موسسه تحقیقات بازرگانی Xuan Vinh Vo، دانشگاه اقتصاد هوشی مین، شهر هوشی مین، ویتنام؛دانشگاه اقتصاد هوشی مین سیتی، CFVG هوشی مین سیتی، مکاتبات ویتنام vxvinh@yahoo. com https://orcid. org/0000-0002-4725-6914مشاهده اطلاعات بیشتر نویسنده
دانشگاه دیوید مک میلان استرلینگ، انگلستان اطلاعات بیشتر نویسنده را مشاهده کنید (در حال بررسی ویرایشگر) مقاله: 1587804 دریافت شده در 10 مارس 2019 نسخه نویسنده پذیرفته شده ارسال آنلاین: 12 مارس 2019 انتشار آنلاین: 26 مه 2019
- دانلود نقل قول
- https://doi. org/10. 1080/23322039. 2019. 1587804
- علامت متقاطع
- خلاصه
- 1. معرفی
- 2. بررسی ادبیات و توسعه فرضیه
- 3. تعریف و مدل متغیر
- 4. نتایج و بحث در مورد نتایج
- 5. نتیجه گیری
- اطلاعات تکمیلی
- منابع
- ضمیمه ها
مقاله پژوهشی
نقدینگی سهام و ساختار سرمایه: شواهد بین المللی
- مقاله کامل
- ارقام و داده ها
- منابع
- مکمل
- استناد
- معیارهای
- صدور مجوز
- چاپ مجدد و مجوزها
- مشاهده PDF PDFView EPUB EPUB
خلاصه
نمایش فرمول ها: ? فرمول های ریاضی به صورت MathML کدگذاری شده اند و در این نسخه HTML با استفاده از MathJax نمایش داده می شوند تا نمایش آن ها بهبود یابد. علامت کادر را بردارید تا MathJax خاموش شود. این ویژگی به جاوا اسکریپت نیاز دارد. برای بزرگنمایی روی یک فرمول کلیک کنید.
این مطالعه با تکیه بر این فرض که بازار سهام اطلاعات مفیدی را برای تصمیم گیری شرکت فراهم می کند، اثر نقدشوندگی سهام بر تصمیم ساختار سرمایه شرکت را بررسی می کند. ما همچنین تجزیه و تحلیل می کنیم که آیا این تأثیر با توجه به محیط های سازمانی در سطح کشور متفاوت است یا خیر. این مقاله با استفاده از یک مجموعه داده بین المللی جامع از ۱۹۹۳۹ شرکت در ۴۱ کشور طی سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، دو یافته کلیدی را ارائه می کند. اولاً، شرکت هایی که نقدینگی بیشتری در بازار سهام دارند، تمایل به اهرم پایین تری دارند. دوم، کشورهایی با محیط های نهادی قوی به احتمال زیاد رابطه ضعیف تری (منفی) بین نقدینگی بازار سهام و اهرم دارند. این نتایج برای اندازه گیری نقدینگی و نمونه های فرعی مختلف قوی هستند.
1. معرفی
مطالعات قبلی ارتباط بالقوه ای بین ساختار سرمایه و فعالیت های بازار سهام برقرار می کند (آندرس ، کامینگ ، کارابیبر ، و شووایزر ، استناد 2014). علاوه بر عوامل متداول مانند فرصت های رشد ، اندازه شرکت و سودآوری که در ادبیات به خوبی ثبت شده است (VO ، استناد به 2017) ، نظریه های ساختار سرمایه اخیر نشان می دهد که نقدینگی نیز تعیین کننده اساسی تصمیم سرمایه است. طبق گفته های هنسی و وایت (استناد 2005) و وستون ، باتلر و گرولون (استناد 2005) ، شرکت هایی با سطح پایین تر از سهام مایع ممکن است هزینه های صدور بالاتری داشته باشند ، در نتیجه هزینه های بالاتر در مقایسه با شرکت های دارای ارزش مایع بیشتر. پس از ادبیات ، بنگاهها همیشه با مسئله تجارت خالص سهام در برابر سود خالص مالیات بدهی روبرو هستند. بنابراین ، شرکت های دارای نقدینگی کمتر ممکن است توسط سهام کمتری و بدهی بیشتری تأمین شوند.
