قانون 1. 8 تضاد منافع: مشتری های فعلی: قوانین خاص - نظر

ساخت وبلاگ

[1] مهارت و آموزش حقوقی یک وکیل ، همراه با رابطه اعتماد و اعتماد به نفس بین وکالت و مشتری ، امکان دستیابی بیش از حد را ایجاد می کند وقتی وکالت در یک تجارت ، دارایی یا مالی با مشتری شرکت می کند ، به عنوان مثال ، وام یامعامله فروش یا سرمایه گذاری وکالت به نمایندگی از مشتری. الزامات بند (الف) باید حتی در صورت عدم ارتباط معامله با موضوع نمایندگی برآورده شود ، زیرا وقتی یک وکیل در حال تهیه وصیت نامه برای مشتری می آموزد که مشتری برای هزینه های نامربوط به پول نیاز دارد و پیشنهادات را برای ایجاد یکوام به مشتری. این قانون در مورد وکلا در فروش کالاها یا خدمات مربوط به عمل قانون ، به عنوان مثال ، فروش بیمه عنوان یا خدمات سرمایه گذاری به مشتریان موجود در مورد حقوقی وکالت اعمال می شود. به قانون 5. 7 مراجعه کنید. این امر همچنین در مورد وکلای خرید ملک از املاک و مستغلات آنها صدق می کند. این امر در مورد ترتیب هزینه های عادی بین مشتری و وکیل ، که طبق قانون 1. 5 اداره می شوند ، صدق نمی کند ، اگرچه باید وقتی وکالت علاقه خود را به مشاغل مشتری یا سایر املاک غیر مهمی به عنوان پرداخت کلیه یا بخشی از هزینه بپذیرد ، الزامات آن برآورده شود. علاوه بر این ، این قانون در مورد معاملات تجاری استاندارد بین وکیل و مشتری برای محصولات یا خدماتی که مشتری به طور کلی به دیگران می رسد ، صدق نمی کند ، به عنوان مثال ، خدمات بانکی یا کارگزاری ، خدمات پزشکی ، محصولات تولید شده یا توزیع شده توسط مشتریخدمات آب و برق. در چنین معاملات ، وکالت هیچ مزیتی در برخورد با مشتری ندارد و محدودیت های بند (الف) غیر ضروری و غیر عملی است.

[2] بند (الف) (1) مستلزم آن است که خود معامله برای مشتری منصفانه باشد و شرایط اساسی آن به صورت کتبی به مشتری ارتباط برقرار شود ، به روشی که قابل درک باشد. بند (الف) (2) مستلزم آن است که مشتری نیز به صورت کتبی از مطلوبیت به دنبال مشاوره مشاوره حقوقی مستقل توصیه شود. همچنین مستلزم آن است که به مشتری فرصتی مناسب برای دستیابی به چنین توصیه هایی داده شود. بند (الف) (3) مستلزم آن است كه وكیل رضایت آگاهانه مشتری را به دست آورد ، در نوشتاری كه توسط مشتری امضا شده است ، هم به شرایط اساسی معامله و هم به نقش وكیل. در صورت لزوم ، وکالت باید در مورد خطرات مادی معامله پیشنهادی ، از جمله هرگونه ریسکی که توسط مشارکت وکالت ارائه شده و وجود گزینه های منطقی در دسترس است ، بحث کند و باید توضیح دهد که چرا توصیه مشاوره حقوقی مستقل مطلوب است. به قانون 1. 0 (ه) (تعریف رضایت آگاهانه) مراجعه کنید.

[3] هنگامی که مشتری از وکالت انتظار دارد که مشتری را در معامله یا هنگامی که منافع مالی وکالت در غیر این صورت خطر قابل توجهی را ایجاد می کند ، خطر قابل توجهی را ایجاد کند که نمایندگی وکالت از مشتری از نظر مالی محدود شود ، خطر برای مشتری بیشترین خطر را دارد. علاقه به معامله. در اینجا نقش وکالت مستلزم آن است که وکالت باید نه تنها با الزامات بند (الف) بلکه با الزامات قانون 1. 7 نیز پیروی کند. براساس این قاعده ، وكیل باید خطرات مرتبط با نقش دوگانه وكیل را به عنوان مشاور حقوقی و مشاركت كننده در معامله فاش كند ، مانند اینكه وكیل دادخواست را ساختار معامله یا مشاوره حقوقی را به گونه ای كه از منافع وكیل استفاده می كند ، ارائه دهد. هزینه مشتری. علاوه بر این ، وکالت باید رضایت آگاهانه مشتری را بدست آورد. در برخی موارد ، منافع وکالت ممکن است به گونه ای باشد که قانون 1. 7 از وکالت به دنبال رضایت مشتری به معامله جلوگیری کند.

