سهام شما به نظر می رسد به ظاهر مستقیم و بدون پایان در چشم از بین رفته است. پس از دومین هفته کامل از اجرای پارابولیک خود ، همانطور که بسیاری از سرمایه گذاران دیگر انجام داد ، توجه شما را به خود جلب کرد. شما همچنان به تماشای آن برای یک هفته دیگر ، در حالی که به خودتان می گویید ، به عنوان سرمایه گذار "هوشمند" که هستید ، "من منتظر بازگشت به عقب می مانیم و سپس برای اجرای پارابولیک بعدی که مطمئناً در حال آمدن خواهد بود ، می خریدم."
در پایان هفته 3 ، شما می بینید که سهام تضعیف می شود و شروع به عقب نشینی می کند. بازپرداخت تقریباً یک هفته طول می کشد ، و بعد فکر می کنید "اکنون شانس من است". شما در بازپرداخت به سهام می پرید. سهام پس از آن برای یک هفته دیگر بالا می رود ، اما نه به همان اندازه که در ابتدا انتظار داشتید. اما ، شما به دلیل سرمایه گذاری خود بسیار افتخار می کنید که اکنون درآمد کسب می کنید.
با این حال ، شما یک روز صبح از خواب بیدار می شوید و سهام 10 ٪ قیمت کاهش یافته است. شما خود را متقاعد می کنید که این فقط یک مجموعه کوچک است ، و تظاهرات پارابولیک ، که با دقت تماشا کرده اید ، مطمئناً در هر زمان ادامه خواهد یافت.
با این حال ، سهام در طی چند روز آینده فقط به سرعت ادامه می یابد. اما ، شما موقعیت خود را حفظ می کنید ، و منتظر ادامه تجمع پارابولیک هستید. با این حال ، هفته بعد ، سهام سهام 10 ٪ دیگر کاهش می یابد. سهام اکنون زیر نقطه ای که سهام را خریداری کرده اید حرکت کرده است. اما ، اکنون ، نفس یا ترس از "از دست دادن" پول به شما اجازه نمی دهد سهام را بفروشید. با خودتان فکر می کنید: "این برمی گردد."
سپس در هفته آینده "تجمع" تقریباً 5 ٪ دارد و شما نفس نفس می کشید. با این حال ، هنگامی که صبح دوشنبه بعد از خواب بیدار می شوید ، سهام اکنون 8 ٪ دیگر را کاهش داده است. روز بعد ، 5 ٪ دیگر. شما شروع به وحشت می کنید. سرانجام ، پس از دو روز ضرر دیگر ، دیگر نمی توانید آن را مصرف کنید و پس از از دست دادن 20 ٪ از قیمت ورود خود ، سهام را می فروشید.
یک ماه بعد ، شما تصمیم می گیرید که چقدر باهوش باشید که از سهام خارج شوید ، در مورد همه سرمایه گذاران فقیر دیگر که در آن نگه داشته شده اند ، فکر می کنید ، فقط برای این که متوجه شوید ، این است که سهام اکنون از بالای شما بازگردد. قیمت خرید.
مشکل این تصویر چیست؟
اگرچه این ممکن است دقیقاً همان چیزی باشد که در گذشته برای شما اتفاق افتاده است ، من می توانم تضمین کنم که چیزی شبیه به این سناریو در مورد هر سرمایه گذار در یک نقطه یا نقطه دیگر در حرفه خود اتفاق افتاده است. با این حال ، بسیاری هنوز هم این مسیر را ادامه می دهند و بارها و بارها همان اشتباهات را مرتکب می شوند.
مطمئن نیستم که چه کسی باید به طور مناسب اعتبار را نسبت دهم (یا بن فرانکلین ، آلبرت انیشتین یا مواد مخدر ناشناس) ، اما من به هر حال به سادگی نقل قول زیر را ارائه می دهم ، زیرا کاملاً آموزنده است: جنون بارها و بارها همین کار را انجام می دهد اما انتظار متفاوت استنتایج . این به ما این بینش را می دهد که چرا اکثر سرمایه گذاران واقعاً "مجنون" هستند و به تبع آن ، تقریباً همیشه پول از دست می دهند.