در همان جریان ، تعدادی از مقالات قبلی در مورد پیوند بین نقدینگی سهام و ساختار سرمایه (Frieder & Martell ، Citation 2006 ؛ Lipson & Mortal ، Citation 2009 ؛ Udomsirikul ، Jumreovong ، & Jirapo ، استناد 2011) شرکت های دارای سهام پایین تر را پیدا می کنند. نقدینگی تمایل بیشتری دارد. با این حال ، نتایج این مطالعات منحصراً در یک بازار خاص متمرکز است. بنابراین مهم است که بررسی کنیم که آیا این یافته ها می تواند در سایر کشورها با تفاوت در سطح اقتصاد و توسعه مالی و عدم تقارن اطلاعات گسترش یابد. مطالعه ما اولین کسی است که این موضوع را در یک زمینه بین المللی مورد بررسی قرار داده است.
از طرف دیگر ، بسیاری از مطالعات در مورد نقش محیط های نهادی در تعیین ساختار سرمایه شرکت در سراسر کشورها نگران هستند (غرفه ، آیوازین ، دمیرگوک-کانت ، و مکسیموویچ ، استناد 2001 ؛ جانکوف ، هارت ، مک لیش ، و شلیفر ، استناد 2008 ؛ طرفداران، تیتمن ، و توییت ، استناد 2012 ؛ جیانتی ، استناد 2003 ؛ لا پورتا ، لوپز-دی سیلنس ، شلیفر ، و ویشنی ، استناد 1997 ، استناد 1998a ؛ راجان و زینگالس ، استناد 1995). به طور خاص ، جنسن (استناد 1993) و لا پورتا و همکاران.(استناد 1998a) نشان می دهد که یک محیط قوی نهادی ، به عنوان یک ابزار کنترل خارجی ، ممکن است درگیری های نمایندگی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. بدین ترتیب ، سرمایه گذاران امن تر هستند و شرکت ها در کشورهایی که محیط اطلاعات شفاف را ارائه می دهند بسیار با ارزش هستند (جین و مایرز ، استناد 2006 ، استناد 1998b ؛ لا پورتا و همکاران ، استناد 1998a ، استناد 2002 ؛ مورک ، یون و یو ، استناد 2000))بشردر نتیجه ، بنگاهها ممکن است بیشتر به تأمین اعتبار سهام اعتماد کنند تا اینکه به استفاده از آن بپردازند. با این وجود ، هنوز هم حجم نور از تحقیقات در مورد تأثیر محیط اطلاعات در سطح کشور بر تصمیم ساختار سرمایه شرکت ها وجود دارد.
برای پر کردن شکاف ادبیات ، این مقاله به سؤالات تحقیق زیر می پردازد: i) نقدینگی بازار سهام چگونه بر ساختار سرمایه شرکت تأثیر می گذارد؟و ب) آیا این اثر به سطح محیط نهادی بستگی دارد؟در این مقاله با استفاده از یک مجموعه داده های بین المللی جامع که شامل 19،939 شرکت در 41 کشور از سال 2000 تا 2010 است. شامل انحرافات زیادی در اطلاعات شرکت و محیط زیست ، این مجموعه داده ها تجزیه و تحلیل و درک بهتری در مورد پیوند نقدینگی و ساختار سرمایه تحت تأثیراز محیط مختلف نهادی.
