده بود، افشا کردند.
  2. بانک ها شناسایی زیان وام خود را به تاخیر انداختند. به نظر می رسد انگیزه های مدیران بانک برای جلوگیری از شناسایی زیان، نقش مهم تری نسبت به قوانین حسابداری داشته است.
  3. رگولاتورها از فیلترهای احتیاطی برای محافظت از سرمایه نظارتی بانک ها در برابر زیان های حسابداری با هدف افزایش ثبات در مواقع بحران استفاده می کنند. با این حال، فیلترها اغلب انگیزه های مدیران بانک ها را برای انجام اقدامات اصلاحی سریع در اوایل بحران کاهش می دهند، که می تواند اثرات ثبات را تضعیف کند.

افشای زیان ها بسیار دیر انجام شد و بانک ها شناسایی زیان وام را به تاخیر انداختند.

نقش افشای ثبات مالی پیشینی آشکار نیست. تنظیم کننده ها غالباً بر اهمیت افشای نظم و انضباط در بازار تأکید می کنند. با این حال ، سرمایه گذاران همچنین می توانند در یک بحران بیش از حد به اخبار منفی واکنش نشان دهند و باعث اجرای بانک شوند. بنابراین ما نقش افشای بانکی در بحران را مطالعه می کنیم. تجزیه و تحلیل ما اسناد می کند که افشای بانک ها در مورد قرار گرفتن در معرض خطر مربوطه ، نسبت به تکامل بحران دیر به وجود آمده است. ظاهراً بسیاری از بانک ها تمایلی به برقراری ضرر و زیان خود ندارند. با نگاهی به گسترش پیش فرض اعتباری (CDS) و قیمت های سهام ، ما پاسخ های نامطلوب بازار را به افشای اولیه بانک ها از قرار گرفتن در معرض زیرزمین نمی یابیم. در عین حال ، این افشاگری ها برای حل و فصل عدم اطمینان زیاد در بازار کار کمی انجام دادند. درعوض ، افشای نسبتاً مبهم و تجدید نظر مکرر در قرار گرفتن در معرض و ضررهای بانکها رواج داشت. بنابراین ، مشکل این نبود که سرمایه گذاران بیش از حد به اطلاعات بانکی واکنش نشان دهند. در عوض ، به نظر می رسد که افشای فقیر و غیرقابل اعتماد توسط بانک ها منجر به فرسایش اعتماد شد که احتمالاً یک مشکل بزرگتر بود.

علاوه بر افشای ، تشخیص از دست دادن وام بانکها اغلب مورد انتقاد قرار می گرفت ، و قوانین حسابداری غالب به عنوان یک دلیل اصلی برای این مشکل "خیلی کوچک و بسیار کوتاه" تلقی می شد. مطابق با این بحث سیاست ، متوجه می شویم که اختلالات بانک ها دیر شده و در ابتدا خیلی کوچک بودند. با این حال ، ما نمی دانیم که مدل ضرر متحمل شده "محدود" از دست دادن ضرر بانک ها. درعوض ، توضیحات احتمالی بیشتر مشوق های گزارش بانکها ، یعنی عدم تمایل مدیران به تشخیص خسارات و اجرای ضعیف است. این نتایج این سؤال را ایجاد می کند که آیا مدل جدید از دست دادن اعتبار مورد انتظار تحت عنوان IFRS 9 و US-GAAP اثرات مورد نظر را خواهد داشت ، با توجه به اینکه ماهیت آینده نگر آن اختیار بیشتری را به بانک ها می بخشد.

فیلترهای احتمالی می توانند به ثبات مالی آسیب برساند زیرا آنها اقدامات اصلاحی سریع را خنثی می کنند

فیلترهای احتمالی سرمایه نظارتی را از ضرر حسابداری محافظت می کنند. آنها می توانند تهدید مارپیچ های رو به پایین را کاهش دهند. با این حال ، آنها همچنین مشوق های بانکها را برای انجام اقدامات اصلاحی اولیه مانند کاهش سود سهام ، افزایش سهام یا فروش اوراق بهادار که از نظر ارزش بدتر شده اند ، کاهش می دهند. ما می دانیم که ارتباط بین ضرر و زیان FV و اقدامات اصلاحی بانکها در کشورهایی ضعیف تر است که فیلترها سرمایه نظارتی بانکهای را از ضرر FV محافظت می کنند ، که این با این نگرانی است که فیلترها مشوق های اقدامات اصلاحی را تضعیف می کند. بنابراین ، تعامل بین حسابداری و تنظیم بانکی سزاوار توجه دقیق است. اغلب اوقات ، اقدامات پست سابق ، در نظر گرفته شده برای بهبود ثبات مالی هنگامی که یک بحران در حال انجام است ، با توجه به اقدامات بانکها ، عوارض جانبی قبلی دارد (در این مرحله ممکن است بحران ممکن است از آن جلوگیری شود). بنابراین ، تنظیم کننده ها در تعامل حسابداری و ثبات مالی هنگام تنظیم بانک ها با مشکلات خارق العاده ای روبرو هستند و تحقیقات بیشتری در مورد این تعاملات مورد نیاز است. بحران COVID-19 فرصتی برای مطالعه چندین مورد از این تعامل از جمله نقش تنظیم کننده ها فراهم می کند.

جانیس بییشوف استاد حسابداری در دانشگاه مانهایم است. وی بازپرس اصلی TRR 266 است که شفافیت و هیئت تجاری آلمان را حساب می کند. او همچنین عضو موسسه تحقیقات مالی لایبنیز مرکز امنیت و مرکز مطالعات پیشرفته دانشگاه گوته در مورد بنیادهای حقوق و دارایی است.

کریستین لاوکس استاد دارایی در وو (دانشگاه اقتصاد و تجارت وین) ، عضو دانشکده دارایی فارغ التحصیل وین (VGSF) و یک همکار تحقیقاتی ECGI است.

کریستین لوز استاد جوزف سوندیمر در اقتصاد بین المللی ، امور مالی و حسابداری در دانشکده تجارت غرفه دانشگاه شیکاگو و همکار امن است. وی یک همکار تحقیقاتی در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی و همکار در مرکز تحقیقات سیاست های اقتصادی ، در موسسه مدیریت شرکت های اروپایی ، مرکز مطالعات مالی دانشگاه گوته و شبکه تحقیقاتی سزیفو است.

نوشته های وبلاگ نشان دهنده نظر شخصی نویسندگان است و لزوماً بازتاب نظرات امنیت یا کارکنان آن نیست.

فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 19 خرداد 1402 ساعت: 17:53