[4] اگر مشتری به طور مستقل در معامله نشان داده شود ، بند (الف) (2) این قانون غیرقابل استفاده است ، و بند (الف) (1) الزام برای افشای کامل یا با افشای کتبی توسط وکیل درگیر استدر معامله یا توسط مشاوره مستقل مشتری. این واقعیت که مشتری به طور مستقل در معامله نشان داده شده است ، در تعیین اینکه آیا این توافق نامه عادلانه و معقول برای مشتری بوده است ، به عنوان بند (الف) (1) بیشتر نیاز دارد.

استفاده از اطلاعات مربوط به نمایندگی

[5] استفاده از اطلاعات مربوط به نمایندگی به ضرر مشتری ، وظیفه وفاداری وکالت را نقض می کند. بند (ب) در صورت استفاده از اطلاعات برای بهره مندی از وکیل یا شخص ثالث ، مانند مشتری یا همکار تجاری دیگر وکالت ، اعمال می شود. به عنوان مثال ، اگر یک وکیل یاد بگیرد که مشتری در نظر دارد چندین قطعه زمین را خریداری و توسعه دهد ، وکیل ممکن است از این اطلاعات برای خرید یکی از بسته های رقابت با مشتری استفاده نکند یا توصیه کند که مشتری دیگری چنین خریدی را انجام دهد. این قانون مواردی را ممنوع نمی کند که مشتری را ضرر نمی کند. به عنوان مثال ، وکیلی که تفسیر یک آژانس دولتی از قوانین تجاری را در هنگام نمایندگی یک مشتری می آموزد ، ممکن است به درستی از این اطلاعات برای بهره مندی از سایر مشتریان استفاده کند. بند (ب) استفاده نامطلوب از اطلاعات مشتری را ممنوع می کند ، مگر اینکه مشتری رضایت آگاهانه ای را ارائه دهد ، به جز آنچه در این قوانین مجاز یا لازم است. به قوانین 1. 2 (d) ، 1. 6 ، 1. 9 (c) ، 3. 3 ، 4. 1 (b) ، 8. 1 و 8. 3 مراجعه کنید.

هدایا به وکلا

[6] در صورتی که معامله مطابق با استانداردهای عمومی انصاف باشد ، یک وکیل ممکن است هدیه ای را از مشتری بپذیرد. به عنوان مثال ، یک هدیه ساده مانند هدیه داده شده در تعطیلات یا به عنوان نشانه قدردانی مجاز است. اگر مشتری به وکالت هدیه قابل توجهی تر ارائه دهد ، بند (c) وکالت را از پذیرش آن منع نمی کند ، اگرچه چنین هدیه ای ممکن است توسط مشتری تحت آموزه نفوذ ناخواسته قابل قبول باشد ، که با هدایای مشتری به عنوان تقلب احتمالی رفتار می کند. در هر صورت ، به دلیل نگرانی در مورد بیش از حد و تحمیل مشتری ، یک وکیل ممکن است پیشنهاد نکند که یک هدیه اساسی به وکیل یا به نفع وکالت داده شود ، مگر در مواردی).

[7] اگر تأثیر یک هدیه قابل توجه نیاز به تهیه یک ابزار قانونی مانند اراده یا انتقال داشته باشد ، مشتری باید توصیه های جدا شده ای را که وکیل دیگری می تواند ارائه دهد ، داشته باشد. تنها استثناء این قانون جایی است که مشتری یکی از اقوام انجام شده است.

[8] این قاعده وکالت را ممنوع نمی کند که به دنبال داشتن وکیل یا شریک زندگی یا همکار وکالت به عنوان مجری املاک مشتری یا یک موقعیت بالقوه بالقوه سودآور باشد. با این وجود ، چنین قرارهایی مشمول تضاد عمومی منافع در قانون 1. 7 خواهد بود که خطر قابل توجهی وجود داشته باشد که منافع وکالت در به دست آوردن قرار ملاقات ، حكم حرفه ای مستقل وكیل را در مشاوره به مشتری در مورد انتخاب مجری محدود كند یادیگر وفاداری. در به دست آوردن رضایت آگاهانه مشتری از درگیری ، وکیل باید به مشتری در مورد ماهیت و میزان منافع مالی وکالت در قرار ملاقات و همچنین در دسترس بودن نامزدهای جایگزین برای این سمت توصیه کند.