نقدینگی یک شاخص مهم کیفیت بازار سهام است (Atawnah ، Balachandran ، Duong ، & Podolski ، Citation 2018). در این مقاله ، نقدینگی سهام توسط دو شاخص رایج اندازه گیری می شود: درصد گسترش موثر و اندازه گیری نقدینگی Amihud. برای ساختن پروکسی برای محیط نهادی ، ما شش متغیر سطح کلان از جمله شاخص خوب دولت را در نظر می گیریم (مورک و همکاران ، استناد 2000) ، شاخص استاندارد حسابداری (لا پورتا و همکاران ، استناد 1998a) ، شاخص نمره افشای اطلاعات (جین و مایرز، استناد 2006) ، شاخص کیفیت نظارتی (Kaufma ، Kraay ، & Mastruzzi ، Citation 2009) ، شاخص اثربخشی دولت (Kaufma et al. ، استناد 2009) و پذیرش استاندارد گزارشگری مالی (IFRS) در سطح کشور (Compustat Database Global Compustat). تجزیه و تحلیل ما همچنین برای ویژگی های مختلف خاص شرکت ، اثرات مستقر در کشور ، مستقر در صنعت و سالانه کنترل می شود تا امکان متغیرهای حذف شده را از بین ببرد.
نتایج ما نشان می دهد که نقدینگی بالاتر از بازار سهام با اهرم کمتر همراه است. این نتایج نه تنها هم برای اهرم بازار و هم برای اهرم کتاب بلکه در میان نمونه های زیر نمونه ها ، از جمله نمونه جهانی ، نمونه کشورهای توسعه یافته و در حال ظهور نمونه ، بازارهای ایالات متحده و غیر آمریکایی و در دوره بحران و دوره غیر بحران سازگار است.
علاوه بر این ، ما بررسی می کنیم که آیا محیط های نهادی بر پیوند بین نقدینگی سهام و ساختار سرمایه تأثیر می گذارد یا خیر. بر اساس مطالعات قبلی ، در کشورهایی که دارای محیط های قوی نهادی هستند ، درگیری آژانس می تواند از بین برود و بنگاه ها کمتر به تأمین اعتبار بدهی تکیه می کنند (جنسن ، استناد 1993 ؛ لا پورتا و همکاران ، استناد 1998a). بنابراین ما انتظار داریم که افزایش درجه محیط نهادی ، رابطه منفی بین نقدینگی بازار سهام و اهرم را تضعیف کند. این تأثیر با ترکیب اصطلاحات تعامل بین پروکسی های نقدینگی و محیط های نهادی در سطح کشور در مدل ما مورد بررسی قرار می گیرد. نتیجه انتظار ما را در مورد تأثیر محیط نهادی در رابطه با نقدینگی و متوسط تأیید می کند. این یافته نشان می دهد که با کاهش عدم تقارن اطلاعات ، بهبود کیفیت موسسات سطح کشور ممکن است هزینه عدالت را کاهش دهد.
این تحقیق از چندین منظر به ادبیات موجود کمک می کند. اول ، مطالعه ما درک بهتری از رابطه بین نقدینگی سهام و تصمیم ساختار سرمایه در یک محیط بین المللی ارائه می دهد. ما همچنین نشان می دهیم که تأثیر نقدینگی سهام بر تصمیم ساختار سرمایه شرکت ها در کشورهای دارای محیط های نهادی در سطح کشور به طور قابل توجهی متفاوت است. به طور خاص ، اطلاعات شفاف تر و مکانیسم حاکمیت قوی تر می تواند رابطه منفی بین نقدینگی سهام و اهرم شرکت را کاهش دهد.
باقیمانده این مطالعه به شرح زیر است. بخش 2 در مورد بررسی ادبیات و توسعه فرضیه ها بحث می کند. بخش 3 منابع داده ما و روش ساخت و ساز متغیر را شرح می دهد. بخش 4 نتایج تجربی پیوند بین نقدینگی سهام ، تصمیمات ساختار سرمایه شرکت ها و محیط های نهادی را نشان می دهد و بحث می کند. بخش 5 مقاله را نتیجه می گیرد.
