توضیحی در مورد اصول و عملکرد تجارت با فرکانس بالا
براساس آخرین برآوردها ، معامله گران با فرکانس بالا مسئولیت حداکثر هفتاد درصد از کل معاملات در بورس سهام آمریکا را بر عهده دارند. در "قاره قدیمی" ، نسبت این "یوزپلنگ های دنیای مالی" تقریباً چهل درصد است.
تجارت الگوریتمی چیست؟و تجارت با فرکانس بالا چیست؟
معاملات با فرکانس بالا ، زیر مجموعه تجارت الگوریتمی است ، به معنی تجارت با استفاده از رایانه ها/الگوریتم ها. در نسخه "آهسته" ، برنامه های رایانه ای دستورالعمل هایی را از معامله گران دریافت می کنند و به دنبال اجرای آنها به بهترین شکل ممکن در بازار هستند. بیایید بگوییم که یک سرمایه گذار می خواهد 100،000 سهام مایکروسافت را خریداری کند. سرمایه گذار به جای خرید به طور همزمان ، دستورالعمل را به الگوریتم ارسال می کند که بهترین روش های ممکن برای خرید سهام را با توجه به داده های از پیش تعیین شده شناسایی می کند. به عنوان مثال ، ممکن است خرید را در هزاران تجارت کوچکتر توزیع کند ، به طوری که تقاضا باعث افزایش قیمت آن نمی شود. به این اجرای الگوریتمی گفته می شود. این الگوریتم ها به راحتی در دسترس معامله گران نیز هستند.
زیر مجموعه ای از تجارت الگوریتمی تعریف شده در نتیجه تصمیم گیری الگوریتمی است. در اینجا ، الگوریتم ها شرایط را بر اساس دستورالعمل های از پیش تعریف شده ارزیابی می کنند و مطابق با استراتژی هدفمند ، دستورالعمل های حاصل را به مبادله ارسال می کنند. بر خلاف وضعیت قبلی دو تفاوت وجود دارد. در حالی که در اجرای الگوریتمی ، یک انسان دستورالعمل ها را تعیین می کند ، در تصمیم گیری الگوریتمی دستورالعمل ها به طور مستقیم توسط رایانه صادر می شود. تفاوت دوم این واقعیت است که در مورد تصمیم گیری رایانه ای ، قبل از زمان مشخص نیست که در چه موقعیتی معامله گر پس از گذشت یک دوره زمانی خاص ، خود را پیدا می کند. در حالی که در اولین سناریوی شرح داده شده ، نتیجه 100000 سهم مایکروسافت در حساب معامله گر است ، در صورت تصمیم گیری الگوریتمی موقعیت نهایی وی نتیجه محاسبه "بهترین تصمیمات" است که الگوریتم در لحظه معین قادر به اتخاذ بوددر استراتژی تعیین شده توسط معامله گر.
معاملات با فرکانس بالا تحت تجارت الگوریتمی قرار می گیرد اما همانطور که از نام آن پیداست ، فرکانس دستورالعمل های ارسال شده (از جمله لغو) زیاد است. با این حال ، حتی در HFT رایانه ها تمام فعالیت ها را به نمایندگی از معامله گر انجام نمی دهند. برنامه ریزی استراتژی (در ساخت بازار اوراق بهادار RSJ) و ارزیابی موفقیت آن همچنان بر عهده مردم خواهد بود. بنابراین نظارت مداوم ، کالیبراسیون و توسعه برنامه های معاملاتی انجام دهید.
در بالای هرم تکامل
برای درک دلایل ایجاد آن ، باید بدانیم که HFT نشان دهنده سطح تکاملی بعدی تجارت در بازارهای مالی است.
