مصاحبه: رابرت Devereaux ، نویسنده سانتا گام های خارج

ساخت وبلاگ

رابرت Devereaux از اواخر دهه 1980 خوانندگان وحشتناک بوده است ، هنگامی که داستان کوتاه وی در صفحات مقدس مجله Pulfouse ، Crank ظاهر شد! و قصه های عجیباز آن زمان او چندین رمان ترسناک بازار انبوه را تألیف کرده و نام خود را در رای گیری نهایی برای برام استوکر و جوایز فانتزی جهانی پیدا کرده است.

احتمالاً او مشهورترین (بدنام؟) به خاطر رمان خود در سال 1998 ، سانتا استان است ، که همه نمادهای تعطیلات مورد علاقه ما را به عنوان موجودات مضحک ، که به میل شخصی و قادر به خیانت ماساژ تبدیل می شود ، تصور می کند. با کمک روزهای اولیه تابلوهای پیام اینترنتی و کلمه دهان ، سانتا به سرعت به یک کلاسیک افسانه ای وحشت تعطیلات تبدیل شد. تا به امروز ، نه یک کریسمس بدون اینکه طرفداران خود را در مورد تجربه باکره خود منعکس کنند - زمانی که سانتا Devereaux برای اولین بار درک خود را از هر آنچه که مقدس هستند تغییر داد.

رابرت به اندازه کافی مهربان بود تا از برنامه نوشتن خود فاصله بگیرد تا در مورد حرفه طولانی خود و چگونگی رسیدن سانتا صحبت کند.

جاستین: رابرت ، افتخاری برای گپ زدن با شما !! Santa Step Out یکی از رمان های مورد علاقه من است و من سوالات زیادی دارم. البته من باید اول بپرسم - این کتاب عجیب و غریب چگونه درون سر شما قرار گرفت؟

رابرت: هنگام مطالعه تراژدی یونان و درام الیزابتان برای دکترا ، من دو رمان را ترسیم کردم. اولین ، بازخوانی اسطوره ادیپوس ، منجر به امضای من با یک نماینده نیویورک شد اما هیچ فروش ندارد. دوم ، سانتا قدم برداشت: یک افسانه برای بزرگترها ، به عنوان یک طرح ساده از ایده ها آغاز شد. برای مدت طولانی ، هیچ چیز به نظر نمی رسید ، اما پس از آن من اصلی ترین رمان را کشف کردم: سنت نیکلاس یک بار تابه همه چیز و پرشور بود. و پری دندان دندان ها ، سکه های شات و کودکان را در تاریکی ترین قسمت روح خود می خورد.

جاستین: من تعجب نمی کنم که هنگام نوشتن با هنر عالی محاصره شده اید. سانتا شما شخصیتی با نقص کلاسیک است و طنز تاریک این رمان به طرز چشمگیری شکسپیر است. چه تکنیک هایی از این نبوغ ها بیشتر بر شما تأثیر گذاشت؟

رابرت: دیوید جی. هارتول، ویراستار افسانه ای داستان های علمی تخیلی و ترسناک که خیلی جوان از دنیا رفت، یک بار در کلاس Clarion West در سال 1990 گفت: «وقتی می خواهید به اندازه یک نویسنده مشهور خوب باشید، به اندازه خودتان هدف داشته باشید. احتمالاً می تواند.»من نمی توانم به تکنیک خاصی از آن مجموعه عظیم داستان سرایی الهام بخش که مرا به بابانوئلم رساند اشاره کنم، اما می گویم که پایه گذاری کامل در کلاسیک ها و همچنین بازی تعداد انگشت شماری از سرنخ های شکسپیر به من کمک کرده است. کار خلاقانه. من از همه نویسندگان نوظهور می خواهم که خود را در دریای وسیعی از خروجی های خلاقانه ای که در دسترس آنهاست غوطه ور کنند. اگر ممکن است (اگر نه، آن را چنین کنید!)، راه هایی را بیابید که صدایی کامل و اندام کامل به شخصیت هایتان ببخشید، چه از طریق اجرای تئاتر، استندآپ کمدی، گروه های اصلاح کننده و غیره.