2. بررسی ادبیات و توسعه فرضیه
مقاله فعلی بر اساس رابطه قبلی بین نقدینگی بازار سهام و اهرم بنگاهها و تأثیر محیطهای نهادی ساخته شده است. Stoll و Whaley (استناد 1983) نشان می دهند که هزینه های معامله سهام ممکن است مربوط به ارزیابی سرمایه گذاری سهام باشد. این واقعیت را توضیح می دهد که سرمایه گذاران سرمایه گذاری در سهام کوچک و غیرقانونی ممکن است برای جبران ریسک نقدینگی به نرخ بازده بالاتری نیاز داشته باشند. فرضیه در مورد ارتباط بین نقدینگی سهام و بازده سهام نیز توسط Amihud و Medelson ارائه شده است (استناد 1986). آنها یک مدل رسمی را توصیه می کنند که در آن سرمایه گذاری سهام به دلیل هزینه های بالای معاملات به نرخ بازده بالاتری نیاز دارد. آنها همچنین دلالت بر این دارند که ارزش گذاری شرکت را می توان با این ارتباط به طور قابل توجهی توضیح داد. با تمرکز بر هزینه های صدور سهام ، باتلر ، گرولون و وستون (استناد 2005) نشان می دهد که سهام با نقدینگی بالا هزینه های کمتری را برای بانک های سرمایه گذاری می پردازند. این نوع هزینه ها باید به عنوان یک هزینه ضمنی در نظر گرفته شود که شرکت ها از منابع مالی خارجی سهام خود را جمع می کنند. تأثیر قابل توجهی از نقدینگی بر بازده مورد انتظار بنگاهها نیز در بسیاری از تحقیقات دیگر ارائه شده است (Acharya & Pedersen ، Citation 2005 ؛ Easley ، Hvidkjaer ، & O'Hara ، Citation 2002 ؛ Easley & O'Hara ، Citation 2004 ؛ Pástor & Stambaugh ،استناد 2003).
مطالعات قبلی حاکی از آن است که بنگاههای دارای نقدینگی بالاتر نسبت به بنگاه هایی که نقدینگی کمتری دارند ، هزینه سهام کمتری دارند و این باعث پیوند بین هزینه سهام و ساختار سرمایه می شود. تئوری های تجارت ساختار سرمایه نشان می دهد که شرکت ها با تجارت از هزینه خالص سهام و هزینه خالص بدهی که تحت تأثیر سپر مالیاتی قرار دارد ، اهرم بهینه را انتخاب می کنند. ثابت نگه داشتن عوامل دیگر ، اگر عاملی که هزینه سهام را افزایش می دهد ، به عنوان مثالکاهش نقدینگی ، باید تأمین اعتبار از طریق حقوق صاحبان سهام کمتر از تأمین اعتبار بدهی باشد و منجر به اهرم بالاتر بنگاه ها شود.
از این پیش بینی نظری ، مطالعات در حال رشد وجود دارد. فریدر و مارتل (استناد 2006) توجه داشته باشید که بین نقدینگی و اهرم ارتباط منفی وجود دارد. لیپسون و فانی (استناد 2009) ادعا می کنند که پیوند بین نقدینگی و ساختار سرمایه قابل توجه است. به ویژه ، آنها می دانند که شرکت هایی که دارای سهام نقدینگی بیشتری هستند باید توسط سهام بیشتری تأمین شوند و اهرم کمتری داشته باشند. علاوه بر این دو مطالعه که شواهد تجربی را در شرکتهای آمریکایی ارائه می دهند ، Udomsirikul و همکاران.(استناد به 2011) تأثیر نقدینگی بر ساختار سرمایه در تایلند را بررسی کنید ، جایی که بازارهای سرمایه کمتری دارند ، اعتبار بانکی شیوع بیشتری دارد و مالکیت شرکت ها در مقایسه با ایالات متحده با وجود تفاوت های فوق بسیار متمرکز تر است ، مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه نشان می دهد که این مطالعه حاکی از آن است. شرکت های دارای نقدینگی بالا اهرم قابل توجهی پایین دارند.