در ابتدا ، همه چیز ساده بود. به عنوان مثال ، خانواده معروف بانکی Rothschild موفقیت خود را ، از جمله موارد دیگر ، بر تجارت در طلا پایه گذاری کرد. آنها متوجه شدند که قیمت آن در شهرهای مختلف اروپایی نوسان دارد. این دانش زمانی مهم شد که بانکداران بتوانند به طور همزمان در بازارهای مختلف تجارت کنند یا وقتی می توانند قیمت طلا را سریعتر از رقبای خود مقایسه کنند. آنها به جای روچیلد که از جایی به مکان دیگر سفر می کردند ، شبکه ای از پیک های سریع را تهیه کردند که توسط کبوترهای حامل تکمیل شده بود. با تشکر از این پیام رسانی سریع ، شعب خانواده روچیلد در شهرهای اروپایی می دانستند چه زمانی باید بخرند و چه موقع بفروشند. کبوترها و اسبها متعاقباً با تلگراف و سپس از طریق تلفن پیشی گرفتند. در پایان ، اینترنت اختراع شد و با آن امکان انتقال اطلاعات و پاسخ در کسری از ثانیه ها. اما این یک کار بسیار بزرگ برای مغز انسان است ، بنابراین این روند به رایانه ها منتقل می شود. تجارت الگوریتمی با فرکانس بالا توسعه یافت ، به موجب آن رایانه ها با سرعت سرگیجه و تقریباً کاملاً به تنهایی تجارت می کنند.
اگرچه رسانه ها دوست دارند سرعت HFT ("معامله گران فوق العاده") را برجسته کنند ، اما سرعت خود هیچ استراتژی تجاری نیست ، به عنوان مثال ، داوری یا ساخت بازار. سرعت به تنهایی موفقیت تجارت را تضمین نمی کند. علاوه بر سرعت ، معامله گران با فرکانس بالا باید به اطلاعات و دانش بازار خود بستگی داشته باشند-مطمئناً آنها نمی توانند بی معنی در بازارهای مالی تجارت کنند. در پشت موفقیت های آنها صدها ساعت ارزیابی مداوم از موقعیت های بازار ، طراحی الگوریتم ها ، انتقال آنها به برنامه های رایانه ای و زیرساخت های فناوری ساختمان وجود دارد.
درست همانطور که ممکن است قایق بادبانی سریع برای بسیاری از فعالیت ها (از معاملات گرفته تا قاچاق تا دزدی دریایی) استفاده شود ، ما از تجارت با فرکانس بالا و زیرساخت های فناوری استفاده می کنیم تا یک پالت کامل از استراتژی های مختلف را دنبال کنیم. بنابراین ، نکته زیادی در مشاهده همه معامله گران با فرکانس بالا از طریق همان لنز وجود ندارد. این بیشتر از این واقعیت پشتیبانی می شود که حتی تعریف HFT نیز آسان نیست. عبارت "تجارت با فرکانس بالا" به همان اندازه "قایق بخار سریع" دقیق است. ما ممکن است نوع فناوری را که آن را پیش می برد تصور کنیم ، اما فقط سرعت آن را حس می کنیم. و ما به هیچ وجه در مورد هدف سفر آن چیزی نمی دانیم.
استراتژی تجارت
تجارت الگوریتمی ، از جمله HFT ، اغلب بر داوری متمرکز است - این به معنای استفاده از تفاوت در قیمت ها است. این همان استراتژی است که توسط خانواده روچیلد استفاده شده است. حقیقت این است که پس از تخفیف هزینه های معامله مانند حمل و نقل ، قیمت همان دارایی باید در همه بازارها یکسان باشد.
باقی مانده در دوره های زمانی روچیلد ، اگر من برای 1000 تالر طلا در پراگ بخرم ، بلیط مربی به وین برای ده نفر دیگر و می توانم همان مقدار طلا را در آنجا برای 1500 تالر بفروشم ، فرصتی عالی برای داوری کشف کرده ا م-من در یک سفر 490 تالر درست می کنم. با این حال ، با هر چنین سفری (یا معدن من یا رقبای من که این فرصت را نیز مشاهده کرده اند) تقاضا برای طلا در پراگ افزایش می یابد ، در حالی که در وین پیشنهاد آن افزایش می یابد. قیمت ها نزدیکتر می شوند و پس از مدتی سفر به کلانشهر اتریش دیگر پول نمی گیرد.
در صورت داوری ، سرعت یک عامل مهم است. چه کسی ماندگار فرصت سود را از دست می دهد. به همین دلیل ، معامله گران با استفاده از HFT از آخرین فن آوری های ارتباطی استفاده می کنند و رایانه های خود را مستقیماً در بورس سهام (مکان مشترک) قرار می دهند.
