میخائیل Timofeyevich Kalashnikov ، مخترع سلاح ، در 23 دسامبر در سن 94 سالگی درگذشت

یازدهم ژانویه 2014 اشتراک گذاری
این سلاح به حدی ساده است که حتی کودک نیز می تواند از آن استفاده کند. افسوس ، بسیاری انجام می دهند. آن را با بشکه کوتاه متمایز و مجله خمیده خود انتخاب کنید و احساس جمع و جور ، قوی و خیلی سنگین نمی کند. کنترل ها آسان است. یک اهرم از طریق سه تنظیم از ایمنی به یک شات تا آتش اتوماتیک می چرخد. تغییر مجله بزرگ چند ثانیه طول می کشد. اگرچه آن چندان دقیق نیست ، اما با یک ضربه بر روی بازپرداخت ، یک کاربر صالح می تواند در حدود 100 گلوله در دقیقه شلیک کند. از همه مهمتر ، در هر شرایطی خوب کار می کند - ماسه ، جنگل. حتی وقتی کثیف است ، تقریباً هرگز مربا نمی شود. تهیه و کپی کردن و کپی کردن 100 متر Kalashnikovs در گردش در سال 2009 ارزان و سریع است ، حدود نیمی از آن تقلبی بودند. جای تعجب نیست که ، به مدت 50 سال ، این اسلحه انتخابی برای چریکی ها در همه جا ، از ویتنام گرفته تا کنگو و از نیکاراگوئه تا عراق بوده است.
میخائیل کلاشینیکوف تمام زندگی خود را تلاش کرد تا اسلحه خود را به بهترین وجه تبدیل کند. او به همان اندازه هر صنعتگر ، به نظم و سادگی اهمیت می داد. اگر او یک تکه بستر را دید ، مجبور شد آن را انتخاب کند. اگر پرواز جرات ورود به آپارتمان خود را داشت ، مجبور شد آن را بیرون بکشد. او دوست داشت فقط توسط اشیاء دوست داشتنی و کتابهای خوب محاصره شود: مونتسکووی ، سنکا و شاعران روسی ، نکراسوف و اسنین ، که آثار او مدتهاست که سعی در تقلید داشتند. چیزهای دوست داشتنی ، به ذهن او ، AK-47 را شامل می شد. گرچه توسط دیگران یک کیت بسیار خام مورد قضاوت قرار گرفت ، این اشتیاق او بود ، و او هرگز از تلاش برای تکمیل آن متوقف نشد.
این ضرب و شتم اجباری ذاتی بود. هر قطعه قدیمی از ماشین آلات او را به عنوان یک کودک در مزرعه خانوادگی پیدا می کرد ، باید از هم جدا شود تا ببیند چگونه کار می کند. او به امید ساختن یک ماشین حرکات دائمی ، یک حافظه پنهان از بیت ها را نگه داشت. او به عنوان یک نوجوان عاشق یک تپانچه قدیمی شد ، همچنین بارها و بارها از هم جدا شد. او اشک ریخت ، زیرا حمل چنین چیزی غیرقانونی بود ، مجبور شد قطعات را در جنگل دور کند. مجدداً دائمی و همچنین وام های مستقیم ، خصوصیات اساسی در سازنده اسلحه بود. AK-47 اجزای ترکیبی از تفنگ براونینگ و کاربین گاراند و همچنین عناصر بدون تغییر از قرن هفدهم.
برای سرزمین مادری و استالین
از نظر ظاهری ، به ویژه در کتهای زمستانی خود ، او به اندازه معروف ترین اسلحه خود کوتاه ، جمع و جور و قوی بود و با ردیف های روزافزون مدال های روی سینه خود. او خواستار خدمات جنگی شد ، او چنین فرمانده مخزن کمتری را ایجاد کرد که بهتر است از اختراع و طراحی استفاده کند. اولین اسباب بازی های وی برای مخازن بود ، از جمله دستگاهی برای آسانتر کردن آتش یک تپانچه از طریق شکاف ها. ایده یک تفنگ بهتر به او رسید که او در سال 1941-42 در بیمارستان دراز کشیده بود ، شانه چپ او در نبرد برایانسک توسط درختچه خرد شد و دیگر سربازان را شنیدند که در مورد بی فایده بودن اسلحه های خود ناله می کنند و تعداد کمی از آنها وجود دارد. او آن دست اول را می دانست. در راه رفتن به بیمارستان ، آلمانی ها مسلح به MP-38 بودند که سایر افراد مجروح را در کاروان خود قتل عام کرده بودند. سرزمین مادری باید از دفاع بهتر استفاده می کرد. و کار به او بستگی داشت.