بر اساس بحث فوق ، اولین فرضیه ما به شرح زیر بیان شده است:
H1بنگاههای دارای نقدینگی بالاتر از بورس سهام تمایل به اهرم کمتری دارند
این فرضیه توسط تئوری تجارت ایجاد می شود که فرض می کند شرکت های دارای نقدینگی سهام بالاتر باید هزینه حقوق صاحبان سهام کمتری داشته باشند و کمتر از آن استفاده کنند. با این حال ، همچنین می توان این ارتباط را با تئوری نظم pecking که توسط مایرز و ماجلوف پیشنهاد شده است ، توضیح دهد (استناد 1984). براساس استدلال های آنها ، تأمین مالی بدهی بسیار حساس به اطلاعات است ، در حالی که تأمین اعتبار سهام نسبت به مشکل انتخاب نامطلوب حساس ترین است. در نتیجه ، سرمایه گذاران سهام عدالت به حق بیمه بالاتری نیاز دارند. در واقع ، نقدینگی پایین ممکن است حاکی از انتخاب نامطلوب بالاتر باشد و احتمالاً با سهام کمتری و اهرم بیشتر به پایان می رسد.
در یک محیط بین المللی ، داستان ما به دلیل الگوهای مختلف تأمین مالی ناشی از تغییرات در موسسات ، چارچوب های قانونی و سایر عوامل در کشورها جالب تر می شود (Djankov et al. ، Citation 2008 ؛ Fan et al. ، Citation 2012 ؛ Jalal ، استناد 2007). به طور خاص ، همانطور که جنسن (استناد 1993) نشان می دهد ، محیط نهادی به سیستم های نظارتی ، حقوقی و سیاسی اشاره دارد که عوامل کنترل خارجی مؤثر برای مقابله با مشکلات اطلاعات نامتقارن است. از این رو ، بنگاه های بازارهای سرمایه که دارای محیط های نهادی قوی هستند ، در سطح کلان و بدون هیچ هزینه افزایشی محافظت می شوند. این امکان وجود دارد که در این کشورها ، مؤسسات قوی تأثیر عدم تقارن اطلاعات را بر اهرم شرکت ها ایجاد کنند و از این طریق پیوند منفی بین نقدینگی بازار سهام و اهرم کاهش می یابد.
ما فرضیه دوم خود را به شرح زیر رسمی می کنیم:
H2ارتباط منفی بین نقدینگی بازار سهام و اهرم در کشورهایی با موسسات قوی افزایش یافته است.
3. تعریف و مدل متغیر
3. 1تعریف متغیر
متغیرهای اصلی ما اقدامات مربوط به نقدینگی سهام ، اهرم و ویژگی های نهادی است. داده ها از منابع معتبر مختلف برای ساخت متغیرهای کلیدی و کنترل جمع آوری می شوند. به ویژه ، اطلاعات مالی شرکت از WorldScope به دست می آید در حالی که داده های معامله بازار که برای اندازه گیری متغیرهای نقدینگی استفاده می شود از TRTH و DataStream است. ما محیط های نهادی در سطح کشور را به شش روش اندازه گیری می کنیم: شاخص خوب دولت (مورک و همکاران ، استناد 2000) ، شاخص استاندارد حسابداری (لا پورتا و همکاران ، استناد 1998a) ، شاخص نمره افشای اطلاعات (جین و مایرز ، استناد 2006) ،شاخص کیفیت نظارتی (Kaufma و همکاران ، استناد 2009) ، شاخص اثربخشی دولت (Kaufma و همکاران ، استناد 2009) ، و پذیرش استاندارد گزارشگری مالی (IFRS) در سطح کشور (پایگاه داده جهانی Compustat. نمونه نهایی داده های ما شامل 19. 939 استشرکت ها در 21 کشور توسعه یافته و 20 کشور نوظهور برای این دوره از 2000 تا 2010.
3. 2اقدامات مربوط به نقدینگی سهام
ما نقدینگی سهام را با دو متغیر اندازه گیری می کنیم: از دو طریق: اول ، درصد گسترش درصد که از داده های تجارت محاسبه می شود (Chordia ، Roll ، & Subrahmanyam ، Citation 2000). و دوم ، اندازه گیری نقص که با استفاده از بازده سهام و حجم معاملات محاسبه می شود. خاطرنشان می شود که هر دو این اقدامات معکوس نقدینگی هستند (Amihud ، استناد 2002).