اختلافات غیرقانونی در قیمت های دارایی مشابه ناکارآمدی بازار در نظر گرفته می شود. نمونه ای که در بالا توضیح داده شد می تواند نسبتاً آسان کشف شود. کسب درآمد در مورد ناکارآمدی ناشی از قیمت های متنوع کالاها و محصولات مالی که متفاوت هستند ، اما از نظر قیمت وابسته هستند ، سخت تر است. و این بیشتر آنها این روزها است. به عنوان مثال ، اگر نرخ ارز تاج چک در برابر تغییرات یورو ، باید در قیمت گزینه ای که به من حق خرید یورو در یک ماه را می دهد ، منعکس شود. تعدادی از داوری ها (این نام برای معامله گران است که از چنین اختلافاتی استفاده می کنند) بر سؤالاتی در مورد چگونگی تأثیر قیمت دارایی های مختلف بر روی یکدیگر یا مشکل اساسی اینکه آیا دارایی ها به درستی ارزش دارند ، تمرکز می کنند.
یک ویژگی معمولی و منطقی از ناکارآمدی بازار این است که با گذشت زمان ، آنها سطح و ناپدید می شوند. بنابراین ، معامله گران باید روی موارد مختلف جدید تمرکز کنند. معمولاً اینها همیشه کوچکتر هستند و در میان کوچکترین آنها ما دیگر در قلمرو یقین نیستیم ، بلکه در پادشاهی احتمال هستیم. در حالی که در گذشته امکان تجارت با سطح قابل توجهی از اطمینان وجود داشت ، بازارهای امروز آنقدر سریع تغییر می کنند که ما فقط می توانیم در مورد احتمال موفقیت یک تجارت صحبت کنیم. و اگر بخواهیم حتی در مورد ناکارآمدی های کوچک چیزی کسب کنیم ، این به معنای افزایش احتمال کسب درآمد است ، باید تجارت را هرچه بیشتر ممکن است تکرار کنیم. این امر باعث می شود که داوری ها اغلب در حجم زیادی یا با فرکانس بالا تجارت کنند.
ما می توانیم این را به عنوان شرط بندی با پرتاب یک سکه تصور کنیم. در حالی که بازار انتظار دارد که سران در نیمی از این پرتاب ها قرار بگیرند ، ما دریافتیم که در واقعیت (به عنوان مثال به دلیل شکل نامنظم سکه) بیشتر اوقات سقوط می کند. اگر آنها با احتمال نود درصدی سقوط کردند ، برای اطمینان از برنده شدن ، باید در مورد تعداد بسیار کمی شرط بندی کنید.
با این حال ، اگر ناکارآمدی بازار اندک باشد ، ما باید برای دستیابی به احتمال موفقیت ، بیشتر اوقات را به طور قابل توجهی تکرار کنیم. اگر سران با احتمال 50. 5 ٪ سقوط کنند ، ما فقط با صد هزار پرتاب به احتمال 99. 921 ٪ سود می رسیم. در عین حال ، این خطر وجود دارد که آیا ما ناکارآمدی را به درستی کشف کردیم. اگر در واقع سرها کمتر از دم سقوط کنند ، می توانستیم پول زیادی را از دست بدهیم. به همین دلیل ، شرکت های با فرکانس بالا باید با وجوه خود تجارت کنند و نه پول مشتریان خود.
یکی دیگر از استراتژی های گسترده ، ساخت بازار است که در آن معامله گر از هر دو طرف لیست می کند. این بدان معنی است که آنها هم به فروش و هم یک دارایی مالی پیشنهاد می دهند. به این ترتیب معامله گر سایر شرکت کنندگان در بازار را قادر می سازد تا معاملات را اجرا کنند. این مدل تجاری مشابه دفاتر مبادله ارز است. سازندگان بازار سود خود را از تفاوت بین قیمت خرید و فروش به نام گسترش می دهند. آنها همچنین غالباً توسط بورس اوراق بهادار پاداش می گیرند که فعالیت آنها را ارزیابی می کند ، زیرا جذابیت آن را افزایش می دهد. این بدان معناست که همیشه شخصی در بازار وجود دارد که دارایی را خریداری یا بفروشد (سازندگان بازار گاهی اوقات به طور خاص به این قرارداد متعهد هستند). علاوه بر این ، قیمت ها سودمندتر هستند. اما این استراتژی همچنین چالش های بسیاری را ارائه می دهد. برای اینکه سازندگان بازار از تبدیل شدن به یک هدف برای داوری ها جلوگیری کنند ، آنها همچنین باید از الگوریتم های هوشمند برای کشف ناکارآمدی بازار استفاده کنند و به اندازه کافی سریع باشند.