اولین سرمایه گذاری های وی در سلاح های بیش از حد پیچیده و ناموفق بود. او و همكارانش تلاش خود را ادامه دادند. طراحی تفنگ وی سرانجام در سال 1947 برنده شد (از این رو "47") ، و دو سال بعد به مسئله استاندارد تبدیل شد. این کار برای استفاده از دهقانان مانند خودش ساخته شده است ، نوعی که ارتش سربازان اتحاد جماهیر شوروی را پر کرده است: مردان آموزش دیده که بیشتر به جمع آوری یونجه عادت کرده اند و دستکش های ضخیم در برابر سرما دارند. او بعداً Machinegun PK Light را نیز برای آنها توسعه داد.
شخصی به او گفت که استالین چند روز نمونه اولیه AK-47 را روی میز خود نگه داشته است. او از فکر کردن در مورد آن هیجان زده شد ، زیرا این به دستور استالین بود که خانواده وی در سال 1930 به عنوان کلوکس (دهقانان ثروتمند و دشمنان مردم) برچسب گذاری شده بودند ، از مزرعه خود بیرون رانده و به سیبری تبعید کردند. در همان سال ، پدرش از حریم خصوصی و فرسودگی درگذشت. او به عنوان یک نوجوان ، سعی می کرد به روستایی که در خانه بوده است بازگردد. او به پایان رسید که به قزاقستان سرگردان شد و به عنوان مهندس در ایستگاه راه آهن ماتای مشغول به کار شد. او با این حال ، استالین را به خاطر هیچ یک از اینها مقصر دانست. او او را دوست داشت.
این عشق از همه سرسخت تر بود زیرا او به عنوان دشمن دولت برای زندگی احساس می کرد. او تاریخ خود را ساکت نگه داشت. در 30 سالگی ، هنگامی که (به تعجب عظیم او) وی به افتخار اختراعات خود معاون معاون اتحاد جماهیر شوروی شد ، انتظار داشت که از جلسه اول دور شود. او هرگز در تمام 30 سالی که خدمت می کرد ، نبود ، اما عشق و ترس فداکاری خود را به اسلحه های خود دامن زد. او به طور شبانه روزی کار می کرد ، از خانواده خود غفلت می کرد ، هرگز تعطیلات را نگرفت-مگر اینکه سفرهای شکار را با یکی دیگر از اختراعات خود ، کاربین خود بارگذاری شده ، شمارش کنید.
همه این کارها برای روسیه انجام شده است - یا به طور دقیق ، برای اتحاد جماهیر شوروی که او هنوز هم به آن اعتقاد داشت ، نه کشور مدرن راهزنان و ثروت های نووا که به سختی می توانست آن را بشناسد. وی گفت که هیچ یک از کوپک از AK-47 به او نیامد. او به اندازه کافی راحت زندگی می کرد اما مانند هر دهقان خردمند ، مازاد نداشت. اسلحه حمله او تا سال 1999 ثبت اختراع نشده بود ، در این زمان جهان با نسخه ها از بین می رفت.
او از دیدن استفاده از اسلحه وی متنفر بود: مهم نیست ، در دست مجاهدین ، سربازان شوروی را از افغانستان بیرون می آورد. اما اگر سیاستمداران تصمیم بگیرند به خشونت متوسل شوند ، تقصیر او نبود. بنابراین ، با وجود همه چیز ، او خوب خوابید. او امیدوار بود که بخاطر شعر خود به یاد بیاید ، نه سلاح های او. و پس از یک وعده غذایی دلچسب از خورش ماهی خود ، که به خوبی با ودکا نام تجاری خود دویده شده بود ، یک لیوان را با نان تست مورد علاقه خود جمع می کرد: "ممکن است فرزندان ما در آرامش زندگی کنند."
این مقاله در بخش Obituary نسخه چاپی تحت عنوان "Mikhail Kalashnikov"
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : 29 تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 15:44