درصد سود به عنوان دو برابر قدر مطلق تفاوت بین قیمت معامله و نقطه میانی قیمت پیشنهادی و قیمت درخواستی محاسبه می شود که سپس بر نقطه میانی قیمت پیشنهادی و قیمت درخواستی تقسیم می شود. مقدار بالاتر اسپرد با درصد مؤثر برای یک سهم معین نشان می دهد که سهام نقدشوندگی کمتری دارد (بیشتر نقدشوندگی). طبق گفته گائو و ژو (نقل به نقل از 2015)، این معیار قابل اثبات ترین معیار برای جذب نقدینگی کلی است. برآوردگر نقدینگی مورد استفاده در آمیهود (نقل 2002) نسبت روزانه ارزش مطلق بازده سهام به حجم معاملات دلاری آن است. این نسبت نقدینگی مبتنی بر حجم در واقع یک شاخص عدم نقدینگی است و پاسخ قیمت روزانه به یک دلار از حجم معاملات را منعکس می کند. به عبارت دیگر، این برآوردگر عدم نقدشوندگی نشانگر تأثیر قیمت سهام نیز می باشد. به طور متوالی، تأثیر قیمت محتوای اطلاعاتی و دشواری معامله را آشکار می کند و یک عامل کلیدی اسپرد است. نسبت عدم نقدشوندگی بالا با سطح بالایی از انتخاب نامطلوب در اطراف شرکت ها همراه است.
3. 3. متغیرهای نهادی
برای نشان دادن محیط سازمانی، شش متغیر کلان شامل شاخص دولت خوب، شاخص استاندارد حسابداری، شاخص امتیاز افشا، شاخص کیفیت نظارتی، شاخص اثربخشی دولت و پذیرش IFRS در سطح کشور را در نظر می گیریم.
ما از شاخص دولت خوب ساخته شده توسط مورک و همکاران استفاده می کنیم.(استناد 2000) به عنوان نماینده ای برای اندازه گیری حمایت از حقوق مالکیت خصوصی. این به عنوان مجموع سه فهرست از La Porta و همکاران محاسبه می شود.. این شاخص ها از 0 تا 10 متغیر است. هرچه مقدار هر شاخص پایین تر باشد ، کمتر از آنکه مالکیت خصوصی رعایت شود. La Porta و همکاران.(استناد 1998b) شاخص فساد را به عنوان ارزیابی فساد در دولت توسط راهنمای بین المللی ریسک کشور (ICR) تعریف کنید ، در حالی که خطر شاخص سلب مالکیت ارزیابی ICR از خطر "مصادره آشکار" یا "ملی شدن اجباری" است. خطر ابتلا به شاخص قراردادهای انکار دولت ، ارزیابی ICR از خطر "اصلاح در یک قرارداد است که به شکل تکذیب ، تعویق یا کاهش مقیاس" به دلیل "کاهش بودجه ، فشار بومی سازی ، تغییر در دولت یا یک مورد است. تغییر در اولویت های اقتصادی و اجتماعی دولت ". شاخص خوب دولت به عنوان اقدامات ما برای کشورهای نوظهور بسیار پایین است و برای اقتصادهای توسعه یافته بسیار بالا است.
یکی دیگر از پروکسی ها برای محیط نهادی ، شاخص استاندارد حسابداری است که از La Porta و همکاران گرفته شده است.(استناد 1998a). این اقدام با گزارش های سالانه سال 1990 شرکت های بررسی و رتبه بندی در مورد گنجاندن یا حذف 90 مورد خاص حسابداری تهیه شده است. اینها در هفت دسته از جمله اطلاعات عمومی ، صورتهای درآمد ، ترازنامه ، بیانیه جریان وجوه ، استانداردهای حسابداری ، داده های سهام و موارد خاص قرار می گیرند.
ما همچنین شامل رتبه های کشور در یک شاخص شفافیت ، شاخص نمره افشای اطلاعات هستیم. این شاخص اندازه گیری سطح افشای مالی و در دسترس بودن اطلاعات به سرمایه گذاران است ، که بر اساس نتایج نظرسنجی در مورد سطح و اثربخشی افشای مالی در گزارش سالانه رقابت جهانی در سال های 1999 و 2000 محاسبه می شود (جین و مایرز ، استناد 2006). لازم به ذکر است که مقدار بالاتری برای شاخص نمره افشای نشانگر میزان شفافیت بالاتری است.