اثر موج دار
از آنجا که تجارت با فرکانس بالا به خودی خود یک استراتژی نیست ، ارزیابی مزایای HFT به عنوان یک کل مفید نیست. تمرکز روی استراتژی های فردی آن کارآمدتر است. ما دیدیم که داوران می توانند به عنوان "شکارچیان ناکارآمدی" تلقی شوند. "با فعالیت آنها ، بازارها کارآمدتر می شوند - قیمت دارایی ها بهتر واقعیت را منعکس می کنند و آن را با دقت بیشتری منعکس می کنند. اختلافات بی اساس بین قیمت یک دارایی در بازارهای مختلف از بین می رود و فعالیت داوری ها نیز منجر به تعدیل قیمت دارایی ها می شوند که متنوع هستند ، اما از نظر قیمت وابسته هستند.
معاملات الگوریتمی به طور مستقیم با پیشرفت های الکترونیک در بورس اوراق بهادار مرتبط است که از نظر جغرافیایی بازارهای مختلف را به هم وصل می کنند و رقابت بیشتر آنها را قادر می سازد. بنابراین تجارت طلا در پراگ و وین بسیار آسان است.
استراتژی ساخت بازار نه تنها برای سازندگان بازار بلکه برای همه شرکت کنندگان نیز مزایایی به همراه دارد. از آنجا که سازندگان بازار سایر شرکت کنندگان در Exchange را قادر می سازند تا هر زمان به طور عملی تجارت کنند ، خرید و فروش دارایی آسان تر است. به زبان حرفه ای می گوییم که بازارها مایع تر می شوند. این افزایش نقدینگی همچنین خود را با گسترش پایین تر نشان می دهد ، این اختلافات بین قیمت خرید و فروش است. هرکسی که بفروشد ، بیشتر می شود ، هر کس خریداری کند ، هزینه کمتری می پردازد.
به عنوان نمونه دفاتر تبادل
ما این واقعیت را مشاهده می کنیم که دارایی های نقدینگی بیشتر هر روز با نگاهی به لیست نرخ ارز ، هر روز گسترش های کمتری دارند. اگر دفتر مبادله به طور یکنواخت عرض گسترش را تعیین نکند (به عنوان مثال ، بانک های چک اغلب این کار را انجام می دهند) ، ما به راحتی می بینیم که ارزهای متداول مانند یورو ، دلار آمریکا یا پوند انگلیس ، بسیار باریک تر دارند. از طرف دیگر ، ارزهای "عجیب و غریب" مانند Hryvnia اوکراین یا کرواسی کونا که دفتر مبادله نمی تواند به راحتی تجارت کند یا به دست آورد ، دارای گسترش نسبی بسیار گسترده تری است ، همانطور که در درصد نرخ ارز متوسط بیان شده است. جدول 1 نرخ واقعی ارز یک دفتر مبادله واحد در پراگ را نشان می دهد. ستون سمت راست عرض نسبی گسترش درصدها را نشان می دهد-در حالی که یورو دارای گسترش نسبی 2. 37 ٪ است ، در صورت وجود مجارستانی بیش از 42 ٪ است.
جدول 1 - لیست نرخ ارز یک دفتر مبادله ارز پراگ (16 ژانویه 2013)
| واحد پول | مخفف | میزان | فروش | خرید | عرض را در ٪* گسترش دهید |
| یورو | یورو | 1 | 25. 00 | 25. 60 | 2. 37 ٪ |
| پوند | GBP | 1 | 30. 15 | 31. 10 | 3. 10 ٪ |
| دلار آمریکا | دلار آمریکا | 1 | 18. 75 | 19. 35 | 3. 15 ٪ |
| ین ژاپن | jpy | 100 | 20. 65 | 21. 60 | 4. 50 ٪ |
| فرانک سوئیس | CHF | 1 | 20. 00 | 21. 00 | 4. 88 ٪ |
| دلار استرالیا | حسابرسی | 1 | 19. 00 | 20. 50 | 7. 59 ٪ |
| دلار کانادایی | محفل | 1 | 18. 00 | 19. 70 | 9. 02 ٪ |
| تاج سوئدی | خندق | 1 | 2. 70 | 2. 97 | 9. 52 ٪ |
| تاج دانمارک | DKK | 1 | 3. 10 | 3. 43 | 10. 11 ٪ |
| Zloty لهستانی | PLN | 1 | 5. 65 | 6. 30 | 10. 88 ٪ |
| تاج نروژی | نوک | 1 | 3. 05 | 3. 47 | 12. 88 ٪ |
| روبل روسی | ساییدن | 1 | 55. 00 | 64. 00 | 15. 13 ٪ |
| کروا | HRK | 1 | 2. 60 | 3. 70 | 34. 92 ٪ |
| هریونیای اوکراینی | اوه | 1 | 1. 85 | 2. 65 | 35. 56 ٪ |
| فورینت مجارستانی | هف | 1 | 6. 00 | 9. 25 | 42. 62 ٪ |
| * عرض گسترش با نرخ ارز متوسط تقسیم می شود |
وابستگی عرض گسترش به نقدینگی نیز در لیست نرخ ارز دیگر نشان داده شده است. این دفتر مبادله نرخ ارز هم برای مبادلات ارزی را به صورت نقدی و بدون پول نشان می دهد. از آنجا که فروش یادداشت های بانکی برای یک دفتر مبادله بسیار دشوارتر است ، قیمت های بسیار بالاتری را نیز هزینه می کند. از این رو گسترش برای کلیه ارزهای ذکر شده برای عملیات ارزی/نقدی خارجی گسترده تر است (جدول 2 را ببینید). در مورد این دفتر مبادله ، گسترش برای ارزهای بیشتر معامله شده باریک تر است.