جاستین: در نقدم درباره داستان طولانی و جذاب پشت صحنه انتشار نهایی بابانوئل می نویسم. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که از آن دست بکشید؟

رابرت: نه یک بار. خوشبختانه، به اندازه کافی عوامل آن را نمونه برداری کردند و دوست داشتند که به من در انتشار نهایی آن اطمینان داشته باشم، مهم نیست چقدر طول می کشد. یکی از قهرمانان رمان من خود دیوید هارتول بود. دیوید سخت کار کرد تا با Tor Books معامله کند. سپس، هنگامی که این موضوع از بین رفت، او قول داد که اگر هیچ یک از خانه های نیویورک این کار را نکنند، خودش آن را منتشر خواهد کرد.

می خواهم فکر کنم حتی بدون بازخورد مثبت دیوید هم قوی می ماندم، اما البته سخت تر بود. من همچنین مدیون ویراستار باهوش پت لوبروتو و جیسون بوبرگ هستم که اولین نسخه را از Dark Highway Press منتشر کرد. او یک نسخه چاپی ستاره ای را گردآوری کرد که به صورت جداگانه شماره گذاری شده، امضا شده و با تصاویر کامل شده است. ارزش آن همه سال صبر را داشت.

جاستین: و بدین ترتیب، در 1 آوریل 1998، کتاب شما در جهان منتشر شد. در چه مرحله ای متوجه شدید که بابانوئل در حال توسعه یک فرقه است؟

رابرت: همانطور که ممکن است تصور کنید، این یک درک تدریجی بود. نقطه عطف زمانی اتفاق افتاد که در یک کنوانسیون وحشت جهانی، با دان داوریا، سردبیر پیشرو Leisure Horror در دوران اوجش آشنا شدم. اگر سر و صدای کافی در مورد Santa Steps Out وجود نداشت، ممکن بود دان آن را به این راحتی برای خط بازار انبوه خود انتخاب نمی کرد. اما او این کار را انجام داد، و رمان کریسمس جسور، عزیز و تاریک من جان تازه ای پیدا کرد.

جاستین: این شومیز مخاطبان اصلی گسترده ای را به همراه داشت ، از جمله یک مرد اوهایو که می خواست کتاب شما را از Kroger ممنوع کند. چه واکنشهای به یاد ماندنی هواداران/منتقد دیگر دریافت کرده اید؟

رابرت: در طی این سالها واکنش های فراوانی وجود داشته است ، همانطور که از بررسی های آمازون و Goodreads من دیده می شود. من خیلی ترجیح می دهم روی خوانندگانی که با کاری که قصد انجام آن را داشتم طنین انداز باشم. در اینجا یکی از موارد مورد علاقه من ، از Adam-Troy Castro:

اولین باری که یک داستان Robert Devereaux را خوانده ام ، می دانستم که نگهبانان وی جو دوسر او را سنبله کرده اند. سانتا از این امر شواهدی است که نشان می دهد آنها به شدت دوز را بالا می برند. یک افسانه شهوانی وحشی که عواقب اغواگری سنت نیک توسط پری دندان را ردیابی می کند ، این به صورت سکسی ، خنده دار ، وحشتناک ، جادویی ، ناخالص ، دلسوز ، وحشتناک ، درخشان ، فوق العاده ، غیر قابل مقاومت و مضطرب است. بشربشرو تنها چشم انداز دلهره آور تر از چرخاندن هر صفحه برای دیدن جایی که Devereaux بی شرمانه قصد دارد ما را به سمت بعدی برساند ، مشتاقانه منتظر فریادهای اجتناب ناپذیر از ناراحتی از آن خوانندگان ناخواسته است که انتظار داشتند چیزی با رتبه G کاملاً ایمن داشته باشند.

جاستین: شما تعدادی از دنباله های سانتا را نوشتید که در آن جن های قدیمی قدیمی در موضوعات اجتماعی/سیاسی شرکت می کنند. اوهوموفوب ها را فتح می کنددر کتاب دو وترامپ را ترامپ می کنددر قسط چهارمآیا از ابتدا سانتا را به عنوان یک شخصیت سیاسی تصویر کردید؟

رابرت: رمان های پیگیری من در Chronicles بابا نوئل او را در رویارویی با نمونه های غیراخلاقی یا غیر اخلاقی غیرانسانی می یابند. من لزوماً این را سیاسی نمی بینم ، بلکه به توصیه فرشتگان بهتر ما ، در مورد مهربانی ، همدلی و گنجاندن ، به توصیه فرشتگان بهتر ما می پردازیم. Scrotus McShitgibbon وارد می شودخدا و بابانوئل ترامپ ترامپنه به عنوان یک بیانیه سیاسی بلکه به عنوان ادعای علیه هیولاهای انسانی و اخلاق ، همدلی و پیشنهادات کافی از عقل برای نجات سیاره ما و داشتن شبح فرصتی برای تحقق بهشت بر روی زمین.