حقوق ادبی

[9] توافق نامه ای که یک وکیل از آن حقوق ادبی یا رسانه ای را در مورد عملکرد نمایندگی به دست می آورد ، بین منافع مشتری و منافع شخصی وکیل ایجاد می کند. اقدامات مناسب در نمایندگی مشتری ممکن است از ارزش انتشار یک حساب نمایندگی جدا شود. بند (د) یک وکیل را به نمایندگی از مشتری در معامله در مورد دارایی ادبی ممنوع نمی کند که موافقت می کند که هزینه وکالت شامل سهم در مالکیت در ملک است ، در صورتی که این ترتیب مطابق با قانون 1. 5 و پاراگراف (الف) باشد و (من)).

کمک مالی

[10] وکلا ممکن است یارانه ای از دادخواستها یا دادرسی های اداری را که به نمایندگی از موکلان خود مطرح کرده اند ، از جمله ایجاد یا تضمین وام به مشتریان خود برای هزینه های زندگی ، یارانه نداشته باشند ، زیرا برای این کار باعث می شود مشتری ها به دنبال دعاوی که در غیر این صورت ممکن است مطرح نشود و به دلیل چنین کمک هایبه وکلا بسیار سهم مالی در دادخواست می دهد. این خطرات ممنوعیت وام دادن به وکالت را برای هزینه های دادگاه مشتری و هزینه های دادرسی ، از جمله هزینه های معاینه پزشکی و هزینه های دریافت و ارائه شواهد ، تضمین نمی کند ، زیرا این پیشرفت ها عملاً از هزینه های احتمالی قابل تشخیص نیست و به اطمینان از دسترسی به دادگاه ها کمک می کندبشربه همین ترتیب ، یک استثناء به وکلا به نمایندگی از مشتریان بومی اجازه می دهد هزینه های دادگاه و هزینه های دادرسی را بدون در نظر گرفتن بازپرداخت این وجوه ، پرداخت کنند.

[11] بند (ه) (3) استثناء دیگری را ارائه می دهد. یک وکیل به نمایندگی از یک مشتری بومی بدون هزینه ، یک وکیل به نمایندگی از یک مشتری طرفدار بومی از طریق خدمات حقوقی غیرانتفاعی یا سازمان منافع عمومی و یک وکیل به نمایندگی از یک مشتری طرفدار بومی از طریق یک برنامه بالینی دانشکده حقوق ممکن است هدیه متوسطی به مشتری بدهدبشرهدایای مجاز تحت بند (ه) (3) شامل کمک های متوسط برای غذا ، اجاره ، حمل و نقل ، دارو و نیازهای اساسی اساسی زندگی است. اگر این هدیه ممکن است عواقبی برای مشتری داشته باشد ، از جمله ، به عنوان مثال ، برای دریافت مزایای دولت ، خدمات اجتماعی یا بدهی مالیاتی ، وکیل باید در مورد این موارد با مشتری مشورت کند. به قانون 1. 4 مراجعه کنید.

[12] بند (ه) (3) استثناء باریک است. هدایای متوسط در شرایط خاص مجاز است که بعید به نظر می رسد درگیری منافع ایجاد شود یا سوءاستفاده را دعوت کند. بند (ه) (3) وکیل را از (i) امیدوار ، اطمینان یا دلالت بر در دسترس بودن کمک های مالی قبل از نگهداری یا به عنوان القاء برای ادامه روابط مشتری پس از حفظ ممنوع می کند.(ب) جستجوی یا پذیرش بازپرداخت از مشتری ، یکی از بستگان مشتری یا هر کسی که به مشتری وابسته است. و (iii) تبلیغ یا تبلیغ تمایل به ارائه هدایا به مشتری های آینده نگر فراتر از هزینه های دادگاه و هزینه های دادخواهی در رابطه با دادخواست یا دادخواست یا دادرسی اداری.