جدول 2 - مقایسه گسترش نسبی* برای ارزهای خارجی (پول نقد) و عملیات ارزی (بدون پول) در یک دفتر مبادله پراگ.(16 ژانویه 2013)
| واحد پول | ارز خارجی | ارز خارجی |
| دلار آمریکا | 0. 62 ٪ | 1. 46 ٪ |
| یورو | 0. 47 ٪ | 1. 17 ٪ |
| GBP | 0. 52 ٪ | 1. 30 ٪ |
| CHF | 0. 68 ٪ | 1. 45 ٪ |
| jpy | 0. 92 ٪ | 1. 83 ٪ |
| DKK | 0. 88 ٪ | 1. 75 ٪ |
| نوک | 0. 87 ٪ | 1. 74 ٪ |
| خندق | 1. 02 ٪ | 2. 04 ٪ |
| محفل | 0. 77 ٪ | 1. 53 ٪ |
| حسابرسی | 0. 74 ٪ | 1. 47 ٪ |
| میانگین | 0. 75 ٪ | 1. 58 ٪ |
| * عرض گسترش با نرخ ارز متوسط تقسیم می شود |
به راحتی می توان فهمید که گسترش باریک تر برای مشتری مفیدتر است. بیایید بگوییم که می خواهیم یک آخر هفته را در بوداپست بگذرانیم. اگر می خواستیم در اولین دفتر مبادله ای مجارستانی بخریم ، برای 10،000 تاج چک تقریباً 108،000 Forints می گرفتیم. پس از بازگشت به پراگ متوجه شدیم که ما فقط 80،000 Forint را خرج کردیم و 28،000 باقی مانده است. اگر این مبلغ را دوباره به تاج های چک مبادله کنیم ، 1680 تاج چک دریافت خواهیم کرد.
چقدر بعد از تعطیلات آخر هفته در بوداپست باقی می ماندیم ، اگر گسترش در مورد Forints به اندازه گسترش یورو باریک باشد؟اگر نرخ ارز متوسط یکسان باشد (7. 625 CZK برای 100 HUF) ، پس از آن گسترش 2. 37 ٪ به معنای نرخ ارز 7. 53-7. 72 CZK/HUF است. برای ده هزار تاج ما به طور ناگهانی 129. 500 forint (یعنی بیست هزار بیشتر از وضعیت قبلی) دریافت می کنیم. پس از گذراندن 80،000 forints در مجارستان ، 49. 500 باقی مانده است. با تبادل آنها به تاج ، ما 3،730 CZK برمی گردیم. ما بهتر می توانیم با یک کل 2،050 CZK (یک پنجم مبلغی که در ابتدا به دفتر مبادله آورده ایم). و همه اینها به لطف باریک تر گسترش می یابد. ارزش متوسط Forint در برابر تاج چک تغییر نکرد.