در اکثر جنبه های زندگی خرید ما ، ما در جستجوی "معامله" هستیم. ما تقریباً در مورد هر چیزی که به دست می آوریم به دنبال بهترین قیمت هستیم. ما روزها را برای مقایسه قیمت در خریدهای اتومبیل خود می گذرانیم تا بهترین قیمت ممکن را بدست آوریم. ما ساعت ها و ساعت ها برای یافتن بهترین قیمت ممکن در تلویزیون HD 50 اینچی که خیلی دوست داریم. با این حال ، ما همان ذهنیت را به بازار سهام نمی رسانیم. آنچه حتی بدتر است این است که ما در واقع فقط تفکر مخالف را اعمال می کنیم. وقتی می بینیم که قیمت ها به طور قابل توجهی افزایش می یابد ، احساس می کنیم مجبور به خرید هستیم. اما ، در مورد بازار سهام که به ظاهر باعث می شود دیدگاه خرید عاقلانه خود را در حاشیه قرار دهیم ، چیست؟
اگر یک قدم عقب برداریم و سعی کنیم بفهمیم چه چیزی یک سرمایه گذار را برای توجه به حرکتی در بورس سهام یا سهام خاص انگیزه می دهد ، بینشی در مورد اینکه چرا اشتباهی که ما در بالا ذکر کردیم معمولاً انجام می شود.
اول ، یک حرکت بزرگ و قوی در یک سهام یا بازار طول می کشد تا اینکه بیشتر سرمایه گذاران واقعاً توجه کنند. هنگامی که این حرکت بزرگتر در نهایت یک بازپرداخت را نشان می دهد ، آنها به طور خودکار فرض می کنند که این حرکت به سادگی ادامه خواهد یافت که اکنون فرصتی برای سوار شدن در آن داشته اند. با این حال ، این به سادگی تجزیه و تحلیل خطی را در یک بازار غیر خطی اعمال می کند ، و نتایج به سادگی نمی تواند مثبت باشد.
من به عنوان یک متخصص الیوتی ، معتقدم که در صورت تمایل ، بازارها از نظر طبیعت فراکتال یا الگوی هستند. از نظر تئوری ، نظریه موج الیوت فرض می کند که احساسات عمومی و روانشناسی انبوه بازارها را در 5 موج در یک روند اصلی و 3 موج در یک پیشخوان حرکت می دهد. هنگامی که یک حرکت 5 موج در احساسات عمومی به پایان رسید ، زمان آن رسیده است که احساسات ناخودآگاه عموم مردم در جهت مخالف تغییر کند ، که این فقط یک عامل طبیعی وقایع در روان انسان است و نه اثر عملیاتی از نوعیاز "اخبار".
احساسات در 5 موج
در حرکت موج 5، هر موج "شخصیت" خود را دارد و سطح متفاوتی از احساسات عمومی و روانشناسی را نشان می دهد. درک این روانشناسی کلید درک زمان سرمایه گذاری است، که اغلب بسیار مهمتر از ابزار سرمایه گذاری واقعی انتخاب شده است.
موج اول در یک بازار صعودی نشان دهنده نقطه ای است که در آن کاهش نزولی قبلی به پایان رسیده است. موج اول معمولاً در نقطه ای شروع می شود که بدترین خبر برای آن درجه موج خاص به سیم ها برخورد می کند. با یک حرکت خوب از پایین شروع می شود. حرکت اولیه از سطح پایین توسط توده ها باور نمی شود، و تنها به عنوان یک صعود دیگر به بالقوه کوتاه نگاه می شود.
به عنوان مثال اخیر، در حالی که بازار در تعطیلات شکرگزاری 2011 رو به کاهش بود، به نظر می رسید که اخبار در مورد ماهیت مخاطره آمیز بحران بانکی/نقدینگی اروپا بدتر و بدتر می شود. در واقع، بازار در مرحله ای بود که ما به عنوان مراحل نهایی یک حرکت نزولی اصلاحی بزرگ تر طبقه بندی می کردیم، که اغلب محیطی را برای شروع موج ایجاد می کند. در واقع، درست پس از آن که استیو لیزمن، تحلیلگر CNBC، گزارش داد که بازارهای مالی در عرض چند ساعت پس از فروپاشی در سراسر جهان هستند، بازار از پایین ترین سطح حرکت نزولی اصلاحی قبلی به یک موج تبدیل شد.