[13] کمک های مالی ، از جمله هدایای متوسط به موجب بند (ه) (3) ممکن است ارائه شود ، حتی اگر نمایندگی واجد شرایط برای هزینه های تحت یک اساسنامه تغییر هزینه باشد. با این حال ، بند (ه) (3) به وكلا اجازه نمی دهد كه در سایر دعاوی متناقض یا معلق كه در آن وكیل در نهایت می تواند هزینه ای را بازپرداخت كند ، مانند موارد صدمات شخصی و یا مواردی كه در آن هزینه ها در دسترس است ، کمک كنند. تأمین هزینه قراردادی ، حتی اگر وکالت در نهایت هزینه ای دریافت نکند.

شخصی که برای خدمات وکالت پرداخت می کند

[14] از وکلا غالباً خواسته می شود تحت شرایطی که شخص ثالث وکالت را به طور کامل یا جزئی جبران می کند ، نماینده مشتری باشند. شخص سوم ممکن است یک خویشاوند یا دوست باشد ، یک غرامت (مانند یک شرکت بیمه مسئولیت) یا یک شرکت مشترک (مانند یک شرکت که به همراه یک یا چند نفر از کارمندان خود شکایت شده است). از آنجا که پرداخت کنندگان شخص ثالث غالباً دارای علایق هستند که از نظر مشتری متفاوت است ، از جمله علایق به حداقل رساندن مبلغ صرف شده برای نمایندگی و در یادگیری چگونگی پیشرفت نمایندگی ، وکلا از پذیرش یا ادامه چنین بازنمایی ممنوع هستند مگر اینکه وکالت در آنجا تعیین کندهیچ دخالتی در قضاوت حرفه ای مستقل وکالت نخواهد بود و رضایت آگاهانه از طرف مشتری وجود دارد. همچنین به قانون 5. 4 (ج) مراجعه کنید (ممنوعیت مداخله با قضاوت حرفه ای یک وکیل توسط کسی که وکالت را توصیه می کند ، استخدام می کند یا به خدمات حقوقی برای دیگری ارائه می دهد).

[15] گاهی اوقات ، وکالت کافی خواهد بود تا رضایت آگاهانه مشتری را در مورد واقعیت پرداخت و هویت پرداخت کننده شخص ثالث بدست آورد. با این حال ، اگر چیدمان هزینه برای وکیل تضاد منافع ایجاد کند ، پس وکیل باید قانون 1. 7 را رعایت کند. وکیل همچنین باید در مورد محرمانه بودن با الزامات قانون 1. 6 مطابقت داشته باشد. طبق قانون 1. 7 (الف) ، تضاد منافع در صورتی وجود دارد که خطر قابل توجهی وجود داشته باشد که نمایندگی وکالت از مشتری از نظر وکالت با بهره خود وکالت به ترتیب هزینه یا مسئولیت های وکالت به پرداخت کننده شخص ثالث محدود شود (برایبه عنوان مثال ، هنگامی که پرداخت کننده شخص ثالث یک مشترک است). طبق قانون 1. 7 (ب) ، وکیل ممکن است با رضایت آگاهانه از هر مشتری آسیب دیده ، نمایندگی را بپذیرد یا ادامه دهد ، مگر اینکه درگیری تحت آن بند غیرقابل اعتماد باشد. طبق قانون 1. 7 (ب) ، رضایت آگاهانه باید به صورت کتبی تأیید شود.

شهرکهای کل

[16] اختلاف در تمایل به ایجاد یا پذیرش پیشنهاد تسویه حساب از جمله خطرات نمایندگی مشترک چندین مشتری توسط یک وکیل واحد است. طبق قانون 1. 7 ، این یکی از خطرات است که باید قبل از انجام نمایندگی مورد بحث قرار گیرد ، به عنوان بخشی از روند به دست آوردن رضایت آگاهانه مشتری. علاوه بر این ، قانون 1. 2 (الف) از حق هر مشتری در تصمیم گیری در مورد پذیرش یا رد پیشنهاد تسویه حساب و تصمیم گیری در مورد ورود به یک ادعا گناهکار یا NOLO در یک پرونده جنایی محافظت می کند. قاعده بیان شده در این بند ، نتیجه هر دو این قوانین است و تصریح می کند که ، قبل از هرگونه پیشنهاد تسویه حساب یا معامله دعوی به نمایندگی از مشتری های متعدد ، وکالت باید هرکدام از آنها را در مورد تمام شرایط مادی حل و فصل ، اطلاع دهد. از جمله آنچه سایر مشتری ها در صورت پذیرش تسویه حساب یا درخواست دعوی دریافت می کنند یا پرداخت می کنند. همچنین به قانون 1. 0 (ه) (تعریف رضایت آگاهانه) مراجعه کنید. وکلا به نمایندگی از یک طبقه از شاکیان یا متهمان ، یا کسانی که به صورت مشتق اقدام می کنند ، ممکن است با هر یک از اعضای کلاس رابطه کامل مشتری داشته باشند. با این وجود ، چنین وکلا باید قوانین قابل اجرا را تنظیم کنند که اطلاع رسانی اعضای کلاس و سایر الزامات رویه ای را برای اطمینان از محافظت کافی از کل کلاس طراحی کند.