مبادلات پرخطر
مشتریان دفاتر مبادله ارز از مزایای گسترش باریک استفاده می کنند و همچنین مشتریان سازندگان بازار در بازارهای مالی را انجام می دهند ، گرچه آنها ابرو سازندگان بازار را چروک می کنند. از یک طرف ، گسترش های باریک مشتری را به خود جلب می کند - آیا ترجیح می دهید به یک دفتر مبادله ای که در 25. 00-25. 60 یورو به Czech Crown یا به یکی با دامنه 24. 50-26. 00 ارائه می دهید ، بروید؟از طرف دیگر ، برای سازندگان بازار ، گسترش باریک بدان معنی است که آنها باید از نظر استراتژیک و سریع به هر تغییر در بازار پاسخ دهند و در واقع به هر خبری که ممکن است در آن بازار تأثیر بگذارد. دلایل آن را می توان دوباره در مورد مثال دفتر مبادله ارز توضیح داد. این بار ما از طریق چشم صاحب آن به آن نگاه خواهیم کرد.
بیایید بگوییم که صبح متوجه شدیم که ارزش Hryvnia اوکراین 2. 25 تاج چک است. از آنجا که Hryvnia اوکراین کمتر مایع است ، ما گسترش نسبتاً گسترده ای از 1. 85-2. 65 را ایجاد می کنیم ، که نشان دهنده گسترش نسبی نزدیک به 36 ٪ است (یعنی 18 ٪ از هر طرف). ظهر ، می فهمیم که آخرین داده های کلان اقتصادی نشان می دهد که اقتصاد اوکراین مشکل ساز است. مقدار Hryvnia در حال کاهش است. اما اگر این افت قابل توجه نباشد (به طور خاص اگر از 18 ٪ تجاوز نکند) ، ما به هیچ وجه نباید نرخ ارز خود را تغییر دهیم ، زیرا قیمت واقعی Hryvnia در گسترش ما خواهد بود. به عنوان مثال ، اگر به 2 تاج چک (11 ٪) کاهش یابد ، ما هنوز 15 هلر می سازیم زیرا قیمت خرید ما 1. 85 تاج چک باقی مانده است. این به طور قابل توجهی کمتر از 40 هلرز اصلی است ، اما ما هنوز در حال حاضر هستیم.
اما چگونه یک افت مشابه در یورو منعکس می شود؟در صبح ، ما ارزش یورو را 25. 30 czk تعیین کردیم. سپس ما گسترش 25. 00-25. 60 را به معنای 1. 2 ٪ در هر طرف تعیین کردیم. ما نمی توانیم گسترش گسترده تری داشته باشیم یا نرخ ارز ما رقابتی نخواهد بود. اگر ظهر یورو 10 ٪ به 22. 77 CZK کاهش یابد و ما نرخ ارز خود را تغییر ندهیم ، ما در حال حاضر خاموش خواهیم بود. سایر دفاتر مبادله ای که دقیقاً همان نرخ ارز را در صبح داشتند ، اما ظهر آن را تعدیل می کردند ، اکنون می توانند 22. 50-23. 04 (ضمن نگه داشتن همان تنظیمات) گسترش یابد. هیچ چیز ساده تر برای خرید یورو برای تقریباً 23 CZK در دفتر مبادله رقیب وجود نخواهد داشت و بلافاصله آن را برای 25 CZK به ما می فروشید.
شاید هیچ کس متوجه چنین چیزی در خیابان های پراگ نباشد ، اما بازارهای مالی امروز به معنای واقعی کلمه شیطان فقیر را با نرخ ارز قدیمی از بین می برد. بازارها سریع ، بی رحمانه هستند و بسیاری از معامله گران وحشیانه روی دارایی های مایع تمرکز می کنند و دائماً به دنبال قیمت های نادرست از تاریخ هستند. حال این را بخاطر بسپاریم که در صورت داشتن دارایی های بسیار نقدی (به عنوان مثال نرخ ارز آتی EUR/USD) عرض نسبی گسترش ، این کوسن که از سازندگان بازار از نوسانات بازار محافظت می کند ، تنها 0. 000075 ٪ است.
اسطوره های اطراف HFT
شروع تجارت الگوریتمی و با فرکانس بالا تغییرات بسیاری را به همراه داشت ، عواقب آن قابل ارزیابی نیست. کوسه های جدید در آب بدون شک باعث شده است که معاملات بورس به طور متوسط به طور متوسط کوچکتر شود.