جاستین: در سال 2020 ، سانتا برای اولین بار به عنوان کتاب صوتی منتشر شد. روایت شده ، نه کمتر ، توسط نویسنده و استعداد آواز ، چت ویلیامسون. واکنش های شما وقتی شنیدید که رمان "در این قالب جدید" اجرا می شود؟

رابرت: من آن را دوست داشتم! چت با اثری که در خیالی و وحشت مانند سانتا قدم می زند ، در عنصر خودش و همچنین در من است. من و من به پایان رسیدیم تا این رمان را با فرمت کتاب صوتی ایجاد کنیم. و چت موفق شد از قصد من ، چه از نظر لحن و چه حادثه ، در حالی که یک صدای منحصر به فرد به هر جن ، به سانتا و همسرش ، به پری دندان ، اسم حیوان دست اموز عید پاک ، و به فانی های مختلفی که توسط سفید نرم و نرم می شوند ، احترام بگذارد. دست و پنجه نرم از کت و شلوار قرمز سانتا.

جاستین: بعدی برای سانتا چیست؟من فکر نمی کنم هالمارک برای اقتباس فیلم به شما نزدیک شده است؟

رابرت: هالمارک در واقع در حضور در فرصت بزرگ سازی بزرگ خود ، بله ، بسیار مهیج بوده است. یکی از هواداران مشتاق من آرزو می کند که این داستان را در خاک رس دیدن کند ، که در واقع هلو مشتاق خواهد بود. در ضمن ، از آنجا که سنت نیک روانپزشکی انسان را دربابانوئل جهان را نجات می دهدبه منظور پرداختن به نقاط ضعف بیشمار بشریت ، به من دشوار است که به زودی هر زمان که به قطب شمال بپردازیم ، به زودی تجدید نظر کنید. اما از آنجا که آنها هرگز کاملاً نزدیک به گفتن نیستند ، "هرگز نگویید ،" هرگز نگو هرگز. "

جاستین: من مطمئن هستم که بسیاری از طرفداران پس از اتمام سریال سانتا با کار شما وسواس می کنند. کدام یک از کتابهای شما را باید بعدی بخوانیم؟

رابرت: علاقه زیادی به آن وجود دارداولین کتاب کودک از گه های جدی لعنتی، مجموعه ای از داستان های کوتاه من. این یکی نیز اخیراً با عملکردی توسط Edoardo Ballerini باورنکردنی ، درمان کتاب صوتی را نیز دریافت کرده است. در مورد رمان ها ، الهام بخش Splatterpunk وجود داردناچیزو Caliban وجود دارد ، دوباره تصویب از The Tempest Shakespeare از چشمان Caliban.

جاستین: آخرین سؤال: خارج از کریسمس ، تعطیلات مورد علاقه شما چیست؟

رابرت: کلمه تعطیلات به معنای واقعی کلمه به معنای یک روز مقدس است ، بنابراین من ترجیح می دهم هر روز و هر نفسی را که می گیریم ، به عنوان سزاوار جشن در نظر بگیرم. من به کسانی که در تعطیلات سنتی شادی پیدا می کنند احترام می گذارم و در صورت درخواست ، با آنها جشن می گیرم. در غیر این صورت ، آنها ، برای من ، زمان دیگری برای لذت بردن از آن هستند ، به خصوص با عزیزان.

جاستین: رابرت ، این یک لذت مطلق بوده است. باز هم از وقت شما سپاسگزارم و از این که به جهانیان چنین معجزه ای از داستان ها را داده اید ، لذت می برید. به نظر من ، شما سانتا واقعی هستید!

رابرت: آه ، راز من در آخر است! خیلی ممنون ، جاستین ، برای سوالات متفکر شما.

حتماً کتابشناسی E Ntire Robert Devereaux را در صفحه آمازون خود بررسی کنید.

مکالمه را ادامه دهید! Spookybooky در Medi As Social A است:

فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : 32 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 23:03