محدود کردن مسئولیت و حل و فصل ادعاهای سوءاستفاده

[17] توافق نامه هایی که به طور آتی محدودیت مسئولیت یک وکیل در مورد سوءاستفاده محدود می شود ممنوع است ، مگر اینکه مشتری به طور مستقل در ایجاد توافق نامه نماینده باشد زیرا احتمالاً نمایندگی صالح و کوشا را تضعیف می کند. همچنین ، بسیاری از مراجعان قادر به ارزیابی مطلوبیت چنین توافق نامه ای نیستند قبل از این که اختلافات بوجود آمده باشد ، به ویژه اگر آنها توسط وکالت به دنبال توافق نامه ارائه شوند. با این حال ، این پاراگراف ، وکالت را از توافق با مشتری برای داوری مطالبات سوءاستفاده قانونی منع نمی کند ، مشروط بر اینکه چنین توافق نامه هایی قابل اجرا باشد و مشتری کاملاً از دامنه و تأثیر توافق نامه آگاه باشد. این پاراگراف همچنین توانایی وکلا در تمرین در قالب یک نهاد با مسئولیت محدود را محدود نمی کند ، در صورت مجاز بودن قانون ، مشروط بر اینکه هر وکالت به دلیل رفتار خود شخصاً در قبال مشتری مسئول باشد و شرکت با هر شرایطی که لازم باشد مطابقت داردطبق قانون ، مانند مقررات نیاز به اطلاع رسانی مشتری یا حفظ بیمه مسئولیت کافی. همچنین توافق نامه مطابق با قانون 1. 2 که دامنه نمایندگی را تعریف می کند ، منع نمی کند ، اگرچه تعریفی از دامنه که باعث می شود تعهدات نمایندگی توهم به تلاش برای محدود کردن مسئولیت باشد.

[18] توافق نامه های حل و فصل یک ادعا یا ادعای بالقوه برای سوءاستفاده توسط این قانون ممنوع نیست. با این وجود ، با توجه به این خطر که یک وکیل از یک مشتری یا مشتری سابق نماینده ناعادلانه استفاده کند ، وکالت ابتدا باید چنین شخصی را به صورت کتبی از مناسب بودن نمایندگی مستقل در رابطه با چنین حل و فصل مشاوره دهد. علاوه بر این ، وکالت باید به مشتری یا مشتری سابق فرصتی مناسب برای یافتن و مشاوره با مشاوره مستقل بدهد.

کسب علاقه اختصاصی به دادخواست

[19] بند (اول) حاکمیت عمومی سنتی را بیان می کند که وکلا از دستیابی به منافع اختصاصی به دادخواست ممنوع هستند. مانند بند (ه) ، قاعده کلی اساس خود را در قانون و نگهداری و نگهداری از قانون مشترک دارد و به گونه ای طراحی شده است که از اینكه به وكیل بیش از حد علاقه زیادی به نمایندگی داشته باشد ، طراحی شده است. علاوه بر این ، هنگامی که وکالت در موضوع نمایندگی علاقه مالکیت کسب می کند ، در صورت تمایل مشتری ، برای مشتری دشوارتر خواهد بود. این قانون منوط به استثنائات خاص است که در قانون تصمیم گیری ایجاد شده و در این قوانین ادامه دارد. استثناء برای پیشرفت های خاص هزینه های دادخواهی در بند (ه) بیان شده است. علاوه بر این ، پاراگراف (i) استثنائاتی را برای وام های مجاز توسط قانون برای تأمین هزینه های وکالت یا هزینه ها و قراردادهای مربوط به هزینه های احتمالی معقول ارائه می دهد. قانون هر حوزه قضایی تعیین می کند که چه وامها طبق قانون مجاز هستند. این موارد ممکن است شامل وثیقه هایی باشد که توسط اساسنامه اعطا شده است ، وثیقه هایی که در قانون مشترک و وام های به دست آمده از قرارداد با مشتری حاصل می شوند. هنگامی که یک وکیل با قرارداد ، منافع امنیتی به اموال غیر از آنچه که از طریق تلاش های وکالت در دادخواست بازیابی می شود ، به دست می آورد ، چنین دستیابی به یک معامله تجاری یا مالی با مشتری است و با الزامات بند (الف) اداره می شود. قراردادهای مربوط به هزینه های احتمالی در پرونده های مدنی طبق قانون 1. 5 اداره می شود.