چندین جهت انتقاد به وجود آمد. اولین توبیخ: منتقدان HTF از لغو مکرر دستورالعمل های ارسال شده به مبادله بیزار هستند. غیر معمول نیست که معامله گر الکترونیکی دستورالعملی را که می خواهد خریداری کند ، به عنوان مثال ، یک اشتراک فیس بوک برای 35. 00 دلار ارسال می کند. حتی یک ثانیه بعد ، سیستم دستورالعمل را لغو می کند - اکنون فقط یک سهم را برای 34. 99 دلار خریداری می کند. منتقدین شکایت می کنند که معامله گران اغلب این کار را انجام می دهند تا تجارت با این "سر و صدا" برای رقبای خود دشوارتر شود. این شبیه به وضعیتی است که در آن ممکن است طبل را به طبقه بورس کلاسیک برسانیم و بی فکر طبل شروع کردیم. اگر لیست با هدف سردرگمی سایر بازیکنان در بازارها لغو شود ، بدون شک گناهکاران مجازات می شوند. با این حال ، معامله گران با فرکانس بالا اغلب به این ترتیب رفتار می کنند زیرا موقعیت های موجود در بازار به سرعت تغییر می کنند. اگر آنها نتوانستند لیست خود را تغییر دهند ، برای رقبای خود طعمه ای آسان می شوند و در معاملات خود شروع به از دست دادن پول می کنند. اگر ما بخواهیم معامله گران را به طور تصادفی تغییر دهند ، این شبیه به مجبور کردن دفاتر مبادله ارز است که فقط روزهای دوشنبه نرخ ارز خود را تغییر دهند. از ترس از تعیین نرخ ارز برای کل هفته ، آنها آنها را به ضرر مشتری خود تنظیم می کنند - ضخیم شدن کوسن آنها به شکل گسترده تر.
به طور مشابه با "معامله گران با طبل" ، شرکت هایی که سعی در دستکاری در بازار دارند ، شهرت بدی را به معامله گران الگوریتمی می بخشد و باعث می شود جهت دوم انتقاد شود. به عنوان مثال ، تکنیکی به نام MyStifying بر اساس ارسال دستورالعمل به مبادله ای است که برای لحظه ای بازار را منحرف می کند. با این حال ، این دستورالعمل ها هرگز پردازش نمی شوند. آنها فقط برای دستیابی به بهترین قیمت های ممکن برای تجارت مخالف خدمت می کنند. باز هم ، این استراتژی های مختلفی است که ممکن است معامله گران از آنها استفاده کنند ، اگرچه نباید. تنظیم کننده ها مطمئناً باید بر حذف چنین شیوه هایی متمرکز شوند. علاوه بر این ، چنین شیوه های ماهی از زمان پایه و اساس بورس سهام وجود داشته است - مطمئناً با شروع تجارت الگوریتمی چیز جدیدی نیستند.
وضعیت مشابه در مورد جلو دویدن است که آن هم ممنوع است. در دوره مقدماتی «کلاسیک»، یک سرمایه گذار با کارگزار خود در محل معاملات تماس گرفت و از کارگزار درخواست کرد که مثلاً برخی از سهام را خریداری کند. دلال درنگ نکرد و ابتدا خودش مقداری خرید. متعاقباً پس از اجرای دستور سرمایه گذار، بلافاصله مال خود را می فروخت، زیرا در این بین به دلیل افزایش تقاضا، قیمت بالا رفت. برخی از منتقدان خاطرنشان می کنند - و این سومین سرزنش اصلی است - که تجارت الگوریتمی امکان پیشروی در پوشش مدرن را فراهم می کند. از نظر آنها، معامله گران با فرکانس بالا می توانند پیش بینی کنند که دیگران در بورس چه خواهند کرد. اما در واقع آنها فقط می توانند حدس بزنند که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. باز هم، این چیز جدیدی نیست، فقط شکلی متفاوت برای چیزی که کارگزاران بورس اوراق بهادار کلاسیک با مشاهده رفتار رقبای خود به دست آورده اند.