موج دوم افکار کاهش نزولی قبلی را ایجاد می کند و عموم مردم کاملا متقاعد شده اند که بدترین وضعیت بازار نزولی هنوز در راه است. به همین دلیل است که امواج دوم اغلب عمیقاً به پیشرفت های قیمت موج یک بازمی گردند. با این حال، موج های دوم به شیوه ای اصلاح کننده بازمی گردند و نشانه های فنی زیربنایی حرکت، همراه با الگوی قیمت، معمولاً شواهدی را ارائه می دهند که این یک اصلاح موج دوم است.
این موج دوم یک حرکت قیمت قوی را ایجاد می کند که در موج سوم رانش قدرتمند به سمت بالا مشاهده می شود. همانطور که فراست و پرچتر در "اصل موج الیوت" خود بیان می کنند:
«امواج سوم شگفتی هایی هستند که باید دید. آنها قوی و گسترده هستند و روند در این نقطه غیرقابل انکار است. با بازگشت اطمینان، عوامل بنیادی مطلوب به طور فزاینده ای وارد تصویر می شوند... امواج سوم ارزشمندترین سرنخ ها را برای شمارش امواج در حین آشکار شدن تولید می کنند.»
این موج سوم است که باعث می شود مردم توجه کنند. این یک حرکت قوی را فراهم می کند که باعث می شود همه آرزو کنند که در بازار حضور داشته باشند. غالباً در اواخر افزایش موج سوم وقتی به دنبال آن "بازپرداخت" هستند تا بتوانند در بازار سوار شوند ، زیرا به نظر می رسد در افزایش پارابولیک آن ادامه خواهد یافت.
با این حال ، بازپرداخت آنها که معمولاً در آن خریداری می کنند ، تحکیم موج چهارم است. غالباً ، امواج چهارم بیشتر از پایین تر از پایین می روند ، زیرا آنها مکث می کنند تا پایه را برای تظاهرات نهایی در این حرکت پنج موج بسازند. این اغلب جایی است که ما شاهد توزیع زیادی در این موج اصلاحی هستیم ، و بسیاری از کسانی که می خواستند در بازار باشند ، اکنون از کسانی که خوشحال هستند از سود خود را خریداری می کنند ، خریداری می کنند. سرمایه گذاران "جدید" اکنون مشتاقانه منتظر ادامه افزایش پارابولیک هستند.
با این حال ، موج پنجم تقریباً هرگز به اندازه موج سوم پویا نیست. موج پنجم معمولاً در مقایسه با موج سوم با حجم کمتری همراه است. در طی این موج پنجم است که تصویر اساسی در بهترین حالت خود است و خوش بینی در بالاترین سطح خود اجرا می شود. به همین دلایل ، بسیاری به شدت متقاعد شده اند که این تجمع به سادگی بدون محاصره ادامه خواهد یافت ، با وجود این که افزایش موج پنجم با حجم کمتری و باریک شدن وسعت بازار رخ می دهد.
با این وجود ، این نقطه زمانی است که بحث در مورد بازار به اوج تمام وقت تقریباً در بین همه تحلیلگران شیوع دارد. در این مدت ، حتی خبرنامه ها تجزیه و تحلیل بازار را ارائه می دهند ، زیرا در مورد جهت بازار برای آنها بسیار آشکار است. در این دوره زمانی است که می بینید بسیاری از خبرنامه ها و وب سایت ها مقالات تیتر را ارائه می دهند که نشان دهنده احساسات صعودی شدید است. صعودی در این زمان در بالاترین سطح خود سوار می شود. در این دوره از زمان است که کابیدور شما در مورد چگونگی سرمایه گذاری در بازار سهام با شما صحبت می کند.
اما ، همانطور که الیوتیکی ها خیلی خوب می دانند ، این به وضوح زمان کاهش خطر است ، به خصوص پس از تقسیم موج سوم در موج پنجم بزرگتر. اما ، متأسفانه ، موج سوم درجه سوم بیشتر کار خود را انجام داده است ، و توده هایی را که تجمع قوی خود را از دست داده اند ، برای عجله به بازار برای پیوستن به ادامه پیش بینی شده از حرکت قبلی پارابولیک ، طعمه زده است. تظاهرات پارابولیک قبلی به طور کلی به همان شیوه ادامه نخواهد یافت. اکنون بازار به جای ادامه هرگونه تجمع پارابولیک ، به یک نقطه اصلی در حال حرکت نزدیکتر است. وارونگی متعاقب آن پس از بالای موج 5 کمرنگ ، اغلب بیشتر سرمایه گذاران را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و از اینکه چه اشتباهی انجام داده اند ، تعجب می کنند. با این حال ، تاریخ اثبات می کند که اکثریت بزرگ سرمایه گذاران این بارها و بارها را انجام می دهند ، و در این راه هیچ درس مهمی را آموخته اند.