روابط جنسی مشتری حقوق صاحبان

[20] رابطه بین وکالت و مشتری یک اعتبار است که در آن وکیل بالاترین موقعیت اعتماد و اعتماد به نفس را اشغال می کند. رابطه تقریباً همیشه نابرابر است. بنابراین ، رابطه جنسی بین وکالت و مشتری می تواند شامل سوءاستفاده ناعادلانه از نقش وفاداری وکیل باشد ، به دلیل نقض تعهدات اساسی اخلاقی وکالت مبنی بر عدم استفاده از اعتماد مشتری به ضرر مشتری. علاوه بر این ، چنین رابطه ای خطر مهمی را ایجاد می کند که به دلیل درگیری عاطفی وکالت ، وکیل قادر به نمایندگی مشتری بدون اختلال در اعمال قضاوت حرفه ای مستقل نخواهد بود. علاوه بر این ، یک خط مبهم بین روابط حرفه ای و شخصی ممکن است پیش بینی کند که پیش بینی مشتری توسط وکالت-مشتری از امتیازات اثبات شده ، محافظت می شود ، زیرا اعتماد به نفس مشتری فقط در شرایطی محافظت می شودرابطه مشتری و حقوق. به دلیل خطر قابل توجه آسیب به منافع مشتری و به دلیل درگیری عاطفی مشتری ، بعید است که مشتری بتواند رضایت آگاهانه کافی را ارائه دهد ، این قانون بدون توجه به اینکه رابطه اجماع است و صرف نظر از آن ، وکالت را ممنوع می کند. عدم تعصب به مشتری.

[21] روابط جنسی که روابط مشتری را پیش بینی می کند ممنوع نیست. موضوعات مربوط به بهره برداری از روابط وفاداری و وابستگی به مشتری در صورت وجود رابطه جنسی قبل از شروع روابط مشتری وکیل کاهش می یابد. با این حال ، قبل از اقدام به نمایندگی در این شرایط ، وکالت باید در نظر بگیرد که آیا توانایی وکالت در نمایندگی مشتری از نظر مادی محدود خواهد شد. به قانون 1. 7 (الف) (2) مراجعه کنید.

[22] هنگامی که مشتری یک سازمان است ، بند (j) این قاعده یک وکیل را برای سازمان (خواه در داخل مشاوره در داخل و یا مشاور خارج) ممنوع می کند از رابطه جنسی با یک مؤلفه سازمانی که نظارت ، کارگردانی یا مرتباً با آن مشورت می کندآن وکیل در مورد مسائل حقوقی سازمان.

تحمیل ممنوعیت ها

[23] تحت بند (k) ، ممنوعیت رفتار یک وکیل در بندهای (الف) از طریق (i) همچنین در مورد کلیه وکلا مرتبط با یک شرکت با وکیل ممنوعیت شخصی اعمال می شود. به عنوان مثال ، یکی از وکلا در یک شرکت ممکن است بدون رعایت بند (الف) با مشتری دیگری از شرکت شرکت کند ، حتی اگر اولین وکیل شخصاً در نمایندگی مشتری شرکت نکند. ممنوعیت مندرج در بند (j) شخصی است و برای وکلای مرتبط اعمال نمی شود.

فارکس کاران ایران...
ما را در سایت فارکس کاران ایران دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ديناروند فهيمه بازدید : 28 تاريخ : پنجشنبه 16 شهريور 1402 ساعت: 12:46