دو پروکسی بعدی برای محیط زیست نهادی ، یعنی شاخص کیفیت نظارتی و شاخص اثربخشی دولت ، دو بعد مدیریت است. کیفیت نظارتی درک سرمایه گذاران از توانایی دولت در تدوین و اجرای سیاست ها و مقررات صوتی را که اجازه و ترویج توسعه بخش خصوصی را می دهد ، ضبط می کند. در همین حال ، شاخص اثربخشی دولت نشانگر درک سرمایه گذاران از کیفیت خدمات عمومی ، کیفیت خدمات ملکی و میزان استقلال آن از فشارهای سیاسی ، کیفیت تدوین و اجرای سیاست و اعتبار تعهد دولت به چنین سیاست هایی است. بشر
اتخاذ استاندارد گزارشگری مالی بین المللی (IFRS) در بسیاری از کشورها در سراسر جهان از سال 2005 یک رویداد مهم از بازارهای جهانی سرمایه بود (Cais ، Citation 2004). IFRS به عنوان مجموعه ای از استانداردهای حسابداری با کیفیت بالا در نظر گرفته می شود که شفافیت و مقایسه را بهبود می بخشد. بنابراین ، کیفیت کلی گزارشگری مالی و کارآیی بازارهای سرمایه را بهبود می بخشد (مقررات EC شماره 1606/2002). بنابراین ، ما متغیر ساختگی ، پذیرش IFRS را در سطح کشور برای اندازه گیری محیط نهادی قرار می دهیم. ما این متغیر را برابر با 1 تعیین می کنیم اگر یک کشور استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی را در یک سال معین اتخاذ کند و در غیر این صورت صفر باشد. این اطلاعات از پایگاه داده جهانی Compustat گرفته شده است.
3. 4متغیرهای کنترل
پس از ادبیات ، متغیرهای کنترل ما مجموعه ای از متغیرهای خاص شرکت هستند که به طور بالقوه ممکن است بر ساختار سرمایه و نقدینگی سهام تأثیر بگذارد. ملموس بودن دارایی (TANG) نسبت دارایی خالص ، گیاه و تجهیزات به ارزش کتاب کل دارایی ها است. اندازه شرکت (اندازه) توسط لگاریتم طبیعی ارزش کتاب دارایی های کل که به دلار آمریکا آمده است محاسبه می شود. نسبت کتاب به بازار (BM) ، که نشانگر فرصت رشد است ، توسط لگاریتم طبیعی نسبت سهام کتاب به بازار اندازه گیری می شود. نسبت سهام بازده (ROA) به عنوان درآمد خالص قبل از اینکه کالاهای فوق العاده ای که توسط ارزش کتاب کل دارایی ها مقیاس شده است ، تعریف می شود. تحقیق و توسعه (R& D) به عنوان هزینه های تحقیق و توسعه توسط ارزش کتاب دارایی های کل محاسبه می شود. جریان نقدی (CF) درآمد خالص قبل از موارد فوق العاده (منهای سود سهام) است که بر اساس ارزش کتاب کل دارایی ها (منهای نقدی و معادل پول نقد) تقسیم می شود. پوشش تحلیلگر (ANA) به عنوان لگاریتم طبیعی یک به علاوه تعداد تحلیلگران مالی که یک شرکت را پوشش می دهد تعریف شده است. سرانجام ، میانگین صنعت اهرم بازار (IndLev (M)) و میانگین صنعت اهرم کتاب (IndLev (B)) به ترتیب به عنوان میانگین بازار و اهرم کتاب ، صنعتی که یک شرکت به آن تعلق دارد ، نشان داده شده است.