چهارمین انتقاد از HFT معمولا این است که انسان ها درگیر نیستند و همه چیز آنقدر سریع اتفاق می افتد که نمی توان آن را به طور موثر کنترل کرد. با این حال، ادعای مربوط به عدم کنترل صحت ندارد. هرکسی که نمی خواهد شلوار خود را گم کند، باید طیف وسیعی از مکانیسم ها را برای جلوگیری از «دیوانه شدن الگوریتم» و آسیب رساندن به بازار اعمال کند. از آنجا که چنین ضررهایی معمولاً به حساب مالک چنین الگوریتم «دیوانه ای» می رود (در تابستان 2012، Knight Capital 440 میلیون دلار از این طریق ضرر کرد)، آنها به طور کلی تمام دستورالعمل های ارسالی به صرافی را کنترل می کنند. معاملات علاوه بر این به طور مستمر توسط کارکنانی که می توانند بلافاصله معامله را متوقف کنند، نظارت می شوند. منتقدان معاملات الگوریتمی اغلب به نقش شرکت های HFT در 6 می 2010 اشاره می کنند، زمانی که طی یک سقوط ناگهانی، صرافی های آمریکایی (و متعاقباً سایر بازارها) شروع به کاهش کردند. با این حال، سرزنش HFT فریبنده است. در واقع این افت ناشی از یک الگوریتم نادرست اجرا شده توسط شرکت سرمایه گذاری Waddell & Reed مستقر در کانزاس است که به هیچ وجه یک "یوزپلنگ" در میان معامله گران نیست. یک مطالعه آمریکایی در سال 2011 که بر روی سقوط فلاش متمرکز بود به وضوح به این نتیجه رسید که در حد توانایی معامله گران HFT برای ایجاد سقوط یا توقف آن نیست.*
انسان ناقص انسان خردمند
علیرغم عدم اثبات در مورد تأثیر مضر HFT ، هنوز نظرات وجود دارد که نشان می دهد تجارت باید به صورت مصنوعی کاهش یابد ، به عنوان مثال با بازگشت "دوران انسانی" که فقط کارگزاران "گوشت و استخوان" در بورس سهام فعال بودند. گذشته از لزوم محدود کردن تجارت اینترنتی ، زیرا تعیین اینکه چه کسی روی ماوس کلیک کرده است دشوار خواهد بود ، خطر خطاها از بین نمی رود. اسکات پاترسون ، روزنامه نگار آمریکایی ، در کتاب خود "Quants" ، وضعیتی را در بانک مورگان توصیف می کند ، که در سال 1995 گزینه هایی را برای شاخص سهم S& P 500 معامله کرد. در آن زمان ، مشکل این بود که سیستم به طور کامل خودکار نیست. تحلیلگران ، که بهترین استراتژی های خود را در مورد رایانه ها محاسبه می کردند ، مجبور شدند با سایر کارمندان تماس بگیرند تا در اسرع وقت معاملات انجام دهند. همه چیز خوب پیش رفت تا اینکه یک روز یک تحلیلگر از طریق تلفن اشتباه کرد و بانک گزینه هایی را به ارزش ده ها میلیون دلار به جای خرید آنها فروخت ...
استفان پرکینز ، کارگزار بلند مدت آینده PVM Oil Futures ، در ژوئیه سال 2009 یک اشتباه مشابه کشنده را مرتکب شد. او آنقدر مست شد که نفت خام را در بازار به ارزش نیم میلیارد دلار خریداری کرد. او در آن لحظه بیش از دو سوم از حجم معامله شده مسئول بود ، که مربوط به تقریباً یک دهم از استفاده روزانه جهان از این کالای استراتژیک بود. این قیمت با 1. 5 دلار افزایش یافت و او به مبلغ ده میلیون دلار خسارت کارفرمای خود را به وجود آورد. هیئت نظارت بریتانیا سپس فرار مستی را با جریمه ای در مجموع 72. 000 پوند و ممنوعیت معاملات به مدت پنج سال حل کرد.
البته ، حتی رایانه ها بدون اشتباه جزئی کار نمی کنند و به مناسبت ، مشکلاتی وجود دارد. در جامعه ما ، ماشین ها به تدریج وظایف بیشتری را به عهده می گیرند - به عنوان مثال تعدادی از مترو ها اکنون بدون رانندگان گونه های Homo Sapiens کار می کنند. هیچ دلیلی وجود ندارد که بازارهای مالی نباید به همان جهت بروند. هیچ دلیلی برای در نظر گرفتن فعالیت های بازرگانان الگوریتمی با فرکانس بالا وجود ندارد ، اما هیچ دلیلی برای اخم کردن از آنها وجود ندارد. آنها مرگ ما را تهدید نمی کنند ، آنها صرفاً سعی می کنند استراتژی های تجاری را که برای ده ها سال و در قرن ها شناخته می شوند ، کامل کنند.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ديناروند فهيمه
بازدید : 31
تاريخ : پنجشنبه
16 شهريور
1402 ساعت: 12:09