بسیاری از سرمایه گذاران انفرادی احساس می کنند که در این جهان شلاق تنها هستند. اما ، من می توانم به شما اطمینان دهم که دنیای تحلیلگر دقیقاً در همان تله قرار می گیرد. در حقیقت ، آنها ، اغلب ، بدترین مقصر در این چرخه هستند زیرا در خط مقدم قرار دارند و در دیوانگی گله گرفتار می شوند و انتظار دارند که در سهام و بازارها بیشتر افزایش یابد.
به عنوان مثال ، با توجه به اینکه چگونه اقتصاددانان حرفه ای همیشه در مورد روند غالب اشتباه می کنند ، پروفسور هرنان کورتس داگلاس ، محقق سابق لوکسی در دانشگاه هاروارد ، معاون سابق تحقیقات در بانک جهانی و اقتصاددان ارشد سابق در صندوق بین المللی پول اظهار داشت: "قبل از انقباضاتشروع ، جریان های کلان اقتصادی همیشه خوب به نظر می رسند. به همین دلیل است که اکثریت قریب به اتفاق اقتصاددانان همیشه اقتصاد را به سلامتی عالی می دانند که درست قبل از آنکه از بین برود. "
به نظر می رسد که یک شکل گسترده از پیشرفت و رگرسیون در اعماق روان همه موجودات زنده به سختی سیم کشی شده است ، و این همان چیزی است که ما امروز به عنوان "اصل گله دار" می شناسیم. انسانها به دلیل گله در گانگلیون پایه و سیستم لیمبیک خود در مغز خود ، سیم سخت هستند که این یک پاسخ بیولوژیکی است که آنها با همه حیوانات به اشتراک می گذارند.
رابرت اولسون ، استاد دارایی ، مقاله ای را در سال 1996 در مجله تحلیلگران مالی منتشر کرد که در آن وی نتیجه گیری از مطالعه خود را در مورد 4000 تخمین درآمد شرکت ها توسط تحلیلگران شرکت ارائه داد:
"پیش بینی درآمد کارشناسان ، تعصب مثبت و دقت ناامید کننده ای دارند. این کاستی ها معمولاً به برخی از ترکیبی از دانش ناقص ، بی کفایتی و/یا بیان نادرست نسبت داده می شود. این مقاله حاکی از آن است که تمایل انسان به اجماع منجر به رفتار گله بین پیش بینی کنندگان درآمد می شود. "
علاوه بر این ، به نظر می رسد که این اصل گله دار در بین بازرگانان حرفه ای فراگیر است ، که کاملاً همه جا به الگوی موج الیوت پایبند هستند. در حقیقت ، هنگام بررسی سطح نقدی که در موسسات مدیر پول برگزار می شود ، آنها همیشه در هر یک از قله های بازار تاریخی در سطح تاریخی پایین هستند. اما ، با توجه به سطح پایین پول نقد موجود در قله های بازار ، چه چیزی برای هدایت بازارها و در عین حال به صورت پارابولیک مورد انتظار باقی مانده است؟
من صمیمانه امیدوارم که اکنون بتوانید تصویری واضح تر در مورد اینکه چرا بیشتر سرمایه گذاران در اوج یا در نزدیکی اوج خریداری می کنند ، بدست آورید. در نهایت ، همین سرمایه گذاران به دلایل کاملاً متضاد به پایین می فروشند ، زیرا شما به سادگی باید تجزیه و تحلیل را در طول بازار خرس معکوس کنید.
متأسفانه ، اگر کسی این بازار پویا و روانشناسی را درک نکند ، به طور مداوم در این چرخه سرمایه گذار گرفتار می شود که به نظر می رسد دائماً افراد و متخصصان را برای خرید بالا و فروش کم طعمه می زند.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
19 خرداد
1402 ساعت: 13:06