3. 5مدل ها
ما تجزیه و تحلیل ها را در این جلسه با بررسی چگونگی تأثیر نقدینگی عدالت بر اهرم بازار آغاز می کنیم. به ویژه ، ما رگرسیون متقابل اهرم را در متغیر نقدینگی سهام که در آن ویژگی های شرکت کنترل می شود ، انجام می دهیم. ما از دو پروکسی جایگزین برای اهرم استفاده می کنیم که شامل اهرم بازار و اهرم کتاب است. به طور رسمی ، مدل رگرسیون پایه ما به شرح زیر نشان داده شده است: (1) L E V I = α 0 + β 1 L I Q I + C O N T R O L S I + ε I (1)
جایی که لوiبازار و اهرم کتاب شرکت I را نشان می دهد ، که به عنوان ارزش کتاب کل بدهی تقسیم بر مبلغ ارزش بازار سهام و ارزش کتاب کل بدهی و ارزش کتاب کل بدهی تقسیم شده بر ارزش کتاب کل دارایی اندازه گیری می شود.، به ترتیب. لقاءiنقدینگی سهام به عنوان یک ورود به میانگین درصد افزایش موثر روزانه تعریف شده است. کنترلiآیا مجموعه ای از متغیرهای کنترل خاص شرکت I ، از جمله ملموس بودن دارایی (TANG) ، اندازه شرکت (اندازه) ، نسبت کتاب به بازار (BM) ، نسبت دارایی بازده (ROA) ، هزینه های تحقیق و توسعه است.(تحقیق و توسعه) ، جریان نقدی (CF) ، پوشش تحلیلگر (ANA) ، متوسط صنعت اهرم بازار (Indlev (M)) و میانگین صنعت اهرم کتاب (IndLev (B)). رگرسیون پایه در سه گروه از مقیاس نمونه تخمین زده می شود: کره زمین ، کشورهای توسعه یافته و کشورهای نوظهور. در رگرسیون ، ما اثرات ثابت کشور را برای کنترل اختلافات احتمالی در کشورها و اثرات ثابت صنعت در نظر می گیریم تا تفاوت در پاسخ های صنعت به اهرم شرکت را به خود اختصاص دهد. همه مدل ها با خطاهای استاندارد قوی تخمین زده می شوند تا در شرایط خطای سطح شرکت ، ناهمگونی را فراهم کنند.
علاوه بر این ، به منظور بررسی تأثیر محیط نهادی بر پیوند بین نقدینگی بازار سهام و ساختار سرمایه ، ما از معادله زیر استفاده می کنیم: (2) l e v i = α 0 + β 1 l i q i + β 2 l i q i ∗ i e + i e e+ c o n t r o l s i + ε i (2)
جایی که IE متغیرهای نهادی است که در بخش قبلی تعریف شده است.
4. نتایج و بحث در مورد نتایج
4. 1آمار تشریحی
در جدول 1 آمار خلاصه ای از اهرم بازار شرکت ، اهرم کتاب و نقدینگی سهام برای هر یک از 41 کشور ارائه شده است. به عنوان یک قاعده کلی ، به نظر می رسد که بازارهای نوظهور در مقایسه با بازارهای توسعه یافته دارای اهرم بالاتری و نقدینگی سهام پایین تر هستند. به طور خاص ، در حالی که وسیله اهرم بازار و اهرم کتاب اقتصادهای توسعه یافته به ترتیب 0. 170 و 0. 204 است ، به ترتیب میانگین این دو شاخص در اقتصادهای نوظهور به ترتیب 0. 231 و 0. 260 است. علاوه بر این ، میانگین نقدینگی در کشورهای توسعه یافته و کشورهای نوظهور به ترتیب 429 پوند و 498 - 429 است. این دلایل ممکن است در کشورهای نوظهور باشد که با بازارهای سرمایه کمتر توسعه یافته ، مالکیت بیشتر شرکتها و سطح بالاتر عدم تقارن اطلاعات مشخص می شوند. این بدان معناست که به دلیل شیوع وام های بانکی ، شرکت های در بازارهای نوظهور از بازارهای سرمایه مالی کمتری دریافت می کنند. این واقعیت به طور بالقوه باعث می شود نقدینگی در تصمیم ساختار سرمایه کمتر مرتبط باشد.
فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : 32 تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 17:09